جهانگیر محمود ویسی-دفاع از عفرین دفاع از آزادی است

دفاع از عفرین دفاع از آزادی است

مرگ دیکتاتوری،و فروپاشی سیستم فکری اردوغانیسم با حملە بە عفرین قطعی تر شد

هم چنان که همه ما می دانیم مناطق خاورمیانه و کشورهای پیرامونی به دلیل داشتن نفت و منابع و معادن و نیروی کار ارزان به جولانگاه و جنگ و خونریزی وآدم کشی سرمایه داران منطقه و جهان در آمده است.با به وجود آمدن اعتراضات اجتماعی مردم و اصطلاح بهار عربی وفریاد گرسنگان برای رهایی، در واقع این جنبش اجتماعی اعتراضی توده ای ،علیه فقر و بیکاری خصوصن در سوریه بود که با پروژه های حساب شده سرمایه داران جهانی مواجه شده و آنان جهت نابودی این موج جنبش کارگران و ستم دیده گان آن را تبدیل به جنگ های نظامی کرده وجنبش اجتماعی را به انحراف کشیدند.که در پس آن میلیو ن ها انسان قربانی این سیاست ها شدند.به گونه ای که اکنون میلیونها انسان نسبت به زندگی و آینده بی اعتماد شده و در هاله ای ازابهام و توهم و توحش به ابزار و گوشت دم توپ سرمایه داران حریص و مریض جهانی و منطقه ای تبدیل شده اند.

دیگر هیچ کسی در این کشورها به فردایی ماندگار و صلح و آرامش وداشتن امنیت اقتصادی بدون جنگ و کشتار دیگر امیدی ندارند.در پی بسط و گسترش سیاست های نئولیبرالیسم ،تبدیل شدن مطلق انسان به کالا و غرق شدن در شئ واره گی و افزایش بیش از حد، ازخود بیگانگی انسان،نسبت به موجودیت انسانی،که جزو ذات بحران ساز سیستم سرمایه داری است.پروژه های آدم کشی فراتر و بیشتر از هر طاعون و وباو سرطان و جنگ تاریخی در این دوران کل منطقه را در بر گرفته و هر دولت و قوم و قبیله ای شاخ و شمشیر علیه همدیگر،علیه همسایه ها،علیه ستمدیده گان در گفتار و کردارشان هویت یافته است.

آیا این همان اصطلاح و تئوری دماگوژی که سرمایه داران امپریالیستی انتظار داشتند برای ما تداعی نمی شود؟یعنی به نظر آنها ما مردمانی هستیم فریب خورده با خصلت آدم کشی و غارت گری همدیگر،پس به ما اسلحه و ابزار فروخته و درجنگ وگریز با همدیگر خانه هایمان را بر سرمان ویران کرده،سرانجام سودهای سرشاری عاید آنها می شود. گویا این حرص و سیاست سرمایه داران نتیجه خوبی نیزبرایشان داشته است و توانسته اند با غارت نیروی کار و معادن و منابع ما و با به انحراف کشاندن ذهنیت های انقلابی و انسانی ودر گیر کردن مردم با بدترین وشوم ترین نیروهای واپسگرا که متاسفانه زمینه آن هم موجود است.علیه منافع انسانی و اجتماعی،علیه حقانیت و آزادی استفاده کرده و پروژه های شان را به اجرا در آورده و بیاورند.از آن جایی که ارزش اضافه و سود بنیاد اقتصادی سیستم سرمایه داری و تئوری کالایی شدن بیشتر انسان سیاست آن ها است.مقاومت انسان نیز در برابر آن امری بدیهی خواهد بود. اکنون این بحث جایی وفرصت دیگری را طلب خواهد کرد،بحث را به وضعیت سوریه وعفرین و حمله دولت ترکیه بر می گردانم.

در میانه این وضعیت فلاکت بار بخشی از سوریه تحت حاکمیت نیروهای دمکراتیک مدافع خلق و تشکیل چند منطقه به عنوان کانتون ها و اداره اقوام و افکار و ملیت های گوناگون و احزاب متفاوت به شکل تعمیم یافته اداره شورایی و قابل اعتماد و دمکراتیک برای مردمان آن دیار،و ایجاد شرایط زندگی مناسب به تناسب وضعیت اقتصادی و اجتماعی و با نبردی دلیرانه با دفاع دلیرانه از کوبانی و با جذب و جلب توجه عمومی ستم دیده گان جهان و تغییر آرایش جدید عملی در رهایی زنان و مردان و یکسان هویت بخشیدن به آنها و شکست شوم ترین نیروی تروریستی ،دست ساز امپریالیسم و انسان کش داعش، به عنوان یکی از دمکراتیک ترین نیروها در اداره منطقه به رسمیت شناخته شده است.اگر چه هر بار از سوی نیروهایی همچون دولت ترکیه مورد تهدید واقع شده و نیروهای داعش از جانب دولت ترکیه علیه این کانتون ها حمایت می شدند و در جریان جنگ کوبانی با محاصره مرز از سوی ترکیه بر روی مردم کوبانی فشار مضاعف بود اما خللی در اراده مردمان آن دیار نداشت و امپریالیسم امریکا را هم ناچار به دخالتگری در جنگ علیه داعش کرد.مع الوصف این وضعیت کانتون ها باب طبع بسیاری نبوده به همین خاطر از سوی دیگر هم در مرزهای عراق نیز برای محدود کردن این جبهه دمکراتیک از جانب حزب پارتی اقلیم کردستان عراق نیز با کندن خندق روبرو گشته تا اطمینان ترکیه، متحد وقت، فراهم شود.

همه این ها ترس دولت ترکیه از گسترش این شرایط دمکراتیک در منطقه بود.در ادامه این وحشت اکنون به بهانه های واهی و برای توجیه شکست های سیاسی و فکری چندین ساله اش و برای به انحراف کشاندن اذهان هواداران خود به قربانی کردن آنها و افزایش جنایت علیه مناطق آزاد و دمکراتیک سوریه دست زده است.بنابراین از میان دیکتاتورهای منطقه دولت ترکیە خود را به عنوان اولین آغازگر این سرکوب کاندید نموده تا سرپوشی برای سرکوب آزادی خواهان و ملت کورد ترکیه و خشم هر لحظه آنها داشته باشد.و با این روش بتواند مرهمی بر زخم های شکست خورده فکری و سیاسیش بگذارد.باتوجه به سرکوب آزادی خواهان و فشار بر اقشار و ستم دیده گان و کارگران و سرکوب شدیدملت و احزاب کورد واختلاف بامتحدان قبلی خود،دچار کسیختگی و بحران درونی گشته و مثل سابق نمی تواند بر این بحرانش فایق آید،و بنابراین سلطه مطلقش را در درون از دست داده و سر انجام توجه اذهان و مشغول سازی مردم ترکیه را به بیرون با تجاوز به کشور و ملت دیگر را که از خصلت هر دیکتاتوری است را به پروژه کار و ادامه حیاتش تبدیل نموده است.

اما این حرکت دولت ترکیه و سکوت امریکا و همراهی روسیه علارغم اندیشه اردوغان حمله به عفرین و یک عده جنگاور شورشی نیست.بلکه حمله به عفرین .تجاوز به نگاه جهان دمکراتیک و سرنوشت انسان است.تجاوز و دست درازی به حقوق میلیون ها انسان ستم دیده و استثمار شده می باشد،که قلب شان برای آزادی و رهایی از ستم می تپد.مردم عفرین و سایر کانتون ها حق زندگی آرام و بدون خونریزی را دارند.این منطقه هنوز خستگی جنگ با داعش و هم رزم دیرین داعش اردوغان را از تنشان بیرون نکرده اند.اگر چه چنین انتظاری از دولت ترکیه بود،اما قابل تصور نبود چنین به سرعت مرگ فکری و ضد انسانی و غیر عقلانی خویش را به نمایش بگذارد.و بخواهدبا تجاوزگری به دست آوردهای این خلق زحمتکش دست درازی کند و موجب قتل عام مردم بی گناه از جمله کودکان شود.دولت ترکیه نمی تواند به آسانی آنجا را تسخیر کند،

هر چند توانسته به شکل نسبی و زور اسلحه به بهانه کودتای نافرجام خود فراتر از کودتا، کودتا کند و مردم آزادیخواه ترکیه راموقت سرکوب نماید اما در جنگ با عفرین و کانتون های دمکراتیک سوریه به تمامی از نظر سیاسی و فکری و نظامی و اخلاقی سقوط شومی را پیش روی خواهد داشت.حتی اگر از نظر نظامی در عفرین به شکل موقت فایق آید،شکست ایدئولوژیک و سیاسی اش به عنوان تجاوزگر قطعی تر خواهد شد.حمایت از مقاومت مردم عفرین و کانتون های دیگر، جلوگیری از کشتار بی گناهان ،مقاومت در مقابل دیکتاتوری و دفاع از زندگی است .

جهانگیر محمود ویسی ۷ـ۱۱ـ۱۳۹۶

نوشتن نظر



HOME