اخبار کارگری-بخش ایران:  نسان نودینیان بخش بین المللی داوود رفاهی

اخبار کارگری

بخش ایران:  نسان نودینیان

بخش بین المللی داوود رفاهی

 

اعتصاب وتجمع کارگران محور گستر جهاد نصر دراعتراض به عدم پرداخت٨ماه حقوق مقابل شرکت

روزیکشنبه اول بهمن ماه، کارگران محور گستر جهاد نصر دراعتراض به عدم پرداخت ٨ماه حقوق دست از کارکشیده ومقابل این شرکت در کرمان تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،یکی از کارگران گفت : امروز بعد از ٨ ماه کاردمان به استخوان رسیده و چون هزینه بنزین نداشتیم تا به سر کار برویم در مقابل شرکت اعتراض کرده ایم آخر ما نمی دانیم چرا این مسئولان درک نمی کنند بی حقوقی و بدون دستمزد بودن کارگر را از زندگی ناامید می کند و شرمنده زن و بچه می شود .

یکی دیگر از کارگران افزود : از مدیران این شرکت شنیده ایم از دفتر تهران ۴ ماه حقوق برای کارگران پرداخت شده است اما مدیر عامل این پول را برای خرید دستگاه های جدید اختصاص داده است ،لذا سئوال ما این است اگر دستگاه داشته باشید اما کارگری که علاقه ایی به کار ندارد به واسطه نبود پولی که در قبال کاری سخت انجام داده است برایش چه سودی دارد ؟؟

دیگر کارگر این شرکت اذعان کرد : دیگر نمی توانیم از جلوی مغازه داران محله گذر کنیم از بس که شرمنده ایم و توان پرداخت پول مواد غذایی که از آنان خریداری کرده ایم را نداریم یک درصد فکر کنید این مغازه دار هم مانند مدیران ما را درک نکنند و به ما جنس ندهد انوقت بدون حقوق باید سنگ بخوریم تا زنده بمانیم ؟؟؟

یکی دیگر از کارگران تاکید کرد : اگر تا کنون بر سر کار ایستاده ایم به علت بیمه ایی بوده که در حق ما اجحاف نکردند و آن را پرداخته اند لذا اکنون نیازمند دریافت حقوق مان هستیم .

 

 

اعتصاب معلمین یزد مقابل استانداری

روز دوم بهمن ماه معلمان در یزد به خاطر ده ماه حقوق تعویق افتاده دست به تجمع زدند. این معلمان ماهانه ٧٠٠ هزار تومان حقوق میگیرند.

اعتصاب شمار زیادی از کارکنان شرکت گهر زمین سیرجان

دوم بهمن ماه ٩۶ جمع زیادی از کارگران و کارکنان شرکت سنگ آهن گهر زمین در سیرجان دست به اعتصاب زدند این اعتصاب به خاطر کم بودن حقوق پایه و کارانه و دیگر مزایا بوده است.

تجمع اعتراضی درخصوص معوقات حقوق

کارگران شرکت ریسندگی وبافندگی فومنات تجمع اعتراضی درخصوص معوقات حقوق وهمچنین فروش وواگذاری این شرکت به فردی بنام فداکار پیمانکار شن وماسه وجاده سازی می باشد که این شخص صلاحیت اداره شرکت رانداشته وحالیه کارگرانی راکه بانامبرده کارمیکنند ماهها بدون حقوق وبیمه کار میکنند وکارگران رومورد ظلم وستم قرار داده حالیه چگونه میخواد این شرکت رو اداره بکند وهیچگونه تجربه ای در خصوص نساجی ندارد درپایان باحضور نماینده آتیه دماوند مهندس فخاری درگیلان وصحبت باکارگران تجمع به پایان رسید ولی ماگارگران نگران آینده زن وفرزندانمان هستیم که چه سرنوشتی درانتظار ماست

اعتصاب کامیونداران مشهد

 ٢ بهمن ٩۶ کامیونداران(صنف بتن و میکسرداران) مشهد بدلیل نرخ ثابت کرایه‌ها از۵ سال پیش تاکنون و عدم افزایش کرایه‌ها با وجود افزایش نرخ گازوئیل از لیتری۵٠تومان به٣۵٠تومان و گرانی و تورم؛ دست به اعتصاب زده و دست از کار کشیدند.

تجمع کارگران کارگاه مترو در خیابان کریم‌خان

تجمع کارگران کارگاه مترو در خیابان کریم‌خان در اعتراض به یکسال حقوق معوقه که بالغ بر ٢ میلیارد و ۵٠٠ میلیون تومان می‌باشد.

تجمع طلب کاران از مخابرات تهران جلوی ساختمان مخابرات تهران

روز دو شنبه ٢بهمن٩۶ پیمانکاران طلب کار از مخابرات تهران جلوی ساختمان مخابرات تهران ، ابتدای اتوبان کردستان تجمع کردند مطالبات این پیمانکاران از ۶ماه قبل پرداخت نشده است

 

تجمع و اعتصاب پرسنل شرکت ای جی سی فاز ١۴ پارس جنوبی

روز دو بهمن کارگران شرکت ای جی سی افز ١۴ پارس جنوبی بدلیل ۶ ماه حقوق معوقه جلوی دفاتر pogc شرکت نفت تجمع کردند.

 

تجمع جوانان جویای کار بخش اسماعیلیه اهواز

روز دوشنبه٢بهمن٩۶جوانان جویای کار در بخش اسماعیلیه اهواز با خواست شغلی برای اداره زندگی خود و خانواده شان در محل دروازه شرقی کشت و صنعت نیشکر امیرکبیر تجمع اعتراضی برگزار کردند.

ادامه اعتراض کارگران کاغذ سازی هفت تپه

روز ١ بهمن کارگران کاغذ سازی هفت تپه به اعتراضشان ادامه دادند. در ادامه این حرکت محمودی رئیس اداره کار شوش با کارگران به مذاکره نشست.هفتصد کارگر کاغذ سازی پارس بخاطر تعویق پرداخت دستمزدها، عدم اجرای طرح طبقه و کاهش روزانه ٣۵٠٠ تومان سطح دستمزدها و با خواست قراردادهای مستقیم دست به اعتصاب زدند.

 

فراخوان کارگران کیان تایر به تجمع برای روز ٣ بهمن

کارگران کیان تایر در ادامه اعتراضاتشان برای ساعت ١٢ ظهر روز سه بهمن به تجمع در مقابل ساختمان وزارت صنعت ومعدن وتجارت.فراخوان داده اند. قبل از آن کارگران در روز اول بهمن با قراری قبلی در همین محل تجمع داشتند. در این روز حضور نیروهای امنیتی چشمگیر بود. کارگران کیان تایر در طول سالهای گذشته بارها در اعتراض به عدم پرداخت سنوات خود در مقابل کارخانه و وزارت صنعت، معدن و تجارت تجمع کرده و خواهان پرداخت حق سنوات خود شده اند. ۴٠٠ کارگر کارخانه کیان تایر که از سال ١٣٩٢ بتدریج بازنشسته شده اند هر یک ٨٠ الی ١٠٠ میلیون تومان از شرکت طلبکار هستند. طبق تعهدی که کارفرما حین بازنشستگی این کارگران داده بود قرار بود مطالبات سنواتی آنان بصورت ماهیانه ۵٠٠ هزار تومان پرداخت شود. اما مسئولین این کارخانه که هم اکنون تحت اختیار سازمان حمایت از صنایع قرار دارد شش ماه است از پرداخت همین مقدار ناچیز ماهیانه نیز خودداری کرده و اعتراضات هفته ها و ماههای گذشته کارگران بازنشسته کیان تایر تاکنون نتیجه ای نداده است.

فراخوان کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز به اعتصاب

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز طی بیانیه اعلام کرده اند که در سوم بهمن ما کلیه خطوط تولید شرکت را متوقف کرده و دست به اعتصاب خواهند زد. و تنها در صورتی که دو ماه از حقوق معوقه آنها پرداخت شود، حاضر به راه اندازی تولید خواهند شد.

به گفته کارگران بعد از عملی نشدن وعده های مجدد،جهت پرداخت حقوق و افزایش یافتن مطالبات حقوقی پرسنل به ٣ماه،متوجه شده اند که موسوی از مقامات این کارخانه در اقدامی غیر مترقبه پرداخت حقوق آنها ۵٠%درصد را اعلام نموده است.

تجمع  مقابل ساختمان پلاسکو

امروز یک شنبه ١بهمن٩۶  جمعی از صاحبان پلاسکو در برابر خرابه های این ساختمان که پس از یک سال علیرغم قول و قرارها؛ به صاحبان آن بازگردانده نشده؛ دست به تجمع زدند و نسبت به تاخیر در رسیدگی به موضوع اعتراض کردند.

تجمع اعتراضی مالباختگان مؤسسه کاسپین در مشهد

صبح روز ‌یک‌شنبه اول بهمن‌ماه٩۶ مالباختگان مؤسسه کاسپین در مشهد در اعتراض به غارت پول‌های خود توسط این مؤسسه مقابل شعبه خیام در این شهر دست به تجمع زدند و خواستار بازگرداند اموال به یغما رفته خود شدند.

تجمع اعتراضی کارگران خدمات شهری منطقه ٢ زنجان

روز شنبه ٣٠دی٩۶کارگران خدمات شهری منطقه ٢ زنجان در اعتراض به واگذاری امور فعالیت های خود به بخش خصوصی و خطر بیکارسازیها مقابل ساختمان شهرداری این شهر تجمع کردند.

کارگران بازنشسته کیان تایر با فراخوان قبلی از صبح امروز اول بهمن دست به تجمع در مقابل وازرت صنعت، معدن و تجارت زده اند. حضور نیروهای امینتی چشمگیر است.

کارگران کیان تایر در طول سالهای گذشته بارها در اعتراض به عدم پرداخت سنوات خود در مقابل کارخانه و وزارت صنعت، معدن و تجارت دست به تجمع زده و خواهان پرداخت سنواتهای خود شده اند. آنان آخرین بار، روز ٢٧ آذر ماه در مقابل این وزارتخانه که توام با حضور نیروهای گارد ویژه بود دست به تجمع زدند که در پی این تجمع، مسئولین وزارت صنعت و معدن با صدور حکمی حضور مستمر نماینده های این کارگران در جلسات مدیریت کارخانه و نظارت بر ورود و خرج وجوه نقدی به شرکت را رسمیت دادند اما با این حال در طول یکماه گذشته هیچ اقدام موثری از سوی مدیریت کارخانه برای پرداخت سنوات کارگران بازنشسته کیان تایر انجام نشده است.

۴٠٠ کارگر کارخانه کیان تایر که از سال ١٣٩٢ بتدریج بازنشسته شده اند و هر یک ٨٠ الی ١٠٠ میلیون تومان از شرکت طلبکار هستند علیرغم گذشت چندین سال هنوز موفق به دریافت مطالبات خود نشده اند. طبق تعهدی که کارفرما حین بازنشستگی این کارگران داده بود قرار بود مطالبات سنواتی آنان بصورت ماهیانه ۵٠٠ هزار تومان پرداخت شود. اما مسئولین این کارخانه که هم اکنون تحت اختیار سازمان حمایت از صنایع قرار دارد شش ماه است از پرداخت همین مقدار ناچیز ماهیانه نیز خودداری کرده و اعتراضات هفته ها و ماههای گذشته کارگران بازنشسته کیان تایر تاکنون نتیجه ای نداده است.

روز سی ام دی ماه نیروهای جنگلبانی چالوس به دلیل عدم دریافت چندماهه ی حقوق و‌مزایا. دست به اعتصاب زدند.

روز ٣٠ دی، کارگران کیان کرد در اعتراض به تعویق پرداخت مزد خود در مقابل کارخانه تجمع کردند.

مهدی توپچی از فعالین کارگری و بازداشت شدگان اعتراضات سراسری ظهر شنبه ٣٠ دی ٩۶ آزاد شد

صبح روز ٣٠ دی ماه جوانان بیکار در اهواز با درخواست کار مقابل شرکت توسعه نیشکرامیرکبیر تجمع کردند. در تقابل با این تجمع نیروی انتظامی در محل حاضر شد.

اسماعیل عبدی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان به زندان بازگردانده شد

امروز ٣٠ دی ماه اسماعیل عبدی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان که در ١٧ دی ماه به مرخصی چند روزه اعزام شده بود. به زندان اوین بازگردانده شد. اسماعیل عبدی بخاطر مبارزاتش در دفاع از حقوق معلمان و برای داشتن یک زندگی انسانی با اتهامات امنیتی ۶ سال حکم زندان دارد. یک کارزار مهم معلمان در دو سال اخیر کارزار برای آزادی او و دیگر معلمان زندانی چون محمود بهشتی، محسن عمرانی و اسد مختاری و زندانیان سیاسی و در اعتراض به امنیتی کردن مبارزات است. بنا بر آخرین خبرها اسماعیل عبدی به دلیل عفوت ریه چپ مبتلا به اسم خفیف شده و در خواب دچار حمله آسمی میشود. اسماعیل عبدی باید بدون قید و شرط فورا آزاد شود و تحت درمان قرار گیرد. احکام امنیتی صادره برای تمام فعالین کارگری، معلمان، و فعالین اجتماعی باید فورا لغو شود. یک خواست فوری خیزش انقلابی مردم آزادی بدوین قید و شرط تمامی زندانی سیاسی و آزادی های وسیع سیاسی در جامعه است.

تجمع اعتراضی کارگران کنگان- فاز ١۴ شرکت احداث بخاطر ۶ ماه حقوق معوقه

روز ٣٠ دی کارگران فاز ١۴ شرکت احداث کنگان در اعتراض به عدم پرداخت شش ماه حقوق دست به تجمع زدند.

٣٠ دی: اعتصاب هفتصد کارگر کاغذ سازی پارس بخاطر تعویق پرداخت دستمزدها، عدم اجرای طرح طبقه و کاهش روزانه ٣۵٠٠ تومان سطح دستمزدها و با خواست قراردادهای مستقیم

اعتصاب متحد کارگران شرکت پارس

از صبح روز ٣٠ دی ٧٠٠ کارگر شرکت کاغذ پارس هفت تپه در اعتراض به تعویق پرداخت حقوقها و کم کردن پایه حقوق و خلف وعده های کارفرما دست به اعتصاب زدند. بعلاوه قرار بر این بود که از مهر ماه طرح طبقه بندی روی به اجرا بگذارد که بر اساس آن مبلغ ناچیزی به سطح دستمزدهایشان اضافه شود، اما نه تنها این کار صورت نگرفته است بلکه مبلغ سه هزار و پانصد تومان نیز از حقوق روزانه آنها کسر شده است. همچنین به گفته کارگران آنها در سه شیفت کار میکنند ولی حقوقشان با فرمول ساعتی محاسبه میشود تا حق اضافه کاری کمتری به آنان پرداخت شود و بابت حق غذا نیز فقط بیست روز به آنان تعلق میگیرد. در اعتراض به این موضوعات و خواست انعقاد قرارداد مستقیم کارگران کاغذ پارس در روز ٣٠ دی ماه دست به اعتصاب زدند.

کارگران شرکت کاغذ پارس هفت تپه اعلام کرده اند که تا وقتی به وضع آنها رسیدگی نشود به اعتراضشان ادامه خواهند داد.

حق ما رو ندادند

ما رو به هم پاس دادند

بازنشستگان کشوری، لشگری، تامین اجتماعی، فولاد، ذوب آهن و… هم چنان به خواسته های خود دست نیافته اند و برای دستیابی به حقوقشان بار دیگر به عرصه خیابان می آیند و پیگیر افزایش دستمزد و برون رفت از خط فقر، درمانی شایسته یک انسان، اجرای قوانین معوقه، روشن شدن وضعیت صندوقها و… خواهند بود.

زمان: یکشنبه ٨ بهمن ساعت ١٠ صبح

مکان: مجلس

همگی خواهیم آمد….

تجمع اعتراضی رانندگان بخش خصوصی شرکت واحد در برابر شورای شهر تهران / ٢٧ دی‌ماه

تجمع دانشجوایان دکترا روبروی ساختمان مجلس ٣٠دی چند وقته نامه نگاریهای زیادی برای حل مشکل وام و پژوهانه واشتغال دانشجویان دکتری میشه ولی علی رغم پیگیری ٨ماهه هیچ اقدام عملی صورت نگرفته.

تجمع اعتراضی کارگران خدمات شهری منطقه ٢ زنجان

روز شنبه ٣٠دی٩۶کارگران خدمات شهری منطقه ٢ زنجان در اعتراض به واگذاری امور فعالیت های خود به بخش خصوصی مقابل ساختمان شهرداری این شهر تجمع کردند.

اهالی منطقه لوداب دراعتراض به نداشتن راه ارتباطی مناسب جاده را مسدود کردند

دوشنبه دوم بهمن ماه،جمعی از اهالی منطقه لوداب دراعتراض به نداشتن راه ارتباطی مناسب دست به تجمع زدند و جاده را مسدود کردند.

نبود راه ارتباطی مناسب از مشکلات اهالی لوداب از توابع شهرستان بویراحمد است که در فصل زمستان این مشکلات را چند برابر کرده است و مردم این منطقه از وضعیت موجود و نبود راه ارتباطی مناسب گله‌‌مندند.

اهالی منطقه لوداب از بی‌توجهی مسؤولان پس از چهار سال و عدم آسفالت جاده چهار راه جهاد تا دم لوداب و این که این مسافت ١۵ کیلومتری را در یک ساعت و نیم باید طی کنند معترض هستند.

یکی از اهالی منطقه لوداب گفت: این جاده توسط ماشین‌آلات راهسازی جاده پاتاوه دهدشت تخریب شده و مسؤولان برای آسفالت جاده هیچ اقدامی نمی‌کنند.

وی افزود: چندین بار برای این مشکل به استانداری مراجعه کردیم و خواهان رفع این مشکل بودیم که هیچ پاسخی از سوی مسؤولان دریافت نکردیم و تاکنون در این زمینه هیچ اقدامی صورت نگرفته است.

وی به ایجاد برخی مشکلات به دلیل نبود راه ارتباطی مناسب اشاره و تصریح کرد: اگر جاده ارتباطی خوبی داشتیم در محل سکونت خودمان به کشاورزی و دامداری مشغول می‌شدیم و نیازی به مهاجرت به شهر نبود.

کارگران

برچسب معتاد زدن به کشته شدگان در بازداشتگاهها، عذری بدتر از گناه!

در جریان سرکوب اعتراضات خیابانی مردم به تنگ آمده از گرانی و فقر و بیکاری، بنا به آمار اعلام شده ٢١ نفر با شلیک مستقیم گلوله سرکوبگران کشته شده و تاکنون خبر کشته شدن ١٠ نفر از بازداشت شدگان در بازداشتگاهها اعلام گردیده است. دستگاهها و مقامات دخیل در سرکوب برای تبرئه خود از قتل بازداشت شدگان، به همه آنها برچسب معتاد زده اند و مدام از طریق تریبونها و رسانه های خود می گویند که این افراد به خاطر اعتیاد بازداشت شده و نهایتا اقدام به خودکشی کرده اند ویا به خاطر نرسیدن مواد مخدر به آنها فوت شده اند!

این ادعا از نوع ادعاهای نخ نمائیست که کسی به آن باور ندارد. اما فرض محال را بر این بگذاریم که چنین ادعائی صحت داشته باشد و کشته شدگان در بازداشتگاهها معتاد بوده و خودکشی کرده اند یا به دلیل نرسیدن مواد مخدر مرده اند!

آیا این بهانه مناسبی برای یک سیستم و نظام حاکم بر یک جامعه خواهد بود که در قبال نیست و نابود شدن انسانهائی از جامعه تحت حاکمیتش هیچ مسؤلیتی را نپذیرد و خود را مبرا از تقصیر جلوه دهد؟ چه سیستمی، چه عواملی و چه کسانی باعث شده اند که جوان های زیر ٣٠ سال و ٢٠ سال به اعتیاد و مصرف مواد مخدر روی بیاورند؟ چرا زنان بیشماری تن فروش شده اند؟ چرا کلیه فروشی، قرنیه و کبد فروشی و فروش هر اندام بدن انسان وسیعا رواج یافته است و در نتیجه آن، فروشندگان اندامها دچار نقص عضو دائمی می گردند؟ چرا آمار خودکشی تا این حد بالاست و به کودکان هم سرایت کرده است؟ چرا تا حالا بیش از ٢٠ نفر از زلزله زدگان استان کرمانشاه خودکشی کرده اند و چرا پدر خانواده زلزله زده در سرپل ذهاب اقدام به سوزاند خود و زن و فرزندانش با چادری که در این سرمای کشنده، زیر آن با هزار درد و رنج شب و روز را می گذرانند کرده بود؟

هیچیک از این بلایا، طبیعی و همزاد با انسانهائی که امروز در جامعه ایران به آن دچار شده و مدام قربانی و نابود می گردند، نبوده اند. دلایل همه این فجایع، فقر، بیکاری و نداری و سر باز زدن دولت از انجام وظایفش در قابل تأمین زندگی مردم بوده وهست که این گونه در سطح میلیونی انسانها را درگیر  کرده و زندگیشان را به تباهی و تلاشی کشانده و نهایتا خودکشی را به عنوان تنها راه خلاصی از تحمل درد و محنتهای بی پایان در مقابلشان قرار داده است.

ریشه ها و عوامل سوق دهنده انسانهای جامعه به بلای تباه کننده و نابود کننده ای مانند اعتیاد که امروز دستگاهها و مقامات حاکم بر جامعه از آن به عنوان بهانه ای برای تبرئه خود از کشته شدن بازداشت شدگان در جریان اعتراضات خیابانی مردم استفاده می کنند، حقوقهای پنج برابر زیر خط فقر، معوقات چندین ماهه و حتی سالیانه همین چندرغاز حقوق، بیکاری و نداری هستند که دهها سال است ما کارگران آنها را فریاد می زنیم و علیه آن مبارزه و اعتراض می کنیم ولی همواره پاسخ به اعتراضات و مطالبات ما سرکوب، پیگرد و بازداشت و زندان بوده است.

با وجود همه این مصیبت ها که توسط طبقه حاکم و نظام مدافع آن بر جامعه تحمیل می شود، اما تأمین امنیت جانی و حفظ سلامتی متهمان و زندانیان بی چون و چرا بر عهده حکومتهاست و هیچ دولت و حکومتی، حتی اگر نهادها و ارگانهایش مستقیما در به قتل رساندن بازداشت شدگان و زندانیان نقش نداشته باشند، نمی تواند در برابر به خطر افتادن سلامت یا از دست رفتن جان زندانیان، از خود رفع مسؤلیت کند. در نتیجه مسببین مرگ بازداشت شدگان اعتراضات اخیر به هر دلیلی جان خود را از دست داده اند و حتی کسانی که قبلا مانند شاهرخ زمانی در زندان جان خود را از دست داده اند، مجموعه دستگاههای مرتبط با زندانی نمودن افراد هستند.

جوانمیر مرادی ٢/١١/١٣٩۶

 

اتحادیه آزاد کارگران ایران: کارگران بازنشسته کیان تایر اول بهمن ماه در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت دست به تجمع خواهند زد.

بنا بر اعلام کارگران بازنشسته کیان تایر، آنان ساعت نه و نیم صبح روز اول بهمن ماه در اعتراض به عدم رسیدگی به خواستهایشان دست  به تجمع در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت خواهند زد

کارگران کیان تایر در طول سالهای گذشته بارها در اعتراض به عدم پرداخت سنوات خود در مقابل کارخانه و وزارت صنعت، معدن و تجارت دست به تجمع زده و خواهان پرداخت سنواتهای خود شده اند. آنان آخرین بار، روز ٢٧ آذر ماه در مقابل این وزارتخانه که توام با حضور نیروهای گارد ویژه بود دست به تجمع زدند که در پی این تجمع، مسئولین  وزارت صنعت و معدن با صدور حکمی حضور مستمر نماینده های این کارگران در جلسات مدیریت کارخانه و نظارت بر ورود و خرج وجوه نقدی به شرکت را رسمیت دادند اما با این حال در طول یکماه گذشته هیچ اقدام موثری از سوی مدیریت کارخانه برای پرداخت سنوات کارگران بازنشسته کیان تایر انجام نشده است و آنان اعلام کرده اند جهت پیگیری مطالبات خود، ساعت نه و نیم صبح روز اول بهمن ماه بار دیگر دست به تجمع در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت خواهند زد

۴٠٠ کارگر کارخانه کیان تایر که از سال ١٣٩٢ بتدریج بازنشسته شده اند و هر یک ٨٠ الی ١٠٠ میلیون تومان از شرکت طلبکار هستند علیرغم گذشت چندین سال هنوز موفق به دریافت مطالبات خود نشده اند. طبق تعهدی که کارفرما حین بازنشستگی این کارگران داده بود قرار بود مطالبات سنواتی آنان بصورت ماهیانه ۵٠٠ هزار تومان پرداخت شود. اما مسئولین این کارخانه که هم اکنون تحت اختیار سازمان حمایت از صنایع قرار دارد شش ماه است از پرداخت همین مقدار ناچیز ماهیانه نیز خودداری کرده و اعتراضات هفته ها و ماههای گذشته کارگران بازنشسته کیان تایر تاکنون  نتیجه ای نداده است

عدم پرداخت یکجای سنوات کارگران بازنشسته کیان تایر و اقساطی کردن پرداخت آن، یک دزدی آشکار از دسترنج سالیان دراز این کارگران است که اینک سازمان حمایت از صنایع که مسئولیت کارخانه را بر عهده دارد حتی از پرداخت آن نیز خودداری میکند

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٢٩ دی ماه ١٣٩۶

 

از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه بیاموزیم و از آنان پشتیبانی کنیم

از چند روز پیش کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه مجدداَ دست به اعتصاب زدند و دور جدیدی از مبارزه را علیه مدیران، مسئولان و کارفرما آغاز کردند.

اتحاد و عزم ِ راسخ ِ کارگران نیشکر هفت تپه برای دست یابی به خواست هایشان، آنها را آبدیده کرده است. مبارزات مستمر این کارگران برای مطالباتشان چند دستاورد داشته است:

١- طبقۀ کارگر باید برای به کف آوردن مطالباتش همواره متحد باشد و مبارزه کند.

٢- طبقۀ کارگر برای پیروزی در مبارزه نیازمند تشکل طبقاتی ِ خود است.

٣- طبقۀ کارگر باید هم مبارزه اقتصادی کند و هم مبارزه سیاسی.

۴- طبقۀ کارگر باید در مبارزات خود فقط به نیروی ِ طبقاتی ِ خود اتکا داشته باشد و هرگز نباید به طبقه سرمایه دار، کارفرما، مدیریت، مسئولان و دولت سرمایه داری اعتماد کند.

گرچه در جمهوری ِ اسلامی «اعتصاب محاربه با خدا» شناخته می شود، ولی کارگرانی که در همین جمهوری اسلامی با نقض حقوق ابتدائی خود از سوی ِکارفرما و دولت سرمایه داری ِ حاکم روبرو می شوند و با گوشت و پوست ِ خود این بی حقوقی را لمس و درک کرده اند، اعتصاب را مدرسه ای برای آموزش ِ مبارزۀ طبقاتی تلقی می کنند و می گویند: در اتحاد و تشکل و اعتصاب است که کارگر قدرت ِ طبقۀ خود را به نمایش می گذارد. کارگران ِ نیشکر ِ هفت تپه در مبارزات ِ مستمر ِ خود به این درک رسیده اند که باید همچنان که برای تأمین مزدهای عقب افتاده، طرح طبقه بندی ِ مشاغل، رسمیت بخشیدن به قرارداد های کار خود و همچنین مبارزه برای حق تشکل و حفظ سندیکای طبقاتی ِ خود، باید مبارزۀ را تا عزل ِ مدیریت و پس گرفتن ِ کارخانه از بخش خصوصی ادامه دهند. اسماعیل بخشی یکی از نمایندگان کارگران در میان همکاران ِ اعصتابی خود هشدار داد که در صورت ِ عدم پاسخگویی مسئولان، کارگران قادرند مدیریت ِ مستقیم خود را بر کارخانه و مجتمع ِ طرح نیشکر اعمال کنند و اگر دوباره با بی اعتنایی روبرو شوند، کارگران تردیدی ندارند که باید مدیریت را به زیر بکشند و با همت و قدرتِ خود، مدیریت ِ تولید را به دست گیرند. اسماعیل بخشی می گوید چرخ تولید ِ کارخانه نیشکر ِ هفت تپه با شیرۀ جان پدران ِ ما طی چند نسل به گردش درآمده و هویت کنونی خود را یافته است. او می گوید خود کارگران توانایی ِ ادارۀ این کارحانه را از مدیران و مسئولان ِ سرمایه دار دارند! این کارگران ِ مبارز در اعتصاب ِ خود نمایندگان ِ سیاسی ِ دولت را به چالش کشیدند. آنها فرماندار، وزارت ِ کار و قانون ِ کار را حامی ِ کار فرما و مدیریت معرفی کردند و گفتند هیچ توهمی نسبت به آنها ندارند. این نمایندۀ کارگران در سخنرانی ِ خود تآکید کرد که قانونِ کارِ فعلی هرگز به نفع ِ کارگران نوشته نشده است و باید قانون ِ جدیدی توسط نمایندگان ِ واقعی ِ کارگران نوشته شود.

هجوم و حملۀ اوباشان و جیره خوران ِ نقاب دار ِ نظام حاکم به اسماعیل ِ بخشی ناشی از کینۀ کارفرما به کارگرانی است که در مبارزۀ خود، مسئولان سیاسی رژیم و قانون سیاسی حاکمیت را به چالش گرفته اند. همۀ کارگران در تمام مراکز کارگری باید از این تجارب ِ ارزندۀ کارگران ِ مجتمع ِ نیشکر ِ هفت تپه بیاموزند و در مبارزۀ خود بکار ببندند. یگانه راه پیشرفت سیاسی و اجتماعی طبقه کارگر و یگانه راهی که می تواند به رهایی سیاسی و اقتصادی این طبقه منجر شود، ایجاد تشکل مستقل طبقه کارگر در رشته ها و صنایع مختلف و اتحاد این تشکل ها در اتحادیه های سراسری و کنفدراسیون ها و سیاست مستقل طبقاتی خود و برخورداری از ستاد رهبری کننده و حزب سیاسی قدرتمند طبقه کارگر است. تنها مبارزۀ طبقاتی با خط و مشی سیاسی انقلابی پرولتری می تواند تغییر بنیادی ِ جامعه سرمایه داری را تحقق بخشد. مبارزات اقتصادی، سیاسی، نظری و فرهنگی ِ طبقه کارگر هنگامی می تواند به ثمر رسد و نتایج پایدار داشته باشد که در راستای تأمین منافع و اعمال قدرت متحد و شورایی کارگران باشد. طبقۀ کارگر نیازمند اعتماد به خود و تکیه بر نیروی خود و متحدان خود است.

اینبار شکست نخواهیم خورد. اینبار ما پیروز خواهیم شد.

اعتراضاتی که اینبار در نزدیک به صد شهر اتفاق افتاد بر خلاف جنبش ٨٨ که به بهانه تقلب در انتخابات شروع شده بود، مستقیما ریشه های مشکلات را نشانه گرفت. از بیکاری و فقر و گرانی تا اختلاس های هرروزه مقامات و بیحقوقی و بیحرمتی

افزایش هزینه های زندگی از یکطرف و کاهش قدرت خرید اکثریت مردم در کنار بیکاری ده میلیونی چنان مردم را تحت فشار بیسابقه ای قرار داد که علیرغم اینکه مردم میدانستند که اعتراضشان با توحش حکومت روبرو میشود ولی راهی جز اعتراض عمومی برای مردم باقی نگذاشت. حکومت تلاش عبثی کرد تا دستگیری هزاران نفره و به قتل رساندن دهها نفر از جوانان و مردم معترض صدای مردم را خاموش کند اما خودشان هم میدانند که این صدا دیگر خاموش نمیشود. خودشان دارند از فاز دوم اعتراضی که در راه است صحبت میکنند و ترس وجود همه آنها را فراگرفته است. میدانند اینبار ابعاد اعتراض حتی وسیعتر خواهد بود. این وضع به طور واقعی دیگر نه برای ما مردم قابل تحمل است ونه برای حاکمیت قابل تحمیل.

در شرایطی که حتی زنده ماندن نیز برای اکثریت جمعیت دشوار شده است، اتحاد و همبستگی مردم تنها راه چاره و نجات است. حکومت با صدا و سیمای منفورش قصد دارد حرکت اعتراَضی به حق مردم را به دولتهای غربی نسبت بدهد، اما افکار عمومی به خوبی میداند مردم از وضع موجود، از دولتمردان و دروغ پردازی های هرروزه شان، از وعده وعیدهای تکراری و توخالی شان، و از اینکه چرا باید ثروت این مملکت صرف گروههای اسلامی در لبنان و یمن و سوریه و عراق و جنگ افروزی های منطقه ای حاکمان بشود، در حالیکه مردم از ساده ترین نیازهای زندگی باز مانده اند، در حالیکه صدها هزار کودک زندگی شان تباه شده، در حالیکه کارگر این مملکت مجبور است کلیه اش را برای ادامه زندگی اش به حراج بگذارد، در حالیکه میلیون ها دانشجوی این مملکت در دانشگاه باید بیگاری بکشند و بعد از دانشگاه بیکاری و در حالیکه میلیون ها کارگر شاغل و بازنشسته حتی حقوقشان ماهها پرداخت نمیشود، به ستوه آمده اند .

اما کارگر کجای این ماجرا قرار دارد ؟

این روزها طبقه کارگر باید مهر خودش را به این جنبش بزند و پرچم خودش را به پرچم عمومی تبدیل کند چرا که خواست های کارگران امروز خواست های همه مردم است. باید همه مردم مثل تنی واحد متحد و یکپارچه شوند تا آنچه میخواهند را به کرسی بنشانند و پلکان قدرت طبقات دیگر نشوند و بلایی که در سال ۵٧ به سرشان آمد دوباره تکرار نشود. باید ریشه نابرابری ها و تبعضات و ظلم و ستم را از بین برد و این کار طبقه ما، طبقه کارگر است. ما دهها میلیون نفریم. ما چرخ های تولید را در دست داریم، مدارس را در دست داریم، میلیون ها دانشجو از ما هستند، صدها هزار پرستار و صدها هزار کارمند زحمتکش از ما هستند، میلیون ها جوان بیکار از ما هستند، خدمات را ما برای جامعه تامین میکنیم و این قدرت را داریم که آنچه میخواهیم را بدست آوریم. زندگی انسانی حق ما و فرزندان ما، حق سالمندان و بازنشتسگان و حق همه مردم است. طب و تحصیل رایگان حق همه ما است. مسکن مناسب حق ما است. آزادی حق ما است. حرمت و منزلت حق ما است، رفاه حق ما است، برابری حق ما است. ما دیگر قبول نمیکنیم که اقلیتی از قبل کار ما صاحب همه چیز باشند و ما در فقر و محرومیت غوطه ور باشیم. دیگر تحمل نمیکنیم که کار کنیم اما حاصل کار ما به ثروت یک اقلیت تبدیل شود.

دیگر بس است. جامعه بیدار شده و به حرکت درآمده است. مردم درد مشترکی دارند و هیچ نیرویی جلو این موج انسانها را نمیتواند سد کند. ما پیروز خواهیم شد و این زندگی را عوض خواهیم کرد. این تصمیم و اراده ما میلیون ها زن و مرد است. چه کسی میخواهد جلو این موج انسانها را بگیرد؟ چه کسی میتواند اراده دهها میلیونی ما را در هم بشکند؟ اینبار نوبت ما است. ما کوتاه نمیاییم. بارها سر بلند کردیم و عقب مان راندند اما درد ما و خواست ها سر جایش باقی است. ما حق زندگی انسانی داریم. یکبار به دنیا میاییم و میخواهیم مثل انسان زندگی کنیم. یکبار به دنیا میاییم و آزادی میخواهیم. یکبار بدنیا میاییم و میخواهیم خوشبخت زندگی کنیم. مبارزه ما زنان و مردان در خیابان و کارخانه، در دانشگاه و در بیمارستان، علیه هرنوع تبعیض و تحمیل، چنان حق طلبانه است که حتی بخشی از طبقه ما را که برای سرکوب ما اجیر کرده اند، مردد و ناتوان کرده است. آنها هم از سرکوب و تبعیض و محرومیت و از دیدن اینهمه نابرابری و تحقیر و کنترل و فساد جانشان به لبشان رسیده است. آنها هم دیگر حاضر نیستند سینه خواهران و برادران کارگر خود را نشانه روند. ما آنها را هم میتوانیم به خودمان بازگردانیم و خود را قوی تر سازیم. اینبار قوی تر از همیشه سر بلند میکنیم.

بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال کارگری وکودک

کارگران پروژه های پارس جنوبی

کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندر امام

سندیکای نقاشان استان البرز

فعالان کارگری جنوب

فعالان کارگری شوش و اندیمشک جمعی از کارگران محور تهران – کرج

دی ماه ١٣٩۶

اعتصاب متحدانه کاغذ پارس

اتحادیه آزاد کارگران ایران

بنا بر گزارشهای ارسالی کارگران کاغذ پارس به اتحادیه آزاد کارگران ایران، ساعت شش بامداد امروز پس از آنکه کارگران این کارخانه  متوجه کسر مبلغ ٣۵٠٠ تومان  از حقوق پایه روزانه خود شدند بطور متحدانه ای دست به اعتصاب زدند.

علاوه بر موضوع کسر ٣۵٠٠ تومان از حقوق مبنا که مورد اعتراض کارگران کارخانه کاغذ پارس است، آنان نسبت به  عدم اجرای طرح طبقه بندی مشاغل نیز که قرار بود از مهر ماه سالجاری جاری عملی شود معترض هستند. آنان همچنین خواهان انعقاد قرارداد مستقیم هستند.

بنا بر این آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران،  تا لحظه مخابره این خبر( ده و نیم صبح) هیچیک از مسئولین کارخانه در میان کارگران حاضر نشده و پاسخی به آنان نداده اند و این اعتصاب همچنان ادامه دارد.

کارخانه کاغذ پارس با هفتصد کارگر نزدیک شرکت نیشکر هفت تپه قرار دارد و از چند سال پیش به بخش خصوصی واگذار شده است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- ٣٠ دی ماه ١٣٩۶

اتحادیه آزاد کارگران ایران: ضرب و جرح وحشیانه اسماعیل بخشی نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه

ضرب و جرح وحشیانه اسماعیل بخشی نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، صفوف ما کارگران را متحدتر و عزم مان را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود جزم تر خواهد کرد

عصر امروز در حالیکه اسماعیل بخشی از نماینده های کارگران شرکت نیشکر هفت تپه طبق معمول هر روز، حوالی ساعت پنج و نیم عصر از  سرویس کارخانه پیاده شده و در حال عزیمت به منزل خود بود توسط سرنشینان  نقابدار  دو ماشین پژو و سمند با قمه مورد حمله قرار گرفت.

در پی این حمله  و ایستادگی جسورانه اسماعیل در مقابل حمله کنندگان،  بلافاصله اهالی محل متوجه حمله به او شده و به کمک اسماعیل شتافتند اما حمله کنندگان با شلیک یک تیر هوائی موفق به فرار از محل شدند.

این تعرض وحشیانه و خونین به اسماعیل بخشی، در حالی صورت گرفت که این نماینده سازش ناپذیر کارگران شرکت نیشکر هفت تپه علیرغم تهدید مستقیمی که سه روز پیش از سوی یکی از سهامداران کارخانه شده بود صبح امروز طی سخنان پر شور و قاطعانه ای در تجمع اعتراضی کارگران، با اشاره به بردگی تحمیل شده بر هزاران کارگر شرکت نیشکر هفت تپه، همکاران خود را  به ایستادگی در مقابل دسیسه های کارفرما فراخواند.

بنا بر اظهار کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، طرح بکارگیری تعدادی اراذل و اوباش از سوی کارفرما علیه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه از اعتصاب شش روزه آنان در آذر ماه سالجاری مطرح بوده است و حمله وحشیانه امروز به اسماعیل بخشی مسئله ای نبوده است که کارفرما حتی در صدد پنهان کردن آن باشد.

اما امروز باند مافیائی حاکم بر شرکت نیشکر هفت تپه با گسیل عده ای اراذل و اوباش مسلح به سلاح سرد و گرم و تعرض خونین به اسماعیل بخشی، برگ دیگری از ماهیت پشت پرده خصوصی سازی در ایران را به نمایش گذاشت و نشان داد مافیای قدرت در ایران با درماندگی در مقابل مبارزات متحدانه کارگران، در صدد بکار گیری زبونانه ترین شکلی از ایجاد رعب و وحشت در میان کارگران برای غارت و چپاول ثروتهای اجتماعی همچون شرکت نیشکر هفت تپه است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران، دوشادوش کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، حمله به اسماعیل بخشی را قویا محکوم میکند و یقین دارد چنین تعرضی به یک نماینده کارگری، نه تنها خللی در اراده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در مبارزه برای دستیابی به مطالباتشان وارد نخواهد کرد بلکه صفوف آنان و طبقه کارگر ایران را در ابعادی سراسری فشرده تر از پیش خواهد نمود و عزم آنان را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود جزم تر خواهد کرد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٢۵ دی ماه ١٣٩۶

سه شنبه گذشته جمعی از کارگران خبازیهای سنندج مراتب اعتراضشان را نسبت به وضعیت نامناسب معیشتی خود، طی طوماری رو به استاندار کردستان نوشته و رونوشت آن را به برخی از نهادها و ارگانهای دولتی ذیربط در سنندج فرستادند.

یک نسخه از این طومار جهت انتشار به وب سایت ایلنا هم فرستاده شد که متاسفانه برخی از مطالب این طومار گویا به مذاق تعدادی از آقایان دولتی بویژه در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوش نیامده و مسئولین ایلنا به دور از اخلاق حرفه ای حرفه روزنامه نگاری اقدام به سانسور آن کردند که البته به دلیل سابقه طولانی سانسور در مطبوعات و رسانه های کشور، این اقدام خیلی تعجب برانگیز نبود.

حال به دلیل اینکه در ایران تریبونی وجود ندارد تا طبقه کارگر بتواند آزادانه حرفها، دردها و رنجهای خود را مطرح کند، بنده اقدام به انتشار متن کامل و بدون سانسور طومار اعتراضی جمعی از کارگران خبازیهای سنندج در صفحه فیسبوک خود، کردم.

در پایان ضمن محکوم نمودن اقدام مسئولین وب سایت ایلنا در حذف و سانسور بسیاری از مطالب طومار، بنده بعنوان یک شهروند ایرانی خواهان لغو سانسور سیستماتیک حاکم بر رسانه ها و مطبوعات کشور هستم.

یدی صمدی

گزارش

نقش و جایگاه دانشجویان در ادامه خیزش انقلابی مردم ایران

همراه با اکثریت مردم ایران که از چند هفته قبل همبسته و متحدانه علیه وضعیت ضدانسانی موجود و علیه جمهوری اسلامی ندای برابری، آزادی و رفاه همگانی سر داده اند، دانشجویان نیز در ابتدای شروع اعتراضات در تظاهرات در سطخح شهرها و در دانشگاه ها به سیل عظیم اعتراضات پیوستند.

پیوستن دانشجویان به اعتراضات گسترده مردم از دانشگاه تهران شروع شد؛ در چند دانشگاه بزرگ ازجمله خوارزمی، شریف و بهشتی منجر به سازماندهی و تشکیل حلقه های اولیه اعتراضی گردید و با توجه به تاریخچه فعالیت دانشجویان که همیشه رادیکالیسم، سکولاریزم، مدرنیسم و نقد طبقاتی و چپ از مشخصه اصلی آن بوده و هست، حاکمیت در همان ابتدای شروع اعتراضات در سراسر کشور، دانشجویان در دانشگاه تهران را سرکوب و اقدام به بازداشت وسیع فعالین دانشجویی در سطح کشور نمود، با گاز اشک آور و نیروی نظامی به دانشگاه تهران یورش برد و به ضرب و شتم دانشجویان پرداخت. به گواه شاهدان عینی این یورش تمام مختصات یک صحنه عملیات جنگی را دارا بود. در همان روزهای اول اقدام به دستگیری بیش از ١٠٠ فعال دانشجو در دانشگاههای کشور توسط نهادهای امنیتی-اطلاعاتی شد و تهدید و تشدید فشار بر دانشجویان قوت گرفت و تا هم کنون ادامه دارد و جو امنیتی شدید بر دانشگاههای کشور و عمدتا دانشگاههای بزرگ همچنان حاکم است.

سرکوب دانشجویان گواه بر واهمه و نگرانی شدید جمهوری اسلامی به پتانسیل و نقش آفرینی مؤثر و وسیع فعالین دانشجویی در جامعه ایران دارد که در سه حوزه، آگاهی از مختصات جنبشهای اعتراضی، انسجام و اتحاد فعالین دانشجویی و تأثیر و نفوذ دانشجویان در رادیکالیزه کرده سیاسی اعتراضات و نیز سازماندهی و پیشبرد جنبشهای اعتراضی جامعه جایگاه و پایگاه خود را مستحکم بنا نهاده است.

در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی یکی از پاشنه های آشیل خود را انسجام و فعالیت سراسری و سازمانیافته دانشجویان میداند، بصورت گسترده اقدام به تهدید و بازداشت و شکنجه دانشجویان نموده است. و اما تلاش برای آزادی دانشجویان بازداشت شده و سایر بازداشت شده گان و زندانیان سیاسی و شکستن فضای تهدید و فشار بر فعالین دانشجویی در اولویت قرار دارد و از روشهای مختلف علیه این تعرضات به فعالین اعتراض میشود که مطمعنا فعالین و بدنه دانشجویی در این مهم نقش اساسی تری ایفا میکنند. لذا میتوان با تجمع و تحصن و عدم حضور در کلاسها فراخوان اعتراض داده، و دانشجویان بصورت سراسری اعتصاب کنند و تا آزادی دانشجویان بازداشت شده مطالبه و اعتراضاشان را ادامه دهند.

بدون شک برافراشته نگه داشتن مطالبات انسان محورانه، رادیکال، انقلابی، عدالتخواهانه، سکولاریستی، مدرن و نیز اتحاد و سازمانیابی و هم صدایی همه ما در هر حوزه و بخشی از جامعه برای پیشبرد هدف اصلیمان که همانا آزادی، برابری، رفاه و رهایی از جمهوری اسلامی و سرمایه داری میباشد بسیار حیاتی است و باعث شکستن هرچه سریعتر جمهوری اسلامی خواهد شد. در این روند دانشجویان و مشخصا فعالین دانشجویی چپ و سازمانده نقش تعیین کننده و حیاتی دارند.

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد مبارزات حق طلبانه دانشجویان و مردم ایران

زنده باد آزادی، برابری و زنده باد سوسیالیسم

سازمان جوانان کمونیست

٣٠ دی ١٣٩۶

٢٠ ژانویه ٢٠١٨

پیامگیر تلگرام: @sjktamas

خانه‌نشینیِ کارگرانِ از کار افتاده

ماده ٧٠ قانون تامین اجتماعی در ارتباط با از موضوع کارافتادگی، همه چیز را برعهده کمیسیون پزشکی گذاشته‌است تا درباره میزان ازکارافتادگی و کامل یا جزئیِ بودن آن تصمیم‌گیری کند اما در موارد بسیاری کارگران از رای نهایی کمیسیون‌های پزشکی رضایت ندارند.

نامش کمال فیضی است. اهل و ساکن مریوان در استان کردستان. او رانندهٔ ماشین سنگینِ نفت‌کش است. به قول خودش زمانی رانندهٔ ماشین سنگینِ نفت‌کش بوده‌است، اما حالا از کارافتاده و زمین‌گیر است:

«داشتم بار نفت رو از عراق به بندر امام می‌بردم که از مقابل، یک تریلی به سمت نفت‌کش منحرف شد. ماشین را کشاندم سمت خاکی اما وقتی برگشتم، یک کامیون ده‌ تُن با سرعت از روبرو می‌آمد؛ در آن لحظه هیچ چیز نفهمیدم. بعد از حادثه به کما رفتم. یک هفته بعد، وقتی به هوش آمدم، کشکک پای چپم خورد شده بود و دیگر نمی‌توانستم رانندگی کنم. حالا بیش از یک سال است که از کار افتاده‌ام. پای چپم بی‌حرکت مانده‌است. با این وجود، برایم فقط ۴٠ درصد از کارافتادگی درنظر گرفته‌اند. با هفت سال سابقه بیمه‌پردازی، کمتر از ٢٠٠ هزار تومان غرامتِ از کارافتادگی می‌گیرم؛ دقیقا ١٩٣ هزار تومان….»

او که حرفه‌ای به جز رانندگی بلد نیست، پدر سه فرزند است. سه دختر قد و نیم قد دارد که به شدت نگران آینده آنهاست و بیش از یک سال است که دوندگی می‌کند اما به جایی نرسیده.

آقا کمال می‌گوید: از همه مسئولان فقط یک سوال دارم؛ خداوکیلی پای یک راننده در این مملکت فقط ۴٠ درصد می‌ارزد؟ ١٩٣ هزار تومان؟ من که غیر از رانندگی کار دیگری از پسم برنمی‌آید؛ با پای فلج، چطور رانندگی کنم؟ مگر از کارافتادگی کامل چه معنایی دارد؟ همین خانه‌نشینی‌ست دیگر…. چطور توقع دارند با ماهی ١٩٣ هزار تومان، زندگی خودم و چهار سر عائله را تامین کنم؟ در مملکتی که حقوق بعضی‌ها از بیت‌المال از صدمیلیون تومان هم بیشتر است، نصیبِ منِ شهروندِ آسیب‌دیده فقط باید ١٩٣ هزارتومان باشد؟ این عدالت است؟!

روایت دوم: انگشتان قطع شده

اباذر محسنی، کارگری اهل شهرستان خمینِ استان اصفهان است که به علت بیکاری در شهرستان خود، سال‌ها پیش برای کار به یک کارخانه فرش‌بافی واقع در شهرستان آران و بیدگل در شمال اصفهان رفته بود. ٣١ فرودین ماه سال ١٣٨۶ حین کار با دستگاه برش فرشی که روی آن حفاظ‌های فاصله کارگر تا محدوده خطر نصب نشده بود، دستش زیر تیغه‌ای رفت که فرش را برش می‌زد.

او در این حادثه سه انگشت دست راستش را از دست داد و بعد از حادثه به علت شکایت از کارفرما، از کار بیکار شد. غفلت کارفرما از نصب حفاظ روی دستگاه برش فرش، شرایطی را پیش آورد که دست راست اباذر دچار از کارافتادگی کامل شد و در نتیجه، زندگی او برای همیشه تحت‌الشعاع تجهیز نبودن ابزار کارش قرار گرفت.

دیه

به او نیز فقط ۴٠ درصد از کارافتادگی تعلق گرفت با غرامت ماهانه‌ای کمتر از ٢٠٠ هزار تومان شاید همان ١٩٣ هزار تومان. درحالی‌که این کارگر فرشباف نیز برای امرار معاش با سه انگشت قطع شده، هیچ راهی ندارد. زندگی او هم به طور کامل مختل شده. خرج خانواده چند نفره را این‌گونه تامین می‌کند: غرامت ٢٠٠ هزار تومانی و یارانه دولت و کمک‌هایی که از این‌طرف و آن‌طرف می‌رسد؛ همین…..

قوانین تامین اجتماعی؛ کمیسیون پزشکی و کارگران ناراضی

در ارتباط با از کارافتادگی، ماده ٧٠ قانون تامین اجتماعی همه چیز را برعهده کمیسیون پزشکی گذاشته‌است. کمیسیون پزشکی که مرکب از چهار پزشک است، در ارتباط با از کارافتادگی کامل یا از کارافتادگی جزئیِ کارگر حادثه دیده تصمیم‌گیری می‌کند. تنها در صورتی که براساس نظر کمیسیون، رای به از کارافتادگی کاملِ کارگر داده شود، مستمری کامل به او تعلق خواهد گرفت.

براساس این قانون، چنانچه میزان کاهش قدرت کار بیمه شده بین ٣٣ تا ۶۶ درصد و به علت حادثه ناشی از کار باشد، از کارافتاده جزئی شناخته می‌شود.

همچنین اگر درجه کاهش قدرت کار بیمه شده بین ١٠ تا ٣٣ درصد و موجب آن حادثه ناشی از کار باشد، استحقاق دریافت غرامت نقص مقطوع را خواهد داشت.

و هرگاه درجه کاهش قدرت کار بیمه شده ۶۶ درصد و بیشتر باشد از کارافتاده کلی شناخته می‌شود. بیمه شده‌ای که در اثر حادثه ناشی از کار یا بیماری حرفه‌ای از کارافتاده کلی شناخته شود، بدون درنظر گرفتن مدت پرداخت حق بیمه، استحقاق دریافت مستمری از کارافتادگی کلی ناشی از کار را خواهد داشت.

همانطور که در متن قانون آمده، همه چیز بستگی به «میزان کاهش قدرت کار بیمه‌شده» دارد و در صورتی که قدرت کار بیمه‌شده بیش از ۶۶ درصد کاهش پیدا کند، بایستی او را از کارافتاده کلی در نظر گرفت و طبعا به او مستمری کامل تعلق می‌گیرد. حال پرسش اساسی اینجاست که آیا راننده‌ای که پای چپش کاملا بی‌حرکت است و پس از چند بار مراجعه به پزشکان متخصص مشخص شده که هیچ راهی برای مداوا وجود ندارد، کاهش قدرت کار او بیشتر از ۶۶ درصد نیست؟ نباید از کارافتاده کامل تلقی شود؟ یا کارگر فرشبافی که انگشتان دست ندارد و بسیاری موارد مشابه دیگر. با این حساب با چه استدلالی، کمیسیون پزشکی استان کردستان برای کمال فیضی فقط ۴٠ درصد از کارافتادگی در نظر گرفته‌است؟ چرا او فقط ماهی ١٩٣ هزارتومان به عنوان غرامت دریافت می‌کند؟ چه فرقی است میان حادثه‌دیدگی در صنایعی که در آن‌ها کار‌شناسان ایمنی مستقر هستند با حادثه‌دیدن کارگرانی که برای خودشان یا در کارگاه‌های کوچک مشغول به کارند؟

شهرام غریب (کار‌شناس ارشد ایمنی و بهداشت کار) در ارتباط با روندی که پس از حادثه‌دیدگی کارگر در صنعت طی می‌شود؛ می‌گوید: در این زمینه یکسری قوانین وجود دارد. ما کار‌شناسان ایمنی بعد از اینکه کارگری دچار حادثه شد، دو گزارش حادثه تنظیم می‌کنیم. گزارش حادثه اولیه و گزارش حادثه نهایی. این گزارش‌ها به کمیسیون‌های پزشکی داده می‌شود و در آنجا درصد از کارافتادگی مشخص می‌شود.

وی تاکید می‌کند: در این گزارش‌ها، براساس یکسری جداول مشخص، تعداد روز کاری از دست رفته کارگرِ حادثه‌دیده مشخص می‌شود. برای نمونه اگر کارگری حین کار دچار شکستگی دست شود، کار‌شناس ایمنی براساس جداول، تعیین می‌کند که کارگر چند روز کاری را قرار است از دست بدهد و طبیعی‌ست که کمیسیون پزشکی این گزارش‌ها را مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌دهد.

این کار‌شناس ایمنی در ادامه می‌گوید: درست است که در کمیسیون‌های پزشکی، گزارش‌های فنی را می‌خوانند؛ اما جداول مخصوص به خود را هم دارند. اما قضیه در مورد کارگری که برای خودش کار می‌کند یا در کارگاه خانگی و کوچکی که فاقد کار‌شناس ایمنی است، مشغول به کار است فرق می‌کند. در آنجا گزارش‌های حادثهٔ تنظیم‌شده توسط کار‌شناس ایمنی وجود ندارد و کار کاملا برعهده کمیسیون پزشکی است.

طبیعی‌ست که حادثه‌دیدگی کارگر در بازار کار فعلی، امری دور از ذهن نیست؛ چه محل کار، یک کارگاه صنعتیِ بزرگ و ملزم به رعایت ایمنی و استقرار کار‌شناس باشد و چه بیمه شده خویش‌فرما باشد یا در یک کارگاه کوچک کار کند. اما این سوال همواره مطرح است که کمیسیون‌های پزشکی با چه مکانیسمی در موارد مختلف درصد «کاهش قدرت کار بیمه‌شده» را تعیین می‌کنند که نتیجه‌اش نارضایتی کارگرانی از قبیل کمال فیضی است؟ چرا در شرایطی که قوانین به اندازه کافی صراحت دارد، باید این تصور در ذهن کارگر به وجود بیاید، که در حق او اجحاف شده‌ است و در ‌‌نهایت، چرا زمین‌گیر شدن و خانه نشینی، از کارافتادگی کامل تلقی نمی‌شود؟/ایلنا

گزارش: نسرین هزاره ‌مقدم

طومار کارگران نانوایی‌های استان کردستان برای افزایش دستمزد،تشکل یابی مستقل و سخت و زیان‌آورمحسوب شدن کارشان

جمعی از کارگران نانوایی‌های استان کردستان با امضای طوماری خطاب به استانداری کردستان، خواهان افزایش دستمزد،تشکل یابی مستقل و سخت و زیان‌آورمحسوب شدن کارشان شدند.

دراین طوماری که ٣٠دی ماه رسانه ای شد، آمده است:

 سال‌هاست ما کارگران خباز از افزایش دستمزدهایمان برابر با قانون بی‌بهره بوده‌ایم، هرچند دستمزدهای به اصطلاح قانونی هم دردی از رنج‌های ما کارگران نمی‌کاهد؛ اما همین حداقل‌های بخور و نمیر قانونی هم برای ما کارگران خباز، اعمال نمی‌شود. دلیل عدم افزایش چندین ساله دستمزد ما کارگران، حاکم بودن عرفی غیرقانونی در تعیین دستمزد ما کارگران است و آن منوط کردن افزایش دستمزدها به افزایش نرخ نان است که عملی کاملا غیرقانونی تلقی می‌شود. افزایش نیافتن چندین ساله دستمزد ما کارگران معیشت‌مان را سخت به مخاطره انداخته؛ به نحوی که دریافتی یک کارگر خباز ماهیانه به طور میانگین ٧٠٠ الی ٨٠٠ هزار تومان است که با کسر هزینه‌های یک کارگر در کارگاه خبازی از قبیل سهم بیمه ماهیانه کارگر، هزینه یک وعده غذا، هزینه ایاب و ذهاب کارگر و … چیزی از آن باقی نمی‌ماند؛ عمق فاجعه زمانی نمایان‌تر می‌گردد که ما کارگران بایستی با این مبلغ ناچیز هزینه مسکن، درمان، آموزش، خوراک، پوشاک، قبوض آب، برق، گاز، تلفن و … که در این روزها با وجود گرانی و تورم لگام گیسخته سر به فلک کشیده را پرداخت نماییم، در این حال و با داشتن چنین درآمدی، حتی قادر به تامین ابتدایی‌ترین نیازهای‌مان نیستیم، نیازهایی که دیگر برای ما کارگران به کالای لوکس مبدل گشته است.

نمایندگان‌مان بارها و بارها شما را مطلع کرده‌اند که کار در کارگاه خبازی جزو مشاغل سخت و زیان‌آور می‌باشد و می‌بایست کارگران شاغل در این حرفه از بازنشستگی پیش از موعد بهره‌مند شوند، اما متاسفانه تنها شاطر و نان درآر به دلیل ارتباط مستقیم با گرما، این قانون برایشان اعمال می‌گردد، در حالی که مشاغل وابری، چونه‌گیری و خمیرگیری به دلیل ایستادن کارگر به‌طور ثابت برای ساعت‌های طولانی از لحاظ سخت و زیان‌آور بودن از شاطری و نان درآری کمتر نمی‌باشد؛ به طوری که این کارگران در معرض بیماری‌هایی از قیبل واریس، دیسک کمر و … قرار دارند؛ همچنین به دلیل ریزگردهای آرد در فضای کارگاه خبازی بسیاری از کارگران خباز به بیماری تنگی نفس و آسم مبتلا شده‌اند اما کمیته سخت و زیان‌آور تا به حال به این خواسته به حق رای منفی داده است.

خواسته های ما کارگران خباز امضا کننده این طومار:

١.  در اسرع وقت موضوع عدم افزایش چندین ساله دستمزدهای‌مان رفع شده و از این به بعد ما کارگران خباز می‌خواهیم برابر قانون هر ساله از افزایش دستمزد بهره‌مند شویم و این عرف غیرقانونی که افزایش دستمزد کارگر خباز را به افزایش نرخ نان منوط کرده‌اند، برچیده شود؛ چون به زعم ما قرار افزایش نرخ نان که در برنامه بودجه سال ٩٧ تعریف شده در راستای اهداف سیاسی و اقتصادی دولت و به نفع شریک اجتماعی‌شان (کارفرمایان) می‌باشد، نه در راستای رفاه اجتماعی طبقه کارگر.

٢- تمامی کارگران شاغل در کارگاه‌های خبازی به دلایلی که شرح آن داده می‌شد، می‌بایست کار آنها سخت و زیان‌آور تلقی شده و همه آنان از بازنشستگی پیش از موعد بهره‌مند گردند.

٣- خواستار آزادی کنش صنفی و  امکان تشکل‌یابی مستقل کارگران خبازهستیم.

احضار تعدادی از فعالین کارگری به بازپرسی شعبه چهارم  دادگاه انقلاب سنندج

بر اساس خبر دریافتی، طی روزهای گذشته از طرف شعبه چهارم دادگاه انقلاب سنندج  تعدادی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری و اتحادیه آزاد کارگران ایران از طرف شعبه چهارم دادگاه انقلاب سنندج  احضار شدند.

غالب حسینی، خالد حسینی، مظفر صالح نیا، شریف ساعد پناه، حبیب الله کریمی از فعالین کارگری هستند که طی احضاریه  کتبی در روز ١۴/١١/٩۶ به دادگاه سنندج احضار شده اند. اتهام این فعالین شرکت در مراسم  نوروز ٩۶ می باشد. لازم به ذکر است که طی ماه های گذشته، حدود هشتاد نفر در ارتباط با برگزاری مراسم نوروز ٩۶ در سنندج، احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.

ما هر گونه احضار، بازجویی و بارداشت فعالین کارگری را به بهانه های واهی امنیتی محکوم می کنیم و خواستار منع تعقیب فعالین کارگری و دیگر فعالین اجتماعی هستیم.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری – ٣٠ دی ماه ١٣٩۶

اسماعیل عبدی معلم زندانی پس از چند روز مر خصی به زندان باز گشت

این معلم زندانی که برای چند روز مرخصی آمده بود در مراجعه به پزشک معالج خود مشخص شد که ناراحتی ریه اش جدی است وباید تحت درمان قرار گیرد . اما به رغم گفته پزشکان که باید در خارج زندان در مان شود به زندان باز گردانده شد.

برگرفته از کانال تلگرام کانون مدافعان حقوق کارگر

عدم پرداخت ١٠ماه حقوق کارگران مجتمع فولاد نطنز

تهدید به اخراج کارگران برای جلوگیری ازتجمعات اعتراضی

همسر یکی از کارگران مجتمع فولاد نطنز در فضای مجازی در پیامی خطاب به استاندار و مسئولان شهرستانی چنین نوشت: شمای مسئولی که به هر صورت زورتان به رئیس کارخانه فولاد نمی رسد، تو را به خدا تکانی به خودتان بدهید و خود را جای ما بگذارید، ١٠ ماه حقوق عقب افتاده داریم حقوقی هم که می دهند را نصف می کنند، نیمش را مثلا امروز و نیمی از آن را هر وقت دلشان خواست می دهند، ناهار و شام هم به گردن کارگران افتاده است، آخر گناه آن ها چیست که تا این حد شرمنده زن و بچه شده اند تاکی باید صلواتی کارکنند، شما مسئولید و در دنیا و آخرت باید جوابگو باشید.

درادامه اعتراضات آذرماه*،حدود یک ماه قبل عرصه بر کارگران مجتمع فولاد نطنز چنان تنگ آمد که تصمیم بر تجمع در مقابل فرمانداری گرفته شد، اما با ترفندهای گوناگون از طرف مدیران مجتمع، این تجمع هم به ضرب زور، وعده و تهدید به اخراج هم که شده بود صورت نگرفت و در قبال آن وعده یک هفته ای برای پرداخت حقوق ها به کارگران داده شد که این وعده هم عملی نشد.

عدم پرداخت ٣ماه حقوق کارگران کارخانه چوب وکاغذ مازندران

٣ماه حقوق کارگران کارخانه چوب وکاغذ مازندران واقع در ساری،کیلومتر ١٢ جاده ساری- سمنان پرداخت نشده است.

روزدوم بهمن ٩۶ حساب بانکی شرکت چوب وکاغذ هم توسط اداره دارایی مسدودشد وبدینترتیب پرداخت حقوق کارگران کارخانه چوب وکاغذ مازندران درهاله ای از ابهام قرارگرفت.

عدم پرداخت١١ماه مطالبات پرستاران استان فارس

١١ماه مطالبات پرستاران استان فارس پرداخت نشده است.

براساس گزارشی که ٢بهمن رسانه ای شد،مسئول مدیریت خدمات پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شیراز وعده پرداخت یک ماه از معوقات پرستاران استان فارس را به مناسبت روز پرستار،داد.

عدم پرداخت ٢ماه حقوق٢هزار کارگر حفاری شمال

حقوق ماه های آذر ودی ٢هزار کارگر حفاری شمال پرداخت نشده است.

براساس گزارش منتشره، کارگران شرکت حفاری شمال می‌گویند علیرغم به پایان رسیدن دی ماه، هنوز تکلیف مطالبات آذرماه مشخص نشده‌است.

به گفته آنها، بیش از دو هزار کارگر حفاری شمال بعد از دریافت دستمزد آبان ماه، هیچ دریافتی مزدی نداشته‌اند و از بابت شرایط پیش آمده نگران هستند.

یکی از این کارگران می‌گوید: هم کارگران عملیاتی و هم کارگران ستادی نگرانند. از یک طرف دستمزد هیچکدام از کارگران پرداخت نشده و از طرف دیگر باتوجه به انجام اصلاح ساختار و تغییرات مدیریتی شرکت، سردرگمی آنها افزایش یافته‌است.

به گفته این کارگر، پرسنل حفاری شمال نمی‌دانند چه زمانی و چه مبلغی قرار است به آنها بابت دستمزد پرداخت شود و این سردرگمی، مشکلات آنها را تشدید کرده‌است.

عدم پرداخت ماه ها حقوق راننده‌های اتوبوسرانی آبادان

پرداخت دستمزد حدود ١۵۵ کارگر اتوبوسرانی آبادان در استان خوزستان دستکم تا پنج ماه به تاخیر افتاده است.

پرداخت دستمزد حدود ١٢٠ کارگر پیمانی اتوبوسرانی شهر آبادان، دست‌کم برای مدت ۵ ماه به تاخیر افتاده‌ است. حدود ٣۵ کارگر رسمی دیگر هم که در بخش اداری این مجموعه مشغول‌ به کار هستند، دوماه معوقات مزدی دارند.

این کارگران پیمانکاری که در حرفه‌هایی همچون رانندگی، تعمیرات موتوری و ستادی مشغول کارند، بابت مطالبات ماه‌های شهریور، مهر، آبان، آذر و دی ماه سال جاری طلبکارند و هنوز عیدی سال ٩۵ خود را دریافت نکرده‌اند.

این کارگران خواستار مستقیم شدن قراردادهای شغلی خود و برداشته شدن پیمانکار هستند و می‌گویند؛ در ساختار کنونی بخشی از درآمدهای آن‌ها درحالی به پیمانکار اختصاص پیدا می‌کند که مالکیت تمام خودرو‌ها و وظیفه تامین تمامی هزینه‌های مربوط به آن‌ها برعهده سازمان اتوبوسرانی آبادان است.

کارگران پیمانکاری اتوبوسرانی آبادان خواهان آن هستند تا مانند همکاران رسمی خود به صورت قرارداد مستقیم همکاری خود را با این شرکت ادامه دهند و بتوانند از مزایا‌ی ویژه‌ای همانند پاداش، حق طرح طبقه‌بندی مشاغل و…. برخوردار شوند.

احضار مجدد داود رضوی به شعبه ٣۶تجدید نظر در چهارم بهمن

علی رغم اینکه پیش از این دادگاه تجدید نظر داود رضوی برگزار شده اما مجددا برای روز چهارم بهمن به شعبه ٣۶ تجدید نظر دادگاه انقلاب احضار شده است!

داود رضوی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد مجددا برای روز چهارم بهمن به شعبه ٣۶ تجدید نظر دادگاه انقلاب احضار شد. پیش از این در همین پرونده روز سیزدهم آبان دادگاه تجدید نظر برای ایشان برگزار شده بود.

داود رضوی و ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکا کارگران شرکت واحد دو روز پیش از روز جهانی کارگر سال ١٣٩۴ نیمه های شب هر یک بطور جداگانه در منزل شان دستگیر و پس از ٢٢ روز بازداشت موقت با قرار کفالت صد میلیون تومانی آزاد شدند.

شعبه ٢۶ دادگاه بدوی انقلاب رضوی را به پنج سال و مددی را پنج سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. بازداشت این دو تن برای جلوگیری از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر توسط سندیکا در میان رانندگان شرکت واحد صورت گرفته است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

احضار نجیبه صالح زاده به دادگستری شهرستان سقز

امروز یکشنبه مورخ ١/١١/٩۶ شعبه سوم دادیاری دادگستری شهرستان سقز طی یک تماس تلفنی نجیبه صالح زاده را احضار و طی ابلاغیه شماره ٩۶١٠١٠٨٧۴١٧٠٢١٩٧ به ایشان ابلاغ شده که ظرف مهلت ۵ روز خود را به همان شعبه معرفی کند.

علت حضور: در خصوص گزارش اداره اطلاعات شهرستان سقز علیه شما ظرف مهلت مقرر جهت ادای توضیح در این شعبه حاضر شوید.

پیام مهدی توپچی پس از آزادی

رفقا و دوستان!

حمایت‌های گرم و صمیمانه‌ی شما در روزهایی که من و دوستان دیگر بازداشت بودیم، دلیل اصلی آزادی ماست. این را به خوبی هر ناظرِ آگاهی می‌تواند تایید کند. در این ٣ هفته سراسر جهان شاهد همبستگی نیروهایی بود که نسبت به فقر و فاقه‌ی ناشی از نظم سرمایه‌داری معترض بودند و این‌بار برای آزادی اسرای خود به میدان آمدند. فریادهای شما، اعتراضاتتان، طنین رسای بانگ برابری‌خواهانه‌ی شما، موجی از شور را در همگان ایجاد کرد و من نیز به عنوان کسی که در زندان بود، با شنیدن طنین این صداها قوتِ قلب بیشتری برای مقاومت پیدا کردم.

رفقا!

بدون شما و بدون همبستگی ما با هم، سرمایه‌داران هرروزه زندگی ما را به نکبت بیشتری خواهند کشید و همه‌ی ما می‌دانیم که چاره‌ی مقابله با این نظام استثمارگر، تنها و تنها با همبستگی جهانی نیروهای مترقی ممکن است. حالا با آزادی بیشتر دانشجویان، باید چاره‌ای برای رفعِ اسارت از دیگر بازداشتی‌ها در تمام ایران و کل زندانیان سیاسی اندیشید؛ چرا که اسرای هر جنبش، سمبل پیکاری بی‌امان هستند و خاری در چشم سرمایه داران.

به سهم خود از همه شما ممنونم، به من روحیه و اعتماد‌به‌نفس دادید. امید که این رویه تا محو استثمار و استبداد ادامه یابد.به تمامی سندیکاها و نهادهای کارگری، آزادیخواهان، معلمان و فعالانی که در این مدت از من(مهدی توپچی) و دیگر زندانیان خیزش دی‌ماه حمایت کردند.

طوماراعتراضی جمعی از معلمان مشهد نسبت به عدم پرداخت مطالباتشان

جمعی از معلمان مشهد دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان طوماری را خطاب رئیس آموزش و پرورش ناحیه یک مشهد امضا وبه اداره آموزش و پرورش ارسال کردند.

بنابه گزارشی که ١بهمن رسانه ای شد،این معلمان گفتند:مطالبات پرداخت نشده مربوط به حق‌التدریس و پرداخت‌های امتحاناتِ سال جاری و سال قبل است که علیرغم پیگیری‌ها هنوز به حساب معلمان واریز نشده‌ است.

این معلمان می‌گویند: چهار ماه از سال تحصیلی جدید گذشته اما ما هنوز مطالبات مزدی مربوط به سال تحصیلی گذشته را دریافت نکرده‌ایم.

در طوماری که معلمان مشهد امضا کرده‌اند، آمده است که حق اعتراض به دیوان عدالت برای معلمان محفوظ است.

محمد حبیبی / فعال صنفی معلمان

این تصویر یک زن است .یک معلم یک بازنشسته که سی سال درس داد بی انکه لحظه ای نا امید شود.درس می داد ،رنج می کشید و دل خوش بود به خنده های کودکانی که قد می کشیدند و می آموختند .

این تصویر یک زن است .یک معلم ،یک بازنشسته که سالهای بازنشستگی اش ، به جای فراغت و آسایش در تجمعات اعتراضی گذشت .می آمد ،می ایستاد ، دوشادوش همکارانش ،صدایش را بلند می کرد تا شاید گوش شنوایی باشد.

این تصویر یک زن است.یک معلم ،یک بازنشسته که حالا دیگر نیست.نیست تا اعتراض کند و دردش را فریاد زند. آن زن مُرد با یک بیماری خاص.بایک بی رضایتی تمام.آنگونه که تصویرش نشان می دهد.بیماری او مرض همه ی مردمان این سرزمین است.درد تبعیض و بی عدالتی .

او مُرد و پاسخ اعتراضش در همه این سالها چیزی جز مرگ نبود.مرگی در سکوت .چیزی که در انتظار همه ی ماست .

بین المللی

عربستان سعودی – زنان برای اولین بار وارد استادیوم ورزشی شدند

در اتفاقی تاریخی برای زنان عربستان، آنها برای اولین بار توانستند به طور رسمی با حضور در استادیوم‌ ورزشی شاهد یک مسابقه فوتبال حرفه‌ای باشند.

تصاویر متعدد در شبکه‌های اجتماعی پخش شده که نشان می‌دهد زنان برای ورود به استادیوم صف کشیده‌اند.

طبق تغییرات اخیر در عربستان ، زنان بدون همراهی مردان خانواده می‌توانند وارد استادیوم‌های ورزشی شوند.

روز شنبه ١٣ ژانویه، از گروهی از زنان برای تماشای مسابقه فوتبال در شهر جده دعوت شده و روز پنجشنبه هفته آینده هم مسابقه دیگری در شهر دمام برگزار می‌شود و مسئولان برگزاری آن گفته‌اند از حضور زنان تماشاچی استقبال می‌کنند.

علاوه بر این، به زودی اولین مسابقه اسکواش زنان در عربستان برگزار خواهد شد.

در ماه‌های اخیر، مقامات سعودی یک رشته اصلاحات را در زمینه حقوق و شرایط زنان به اجرا گذاشته‌اند. ولیعهد عربستان گفته ‌است که جوانان که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، خواستار تغییرات اجتماعی هستند.

 

یونان – اعتصاب کارگران در اعتراض به سیاستهای نئو لیبرالی دولت

اتحادیه های کارگری یونان در اعتراض به احتمال تصویب لایحه سیاستهای نئولیبرالی دولت این کشور در پارلمان اعتصاب کردند. به گزارش خبرگزاری رویترز کشتی‌ها همچنان در بندر لنگر انداخته اند و متروی پایتخت – آتن – نیز روز جمعه مختل شد زیرا یونانی‌ها در حال اعتصاب بیست و چهار ساعته علیه سیاستهای نئولیبرالی هستند که پارلمان این کشور قرار است در ازای دریافت کمک‌های مالی بیشتر، تصویب کند. همچنین قرار است محدودیت‌هایی در زمینه حق اعتصاب کردن اعمال شود.
در نخستین اقدام صنعتی قابل توجه در سال دو هزار و هجده، تعطیلی متروی آتن – که حدود یک میلیون نفر روزانه از آم استفاده می‌کنند – سبب ایجاد مشکل در روند رفت و آمد در این شهر سه میلیون و هشتصد هزار نفری شد. کارگران کشتی‌ها و پزشکان در بیمارستان‌های دولتی نیز دست از کار کشیده اند.  این لایحه که قرار است پارلمان یونان در روز پانزدهم ژانویه آن را تصویب کند، شامل اجرای اصلاحاتی می‌شود که سبب کاهش مزایای خانواده‌ها می‌شود و درخواست برای اعتصاب را از سوی اتحادیه‌ها دشوار می‌کند. این لایحه سبب خشمگین شدن کارگران یونانی شده است که به طور منظم در اعتصاب‌ها شرکت می‌کنند و می‌گویند حقوق کارگران از بین رفته است. وام دهندگان بین المللی یونان امیدوارند این قانون جدید اعتصاب سبب محدود شدن تعداد دفعات برگزاری اعتصاب و بهبود تولید در این کشور شود. عصر روز پنجشنبه١١ ژانویه ، اعضای جبهه شبه نظامیان کارگری مسیر ورودی به وزارت دارایی این کشور را ساعت‌ها مسدود کرد. نیکوس پاپاجورجیوس عضو این جبهه که کارمند یک هتل است، گفت: دولت در تلاش برای از بین بردن حق کارگران در برگزاری اعتصاب و ساکت کردن کارگران است.

تونس – اعتراضات گسترده ضدّ دولتی

شهر تونس، پایتخت، در چند روز گذشته شاهد تجمع‌ها و تظاهرات‌های مختلفی بوده که شعار اصلی آنها اعتراض به نابسامانی وضع اقتصادی است.

این اعتراض‌ها که هفته گذشته ابتدا به صورت مسالمت‌آمیز آغاز شد از روز دوشنبه ٨ ژانویه رنگ و بوی خشونت به خود گرفت و طی سه شب به بازداشت بیش از ۶٠٠ تظاهرات‌کننده منجر شد.

خلیفه شیبان، وزیر کشور تونس روز پنجشنبه یازدهم ژانویه به رسانه‌های این کشور گفت تنها در جریان اعتراض های روز چهارشنبه ١٠ ژانویه بیش از ٣٠٠ نفر بازداشت شده‌اند.

دولت تونس معترضان را به آتش‌زدن خودروهای پلیس، حمله به فروشگاه‌ها و مراکز خرید و مسدود کردن خیابان‌ها متهم کرده است.

خبرگزاری رویترز گزارش کرده در پی شکل‌گیری اعتراضات در چند شهر تونس، نیروهای ارتش برای در دست گرفتن اوضاع وارد شهر تاله در نزدیکی مرز این کشور با الجزایر شده‌اند.

در پی این گزارش‌ها، وزیر دفاع تونس هم گفته نیروهای ارتش این کشور از شب چهارشنبه١٠ ژانویه حفاظت از ساختمان‌های دولتی، بانک‌ها و ادارات پست و اماکن عمومی را در چند شهر اصلی این کشور در دست گرفته‌اند.

همزمان معترضان هم پلیس را به استفاده از خشونت علیه تجمع‌کنندگان متهم کرده‌اند.

یکی از معترضان می‌ گوید: “این اعتراض‌ها به علت افزایش هزینه‌های زندگی و وضع معیشتی مردم شکل گرفته است. همه چیز گران شده به غیر از دستمزدها. برای همین هم مردم نسبت به افزایش دوباره قیمت‌ها معترض‌اند.”

خواسته اصلی معترضان اختصاص بودجه‌های حمایتی بیشتر از اقشار محروم در بودجه سال ٢٠١٨ عنوان شده است.

این اعتراض‌ها به ویژه پس از اعلام تصمیم دولت برای افزایش مالیات‌ها شدت گرفت.

در همین حال، بهای برخی از اقلام ضروری، مواد غذایی و مالیات بر واردات هم در سال جدید میلادی افزایش یافته است.

نابسامانی اقتصادی در سال ٢٠١١ منجر به قیام عمومی شد و زین العابدین بن علی، رئیس‌جمهور وقت را پس از ٢۵ سال حکومت، ناچار به ترک قدرت و فرار از تونس کرد.

پس از آن قیام تونس الهام‌بخش سایر کشورها شد و جنبشی به نام بهار عربی را در کشورهایی چون لیبی و مصر به راه انداخت که دامنه آن سپس به سوریه، بحرین و یمن رسید.

 

 

بریتانیا – درخواست یک مدرسه ابتدایی برای ممنوعیت حجاب و روزه

یکی از مدارس ابتدایی بریتانیا از دولت این کشور خواست در قبال استفاده دانش آموزان دختر از پوشش حجاب و روزه گیری آنها در ماه رمضان موضعی سرسختانه اتخاذ کند.

مدرسه سینت استفن در منطقه نیوهام در شرق لندن یکی از اولین مدارس بریتانیا بود که در سال ٢٠١۶ میلادی پوشش حجاب برای دانش آموزان دختر زیر هشت سال را ممنوع کرد. این مدرسه همچنین مقررات سختگیرانه ای برای روزه گیری دانش آموزان وضع کرده است.

اکثر دانش آموزان این مدرسه اصالت هندی، پاکستانی و یا بنگلادشی دارند. نینا لال، مدیر مدرسه سینت استفن که خود نیز اصالتا هندی است از دولت بریتانیا خواسته است دستورالعمل مشخصی برای پوشش حجاب و روزه گیری دانش آموزان تدوین کند تا مدارس با اعتراض والدین دانش آموزان روبرو نشوند.

مسئولان مدرسه سینت استفن در گفتگو با روزنامه “ساندی تایمز “تاکید کرده اند که تنها چند خانواده از سختگیری آنها برای پوشش حجاب و روزه گیری دانش آموزان انتقاد کرده اند و در مقابل خیلی‌ از آنها از موضع گیری مدرسه در این مورد ابراز خرسندی کرده اند.

مدرسه سینت استفن در ماه نوامبر سال ٢٠١٧ از نظر کیفیت آموزش در صدر فهرست بهترین مدارس ابتدایی انگلستان در روزنامه “ساندی تایمز” قرار گرفته بود.

 

نوشتن نظر



HOME