حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست- دو اطلاعیه در رابطه با اعتراضات بانه و پاکسازی قومی میانمار

 فقط مردم متحد میتوانند

اطلاعیه کمیته کردستان حزب حکمتیست درمورد :
اعتصاب امروز مردم بانه


بدنبال جنایت تازه جمهورى اسلامى در روزهاى گذشته و کشته شدن دو نفر دیگر از کولبران زحمتکش در منطقه بانه . موجى از اعتراض و رویارویی با نیروهاى سرکوبگر جمهورى اسلامى براه افتاده است . روز گذشته کولبران و جمعى از مردم آزادیخواه در اعتراض به این جنایت تازه جمهورى اسلامى در مقابل فرماندارى بانه تجمعى اعتراضى برپا کردند که طبق معمول با فریب و وعده دروغین مقامات سرکوبگر روبرو شدند .

کولبران و مردم زحمتکش بانه براى ادامه اعتراض و پیگیرى خواستهایشان قرار گذاشتند امروز سه شنبه شهر بانه را به اعتصاب فراخوانند . مردم مبارز و آزادیخواه به این فراخوان جواب مثبت داده و قسمت اعظم مغازه ها و بازار شهر بانه امروز در اعتصاب بود . مردم بار دیگر در مقابل فرماندارى تجمع کرده و طبق اظهارات شاهدان عینى نیروهاى سرکوبگر براى متفرق کردن معترضین از گاز أشک آور استفاده کرده اند .
راه مقابله با کشتار روزانه کولبران زحمتکش ، قربانیان تحمیل فقر مطلق از طرف جمهورى اسلامى ، همین است . جنایات روزانه سرکوبگران در کردستان درحق کارگران بیکار ، زنان ، کولبران و بقیه تنها باید با قدرت متحد و دسته جمعى کارگران و مردم آزادیخواه جواب بگیرد . جوانان و فعالین کارگرى در شهر سنندج در اعتراض به مرگ کارگر جوشکار مصلح حسینى همین کار را کرده و نوکران رژیم را دستپاچه کردند . این موارد نه تنها باید ادامه پیدا کند ، مهمتر از أن باید مورد پشتیبانى در نقاط و شهرهاى دیگر قرار بگیرد . وظیفه رهبران و فعالین مبارزات واعتراضات علیه جمهورى اسلامى اینجا معنا پیدا مى کند . دست جمهورى اسلامى فقط با رویارویی متحدانه و همبسته از سر زندگى و جان ومال کارگران و مردم زحمتکش کوتاه خواهد شد . مردم متحد بسادگى شکست نخواهند خورد .
زنده باد اعتراض توده اى علیه جنایات جمهورى اسلامى درکردستان .
۵ سپتامبر ٢٠١٧

 

اعلامیه حزب کمونیست کارگری- حکمتیست

پاکسازی قومی در میانمار محکوم است!

ایالتِ راخین برمه در آتش تعصب قومی و مذهبی میسوزد. ارتش برمه همراه با فرقه و دستجاتِ متعصب بودائی، پروژه یک پاکسازی قومی و مذهبی را بویژه در یکماه اخیر آغاز کرده اند. کشمکش قومی و مذهبی در میانمار از سال ۲۰۱۲ به تناوب در جریان بوده است. در ماههای آبان و آذر سال گذشته بدلیل تهدیدها و حملاتِ مُکرر ارتش و دستجاتِ بودائی، قریب ۳۰۰ هزار نفر از مردم موسوم به “اقلیت قومی روهینگیا” مجبور به ترکِ منازلِ خویش و فرار به بنگلادش، که نزدیکترین نقطه مرزی با ایالت راخین برمه است، شدند. یک ناظر سازمان ملل در سال گذشته عنوان کرده بود که “نظامیان میانمار به کشتار مردان، سلاخی بچه‌ها، تجاوز به زنان و آتش زدن خانه‌های آنان مشغولند و مجبورشان می‌کنند که از عرض رودخانه بگذرند و به بنگلادش بروند”. دستجاتِ بودائی نگرانِ بهم خوردنِ تناسبِ جمعیتِ ایالت راخین به نفع مردم موسوم به “اقلیت مسلمان روهینگیا” هستند. در میانمار، نظامیان و دولت خانم سوچی، درست مانند اسلافشان در دنیای آشفته امروز، تروریسم و “مبارزه با تروریسم” را وسیله دمیدن در کوره نفرت پراکنی و پاکسازی قومی و مذهبی کرده اند و در دو هفته اخیر تعداد بیشماری کودک و پیر و جوان، زن و مرد، و هر کسی که داغ لعنت “اقلیت” و “مسلمان” بر پیشانی اش کوبیده اند را به اشکال بسیار وحشتناک و سبعانه ای کشتار کردند.

برمه، تحتِ حاکمیتِ عزیز دُردانه حقوق بشر و برنده جایزه نوبل، خانم آنگ سان سوچی است. جایزه نوبل، البته برای کسانی که ریگی به کفش و توهمی به دستگاه شخصیت سازی این نظام نداشته باشند، سیاسی است. همانوقت که خانم سوچی بعنوان “قهرمانِ دمکراسی حصر شده” در بوق میشد، به مردم زیر چکمه نظامیان در برمه وعده “آزادی” میدادند. سوچی و حزبش بقدرت رسید و اوضاع امروز بدتر از هر زمانی شده است. “اقلیت مسلمان” موسوم به روهینگیا در برمه شهروند محسوب نمیشوند و از همان حقوق محقر شهروندی برخوردار نیستند. این مردم زحمتکش که عمدتا با دامداری گذران میکنند، قربانی عده ای مفتخور بنام “شورای علمای مسلمانان روهینگیا” از یکسو و هویت جعلی “اقلیت مسلمان روهینگیا” توسط دولت برمه از سوی دیگرند. کودکان معصوم و زنان و مردانی که قربانی این تعصب قومی و مذهبی از دو سوی ماجرا میشوند، نه در جنگی حضور داشته اند و نه میدانند که چرا چنین سرنوشتِ شومی یافته اند. آنها با فتوای رئیس جمهور میانمار “خارجی” و “قومی بیگانه” و “مسلمان و غیر بودائی” نام گرفته اند. دنیای دمکراسی و حقوق بشر نیز در خفقان کامل بسر میبرد. خانم آنگ سان سوچی هم برآشفته میشود اگر این قتل عام را کسی “پاکسازی قومی” بنامد و حتی حاضر نشده علیه آن سخن بگوید. لذا همه چیز برای یک قتل عام، یک پاکسازی قومی و مذهبی، یک کشتار دستجمعی، یک مجازات جمعی آماده است. نظامیان و دستجاتِ بودائی اینروزها بار دیگر وقایع شنیع رواندا را تکرار کردند.

نسل کشی رواندا در آوریل ۱۹۹۴ توسط قوم هوتو علیه قوم توتسی در فاصله ۱۰۰ روز حدود یک میلیون قربانی بجای گذاشت. نسل کشی میانمار تکرار رواندا است. اینجا صرفا جای هوتو با بودائی و جای توتسی با روهینگیا عوض شده است. قتل عام در راخینِ میانمار درست مانند قتل عام در رواندا سازمانیافته و در فضای سکوتِ بین المللی رُخ میدهد. این سکوت نه از بیخبری دنیا بلکه از تضاد منافع نیروهای درگیر در منطقه و در متن تروریسم رسمی و میلیتاریسم سازمانیافته دولتی و تروریسم اسلامی و موج ناسیونالیسم افراطی و فاشیسم در دنیای امروز صورت میگیرد. پاکسازی قومی و مذهبی در میانمار مدالی است که بر سینه خانم سوچی و دم و دستگاه پر از رذالتِ سیاسی “حقوق بشر” آویزان است.

مسئول این فاجعه و فجایع مشابه در سوریه و لیبی و عراق و ایران و هرگوشه جهان، نظم حاکم و ضد ارزشهای حاکم است که در آن قرار است؛ انسان بودن، برابر بودن، حق حیات داشتن، آزادی عمل داشتن، و دستاوردهای نسلها مبارزه آزادیخواهانه کارگری و سوسیالیستی را برای همیشه مدفون کند. مسئول جنایت جمعی و پاکسازی قومی و مذهبی سرمایه داری امروز است. بانیان و عناصر فعاله و مجریان این نسل کشی ها، فرانکشتاین های دست پروده این نظام است که افق هولناکی را در مقابل بشریت امروز قرار داده اند. جنایتِ جمعی در میانمار از نقطه نظر ما و هر انسان آزادیخواهی که خود را با روندهای کنونی جهان امروز در تناقض میبیند، بشدت محکوم است. بانیان و مجریان این جنایات اعم از دم و دستگاه آنگ سان سوچی و اسپانسورهای بین المللی اش تا جریانات اسلامی و “شورای علمای” خودگمارده “مسلمانان روهینگیا”، همه و هر کدام به سهم خود در این جنایت مسئولند. سیاستهای انقباضی دولتها برای بستن مرزها و رها کردن مردمی بیدفاع در قصابخانه دستجات متفرقه تروریست و سکوت و انفعال امروز آنان را، باید مجوزی غیر مستقیم بر تداوم این جنایات دانست. بار دیگر و برای هزارمین بار ثابت شد که نفرت قومی و مذهبی و ایدئولوژی دست ساز هویت قومی و مذهبی و ناسیونالیستی دارای چه پتانسیلِ وحشتناکِ جنایتهای ضد انسانی است.

راه حل پایان دادن به این چرخه باطل نسل کشی و نفرت پراکنی ملی و قومی و مذهبی، عروج نیروئی بیرون از این دستجات برای تغییر انقلابی و برپائی نظامی انسان محور و مناسبات اجتماعی انسان محور و برابر است. این امر کارگر و کمونیسم است که متاسفانه و بلافصل در برمه نمایندگی نمیشود. راه حل کوتاه مدت و فوری اعمال فشار افکار عمومی آزادیخواه و انساندوست جهان به نهادهای بین المللی و سازمان ملل و دولتها برای توقف فوری جنایت و کشتار جمعی در میانمار است. کودکان دین و مذهب و قومیت و ملیت ندارند. دنیائی که چنین رفتاری را با کودکان و مردم بیدفاع و سیویل تحمل میکند، وارونه و از ارزشهای انسانی و حس همبستگی انسانی تهی شده است. آنگ سان سوچی و شرکا در برمه درست مانند خامنه ای و البغدادی و طالبان و بن لادن و بوش و بلر و نتانیاهو و شرکای جنایت در دنیای امروز، باید در انظار افکار عمومی مردم پیشرو جهان، بعنوان جنایتکار و مسئول در کشتار دستجمعی بر صندلی اتهام نشانده شوند.

نه قومی، نه مذهبی، هویت انسانی!

حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست

۱۳ شهریور ۱۳۹۶ – ۵ سپتامبر ۲۰۱۷

نوشتن نظر



HOME