عمر مینایی-سلسله مطالبی از آموزه ها و خاطرات

سلسله مطالبی از آموزه ها و خاطرات

عمر مینایی

مقدمه:

 درنظردارم اگرفرصت دست دهد سلسله مطالبی از آموزه ها و خاطراتم از انقلاب ۵۷ تاحال را بنویسم . هدف من ازاین نگارش بیشتر تمرکزکردن روی چگونگی یادگیری دانش طبقاتی سرمایه ستیزاست که یک کارگرچگونه درجریان کار و زندگی به آن میرسد. همچنین تاثیرات مثبت و منفی جریانات سیاسی در این پروسه شکل گیری فکری تجاربی است که امیدوارم بتوانم این  وظیفه را به نحواحسن انجام دهم.

بخش اول :

شهریورسال ۵۷تهران بودم، مردم به خیابانها ریخته بودند و شعارمرگ برشاه از تمام نقاط شهرشنیده میشد. من نمی دانستم علت اعتراضات مردم به حکومت شاه چیست؟ واساسا درکی ازعلت محرومیت، فقر، استبداد، ظلم، ستم  وتبعیض ونابرابری نداشتم. اما می شنیدم که حکومتهای انسان ستیز برای رسیدن به اهداف پلیدشان هر چیز که سرراهشان قرارگیرد از بین میبرند و قربانی اهداف پلیدشان می کنند. دوستی داشتم مهندس بود نامش را فراموش کردم ولی انسان خوبی بود از اوخواستم علت این اعتراضات را برایم توضیح دهد. چه بیان شیرینی داشت. دریافتم علت مشکلات مردم فقیر و رنجدیده وتحت ستم دلایلی دارد که تا به حال به مغزکوچک من خطورنکرده است. آخر من طبق اعتقادات و باورهای اسلامی پرورش یافته بودم. وادامه  یا راه حل تمام مشکلات زندگی را درقدرت موجود و مافوقی که برهمه چیز برتری داشت میدیدم. من هم همانند دیگران آنقدر در افکار ازخود بیگانگی فرو رفته بودم که برای لحظه ای وجودعینی واقعی خود را درک نمی کردم. و دردریای وهم و خیال، روزنه کوچک امیدم همان  موجود ماورایی بود که درذهنم مجسم شده بود. در واقع عامل بازدارنده تغییر و تحول فکریم خرافاتی بود که همانند پتکی برافکارم فرود آمده بود. درذهن پریشان انسانهایی که به دنبال گم شده ی خویش هستند چه آشوب و بلوایی به پامیشود و چقدر زمان نیازدارد تا انسان پی به موجودیتش و قدرت و توان تغییروتحول درونیش ببرد. اگرهستند بسیارانسانهایی که هنوزدرگیرودار تضاد درونشان غوطه ورند، جای تعجب نیست بسیارهمت و تلاش لازم است که خرافات را به آشغال دانی بریزید و خود باوری را در وجود خویش پرورش و تقویت نمایند. بزرگترین عامل شکست انقلاب ۵۷ و مصادره شدنش توسط ارتجاع مذهبی استثمارگر باورهای مذهبی مردم کارگر و زحمت کش وعدم درک طبقاتی و سازمان یابی مستقل و قدرت مند کارگری نظام سرمایه داری بود.علی رغم وجود تشکلات و شکل گیری شوراهای کارگری در اوایل انقلاب به علت نفوذ جریانات فرقه ای و سکت از یک طرف و یورش ددمنشانه ی حکومت جمهوری اسلامی درکمترین زمان همه سرکوب و منحل شدند. پیشروان این حرکتها یکی پس از دیگری دستگیر، زندانی، فراری و یا اعدام شدند. جدا شدن پیشروان و فعالان کارگری از طبقه هرچه بیشتر باعث زمینه ساز سرکوب و قلع و قمع شان شد. و در این دوران سرکوب وپر تلاطم طبقه کارگرعملا از پیشروانش محروم شد. انقلاب شکست خورده ۵۷ علیرغم به سرانجام نرسیدنش اما به لحاظ تغییر فکری و رشد افکار انسان گرایانه و آشنایی بخش وسیعی ازجوانان و بخصوص قشرتحصیل کرده آن دوران با شناخت طبقاتی ازجامعه سرمایه داری و مرزبندی با افکار پوسیده مذهبی به عنوان روبنای فکری استثمارگران ودیگرگرایشات انحرافی درزمینه های متفاوت نظری وعملی اهمیت به سزایی داشت.  اماافسوس که درعدم وجود جریان و آلترناتیوکارگری متکی به نیرو و توان خود طبقه کارگر و تشکلات مستقل وقدرت مندش که برآمد خواستها  ومطالبات عاجل و ضروری خود کارگران و مزدبگیران باشد، انقلاب شکست خورد. ایفای نقش برجسته لیبرالهای ملی مذهبی و نهضت اسلامی در مصادره ومنحرف کردن افکارعموم از رویکرد ضد سرمایه داری واستبداد مذهبی درروند شکل گیری، تحکیم و تثبیت حکومت جمهوری اسلامی برجسته بود تا جائیکه خمینی در اوایل در یک سخنرانیش گفت: ما به مساجد برمیگردیم . این تاریخ عمل کرد انسان ستیز لیبرالیسم ایران است که پیامد رسیدن به قدرت و تثبیت هارترین و خشنترین حکومت دیکتاتوری مذهبی استثمارگر سرمایه داری  دوره ای از تاریخ شد. قتل عامهای دهه ی شصت که با دستور خمینی در بهارسال ۶۰ شروع ودرشهریور۶۷ به اوج رسید. ابعاد فاجعه آمیز این نسل کشی مبارزین ودگراندیشان  آنقدر وسیع است که سران جنایت کار رژیم جمهوری اسلامی برای شکست رقیبان در رقابتهای درون جناحی و درعرصه های مختلف حکمرانی، از جمله انتخابات و سیاست خارجی استفاده ابزاری می شود. نمونه بارز آن تبلیغات کاندیدهای ریاست جمهوری سال ۹۶ و افشاگری جناح روحانی برای جلب آرای مردم  وشکست دادن کاندیدای جناح رقیب رئیسی بود. هرچند بسیاری از آمران و جانیان آن پروسه هنوز بر اریکه قدرت سوارند اما بیان موضوع از طرف رقیب کاندید او را در صدر قرار داد و در طی پروسه اصلاحات درون حکومتی برگ برنده ای برای اصلاح طلبان درمقابل اصولگرایان بوده وهست. قتل عام زندانیان سیاسی دهه ی شصت و شهریور۶۷ که هزاران انسان را از کودک خردسال، زن حامله، پیر و جوان به کام مرگ فرستاد. تمام کسانی که حتی برای اندک زمانی درشکل گیری جمهوری اسلامی وتثبیتش نقش داشته اند در برابر این نسل کشی مسئولند وباید جوابگو باشند.ادامه دارد……

آگوست ۲۰۱۷

پیش به سوی ایجادتشکلات مستقل وضد سرمایه داری کارگری!

 بر گرفته از نشریه کارگران سوسیالیست شماره ۲۴

نوشتن نظر



HOME