ناصربابامیری-اعتراضات شهرهای ایران علیه فقر، گرانی، تورم و بیکاری راه سراسری شدن را دارد می پیماید!

اعتراضات شهرهای ایران علیه فقر، گرانی، تورم و بیکاری راه سراسری شدن را دارد می پیماید!

اعتراضاتی که از دیروز هفت دی ماه شهرهایی از استان خراسان را فرا گرفته یکراست بازتاب وضعیت وخیم و اسفبار معیشت و زندگی توده های مردم است که این رژیم بر جامعه ایران اعمال نموده. مردم جان به لب رسیده با شجاعت بی نظیر اعتراضاشان به وضع موجود را برغم فضای بشدت امنیتی و پلیسی سرکوبگران رژیم در شعارهایشان بخوبی منعکس نمودند. “ملت گدایی میکند، دولت خدایی میکند” یا “ملت ما بیدار است و از دزدی بیزار است”و ” مرگ بر دیکتاتور” و “مرگ بر روحانی”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد”.
اینکه این یا آن گرایشات ارتجاعی و فرصت طلب با شعارهایی نظیر “رضا شاه روحت شاد” یا امثال آن که تاریخا انقراض پیدا کردند اما هر بار تلاش میکنند به اعتراض و مبارزه مردم علیه وضع موجود آویزان شوند تا شاید بتوانند مبارزه آنانرا به بیراهه بکشانند از نفس حرکت اعتراضی که کلیت نظام جمهوری اسلامی را نشانه گرفته نمی کاهد.

میخواهم سخن پایانی را اول بگویم: خیلی روشن توده های مردم علیه فقر و گرانی و بیکاری ابراز وجود نموده تا دیروز شروعی عالی بود اما اینکه این اعتراضات ادامه یابد و چه استراتژی بر پیشروی های بعدی در مبارزه و اعتراضات آن ناظر گردد گام امروزست و فردا. و در میدان این نبرد و رویاروی است که بایستی گرایشات رادیکال هم بطور عملی نقش پر رنگتری عهده دار شوند و به تبع آن مبارزات اعتراضی به مرور همه گرایشات ارتجاعی سر راه خود را نیز بی تاثیر و در نهایت خواهد زدود.
به هر میزان در هدایت و سازماندهی این اعتراضات بخش پیشرو و آگاه و در راس همه کارگران و توده های آزادیخواه و برابری طلب جامعه بتوانند نقش رهنمود دهنده، ایفاء کنند آنوقت تا حدود زیادی روشن خواهد بود اعتراضات و مبارزات در مقابل وضع موجود به چه مسیری خواهد افتاد. در صوریتکه مبارزات و اعتراضات تحت رهبری پیشراون جامعه سازمان و هدایت گردد نه تنها سرنوشت این اعتراضات و مبارزه در مقابل رژیم کنونی برای تحمیل خواست و مطالبات برحقشان روشن خواهد بود بلکه حتی در فردای پس از به زیر کشیدن این نظام نیز روشن خواهد نمود که جامعه چه آلترناتیوی را پیش رو خواهد داشت.

بر کسی پوشیده نیست کارگران و توده های محروم و ستمدیده جامعه به درازای عمر منحوس این رژیم دارند علیه فقر و بیکاری و تورم روز افزون مبارزه و اعتراض میکنند. سراسر کارنامه ۳۸ سال این رژیم متوحش سرمایه چیزی نبوده جز استثمار، تبعیض، چپاول، سرکوب و شکنجه و اعدام. اما کماکان توده های ستم دیده از مبارزه و اعتراض از پای ننشسته و در کوران مبارزه تا آمده آبدیده تر شده. به همین سادگی این جامعه پس اعمال چهار دهه استبداد و خفقان از سوی این متوحشان سرمایه جا دارد مطمئن باشد که آینده انسانی تضمین شده ای خواهد داشت. حق دارد مطمئن بشود که برای چند نسل دیگر زندگی و حیات خود و نسلهای بعدیش باریدیگر از سوی مشتی انگل مفتخور سرمایه دار به مخاطره نمی افتد کما اینکه سه دهه بیشتر است این جامعه را مشتی آخوند جانی به خاک سیاه نشاندند. ویژگیهایی که یک جامعه برای تحقق چنین افقی میتواند نزد خود متصور شود، گره خورده به بیشترین درجه اختیار دخالت در سرنوشت سیاسی. مکانیزم این دخالتگری حاکمیتی انقلابی شورایی است که کارگران و اقشار محروم از سلولهای بینادین آنند اما همیشه حاکمان سرمایه آنانرا از دسترسی به این مکانیزمها دور نگه داشته.
مبارزات و اعتراضات کارگران پیشرو و آزادیخوهان و برابری طلبان تلاشی بیوقفه است در راستای به حرکت درآوردن کل جامعه به این مسیر. کارگران پیشرو و دیگر اقشار محروم آزاده سه دهه بیشتر است که مبارزاتشان در مقابل سبعانه ترین رژیم معاصر در جریان است و دارند از جان و مالشان مایه می گذارند و تلاش میکند تا تناسب قوا را به نفع اکثریت جامعه تغییر دهند. اما یک ویژگی بارز این دوره مبارزات و اعتراضات جنبش کارگری اینست که اگر در دورهای قبل مبارزاتش هم پراکنده بود و و هم بیشتر در بخشهای کوچک و کارگاه ها بود و غالبا رژیم توانسته بود با محروم کردن و دور نگه داشتن آنها از ابزارهای مستقل اعتراض و مبارزه صدای نارضایتیشان را تا حدودی تضعیف و محدود بدارد. اما دیگر این یکی دو دهه و خصوصا این چند سال اخیر اعتراضات و مبارزات گرچه هنوز پراکنده هست، اما اعتراض و مبارزه در مراکز بزرگ صنعتی چنان رو به رشد بوده که کل جنبش کارگری را وارد فاز دیگری از تقابل و کشمکش با صاحبان سرمایه و کارفرمایان نموده. هر چند هنوز هم که هنوز است کاملا بدنه و رهبری جنبش به یک درک واحد از آن استراتژی نرسیدند که مد نظر پیشروان این جنبش است و تا رسید به این مرحله هنوز راهها باید پیموده شود. اما در کل برغم پراکندگی و کمبودها همین ویژگی خود یکی از فاکتور و عاملهایست که رژیم احساس خطر بیشتری از دهه های قبل کند. همه شاهدیم مبارزات هر ماهه و بخشا هر روزه فضای اعتراض و مبارزه علیه وضع موجود را وارد فاز دیگری کرده.

اگر در دهه های قیل ما سالانه شاهد ده ها اعتصاب و صدهاعتراض کارگری بودیم در این دوره ما هر ساله شاهد صدها و هزاران اعتراض و اعتصاب کارگری در مراکز بزرگ تولیدی هستیم. همین ویژگی هر چند به لحاظ خواست و مطالبات فراتر از دیگر بخشهای مبارزات جنبش کارگری علی العموم نرفته و بیشتر معطوف به پرداخت دستمزدهای معوقه و اخراج سازیها و عدم تناسب دستمزدها با افزایش نرخ تورم در این مملکت بوده اما این مبارزات و اعتصابات به حکم اینکه بیشتر مراکز بزرگ تولیدی را خصوصا در سال ۹۶ علیه رژیم شورانده و درنوردید پوزه سرمایه داران و دولت را به خاک مالیده.

با این اوصاف در بیان واقع در این میدان زور آزمایی مبارزات کارگران با دولت بمثابه نماینده سرمایه داران، جنبش کارگری هنوز هم که هنوز است تنها گوشه ای بسیار کوچک از ظرفیت و پتانسیل متحول کننده خود در پروسه کشمکش و رویاروی با این مناسبات استثمارگرانه به این اقتدارگرایان سرمایه داری را نشان داده. اما شاهد بودیم همین میزان از مبارزه در میدان جنگ نابرابر با سرمایه داری تا دندادن مسلح کافی بوده که خواب را از چشمانشان برباید و رژیم هر چه بیشتر سراسیمه و هراسان گردد و در مقابل روحیه رزمندگی و شجاعت کارگران جبونانه به ابزار بگیر و بکش بیش از پیش متوسل و چنگ و دندان نشان دهد. به همین منظور رژیم همه حربه های مرعوب و منکوب کردن علیه فعالین و چهرهای کارگری را در این مراکز وحشیانه تر از همیشه به معرض نمایش گذاشته تا بر روحیه رزمندگی آنها غالب گردد و به طریق اولی بتواند نیروی کار ارزان و کارگر خاموش را به بار آورد. رژیم با کشتن شاهرخ زمانی و کورش بخشنده، محمد جراحی ها از مهلکه جان سالم به در نبرد. کمااینکه فکر کرد با هجوم به صفوف معترضان که برای حمایت از رضا شهابی جلو در زندان تجمع کردند آنها را مرعوب خواهد نمود، اما کماکان آزادیخواهان و فعالین کارگری نه تنها برخواست خود مبنی بر آزادی فوری و بی قید و شرط ایشان پای فشردند بلکه از افشای این رژیم به ذره عقب ننشستند. مبارزات بی وقفه کارگران اعم از معلمان و دانشجویان و دیگر اقشار آزادیخواه و برابری طلب ترس و وحشتی بر پیکر این نظام مستولی نموده که نیروهای سرکوبگر را هم مستاصل نموده. با خیزش دیروز شهرها، ترسی که رژیم را برداشته بود مبنی بر اینکه روزی خواهد رسید که این مبارزات به دیگر بخشهای جامعه سرایت کند برای باریدیگر استارت خورد و امروز وارد ابعاد سراسری تر شد. این مبارزه، کشمکش و رویاروی با وضع موجود نهایتا با مبارزه بی امان کارگران و اقشار آزادیخواه و برابری طلب راه خود را برای تحول بنیادی در این جامعه باز خواهد نمود.
زنده باد وحدت و یکپارچگی مبارزات رادیکال
زنده باد آزادی و برابری
زنده باد حاکمیت شورایی

ناصربابامیری ۲۹٫۱۲٫۲۰۱۷

 

نوشتن نظر



HOME