عــــــزیز آجیکند-آنچه ایـــــــــــــران را لــــــــرزاند..!

 

آنچه ایـــــــــــــران را لــــــــرزاند..!

عــــــزیز آجیکند

روز پنجشنبه هفتم دیماه ” ٢٨دسامبر” خیابانهای شهر مشهد با صدای ” مــــــــرگ بر دیکتاتور ” ، ” مـــــــــرگ بر روحانی “، نه به “گرانی و فساد” از خواب بیدار شد. در این روز جمع زیادی ازمردم این شهر دراعتراض به گرانی و بیکاری فقرو فلاکت روزمره به سمت شهرداری این شهر به راه افتادند.  این حرکت اعتراضی مردم در شهر مشهد چاشنی خورد و در ابعاد بیسابقه ای شهرهای دیگر ایران را در نوردید و گسترش و ادامه یافت.

معترضین به پا خواسته در شهر مشهد را اکثرا جوانان و فعالین زن و مرد از طبقه کارگر و مردم زحمتکش تشکیل میدادند و پیشتاز این حرکت اعتراضی بودند. شعارهای داده شده از طرف معترضین  به سرعت تکامل یافت و در گام اول شخص علی خامنه ای را نشانه رفت و بعد در فاصله کوتاهی کلیت نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی را خطاب قرار داد.

نان، کار، آزادی ، نترسید نتریسید ما همه باهم هستیم ، مرگ بر دیکتاتور ، مرگ بر روحانی ، خامنه ای قاتله ولایتش باطله، از جمله شعارهایی بودند که از همان لحضات اول تکلیف خود را با نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی یکسره کرد و در جبهه دیگر قرار گرفت و آرزویش سرنگونی بود و با همین اهداف هم پیش تاخت و نظام ولایت را به لرزه در آورد و کل مقامات ریزودرشت جمهوری اسلامی از جمله شخص رهبر را کیش و مات کرد.

بر بستر این حرکت اعتراضی اکه از محلات فقیر نشین شروع شد و جوانان در صف اول آن متاسفان شاهد پاره ای شعار دست راستی نیز بودیم که با زمینه و عله شروح اعترازات سنخیت نداشت.

در یک کلام حرکت آغاز شده در همان اوایل بذرو زمینه ای نیرومند برای روبیدن رژیم پوسیده جمهوری اسلامی را با خود به همراه داشت و نوید بخش یک حرکت کاملا زنده مردمی از قشر محرومان جامعه وبا ایده چپ به سمت تنها بدیل وحدت و نجات بخش محرومان جامعه بود که همان سوسیالیسم نام دارد. اما مانند همه اعترضات دیگر تودهای زحمتکش بدون برنامه و هژمونی و حزب سوسیالیستی خود با وجود همه حقانیت که داریم جنبشها و احزاب و دولتهای دیگر آنرا میتواند مصادره نمایند.

بعداز این جرقه مهم در شهر مشهد ، شهرهای دیگر ایران در روزهای هشتم و نهم و دهم تا این لحظه هم صحنه های پر شور اعتراضات و تظاهرات سراسری از قشر محرومان جامعه علیه گرانی ، فقرو بیکاری،فساد و بی عدالتی و سرکوب بود.

صبح روز جمعه نوبت به خیابانهای شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، کرمانشاه، رشت، قم، قزوین، مشهد، قائم شهر، خرم آباد، همدان، ساری، سبزوار، زاهدان، اهواز، بیرجند، قوچان و میاندوآب و برخی دیگر از شهرهای دیگر ایران رسید و این بار مردم یکصدا کلیت نظام جمهوری اسلامی را به لرزه در آوردند و مات کردند.

اما آنچه که در روزهای پنجشبنه و جمعه یعنی در دو روز اول شاهدش بودیم ، رویدادهای ابتدا به ساکنی نبودند. از چند ماه پیش پیشروان جنبشهای اجتماعی و سران رژیم نیز وقوع چنین حرکاتی را پیش بینی کرده بودند.حرکات و اعتراضات ماههای اخیر گر چه به گستردگی اعتراضات اخیر نبودند اما در همان حد نیز نشان می دادند که توازن قوای بین مردم معترض و رژیم، به نفع جبهه مردم تغییر کرده است. این واقعیت را میشد در گسترش اعتراضات و مبارزات در مراکز مهم کارگری، دربرپاشدن تظاهرات گسترده خیابانی در شهرهای مختلف بر علیه گرانی، در رادیکال شدن شعارهای جنبش دانشجوئی، در رشد جنبش اعتراضی و توده ای در کردستان در اعتراض به کوشتن کولبران زحمتکش نوار مرزی، و نیز در عکس العمل رژیم مشاهده کرد.

فقرو تنگدستی و بیکاری و هزاران معضل اجتماعی دیگر که در سایه لطف این عالیجنابان در ایران زندگی را بر کام هر کارگر و کارکن و زحمتکشی تلخ کرده است در پدیداری زلزلۀ سیاسی حاضر در ایران بی نقش نبوده است و نخواهد بود.دزدی و فساد کلان اداری و نبود افقی روشن در برابر زندگی هر ایرانی و دها و صدها بی لیاقتی سران رژیم جمهوری اسلامی به خودآگاهی مردم ایران از دامنۀ این فساد و دزدیها و ناکارآمدیها در درون قدرت جمهوری اسلامی ایران کمک کرد و به مردم ایران فهماند که در برابر رژیم حاکم باید ایستاد و مبارزه کرد و آنرا سرنگون و به این فلاکت پایانی بخشید .

روز ۸ دی ماه مردم کرمانشاه، شیراز، خرمشهر و خرم‌آباد به خیابان آمدند و به فقر و گرانی و بی‌حقوقی و فساد و بی‌عدالتی اعتراض کردند. معترضان در تهران با تظاهرات در خیابان انقلاب، خیابان کارگر شمالی، چهارراه ولیعصر، و نواحی مختلف پایتخت به خیابان ها رفته و با سردادن شعارهایی همچون “مرگ بر دیکتاتور”، “مرگ بر خامنه ای”، “نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم”، “ای جوان ایرانی به پا خیز، به پا خیز”، “جمهوری اسلامی، سرنگون، سرنگون”، “حکومت آخوندی، سرنگون، سرنگون”، “آزادی، عدالت، این است شعار ملت”، علیه جمهوری اسلامی اعتراض کردند. نیروهای امنیتی و گارد ویژه به معترضان حمله کردند که با مقاومت مردم معترض روبرو شدند. معترضان در تهران خودروی پلیس را به آتش کشیدند. همزمان معترضان در دیگر شهرها از جمله کرج، گوهردشت، اصفهان، آبادان، شیراز، تبریز، شهر قهدریجان، بهشهر، رشت، لاهیجان، ماهشهر، اردبیل، زنجان، دزفول، شادگان، یزد، نورآباد، ممسنی، بیرجند، اهواز، دهلران، خمینی شهر، کنگاور، تاکستان، ایذه، کرمانشاه، سنندج، قزوین، یزد، گرگان،ایلام، کاشان، نهاوند، اسد آباد، خرم آباد، همدان، رباط کریم، پرند، پردیس، درود و…. به خیابانها رفته و با سردادن شعارهای سراسری همچون، “مرگ بر خامنه ای”، “مرگ بر دیکتاتور”، “بریز بیرون هموطن، حقت رو فریاد بزن، “بجنگ تا بجنگیم، ما بچه های جنگیم”، “ما فتنه گر نیستیم، ما مردم به جان آمده ایران هستیم”، “لیسانسه ها بیکارند، آخوندا رأس کارند”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد”، “توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد”، “مرگ بر بیکاری”، “تا حقم رو نگیرم، هر شب همین بساطه”، بار دیگر علیه کلیت جمهوری اسلامی اعتراض کردند و خواهان سرنگونی این رژیم شدند. در شهر ممسنی استان فارس، جوانان، خیابانها را به دست گرفته و برای مقابله با گاز اشک آور و یورش ماموران سرکوبگر، آتش روشن کردند. درسنندج نیروهای امنیتی و ضد شورش رژیم با حمله شدید و وحشیانه به معترضان در خیابان ششم بهمن به شدت با آنان درگیر شدند. در دیگر نقاط ایران ماموران مسلح رژیم در دیگر شهرهای ایران نیز با استفاده از گاز اشک آور، باتوم، ماشین آب پاش به معترضان حمله کرده و با آنان درگیر شدند.  در کرج شهروندان معترض اقدام به آتش زدن دادگستری این شهر نمودند. در شماری از شهرها ماموران رژیم به سوی معترضان تیراندازی کردند. جمهوری اسلامی که از گسترش این اعتراضات به شدت ترسیده بود، فضای تمامی شهرها را به شدت امنیتی و میلیتاریزه کرد. با وجود تهدیدات مقامات رژیم از جمله روحانی جنایتکارو ایجاد محدویت های گسترده و سرکوب شدید معترضان، تظاهرات اعتراضی علیه جمهوری اسلامی به سرعت در تعداد بیشتری از شهرهای ایران گسترش پیدا کرد.

در اکثریت شهرها نیروهای سرکوب از ترس حضور مردم میدان‌ها را قرق کرده‌اند و در شهرهای دیگری مردم فراخوان تجمع دادند. در کرمانشاه مردم شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روحانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، یا مرگ یا آزادی سر دادند و علیه حکومت اسلامی و سیاست‌های ارتجاعی‌اش اعتراض کردند. تظاهرات کنندگان عکس خامنه‌ای راآتش زدند. نیروهای سرکوب وحشیانه به مردم حمله کردند و بدین شیوه روزهای دیگر هم در ادامه اعتراضات در خیابان رقم خورد و شبها ی ایران را نیز تحت شعاع نه به “جمهوری اسلامی” قرار داد.

برغم افزایش تهدیدات رژیم و سرکوب گسترده، در ادامه ،ایران دوباره صحنه اعتراضات و تظاهرات سراسری علیه جمهوری اسلامی شد.

معترضان در تهران بار دیگر با سردادن شعارهایی همچون “مرگ بر دیکتاتور”، “مرگ بر خامنه ای”، “نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم”، “بمیریم هم عقب نمی کشیم” علیه جمهوری اسلامی اعتراض کرده و خواستار سرنگونی حکومت شدند. همزمان نیروهای امنیتی رژیم به شدت مقابل دانشگاه تهران را امنیتی کرده اند. همزمان جمعیت کثیری از معترضان در دیگر شهرهای ایران از جمله اصفهان،ساری، فولاد شهر، کرج، شیراز، آبادان، اهواز، مشهد، رشت، مسجد سلیمان، کاشان، ماهشهر، ایذه، بوشهر، ایلام، تویسرکان و شماری دیگر از شهرهای کشور به خیابان ها رفته و خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی شدند. در جریان ششمین روز از این اعتراضات، نیروهای امنیتی رژیم به طرز خشن تری به معترضان حمله و به روی آنان آتش گشودند. معترضان در شماری از شهرها به نهادهای دولتی از جمله دادستانی و فرمانداری حمله کرده و آنها را به آتش کشیدند. جمهوری اسلامی فضای اکثر شهرها را امنیتی کرده و نیروهایش را به شهرها گسیل کرده است. در شهر مریوان نیروهای جمهوری اسلامی بە روی مردم معترض آتش گشودەاند. در دیگر شهرهای کردستان نیروهای امنیتی رژیم به شدت فضای شهرها از جمله سنندج را میلیتاریزه کرده اند.

روز به روز شعارها رنگ و بوی سیاسی به خود گرفتند و ایران را در برابر یک تاریخ دیگر و سرنوشت دیگر قرار دادند. اما این تاریخ نباید تکرار تاریخ سال ۵٧ باشد، و برای ممانعت از تکرار آن از همین امروز باید صف و شعارهای آزادیخواهانه خود از شعار و صف شعارهای اسلامی ،ملی گرای ، و حـمایت از ارتجاع شاهنشاهی و دیگر نیروهای ملی مذهبی جدا نمود و به سنت و صف و پرچم خود یعنی سوسیالیسم و آزادی و برابری محکم چسبید!

بنا بر آماری که در رسانه‌های داخل ایران  در مورد جانباختگان این رویدادها اعلام شده، به بیش از ٢٧ تن میرسد.در همین حال سازمان حقوق بشر ایران رو سه شنبه ١٢ دیماه شمار کشته شدگان در شهرهای مختلف را ٢۴نفر عنوان کرد. وزیر آموزش‌و پرورش رژیم از کشته شدن دو دانش‌آموز در اعتراضات روزهای اخیر خبر داد. براساس گزارش های منتشر شده، در اعتراضات اخیر در ایران یک دانش آموز در درود استان لرستان و یک دانش آموز نیز در خمینی شهر اصفهان جانباختند. تنها در دوشنبه شب، دستکم ۹ نفر جان خود را در جریان ناآرامی‌ها از دست دادند که همگی از استان اصفهان بودند. نیروهای امنیتی و یگان ویژه رژیم در شهرهای ایران به طرز ددمنشانه ای به معترضان حمله کرده و به سوی آنان تیراندازی کردند.

اما همچنانکه بر همگان روشن است حاکمیت تحت رهبری مستقیم خامنه ای همچون خصلت همیشگی خود ابایی از راه انداختن حمام خون نداردو در چنین جهتی هم به حرکت در آمد و دست به کشتار زد و خون جوانان را ریخت و خیابان را با خون سرخشان سرخ رنگ کرد. سرعت قیام کنندگان اما بر تصمیمات پوسیده اینان پیشی گرفت و ترسی به خود راه نداد. مردم هنوز که هنوز است، در خیابان ماندگار شدندو با امید بر حرکت آغاز شده خود می نگارندو به آینده خوشبین هستند. اعتراضات ادامه دارد.همه نشانه ها و ادامه اعتراضات و عملکرد جوانان و زنان انقلابی که بدون شک در این اعتراضات حضور چشمگیر دارند، در صورت پیشروی درست آن ورود جامعه ایران به یک انقلاب تمام عیار زنده و واقعی را رقم میزند. این حرکت بند نافش را از کلیه جناحهای حاکمیت کنده است اما باید برای پیروزی نهائی بند نافش از کلیه اپوزسیون ملی و اسلامی نیز بکند. شهرهای زیادی را با خود آورده است. اما ضروری است اکثریت توده های مبارز و زحمتکش را با خود بیاورد.

در این میان و در جریان اعتراضات سراسری علیه حکومت دستکم بیش از یکهزار نفر بازداشت و روانه زندان شده اند .معاون فرمانداری تهران روز سه‌شنبه ۱۲ دیماه، از بازداشت ۴۵۰ نفردر تهران خبر داد. در همین ارتباط، وزیر علوم رژیم، از «آمار دقیق» دانشجویان بازداشتی در جریان این اعتراضات ابراز بی‌اطلاعی کرد. معاون دادستان مشهد از دستگیری ۱۳۸ نفر در تجمع های روزهای اخیر مشهد خبرداد. در شادگان نیز دهها نفر در تظاهرات روز یکشنبه بازداشت شدند. در روز نخست فراخوان اعتراضات سراسری در تبریز دستکم ۹۰ نفر بازداشت شده ‌اند. دادستان کرج نیز اعلام کرد ٢٠ تن از رهبران این اعتراضات دستگیر شده اند. همچنین گزارش شده که این بازداشت شدگان از بازداشتگاه نیروی انتظامی به زندان سپاه منتقل شده‌اند.

اکثریت مردم ایران، یک زندگی آزاد، انسانی، برابر و امن می‌خواهند، رفاه و عدالت عمومی می‌خواهند.بدون تردید جنبش اعتراضی جاری فرصتی است که فعالین رادیکال وسوسیالیست اعم از زنان و مردان انقلابی با مطالبات و افق رهائی واقعی خویش به میدان بیایند. امروز وظیفه مبارزین واقعی و کمونیست هاست که پتانسیل انقلابی و مبارزه جویانه مردم آزادیخواه و معترض به وضع موجود را سازمان دهند و بکار اندازند و درمسیر درست آنرا پیش ببرند. امروز زمانی است که برای پیروزی باید متحزب شد و متحد انه تحت سیاست و شعار و اهداف انقلابی و سوسیالیستی به میدان آمد و مسیر پیروزی را هموارتر نمود. پیوستن به حزب سوسیالیست انقلابی ایران یک گام مهم در این جهت است!

منبع: شماره ٣٠ نشریه سوسیالیسم امروز

http://www.simroz.org

١۶ دی ١٣٩۶

۶ ژانویه ٢٠١٨

 

 

 

 

 

نوشتن نظر



HOME