ناصر اصغری-کارگران می دانند چه می کنند!

کارگران می دانند چه می کنند!

ناصر اصغری

خیزش انقلابی اخیر در واقع به دنبال و ادامه یک سال مملو از اعتراضات کارگری بود. این را همه، از دوست و دشمن این انقلاب، اعتراف می کنند. نسبت دادن این خیزش انقلابی به توطئه های خارجی و تلاش برای سرکوب وحشیانه و به نمایش گذاشتن این سرکوب هم، اعتراف به نداشتن راه حلی برای جواب به مطالبات کارگران معترض است. البته رسما هم گفته اند که در توانشان نیست که به معضلات جامعه بپردازند. وزیر اطلاعاتشان گفته است: “تأمین رضایت مردم با امکانات مادی مقدور نیست اما می‌توان با خوشرویی و حُسن خُلق، آن را بدست آورد”.

لازم است تأکید کنم اینجا بحث بر سر ورود جنبش کارگری به اعتراضات خیابانی نیست. همه، و از جمله و به احتمال زیاد، نویسندگان بیانیه ای که در ادامه به آن اشاره خواهد شد هم می دانند که وقتی کارگران به عنوان کارگران این و یا آن بخش از تولید و صنعت وارد انقلاب شدند، بعنوان جنبش کارگری وارد انقلاب شدند، داریم از یک مرحله دیگری از انقلاب حرف می زنیم که باید جای دیگری به آن پرداخت. اما تا آن زمان، کارگران هم بعنوان بخشی از مردم در خیابان، به عنوان کسانی که به سرکوب، نداری، بیحقوقی، حجاب، ملا، اختلاس، مسجد، چپاول و فساد و غیره اعتراض دارد و خود را شهروندی مثل هر شهروند معترض دیگر دخیل در مبارزه توده ای و همگانی می بیند. جزئی از ٩٩ درصدی هاست. بخشی از دختران میدان انقلاب است.

کارگران و رژیم اسلامی

در اینجا اما لازم است به گوشه ای از بیانیه ای که “کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان تهران” و “کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران” که دو نهاد سرکوبگر و قاتلین کارگران هستند، اشاره کنیم. در بخشی از این بیانیه، که ایلنا آن را منتشر کرده، آمده است: “در ایامی که میهن اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی در معرض هجوم و حمله انواع دشمنان قسم خورده غرب‌گرا و مرفهین خارج‌نشین قرار دارد و متاسفانه برخی معترضین داخلی از احساسات پاک و بی‌شائبه افراد دارای مشکلات اقتصادی سوءاستفاده نموده‌اند، جامعه شریف کارگران ایران که تحت فشار بیشترین معضلات اقتصادی نسبت به سایر اقشار جامعه می‌باشند، به دلیل تعهدات خود به نظام جمهوری اسلامی و شهدا به خصوص شهدای جامعه کارگری و عشق و علاقه وافر به مدیران اجرایی نظام بالاخص مقام معظم رهبری تلاش نموده‌اند به منظور حفظ آرامش و امنیت اجتماعی جامعه مطالبات و خواسته‌های به حق خود را در قالب مصاحبه، مناظره و بیانیه از طریق نمایندگان قانونی خود مطرح و پیگیری نمایند و ضمن محکوم کردن اغتشاشات اخیر که موجب بر هم زدن نظم و انضباط اجتماعی می‌گردد، حتی از برگزاری اجتماعات صنفی آرام صرفنظر نموده، به این امید که کارگزاران و مدیران اجرایی نظام به این بیانیه‌ها و اطلاعیه‌ها پاسخ مناسب و در خور شان جامعه کارگری را بدهند.”

از دشمنان قسم خورده غرب گرا و مرفهین خارج نشین گفته است. درست است که اینها دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی هستند، اما در بین همه انسانهای این دنیا، – از “غرب‌گراها” گرفته تا سعودی ها و هزاران دشمن دیگری که این رژیم دارد، آیا کسی هست که به اندازه جمهوری اسلامی زندگی کارگران را تباه کرده باشد؟ آیا کس دیگری هست که تشکل‌های کارگران را سرکوب کرده، نمایندگان آنها را زندانی، شکنجه و اعدام کرده باشد؟ آیا کس دیگری هست که دستمزد بارها زیر خط فقر بر کارگران تحمیل کرده و اعتراض به آن را با سرب داغ جواب داده باشد؟

اقرار می کنند که کارگران ایران تحت فشار بیشترین معضلات اقتصادی می باشند. آیا می توانند جواب بدهند که چرا آن مدیران اجرائی نظام و رهبرشان این همه فقر و نداری را در این چهل سال بر کارگران تحمیل کرده اند؟ چرا خودشان مثل انگل‌ها زندگی می کنند و بیش از نصف کل بودجه کشور در سال را به مزخرفات اسلامی و فرهنگ خودشان اختصاص می دهند، اما فقر مطلق و کارتن خوابی و گورخوابی را به کارگران و مردم شریف این جامعه تحمیل می کنند؟ آیا خود یک لحظه به این اعتراض کارگران فکر کرده اند که در مملکتی که مالامال از منابع طبیعی، از نفت، پتروشیمی، معادن، منابع دریائی و غیره است، آخوند جماعت میلیارد میلیارد پول در حسابهای بانکی می چپاند، اما کارگر حتی دستمزدی که کفاف یک زندگی بخور و نمیر را هم بدهد، ندارد؟

فرموده‌اند کارگران به نظام جمهوری اسلامی و خامنه‌ای عشق وافر دارند؟! کسی نیست بهشان بگوید حداقل خودتان را مسخره نکنید! چرا یک انسان با عقل سالم – که جیره خوار نباشد – باید حتی یک لحظه هم به کثافتهایی که میلیارد میلیارد از صندوق تأمین اجتماعی کارگران دزدیده‌اند و برای معالجه سر درد راهی مجهزترین درمانگاهها و بیمارستانهای اروپا می شوند، اما کارگری که حتی بیمه ای که خود پرداخته را با منت هم بهش برنمی گردانند، تعهدی به اسلام آدمکش شما داشته باشد؟ این نظام جز قتل و شرمساری و جهل چه چیزی نصیب این جامعه کرده است که کسی به آن تعهدی داشته باشد؟ لقمه از دهن کودکان خردسال کارگران ربوده اید و خرج آدمکشانتان در سوریه، یمن، عراق، لبنان و اینجا و آنجا کرده اید.

فرموده اند: “به منظور حفظ آرامش و امنیت اجتماعی جامعه مطالبات و خواسته‌های به حق خود را در قالب مصاحبه، مناظره و بیانیه از طریق نمایندگان قانونی خود مطرح و پیگیری نمایند.” یکی نیست حداقل در “ایلنا” به اینها بگوید: این کار را هم کردند و بعضا هم همین “ایلنا” آنها را انعکاس داد، اما گوش شنوائی نبود. کسی نیست بهشان یادآوری کند که دیگر زیادی دیر شده است برای اینگونه نصایح!

از کارگران خواسته‌اند: “ضمن محکوم کردن اغتشاشات اخیر که موجب بر هم زدن نظم و انضباط اجتماعی می‌گردد، حتی از برگزاری اجتماعات صنفی آرام صرفنظر کنند.” یکی بهشان بگوید که کارگران می دانند چکار می‌کنند. یکی گفته‌های جعفری دولت آبادی، دادستان تهران را که گفته بود: “نارضایتی‌ها، مشکلات اقتصادی و معیشتی و آسیب‌های اجتماعی بستر و زمینه ‌ساز تجمعات اعتراضی بوده است و اکثر متهمان دستگیر شده هجده تا سی و پنج ساله و از طبقات پایین جامعه بوده اند!” برای اینها بخواند. به اطلاعشان برسانید که مردمی که جمهوری اسلامی را به چالش کشیده اند، گوششان بدهکار اینگونه حرفها نیست. اینها تصمیم گرفته اند جمهوری اسلامی را با تمام باند و جناح و دسته اش به تاریخ بسپارند. دوره انتظار به پایان رسیده است. ورق کاملا برگشته است.

٢ فوریه ٢٠١٨

 

نوشتن نظر



HOME