عزیز آجیکند-اتحاد و همبستگی انسانی مردم آزادیخواه را باید ارج نهاد !

اتحاد و همبستگی انسانی مردم آزادیخواه را باید ارج نهاد !

عزیز آجیکند

در تپش جرقه های پنجره که هنوز بوی رطوبت دستان  و نگاه چشمان دختری را در خود نهان کرده است، هنوز بوی زندگی می آید، هنوز نگاه چشمهایش آنور پنجره را  می پاید تا خبری خوش از دوست رسد. از زبان لامپهای کنار خیابان  که آخرین نورهای خود را به روشنایی این دیار بخشید اند به خوبی شاید فهمید هنوز امید دیدار هست اگر چه لحظها تیک تاک در حال گذرند وخبر از ناگفته هایی میدهند.

چراغ خانه ها گویا امشب خسته تر از هر زمانی اند و قصد خاموشی را در خود دارند . قلب خدایان زنده در این دیار خاموش است ،  و گویا قصد روشن شدن را به فصل دیگری سپرده است. دریغا خانه خلوت است و ندایی به گوش نمیرسد … نه لایی لایی نه دستان گرم مادری در لا لایه گیسوان ..

  صداها همه غرق در سینه ها هستند. و آوازی در گلوی فشرده زنی می چاکد و خبر از تاریکی دارد. تاریکی غم فردا را میسازد  دریغا از این پاییز و دریغا از غم امروز..! و دریغا از پایان عمر همه نوشکفته های بهاری …!

بار دیگر و در یک کناره دیگر و در میان محرومان جغرافیای دیگر البته نه زیاد دور، خشم طبیعت رو به مردم این دیار طغیان کرد واین بار مردم کردستان ایران وعراق که اکثریت آنها جزو محروم ترین مردمان این مرز و بوم هستند را نشانه رفت و متأسفانه جان بسیاری از سرنشینان این منطقه را گرفت و خانه و کاشانه شان را ویران و آنها را آواره خیابان و زیر کمترین امکانات موجود در گوشه و کنار این شهرها کرد.

زلزله مهیبی که یکشنبه شب بوقوع پیوست و کوچه به کوچه و شهر به شهرو روستا به روستا و کوه به کوه این منطقه را درنوردید، متاسفانه ویرانیهایی را با خود به این منطقه آورد و باعث به هم زدن آرامش و زندگی مردمان زحمتکش این دیار شد.

این زلزله که شعاع آن بخشهای وسیعی از مناطق کردنیشن را در هر دو بخش کردستان ایران و عراق را به لرزه درآورد، زندگی و کاشانه بیشتر از دو میلیون خانواده که در این مناطق سکونت دارند را تحت شعاع خود قرار داد.

گر چه خسارات انسانی زلزله تا این لحظه بطور دقیق روشن نیست و هر لحظه به آمار آن اضافه میشود، اما طبق گزارشات منتشره در این رابطه صحبت از صدها کشته، هزاران زخمی و ویرانی های گسترده در این مناطق است.

متاسفانه تا حالا هم که وقت زیادی از وقوع این رویداد نگذشته مناطق زلزله زده و مردم این منطقه با کمبود دارو،تخت و تجهیزات بیمارستانی، چادر، پتو، وسائل گرمائی وسایل بهداشتی و غذا روبرو هستند.

گزارشها و گفته ها حاکی از آنست که عملیات آوار برداری در اولین ساعتهای وقوع این زلزله صورت نگرفته و بعدها هم به کندی صورت گرفته است تا جایی که هنوزم خبرها از ماندن مردم در زیر آوارها میگویند و تیتر اول روزنامه و سایتها و شبکه های اجتماعی را به خود اختصاص داده است.

متاسفانه روستاهای زیادی در استان کرمانشاه و در شهرستانهای ثلاث باباجانی، قصر شیرین و سرپل ذهاب، تخریب شده اند.

همه خبرهایی که از این مناطق به گوش می رسند حاکی از آنست که بیشترین میزان خسارت و بیشترین تعداد کشته‌شدگان را شهرستان سرپل ذهاب تشکیل میدهد.

نیمی از ساختمانهای شهرها یا به کلی ویران شده اند یا آینکه چیزی از آنها باقی نمانده است . طبق گفته های رسانه های داخل بیش از٧٠ هزار نفر بی خانمان شده اند.

وقوع زلزله در ایران پدیده تازه ای نیست و متاسفانه ایران یک کشور زلزله خیزیست که هر بار و در جریان وقوع زمین لرزه ای ، این کشور تبدیل به قربانگاه انسانهای بی دفاع و محروم و زحمتکش میشود. مسکن های ساخته شده در این دیار توان مقاومت در برابر رویدادهای طبیعی و از جمله زلزله را ندارند و در صورت وقوع چنین رویدادهایی به سرعت تخریب میشوند و هر بار هم قربانی میگیرند. متاسفانه فجایع انسانی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، تنها به گسترش ابعاد جنایات هر روزه حکومتی محدود نمی شود. انواع حوادث و سوانح قابل پیش بینی و قابل پیشگیری هم در کمین نشسته اند تا جان انسان ها را بگیرند. زندگی و نبود مسکن مناسب و فقر و بدبختی زندگی مردم کارگرو زحمتکش را به کمینگاه مرگ تبدیل کرده است.

از درو دیوار بدبختی میبارد و مسئولین و کارگزاران حکومتی در کمال بی شرمی این رویدادها را قهر الهی مینامند و از مردم می خواهند انتظار کمک از دولت را نداشته باشند .این رژیم در حالی که خود روز و ساعت و لحظه مرگ انسان ها را تعیین می کند و در خفا و آشکار، طناب مرگ به گردن انسان ها میآویزد، چنان محیط کار و زیست و زندگی انسان ها را ناامن کرده است که هیچ روزی نیست که اخباری دردناک و جانکاه از ایران به گوش نرسد.

امروز در سایه لطف و مرحمت این رژیم آمار مرگ و میر در ایران سرسام آور شده اند. مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا، مرگ و میر بر اثر تصادفات رانندگی، مرگ و میر بر اثر سوانح طبیعی،سیل،زلزله، مرگ و میر کودکان به دلیل مشکلات درمان و تغذیه ،تکرار هر روزه مرگ و میر انسانها، چنان عادی شده که انگار حوادثی پیش پا افتاده اند و نیازی به بررسی آنها نیست. مردم به تکرار آنها عادت کرده اند.

این یک واقعیت است که زلزله یک بلای ویرانگر طبیعی است اما همین بلای طبیعی در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی چندین برابر فاجعه بارتر از هرجای دیگر بر سر مردم این کشور فرود می آید.عوارض ناشی از این رویداد با همه ویرانگریش تا حدود زیادی می تواند تخفیف پیدا کند. اما به دلایل نامسئول بودن و ناجدی بودن و فاسد بودن این دولت در قبال مردم و شهروندانش ، ایران به قربانگاه اصلی مردم بی گناه تبدیل شده است و کسی نیست بپرسد که چرا این بلاها سر این مردم میآورند.

برای پیشگیری از رویدادها، به ویژه رویدادهای قابل پیش بینی و قابل پیش گیری، و چه در واکنش به رویدادهای غیرمنتظره، اگر جمهوری اسلامی طرح های ضد انسانی نظامی و امنیتی خود را که اساسا در خدمت سرکوب مردم قرار دارند، کنار بگذارد و بخشی از این هزینه های گزاف را بدون حیف و میل کردن به پروژه ایمن سازی، بازسازی،اختصاص دهد و دست از کمک به کشورهای منطقه از جمله سوریه و ساخت و ساز بیمارستانهای هزینه بردار در کشورهای افریقایی بر دارد و به ایران توجه کند، نه تلفاتی در این حد خواهیم داشت و نه خساراتی در این حد خواهیم دید. اگر از آن ده ها میلیارد دلاری که رژیم اسلامی صرف پروژه های اتمی می کند و یا آن میلیارها دلاری که هزینه سرپا نگاه داشتن جریان فوق ارتجاعی حزب الله لبنان می نماید تا از آنها ابزاری برای بقای خود بسازد، به ایجاد یک سیستم عمومی مرتب و در خدمت مردم و برای یک زندگی آرام و بی خطر و امن مشغول شود بی شک شاهد این همه تلفات و ویرانی نخواهیم بود.

اما رژیمی که جز به بقای خود به چیز دیگری نمی اندیشد، رژیمی که محیط کار و زندگی مردم را ناامن، محیط زیست آنان را تخریب، جاده ها را مرگبار و انسان ها را به مرگ و میر زودرس محکوم می کند ، خود محکوم به نابودیست و باید کنار برود.

بدون شک در چنین مواقعی رژیم و دولت سرکوبگرش موظف هستند همه خسارتهای ناشی از زلزله را برای مردم جبران کنند. مردم حق دارند در آرامش باشند و بدون هیچ نگرانی و ترسی در مسکن مناسب خود زندگی کنند و این وظیفه دولت می باشد که این امکانات را برای مردمانش فراهم سازد.

وقوع زلزله و کمک های مردمی  و قدرت همبستگی مردم در طول این چند روز یک بار دیگر هم سرنوشتی مردم زحمتکش و محروم این منطقه را برجسته تر کرد. آسیب دیدگان این زلزله چه در ایران و چه در کردستان عراق، که دردهای مشترک شان بر اثر چنین بلاهایی طبیعی و ناخواسته ، برجسته تر می شود، سرنوشت مشترکی دارند. این سرنوشت مشترک و این قدرت همبستگی میان آنها و افق آرزوهایشان را می توان و باید از طریق تشکل های توده ای و دمکراتیک  گسترش داد.

باید سعی کرد که این سرنوشت و این اتحاد و همبستگی را در سطح سراسری گسترش و برای به کرسی نشان دن این اعتماد و همدلی میان توده های کارگرو زحمتکش تلاش کرد و برای آن مبارزه کرد.

جا دارد از همه زحمات و فداکاری انسانهای که به میدان آمدن در کردستان و سراسر ایران برای این همبستگی و همدلی و کمکهایشان به زلزله زدگان تشکرو قدر دانی کرد و برایشا درود فرستاد.در طی این چند روز مردم کردستان صحنه های با شکوهی از همبستگی انسانی با آسیب دیدگان و آوارگان این واقعه را به نمایش گذاشتند.مردم شهرها و نواحی مختلف کردستان به طور گسترده ای در امر کمک رسانی به زلزله زدگان و آوارگان این واقعه شرکت کردند. توده های مردم دسته دسته با هر امکان و توانی که در اختیار داشته اند وسایل و محموله های کمکی خود را بدست زلزله زدگان رساندند. این حرکت مردم و این روحیه همدلی را باید تقویت و برای همگیر شدن آن باید کار کرد و تلاش .

منبع: شماره ٢۴ نشریه سوسیالیسم امروز

١٨ نوامبر ٢٠١٧

٢٧ آبان ١٣٩۶

 

نظرات مسدود است.



HOME