شهلا دانشفر-کارگران در هفته ای که گذشت

شهلا دانشفر

کارگران در هفته ای که گذشت

تجمع سراسری بازنشستگان صنایع فولاد در تهران، تجمع اعتراضی خانواده‌های کارگران مجتمع فسفات بافق بابت سه ماه دستمزد معوقه، بیش از یکماه اعتصاب در کمباین سازی تبریز، ادامه موج همبستگی با زلزله زدگان و خواستهای فوری قربانیان زلزله ، وخامت حال محمود صالحی از چهره های شناخته شده کارگری در زندان و ضرورت اقدامی عاجل برای نجات جان وب، از جمله اخبار و مسائل مهم کارگری در هفته گذشته است.

تجمع سراسری بازنشستگان صنایع فولاد در تهران

بیست و نهم آبانماه بازنشستگان صنعت فولاد برای چندمین بار در سال جاری در مقابل مجلس اسلامی دست به تجمعی سراسری زدند. در این تجمع اعتراضی جمعیت بسیاری از تهران و استانهای مختلف شرکت داشتند. این بازنشستگان روز اول آذر نیز در مقابل مجلس اسلامی تجمع داشتند. خواست فوری بازنشستگان فولاد پرداخت طلبهای مربوط به اجرای احکام معلق شده و حق سرپرستی و حق سختی کارشان که از سال ٩١ پرداخت نشده است، پرداخت به موقع حقوقها و هزینه های درمانشان است. بازنشستگان فولاد در تجمعاتشان بارها اعتراض خود را به دستمزدهای چند بار زیر خط فقر اعلام داشته و بر خواستهای افزایش حقوقها به بالای خط فقر ۴ میلیون تومان، پرداخت بموقع دستمزدها، و درمان رایگان تاکید کرده اند. سازماندهی در مدیای اجتماعی، فراخوان از قبل اعلام شده و تدارک سازمانیافته برای برگزاری تجمع ٢٩ آبان، اطلاع رسانی وسیع در میان بخش های مختلف جامعه و تاکید بر شرکت وسیع خانواده ها و متحد شدن حول خواستها از نقطه قوتهای مهم مبارزات بازنشستگان فولاد است. بازنشستگان فولاد اعلام کرده اند که تا وقتی که به خواستهایشان پاسخ داده نشود، به تجمعاتشان در مقابل دفاتر فولاد در شهرهای مختلف ادامه خواهند داد. شعار حقوق ماهیانه حق مسلم ماست که از سوی آنان سرداده شد، شعار اعتراضی بخش عظیمی از کارگران، معلمان، بازنشستگان و بسیاری از حقوق بگیران جامعه  است که با معضل دستمزدهای پرداخت نشده روبرویند.

یک نمونه درخشان از سازماندهی در مدیای اجتماعی

یک پیشروی مهم در جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی دیگر استفاده وسیع از مدیای اجتماعی برای سازمانیابی اعتراضات است. اکنون گروههای تشکیل شده در تلگرام به محل تبادل نظر هر روزه مردم معترضی تبدیل شده است که بدین طریق جمع شده و بر سر خواستها و اعتراضاتشان هم نظری میکنند، تصمیم میگیرند و اعتراضات سراسری خود را سازمان میدهند. معلمان پیشتاز این حرکت بودند و با تشکیل دهها گروها در شهرهای مختلف عملا شعبات شهری کانون صنفی را شکل دادند. نمونه دیگر آن بازنشستگان بودند. نتیجه آن نیزسازماندهی تجمعی ده هزار نفری در اسفند ٩۵ و تداوم مبارزات پرشورشان در سال جاری بود. این گروه ها عملا به مجمع عمومی دایر سازماندهندگان اعتراض تبدیل شده و نقش مهمی در دخالت گری حداکثری و اعمال اراده مستقیم اعضای شرکت کننده آن دارد. این اتفاق امکان داده است که گرایشات رادیکال و معترض هر روز جلوتر بیایند و گرایشات راست و سازشکار که تلاش میکنند با تصمیم گیری از بالا ، اعتراضات جاری را تحت کنترل داشته باشند، منزوی تر شوند. بدین ترتیب کارگرا ن و مردم معترض دارند راه سازمانیابی توده ای را پیدا میکنند. یک نمونه درخشانی از این نوع سازمانیابی گروههای تشکیل شده از سوی کارگران صنایع فولاد است. در فراخوانی از سوی این گروهها اعلام شده بود که از هشتاد و پنج هزار بازنشسته صنعت فولاد هنوز هفتاد و پنج هزار آنها در این گروهها عضو نشده اند. سپس به آنها و همه خانواده های بازنشستگان فولاد فراخوان به عضویت در این گروهها داده بود. این فراخوان ویژه بود، چرا که جای خانواده های کارگری را در تشکلیابی توده ای کارگری نشان میدهد. این فراخوان میتواند الگویی برای گروههای مبارزاتی دیگر در سطح جامعه باشد.

تجمع خانواده‌های کارگران مجتمع فسفات بافق بابت مطالبات معوقه

یک اتفاق مهم در هفته گذشته تجمع اعتراضی خانواده های کارگران مجتمع معدنی فسفات اسفوردی بافق در مقابل ساختمان فرمانداری در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه همسرانشان است. در این تجمع اعتراضی همسران کارگران از کاهش پایه حقوق کارگران از ١ میلیون و ۵٠٠ هزار تومان به ١ میلیون و ١٠٠ هزار تومان، از تعویق پرداخت سه ماه حقوق آنان و از اینکه ۵ ماه است بدنبال دریافت حق بیمه تکمیلی شان هستند، سخن گفتند و اعلام کردند که دیگر اعتمادی به هیچ وعده و وعیدی ندارند و اگر پاسخ نگیرند دوباره تجمع خواهند کرد. روشن است دستمزدهای چند بار زیر خط فقر، نپرداختن بموقع دستمزدها و بالا کشیدن آشکار آن از سوی کارفرمایان و فشار بر شرایط کار و زندگی کارگران معضلی است برای کل خانواده های کارگری و ابعادی اجتماعی دارد. از همین رو خانواده های کارگری یک نیروی اصلی در اعتراض علیه همه این تعرضات و برای داشتن یک زندگی انسانی هستند. اما سرمایه داری همواره تلاش دارد کارگر را بصورت یک انسان واحد و اتمیزه شده در نظر گیرد تا قدرت مبارزه اجتماعی آنرا پنهان نگاهدارد. یک پیشروی مهم جنبش کارگری در ایران به میدان آمدن هر چه بیشتر خانواده ها در جنبش اعتراضی کارگری است. تجمع خانواده های کارگران مجتمع فسفات بافق یک نمونه بارز آن است. نمونه دیگر در همین هفته فراخوان کارگران بازنشسته فولاد خطاب به کل کارگران فولاد و خانواده هایشان برای شرکت در تجمع اعتراضی ٢٩ آبانماه بود. اینها همه الگوهایی از اعتراضات کارگری است که بیش از بیش مکان اجتماعی این اعتراضات و قدرت واقعی آنرا به نمایش میگذارد.

اعتراض کارگران کمباین سازی تبریز یک ماه شد

بیش از یک ماه است که ۴۴ کارگر کارخانه کمباین سازی تبریز در اعتراض به تعویق پرداخت ٢٠ ماه دستمزدشان در اعتصاب بسر میبرند. این شرکت در سال ٩٠ حدود ۵٠٠ کارگر داشت اما اکنون تعداد آنها به ۴۴ نفر رسیده است. بالا کشیدن دستمزدها امروز در ایران به امری رایج در جامعه تبدیل شده و به معضل جدی کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و بخش عظیمی از حقوق بگیران جامعه تبدیل شده است.  بخشی مهمی از رانت خواری های حکومت اسلامی و دارو دسته هایشان به عنوان صاحبان کارخانجات و بزرگترین مراکز کارگری در جامعه از محل تعویق پرداخت دستمزدها و بالاکشیده آن و کاهش هر روزه سطح حقوقهاست. قوانین حکومت اسلامی و دستگاه قضایی و کل سیستم سرکوبش نیز در خدمت حفظ این بساط دزدی و غارت مردم است. از همین رو یک موضوع مهم اعتراض در محیط های کارگری، و در بخش های مختلف مردم اعتراض علیه تعویق پرداخت دستمزدها و این دزد بازار است. از جمله یک محور اعتراض سراسری بازنشستگان فولاد در همین هفته، اعتراض علیه دستمزدهای پرداخت نشده با شعار ما حقوق میخواهیم یالا، بود.

 

نوشتن نظر



HOME