فرشید شکری-ملاحظاتی درباره ی “تدافعی” پنداشتن مبارزات کارگری

ملاحظاتی درباره ی “تدافعی” پنداشتن مبارزات کارگری

 فرشید شکری

بحث و جدل پیرامون ” تدافعی ” انگاشتن چالش های کارگری، سال هاست در بین کُنشگران و فعالین کارگری هم در داخل، و هم در خارج از کشور وجود داشته است. چنین بحثی فی الفور این پرسش ها را به ذهن متبادر می کند که، اگر مبارزاتِ کارگری در حالتِ تدافعی است، پس « چه باید کرد » تا از این وضعیت بیرون آیند؟ و سئوال دیگر اینکه، اگر مبارزاتِ کارگری به قالبِ تعرضی فرو نرفته اند، چه راهکارهایی باید به منظورِ برطرف کردنِ این مسأله یافت؟

اگر چه، هر کسی می تواند از یک یا چند زوایه به این پرسش ها پاسخ گوید و استدلالاتِ خود را یک به یک برشمرد. اگر چه، هر کسی قادر است با ردیف کردنِ چندین و چند فاکتور، بحثی اثباتی را رو به مخاطبینِ خود ارائه دهد. با این وجود، به باورِ نگارنده ی این سطور، یکچنین تبیین هایی از مبارزاتِ کارگری در سطح جهان، و ایران به نفعِ مبارزه ی طبقاتی نیست.

در هر حال، از آنجایی که این بحث جزء مباحثِ وارد شده به درونِ جنبشِ کارگری است و همچنان به میان کشیده می شود، لذا کاری با آن نمی شود کرد. مع الوصف، آنچه می باید برای کُنشگران و فعالینِ ریشه بینِ کارگری دارای اهمیت باشد، استنتاج یا نتیجه گیری صاحبان این بحث است. به دیگر کلام، آنچه لازم است در تحلیل های بیان شده موردِ تدقیق واقع شود، سمت گیری، و استراتژی ایی است که در پسِ این عقیده یعنی تدافعی دانستنِ پیکارهای کارگری در ایران، و نیز جهان، تعقیب می شود. تشخیصِ اینکه دارندگانِ عقیده ی مذکور به چه جهتی در حرکت اند و چه اغراضی دارند، بسیار مهم است. چرا که دریافتِ مسیرِ حرکتِ ایشان، و همچنین نشان دادنِ آن، کمکِ شایانی به جنبشِ کارگری و کمونیستی جامعه خواهد کرد.

تردیدی وجود ندارد، تفاوت های غیر قابلِ انکار و اغماضی میان آنهایی که چالش های کارگری را تدافعی ارزیابی می کنند، مشاهده می شود. تعدادی واقعاً « بناء به مشاهده و استنباطِ خودشان » از موقعیتِ جنبشِ کارگری، در جستجوی یافتن راه حلی جهتِ تغییر یا دگرگونی هستند. متأسفانه، علی رغم این دلسوزی و نیت خیر، نظراتِ ایشان، به نوعی سببِ نا امیدی و استیصال از آینده ی جنبشِ طبقه ی کارگر در کشور می شود. این کند و کاو خود بخود، درجا زدن و بی ثمر بودنِ مبارزاتِ کارگری را به یک باور عمومی تبدیل می نماید. از اینروی ضروریست تا به وسیله ی گفتگو و دیالوگ با این بخش از دارندگان نظرِ فوق، با دقتِ فراوان مضرات و زیان های آنرا برای آنان توضیح داد و شناسانید.

و اما، دسته ایی دیگر که مدعی دفاع از منافعِ طبقه ی کارگر بوده، و نامِ سوسیالیست و کمونیست را هم یدک می کشند، با بدست دادنِ این تصویر ( تدافعی به حساب آوردنِ مبارزاتِ کارگران ) در تعقیبِ اهدافِ معینی اند. اینها با ترویجِ دیدگاههایی مانندِ این، برآنند جنبشِ کارگری را در شرایطِ سیاسی و اقتصادی کنونی، جنبشی کم رمق و ضعیف جلوه دهند و در عوض همه ی نگاهها را به طرفِ سایرِ جنبش های اجتماعی جلب سازند.

در ادامه ی نقد، و روشنگری در موردِ مقاصدِ این دسته، بایسته است تا یادآور شد که، غیر از جنبش کارگری، مابقی جنبش های اعتراضی، در اصل جنبشِ دیگر طبقات و لایه های گوناگون اجتماعی هستند. بر همین اساس می باید به این موضوع هر آینه عنایت داشت که، آنچه برای ما درخور اهمیت و ارزشِ وافر بوده و هست، پیشروی مبارزه ی طبقاتی و جنبشِ طبقه ی کارگر می باشد. مسلماً این گفته بدان معنا نیست که از اهتمام و تکاپو برای حضور، دخالت و ایفای نقش در جنبش های رادیکالِ جامعه چشم پوشی کرد و آنان را به حالِ خود واگذاشت و دو دستی تحویلِ بورژوازی و خرده بورژوازی لیبرال و ناراضی داد. اتفاقاً تکلیفِ مهمِ کارگرانِ کمونیست و مارکسیست های انقلابی بهره گیری از قدرت و پتانسیلِ بالقوه ی جنبش های اعتراضی جامعه، فعالیتِ همه جانبه برای تقویتِ گرایشِ کمونیستی در آن جنبش ها، و متحد کردنِ اشان با جنبشِ طبقه ی کارگر به هدفِ خلعِ یدِ طبقه ی بورژوا از قدرتِ سیاسی، و انهدامِ مناسبات و شیوه ی تولیدی مسلط است.

و اما، واقعیت این است، آنها که از مارکسیسمِ انقلابی، و استراتژی کمونیستی کاملاً فاصله گرفته اند، با پای فشردن بر تدافعی بودنِ چالش های کارگری می خواهند مبارزه علیهِ نظامِ چپاولگرِ سرمایه داری را به مبارزه ی صِرف علیهِ رژیم تقلیل دهند. آنان که به آغوشِ پوپولیسم بازگشته اند و به وضوح از مبارزه ی طبقاتی دست شسته اند، با تلاش برای تعمیقِ این ایده می خواهند توده های کارگر در مبارزه با رژیمِ سرمایه داری جمهوری اسلامی، به صفِ خرده بورژوازی و بورژوازی مخالف بپیوندند، و یا اینکه طبقه ی کارگر را به همکاری با طبقاتِ معترضِ میانی و بالایی جامعه ترغیب و متقاعد سازند. بی هیچ انگاره ایی، کُنش و فعالیت های آنها به سودِ دیگر جناح های بورژوازی، و تداومِ و ماندگاری وضعِ فلاکتبارِ موجود است.

برخلاف چپِ رفرمیست، پوپولیست، ناسیونالیست های چپ، و غیره که این نوع تفاسیر و تحلیل ها را تقریر می نمایند، کُنشگران رادیکالِ کارگری و کمونیست ها نیک می دانند در متنِ پیکارهای بدونِ انقطاع و پُر اُفت و خیزِ کارگران در تمامی ممالکِ بورژوایی از جمله در ایران، که در واقع نبردهایی علیهِ منافعِ طبقاتی کارفرمایان و دولت هایشان می باشند و سودِ آنها را نشانه می گیرند، توده های کارگر به مرور به آگاهی سیاسی – طبقاتی دست خواهند یافت؛ در متنِ این نبردها، کارگرانِ مُعترض به ماهیتِ طبقاتی دولت و فلسفه ی وجودی نهادهای آن پی می برند؛ در متنِ این جدال ها، کارگران به لزومِ متشکل شدن در تشکلات و سازمان های مستقل و طبقاتی خود به عنوانِ ظروفی کارآمد و مؤثر در راستای تحمیلِ مطالبات اشان به سرمایه داران و دولت هایشان، می رسند؛ در متنِ این مبارزاتِ همه روزه، رهبران و فعالینِ کارگری آبدیده می شوند، و نیز پیشروان و کُنشگران جوان پرورش می یابند؛ در متنِ این مصاف های مُستمر و دائمی، خواست های سیاسی و دموکراتیکِ زنان، جوانان، و تمامی ستمدیدگان کشور در کنارِ مطالباتِ کارگری جای می گیرند که این طبقه ی کارگر را به جایگاهِ رهبری جامعه ارتقاء می دهد؛ در متنِ این ستیزِ طبقاتی، ماهیتِ گرایشاتِ راستِ جنبشِ کارگری، و نهادهای زرد و دست سازِ دولتی که کارشان به بیراهه بردنِ مبارزاتِ طبقه ی کارگر و به سازش کشیدنِ آنهاست، برای کارگران روشن می گردد؛ و بلاخره در متنِ این زورآزمایی ها، کارِ تبلیغی و ترویجی کمونیست ها در ارتباط با ضرورتِ « تحزب یابی کمونیستی طبقه ی کارگر » بهتر و سریعتر به بار می نشیند، ووو.

بناء به این واقعیات است آنان که منفعتِ کلِ طبقه را مدِ نظر دارند و در مبارزاتِ بی وقفه ی تمامی بخش های طبقه ی کارگر جامعه فعال اند و سهمِ بسزایی هم در گسترش و پیشروی این پیکارها دارند، ابداً چُنین تصویری از چالش های کارگری ارائه نمی دهند.

کمونیست ها و رهبران و فعالین ژرف نگرِ کارگری که در هر شرایط و موقعیتی به اتحاد و همبستگی کارگران می اندیشند، ضمنِ برملاء نمودنِ سرچشمه ی محرومیت‌ ها و مشقاتِ طبقه ی کارگر ایران و جهان، یعنى وجهِ تولیدِ سرمایه‌ دارى و مالکیتِ بورژوایى، ناگزیر از مقابله ی نظری با کسانی هستند که همانگونه گفته شد، مبارزاتِ کارگران علیهِ سرمایه داران و دولت هایشان را تدافعی و بی حاصل قلمداد می کنند. کمونیست ها و رهبران و فعالینِ ژرف نگرِ کارگری که در هر لحظه ی مبارزه ی طبقه ی کارگر حضور دارند و در عینِ حال افقِ انقلابِ کارگرى و سوسیالیسم را در برابرِ چشمانِ کارگران ترسیم می کنند، وظیفه دارند با کلِ توان و ظرفیت اشان رو در روی این مدافعانِ رفرمیستِ طبقه ی کارگر، قرار گیرند و آنان را افشاء نمایند.

تحقیقاً این یکی از راههای آماده سازی کارگران برای برداشته شدن و نابودی بردگى مزدى و کلِ قدرتِ سرمایه است. برای گسترش و ریشه دواندنِ آگاهی سیاسی – طبقاتی در میانِ توده های تحتِ استثمار، این فعالیتِ روشنگرانه بسیار حیاتی است.

۱۱/۱۹/۲۰۱۷

نوشتن نظر



HOME