سلام زیجی-جایگاه مبارزه اقتصادی طبقه کارگر برای جنبش سوسیالیستی

جایگاه مبارزه اقتصادی طبقه کارگر برای جنبش سوسیالیستی

 

سلام زیجی

 از نظر ما به عنوان یک حزب سوسیالیستی وهمچنین از نظر جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر مبارزه اقتصادی طبقه کارگر یک رکن مهم مبارزه طبقاتی و عرصه سرنوشت سازی برای پیشروی جنبش ما محسوب میگردد. یک جنبش رادیکال کارگری با استراتژی سرنگونی دولت و طبقه حاکمه و همینطور یک حزب کمونیستی و کارگری نیز، اگر حزب آن طبقه باشد، و استراتژی و هدفش سرنگونی جمهوری اسلامی و به زیر کشیدن طبقه حاکمه و پایان دادن به استثمار وحشیانه ی دولت و طبقه حاکمه است، نمیتواند به مبارزه اقتصادی طبقه لاقید باشد! تلاش برای افزایش حداقل دستمزد و مقابله با یورش گسترده اقتصادی رژیم هار اسلامی علیه دها میلیون کارگر و خانواده و فرزندان آنها بخش مهمی از این مبارزه است.

  برعکس جریانات راست سندیکالیستی-رفورمیستی، عرصه مبارزه اقتصادی برای  جنبش سوسیالیستی ما عرصه تفکیک ناپذیری از کل مبارزه سیاسی-اجتماعی- طبقاتی طبقه کارگر برای رسیدن به اهدافش است. ضمن این که عرصه ای مستقیم بر سر بهبود زندگی و کسب معیشت شایسته انسان و به این اعتبار عرصه ی”مستقلی” میباشد، اما به هیچ وجه قابل تفکیک نیست با عرصه مبارره سیاسی و اجتماعی علیه جمهوری اسلامی و طبقه حاکمه. برای نظام سرمایه داری و جمهوری اسلامی به عنوان دولت آن طبقه نیز وقتی میخواهند در کنار سود آوریهای روز افزون و بی حد و حسر و “اختلاسهای” بیشمار میلیاردی دستمزد کارگران را، یعنی سازندگان و تولید کنندگان واقعی زندگی اجتماعی و ثروتهای افسانه ای طبقه بورژوا و دولت، به پائین ترین سطح ممکن کاهش دهند، و همزمان بیکاری و فقر گسترده را به کارگر تحمیل میکنند، و دها اقدام مشابه، بدون تردید از راه این یورشها و اعمال سیاست اقتصادی خشن و بی رحمانه ی خود بطورآگاهانه هدفهای کاملا سیاسی –اجتماعی-طبقاتی، از جمله ایجاد اخلال و ممانعت در شکل گیری همبستگی طبقاتی کارگر، ممانعت از تشکل و تحزب یابی او، ایجاد تفرقه “صنفی”، بکار گیری حربه دستمزدهای متفاوت در بخشهای مختلف کارگری، ایجاد رقابت بین کارگر شاغل و بیکار، گسترش نیروی ارزان کارگر بیکار، اعمال نابرابری زن و مردم کار مذهبی و بسیج گیری و جاسوسی  کردن در صفوف کارگران، تلاش برای سلب قدرت از اعتصاب و اعتراض طولانی مدت میلیونی طبقه کارگر علیه خود و بلاخره به هدف تداوم  نظام غیر انسانی کار مزدی و سود بری بدون وجود خطر به مصاف طلبیده شدنش از جانب طبقه کارگر و احزاب آن طبقه را دنبال میکند.

از اینرو برای دولت و بورژوازی نیز یک هدف محوری از “مبارزه اقتصادی” و تحمیل فقر و گرسنگی  مستمر و یورش اقتصادی به اکثریت جامعه، یعنی کارگران، به منزله جاده صاف کن یورش سیاسی خود و تضعیف موقعیت طبقاتی و قدرت مبارزه اتی طبقه کارگر است. کارگر گرسنه و مایوس و مستاصل و غیر متحد و بدون حزب و تشکل سوسیالیستی هزار بار هم اعتراض و اعتصاب و شورش کند راه به جای نخواهد برد. اینرا جمهوری اسلامی ٣٩ سال است تجربه کرده است و سودش را برده است و از آن درس گرفته است. چپ و جامعه  و جنبش سوسیالیستی- کارگری نیز که همواره آوار ویرانگر آنرا با گوشت و پوست و خون خود تجربه کرده است موظف است از آن درس بگیرد. از هیاهوی سطحی- پوپولیستی– خرد بورژوائی- و”کارگر گرائی” و “انقلاب انقلاب” کردنهای روشنفگرمابانه و بی ربط به واقعیت عمق مبارزه و جدالهای سخت تناسب قوای به شدت نابرابر طبقاتی برخی از احزاب چپ “خارج کشوری”  وسنت سیاسی پوپولیستی و دنباله روانه آنها جدا باید دوری جست. چرا که اینها هنوز در سال ۵٧ ایران فریز شده اند.

از خود فریبی باید پرهیز نمود، به تناسب قوای واقعی و موانعهای سر راه مبارزه و دست بردن به مکانیزمها، سیاستها و پراکتیک انقلابی که  میتواند مسیر متفاوتر از تجربه ناکام تاکنونی در مقابل جنبش قرار دهد باید متکی شد. یک رکن مهم این درس گرفتن سازماندهی فوری صف مستقل طبقاتی و مستقیما ضد سرمایه داری، از جمله در عرصه مبارزه اقتصادی طبقه با پرچم و اهداف روشن سوسیالیستی، داشتن حزب و رهبری انقلابی و اهل عمل و امروزی بودن است.

تفاوتهای محوری سیاستها و تلاشهای ما نسبت به گرایش راست و رفرمیستی درون طبقه کارگر که تحت هژمونی بخشهای از خود طبقه حاکمه قرار دارند از همینجاها نشات میگیرد. بر عکس گرایشات رفرمیستی “اصلاح طلبانه” و “قانون گرایانه” ما افق و منفعت کل طبقه را مد نظر داریم. مبارزه برای تامین معیشت و شرایط اقتصادی بهتر را برای گسترش مبارزه میخواهیم نه تن دادن به بخشی از دشمن طبقاتی خود و هم رنگ شدن با آنها. ما خواهان نابودی سیستم حاکم ضد انسانی هستیم نه خواهان اصلاح آن برای تداوم سرکوب و استثمار. ما همواره بر خود آگاهی و منفعت طبقاتی کل طبقه  تاکید مستمر داریم. میهن، مذهب، ملیت، خاک، بحران اقتصادی، ورشکستی کارخانه، شرایط جنگی، تمامیت ارضی و غیره را از بیخ پوچ و هذیانگوئی و حربه های دروغ و نیرنگ طبقه سرمایه دار و جنبشهای ارتجاعی و دست راستی و همسو و هم منفعت با حاکمیت ارزیابی میکنیم که علیه طبقه کارگر و جامعه در جهت تداوم حاکمیت خود از آن خرافات بهره میگیرند. مانند دیگر گرایشات راست و رفرمیست تحت فشار و تحت تاثیر سیاستها و نقشه و مطالبه نهادهای “کارگری”–دولتی مانند خانه کارگر و شورای اسلامی و انجمن صنفی ها و شورایعالی کار نه تنها در میدان بازی تعریف شده  دولت و کارفرما و قانون کار ضد کارگری باقی نمی مانیم و خود را به “صنف خود” محدود نمیکنیم، برعکس رمز هر قدم  پیشروی طبقه کارگر را عبور از کلیه این موانعهای سازماندهی شده ضد کارگری از سوی سرمایه داران  و دولت ضد کارگری اسلامی می دانیم.

 همین امروز در عرصه مبارزه برای افزایش حداقل دستمزد سال ٩٧، که از نظر من نباید کمتر از ۴ تا ۵ میلیون تومان باشد، به ترفندها و شاخصهای بورژوائی حول “تعین حداقل دستمزد” نیز  آگاه بوده وهیچ توهمی نسبت به عاملین آن در دولت و دیگر نهادهای دولتی نداریم. به جای اتکا به نهادهای دولتی مانند خانه کارگر و شوراهای اسلامی و انجمن صنفیها و شورایعالی کار که همگی در تلاش هستند تا یکبار دیگر دستمزد جنایتکارانه مورد نظر خود را به طبقه کارگر ایران تحمیل نمایند، به مکانیزم مبارزاتی جاری درون طبقه متکی هستیم و اهمیت فوق العاده ای برای تشکلهای توده ای مستقل از دولت و نهادهای وابسته به آن، از جمله ایجاد مجمع عمومی منظم و شوراهای کارگری و همچنین  نهادها وسندیکاهایی که متکی به این شکل از تشکل یابی توده ای هستند و نمایندگان منتخب و مستقیم طبقه در مراکز مختلف را برای کشمکش بر سر افزایش دستمزد کارگران انتخاب میکنند قائل هستیم. فکر میکنیم تنها مکانیزم قدرت یابی و اتحاد طبقه برای تحمیل مطالبه واحد خود از جمله مطالبه حداقل دستمزد از این مجرا میگذرد نه  از کانال این و آن ماده بی سر و ته در قانون کار ضد کارگری رژیم و یا بازی کردن در میدان بازی آنها،  که کاملا یکجانبه و زورگویانه برای تحمیل تصمیم از قبل گرفته شده خودعلیه سرنوشت و حق و حقوق اولیه ۴٠ تا ۵٠ میلیون کارگر و اعضای خانواده کارگری، به دروغ تحت عنوان “مذاکره سه جانبه”، یکبار دیگر در صدد تحمیل زندگی پر مشقات ۴ تا ۵ برابر زیر خط فقر به طبقه کار ایران هستند.

بدین ترتیب جنبش ما در عین این که با تمام قدرت برای رفاه و شرایط زندگی بهتر و دستمزد بالاتر مبارزه میکند اما این را هرگز ایستگاه آخر مبارزه طبقاتی و پایان جدال نمیداند. در بطن مبارزه ی اقتصادی نیز هدف ما نه حفظ کلاه خود و در فکر صنف خود بودن که اتحاد بیشتر طبقه، کسب موقعیت بهتر و آماده تر کردن ملزومات مطلوبتر برای کل جنبش و طبقه را به هدف سرنگونی کلیت نظام حاکم سرمایه داری و برقراری یک نظام سوسیالیستی مد نظر داریم. مبارزه بر سر کسب دستمزد مطلوبتر نیز مانند عرصه های دیگر مبارزه طبقاتی به معنی عقب نشاندن طبقه بورژوا از یک سنگر و تصرف سنگری دیگر از جانب خود قلمداد میکنیم، هدف تامین تناسب قوای مناسبتر برای تعرض نهائی به جمهوری اسلامی و سرمایه داری است. مبارزه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی طبقه کارگر در هم تنیده و غیر قابل تفکیک از همدیگر هستند. کسب آمادگی برای خیز برداشتن متحدانه و قدرتمند طبقه و حزب کمونیستی و سوسیالیستی او به سوی کسب قدرت سیاسی هدف هر گرایش پیشرو سوسیالیستی و هر حزب سوسیالیستی واقعی کارگری از جمله حزب ما در شرکت فعالمان در تمام عرصه های مبارزه طبقاتی از جمله عرصه مبارزه اقتصادی و کسب دستمزد مناسبتر برای طبقه کارگر ایران است. در حالی که گرایشات راست سندیکالیستی-رفرمیستی و جریانات متعهد به قانون ضد کارگری رژیم اسلامی درست بر عکس، ضمن تلاش برای اندک بهبودی در موقعیت اقتصادی کارگر، اما هرگز برای پایان دادن به اصل ستم و حاکمیت ستمکاران و به خطر افتادن موقعیت دولت و کارفرما اقدام نکرده و نخواهند کرد.

طبقه کارگر ایران و بطریق اولی رهبران عملی و پیشرو جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر برعکس گرایشات بازدارنده، اگر چه از هر امکان “قانونی”استفاده خواهند کرد، اما واقف هستند که به هیچ عنوان مبارزه اش متکی به قوانین اعلام شده دولت و سرمایه داران نیست، در این چهار چوب باقی نمیماند و نمیخواهد و نباید به نسبت نفوذی که دارد کارگران را به بازی کردن در میدان تعریف شده بورژوازی راضی نگاه دارد. اگر برای دستمزد بیشتر و شرایط بهتر معیشتی نیز تلاس میکنند همچنان  به اهداف، آگاهی و افق فراتر از اصلاحات در چهار چوب نظام طبقاتی حاکم مسلح است. “هم رفورم و هم انقلاب” خصوصیات پایه و رکن به هم بافته  سیاست و استراتژی جنبش سوسیالیستی ما است. بدون وجود چنین هدف و افقی هر چقدر هم “کارگری” باشید باز در چهارچوب منفعت سرمایه داری و دولت حاکم نمیتوان گام بیشتری برداشت. یک جریان یا فعال سندیکالیست و رفرمیست تمام تلاشش این است اعضای صنف خودش را به افقهای محدود و”بدون خطر” برای دولت و سرمایه داری متقاعد کند و آموزش دهد. در مبارزه ی اقتصادی در آن چهار چوب که گفتیم فعال هستند، میتوانند بعضا دستاوردهای محدودی هم کسب کنند اما راستش اگر کلیت آن سیاست و نقشی که در صفوف طبقه دارند در نظر بگیریم، در میدان مبارزه ی اقتصادی یا افزایش دستمزد نیز  ضررشان از خیرشان برای کل طبقه بیشتر بوده است.

امروز که یکبار دیگر نبرد طبقاتی برای افزایش حداقل دستمزد  سال ٩٧ شروع شده است، در شرایط که موقعیت بسیارشکننده اقتصادی و کمر شکنی به کل طبقه مان تحمیل گردیده است، باید اعتراضات بر حق و گسترده و اما بسیار پراکنده کنونی را بیش از پیش در جهت منفعت کل طبقه و در جهت یک هدف واحد و رادیکال سراسری تر سازمان داد. سیاست، آرمان، و مطالبه  واحد و متحد کننده سوسیالیستی از جمله در مراکز بزرگ کلیدی و شهرها را بر آن مبارزه ناظر کرد، حمایت کلیه مراکزکارگری را از اعتراضات همدیگر جلب کرد، با تعیین یک مجموعه مطالبه واحد، از جمله اعلام ۴-۵ میلیون تومان حداقل دستمزد و انتخاب نمایندگان راستین خود در مراکز کار، صدا و اعتراض و مبارزه  متحد و جدی و سراسری میتوان راه انداخت. تنها از این مسیر است که میتوانیم خواب و نقشه به مراتب وحشتناکتراز سالیان پیش شورایعالی کار و کارفرایان و دولت و نهادهای “کارگری”- دولتی علیه طبقه کارگر ایران را خنثی کنیم.

علاوه بر یورش گستاخانه تاکنونی به معیشت و آزادی کل طبقه، باید توجه داشت که بر بستر دو پدیده و حربه بورژوایی دیگر تحت پوشش”برجام” و “اقتصاد مقاومتی” نیز بورژوازی ایران در صدد زمینه سازی برای سازماندهی نیروی کار به مراتب ارزانتر برآمده است. که هم بحران و سردرگمی های صفوف دولتی و هزینه سیستم سرکوب و ترورشان تامین و رفع کنند و هم سرمایه داران خارجی را نیز “جذب” وجود نیروی کارچند میلیونی بسیار ارزانتر و فاقد امنیت در ایران کرده باشند. بحث،”حداقل دستمزد” و دیگر بی حقوقی های رایج تحمیلی به طبقه کارگر ایران قراراست به هر دو پروژه نامبرده طبقه وحشی حاکم سرمایه داران”داخلی” و “خارجی”، اسلامی و غیر اسلامی، “هم میهن” و “بیگانه” از راه نابود کردن نسل دیگر از کارگران زن و مرد، کودکان کوچک و بزرگ، زحمتکش ترین و انسانی ترین قشر جامعه “خدمت” نماید!

بدون شروع اعترضات و اعتصابات گسترده و متحد، بدون به میدان آمدن رهبران سوسیالیست طبقه کارگر، بدون طرد نهادهای دولتی خانه کارگر و شورای اسلامی و انجمن صنفی ها، بدون تلاش برای عبور از سیاست و عملکرد مخرب وغیر انقلابی گرایشات سندیکالیستی-رفرمیستی امکان تحمیل دوباره یک زندگی فاجعه آمیزتر به طبقه کارگر ایران از سوی دولت اعتدال ضد کارگری بیش از هر زمانی ممکن تر خواهد شد.

 

توجه رهبران عملی و فعالین پیشرو جنبش سوسیالیستی کل طبقه، از جمله در مراکز مهم صنعتی کشور را، به خطیر بودن اوضاع جنبش مان، به ضرورت به میدان آمدن در این نبرد اقتصادی با پرچم و مطالبه واحد، به ضرورت اقدام  فوری و متحد طبقاتی علیه  شورایعالی کار و دولت جمهوری اسلامی و سرمایه داران ظالم و زالو صفت  فرا میخوانیم.

منبع: شمار ٢۶ نشریه سوسیالیسم امروز

دوم  دسامبر ٢٠١٧

١١ آذر١٣٩۶

 

نوشتن نظر



HOME