اخبار کارگری-بخش ایران:  نسان نودینیان بخش بین المللی داوود رفاهی

اخبار کارگری

بخش ایران:  نسان نودینیان

بخش بین المللی داوود رفاهی

٢٢ آبان؛ تجمع بیکارشدگان جایگاه‌های سوختِ اهواز برای چهارمین بار در ماه جاری  مقابل استانداری خوزستان.

این کارکنان که پس از واگذاری جایگاه‌های سوخت به بخش خصوصی بیکار شده اند؛ بارها با خواسته بازگشت به کار، تجمعات اعتراضی برگزار کرده‌اند. در ماه جاری، این چهارمین بار است که اخراجی‌های جایگاه‌های سوخت تجمع اعتراضی برگزار می‌کنند. یکی از تجمع‌کنندگان در این رابطه می‌گوید: چند ده نفر هستیم که علیرغم این که بین ده تا هجده سال سابقه کار داریم، بیکار شده‌ایم؛ مراجعات مکرر به شرکت ملی فرآورده‌های نفتی و مراجع و نهادهای بالاتر از جمله استانداری نیز تا کنون نتیجه‌بخش نبوده‌است.

٢٢ آبان، تجمع بازنشستگان خراسان برای پیگیری خواستهایشان

روز ٢٢ آبان بازنشستگان فرهنگی، پرستار، کشوری، لشگری برای پیگیری خواستهایشان مقابل استانداری خراسان تجمع کرده و با شعاردادن خواستهایشان را فریاد زدند. در ایتدا این تجمع بازنشستگان به جانباختگان زلزله غرب کشور تسلیت گفتند.

تجمع بازنشستگان فولاد مقابل کانون نشاط اصفهان

فردا ٢٢ آبان بازنشستگان تهران، البرز و شهرهای اقماری در میابل دفتر روحانی تجمع خواهند داشت

جمعی از بازنشستگان فولاد برای پیگیری خواستهایشان فردا ٢٢ آبان به تهران می آیند

روز ٢١ ابان بازنشستگان فولاد در اصفهان مقابل دفتر بازنشستگان در خیان نشاط تجمع کردند. علت اصلی اعلام فیش حقوق و سطح نازل آنها، طلب حقوق آبانماه و مشکلات زیستی آنهاست. روز٢٢ مهر جمعی از بازنشستگان فولاد برای پیگیری خواستها به نمایندگی از سوی همکارانشان عازم تهران شده و در آنجا تجمع خواهند کرد.

تجمع کارگران ایران پوپلین مقابل درب کارخانه

جمعی از کارگران باقیمانده کارخانه ایران پوپلین رشت، صبح (٢٠ آبان) با تجمع مقابل درب ورودی این واحد صنعتی تجمع اعتراضی برپا کردند. این کارگران که تعدادشان  به ٣١۴ نفر گزارش شده است علت اصلی برگزاری این تجمع را اعتراض به عملکرد سهامداران عمده کارخانه عنوان کردند. در عین حال این کارگران به پرداخت نشدن  حداقل دو ماه دستمزد  وچندین ماه حق بیمه نیز اعتراض دارند.

پیام تسلیت سندیکا و انجمن صنفی کارگران واستادکاران ساختمانی مریوان وسرواباد

تسلیت به همه ای کارگران و خانوادهایشان

تسلیت به تمامی انسان‌هایی که هرگز از این خاک‌، از امنیت، از رفاه و یک زندگی شایسته‌ سهمی نبردند. تسلیت به کسانی که با دست‌های زخمی‌اشان خانه‌های بزرگ و امن بنا می‌کنند و خود در ناامن‌ترین خانه‌ و آلونک‌ها از سلیمانیه گرفته تا کرمانشاه و سرپل ذهاب و کردستان زندگی می‌کنند. کسایی که می‌سازند و می‌سازند و ‌می‌سازند و شب با قلب‌های ترسیده‌اشان به خواب می‌روند.

٢٢ آبان: تجمع اعتراضی بازنشستگان فولاد در اصفهان در مقابل استانداری

حقوق ماهیانه حق مسلم ماست

این کارگران روز قبل در مقابل دفتر بازنشستگی در خیابان نشاط تجمع داشتند. علت اصلی این اعتراضات عدم پرداخت بموقع حقوقها و سطح نازل آنها، و مشکلات زیستی آنهاست. در روز٢٢ مهر قرار بود که جمعی از بازنشستگان فولاد برای پیگیری خواستها به نمایندگی از سوی همکارانشان عازم تهران شوند.

٢٢ آبان، تجمع اعتراضی بازنشستگان در مقابل دفتر روحانی

یک اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه

همطرازی یکساله این بهترین راه کاره

فریاد، فریاد از اینهمه بیداد

حقوق ما ریالیه ، هزینه ها دلاریه

معیشت، منزلت، حق مسلم ماست

تبعیض تاکی؟

تا حق خود نگیریم از پا نمی نشینیم

روز ٢٢ آبان بازنشستگان بنا بر قراری قبلی در مقابل دفتر روحانی در تهران تجمع کردند.

بازنشستگان تهران و البرز و شهرهای اقماری در ادامه اعتراضاتشان و بنا بر قراری از قبل اعلام شده برای پیگیری خواستهای خود از ساعت ده صبح روز ٢٢ آبان مقابل دفتر روحانی تجمع کردند. در بیانیه فراخوان به مناسبت این روز بازنشستگان اعلام کرده بودند که بارها و بارها مذاکره داشته اند و جوابی نگرفته اند و با اشاره به اینکه بودجه دولت در آذر ماه به مجلس اسلامی داده می شود و قانون مدیریت خدمات کشوری قرار بوده در شهریور ماه برای دائمی شدن به مجلس برود و هنوز این اتفاق نیافتاده است و با وجود اینکه قرار بوده ردیف بودجه ای برای بازنشستگان در نظر گرفته شود، و مبلغ در نظر گرفته شده همان ٣۴٠٠ میلیارد اندک است که پاسخگویی نیازهای آنها نیست، در مقابل دفتر روحانی تجمع کرده و پیگیر خواستهایشان خواهند شد.

بازنشستگان در تجمعات با شکوه قبلی خود در مرداد، شهریور، مهر و آخرین تجمعشان در هشتم آبانماه و سه روز تحصن ٩، ١٠ و ١١ آبانماه امسالشان نیز با شعارهای پرشور خود، خواستهایشان را اعلام کردند. افزایش حقوقها به میزان ۴ میلیون تومان، رفع تبعیض ها و همطرازی حقوقها و درمان رایگان و داشتن یک زندگی انسانی، خواستهای فوری بازنشستگان است. اعتراض خود را به فقر، تبعیض و نابرابری، اختلاس ها اعلام کردند. شعارهای اعتراضی بازنشستگان بر پلاکاردهای آنها نیز نقش بسته است. و اینها همه خواستهای کل جامعه است. شعارهایی که در اعتراضات بخش های مختلف جامعه فریاد زده میشود و سراسری شده است. از مبارزات بازنشستگان وسیعا حمایت کنیم. اخبار این مبارزات را رسانه ای کنیم.

شهلا دانشفر

٢٢ آبان: تجمع اعتراضی بازنشستگان فولاد در اصفهان در مقابل استانداری

حقوق ماهیانه حق مسلم ماست

این کارگران روز قبل در مقابل دفتر بازنشستگی در خیابان نشاط تجمع داشتند. علت اصلی این اعتراضات عدم پرداخت بموقع حقوقها و سطح نازل آنها، و مشکلات زیستی آنهاست. در روز٢٢ مهر قرار بود که جمعی از بازنشستگان فولاد برای پیگیری خواستها به نمایندگی از سوی همکارانشان عازم تهران شوند.

تجمع بازنشستگان فولاد مقابل کانون نشاط اصفهان

امروز یکشنبه ٢١ آبان بازنشستگان فولاد در اصفهان مقابل دفتر بازنشستگان در خیاباان نشاط تجمع کردند. علت اصلی اعلام فیش حقوق و سطح نازل آنها، طلب حقوق آبانماه و مشکلات زیستی آنهاست. روز دوشنبه ٢٢ مهر جمعی از بازنشستگان فولاد از تهران، البرز و برخی دیگر از شهرها برای پیگیری خواستها به نمایندگی از سوی همکارانشان عازم تهران شده و در مقابل دفتر روحانی تجمع خواهند کرد.

 

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه قطران زرند.

صبح یک‌شنبه٢١آبان‌ماه٩۶ صدها تن از کارگران کارخانه قطران زرند در اعتراض به پرداخت نشدن بیمه تامین اجتماعی و عدم رعایت عرف کارگاه دست به تجمع زدند.

 

تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته کیان تایر در مقابل وزارت صنعت و معدن

اتحادیه آزاد کارگران ایران : امروز ساعت ده صبح چهار شنبه ١٧ آبان  ماه تعدادی از کارگران بازنشسته کیان تایر  به نمایندگی از ۵٠٠ نفر ازآنان ، در اعتراض به عدم وصول کامل حق سنوات خود در مقابل وزارت صنعت و معدن دست به تجمع اعتراضی زدند

بازنشستگان در اعتراض به اینکه سالهاست در پی عدم پرداخت کامل مطالبه خود با  کارفرمای شرکت درگیر هستند و ادامه این شرایط برایشان غیر قابل تحمل است ،در مذاکرات خود با مسئولین وزارت صنعت و معدن که حدود دوساعت به طول انجامید خواهان جلسه ایی برای حل این معضل با حضور  وزیر صنعت و معدن در شرکت کیان تایر شدند

در این مذاکرات که چند نفراز کارگران بازنشسته به نمایندگی از طرف تجمع کنندگان حضور داشتند، مسئله واگذاری کامل سهام شرکت به  بانک سپه (که خود از بزرگترین طلبکاران شرکت میباشد)از طرف مسئولان وزارت مطرح شد

طبق خبرهای رسیده این تجمع در ساعت حدود یک بعد از ظهر با وعده ی بررسی مشکلات طرح شده در هفته ی آینده از جانب وزارت صنعت و معدن و پیگیری و تاکید کارگران بر تجمع اعتراضی قدرتمندتر در صورت محقق نشدن وعده مسئولین ، به اتمام رسید

اتحادیه آزاد کارگران ایران

١٧ آبان ٩۶

 

اعتصاب کارکنان شهرداری اندیمشک وارد روز دوم شد.

این کارگران به عدم پرداخت ١۴ ماه حقوق خود اعتراض دارند.

 

٢٠آبان‌: تجمع کارگران شهرداری اندیمشک در اعتراض به عدم دریافت ١۴ماه حقوق مقابل شهرداری

کارگران بنری به همراه داشتند که روی‌ آن نوشته شده بود: «١۴ماه حقوق طلب داریم ١۴ماه گرسنگی

 

تجمع اعتراضی بازنشستگان صنعت فولاد در تهران مقابل وزارت کار و در خوزستان مقابل استاندارینسبت به عدم پرداخت مطالبات

روز ١۶ آبان جمعی از کارگران بازنشسته صنعت فولاد به نمایندگی از ٩٠ هزار بازنشسته فولاد جلوی وزارت کار و تامین اجتماعی در تهران تجمع کردن

روز ١۴ آبان جمعی از بازنشستگان صنعت فولاد در خوزستان، دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل استانداری تجمع کردند. مدت هاست که بازنشستگان فولاد و مستمری بگیران صندوق بازنشستگی فولاد ایران، هر ماه برای طلب حقوق و معوقات خود، دست به تجمعات اعتراضی مختلفی می زنند.این بازنشستگان خواهان پرداخت بموقع حقوق خود، پرداخت مطالبات از سال ٩١ و اجرای تبصره ۵ ماده ١٠٩هستند.

تجمع کارگران فاز ١۴ پارس جنوبی در اعتراض به دیرکردِ مزد

صبح روز ١۶ آبان حدود ۵٠ نفر از کارگران فاز ١۴ پارس جنوبی در اعتراض به ماهها تاخیر در پرداخت مطالبات، در محوطه کارگاه تجمع کردند. دستمزد این کارگران از خردادماه پرداخت نشده‌است و مراجعات آنها به دفتر کارفرما تا کنون نتیجه نداده‌است.

این کارگران می‌گویند تاخیر در پرداخت دستمزدها در پروژه‌های پارس جنوبی، امری متداول است؛ این کارگران از خرداد ماه حقوق نگرفته‌اند. از قرار معلوم، کارگران معترض طرف قرارداد با یک شرکت پیمانکاری هستند که محل کار آنها در کنگان واقع است.

اهواز تجمع اعتراضی کارگران شهرداری اهواز

روز دوشنبه ١۵آبان ٩۶، شصت و پنج نفر از کارگران شهرداری اهواز در اعتراض به اخراجشان تجمع اعتراضی کردند.

تجمع اعتراضی آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی استان مازندران با خواست استخدام خود

آموزش دهندگان نهضت سواد آموزی استان مازندران مقابل استانداری سازی حضور وزیر کشور برای معارفه استاندار جدید را به صحنه اعتراض خود تبدیل کردند.

استاندار در حلقه اعتراض کارگران مرز باشماق

بدنبال اعتراضات کارگران مرز باشماق مریوان بهمن مرادنیا ظهر روز ١۶ آبان در جریان بازدید از این مرز رسمی وعده حل یک ماهه مشکلات کارگران را داد. قضیه از این قرار است که صبح روز ١۴ آبان کارگران مرز باشماق در اعتراض به عملکرد شرکت انبارهای عمومی تجمع کردند. این شرکت تعهد داشته در ازای کسر مبلغی از دستمزد کارگران، به آنها خدماتی همچون سرویس بهداشتی و جای خواب ارائه دهد که تا کنون در انجام آن تعلل کرده و کارگران با مشکلات بسیاری مواجه هستند.این کارگران خواستار بیمه ، ایجاد سایبان ، ساخته شدن امکانات بهداشتی و رفاهی درمحل و پرداخت بموقع حقوقهایشان هستند. بنا بر خبر ها شرکت متولی انبار‌های عمومی مرز باشماق، ٢ ماه پیش متعهد شده بود تا چهاردهم آبان امسال این امکانات را برای کارگران فراهم کند که تاکنون اقدامی انجام نشده است. در عکس العمل به تجمع روز ١۴ آبان اعلام شد که برای رسیدگی به مشکلات کارگران روز ١۵ آبان جلسه ای با حضورکارگران و مسئولان، جلسه‌ای در فرمانداری مریوان برگزار شود.

در انبار‌های عمومی مرز رسمی باشماق مریوان کالا‌های وارداتی و صادراتی که بین دو گمرک ایران و عراق مبادله می‌شود نگهداری یا بارگیری می‌شود. در مرز رسمی باشماق مریوان سالانه حدود بیست میلیارد دلار کالا بین ایران و عراق مبادله می‌شود.

اعتصاب کارگران نیروگاه سیکل ترکیبی شیروان

١۵ آبان: روز سوم اعتصاب کارگران نیروگاه سیکل ترکیبی شیروان در اعتراض به شرایط کاری و حقوق عقب افتاده. این کارگران از تیر ماه به بعد حقوق نگرفته اند.

تجمع اعتراضی کارگران شاغل در واحد خدمات شهرداری

١۴ آبان: تجمع اعتراضی کارگران شاغل در واحد خدمات شهرداری آبادان در اعتراض به تعویق ۶ ماه دستمزد خود

تجمع اعتراضی کارگران شرکت هنرآوران آبادان

١۴ آبان: تجمع اعتراضی کارگران شرکت هنرآوران آبادان که در شرکت پالایش نفت آبادان مشغول در اعتراض به پرداخت نشدن ٢٨ماه حقوق و مزایای خود مقابل سازمان منطقه آزاد اروند .

 

تجمع اعتراضی بازنشستگان صنعت فولاد

تجمع اعتراضی بازنشستگان صنعت فولاد نسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل استانداری خوزستان

١۴ آبان: جمعی از بازنشستگان صنعت فولاد،دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل استانداری خوزستان،تجمع کردند. مدت هاست که بازنشستگان فولاد و مستمری بگیران صندوق بازنشستگی فولاد ایران، هر ماه برای طلب حقوق و معوقات خود، دست به تجمعات اعتراضی مختلفی می زنند.این بازنشستگان خواهان پرداخت بموقع حقوق خود، پرداخت مطالبات از سال ٩١ و اجرای تبصره ۵ ماده ١٠٩هستند.

 

اعتراض کارکنان شهرداری سروآباد

١۵ آبان:اعتراض کارکنان شهرداری سروآباد بدلیل عدم پرداخت بیش از هفت ماە حقوق و دو سال و نیم اضافە کاری در مقابل ساختمان شهرداری سرواباد

کارگران

محمود صالحی باید به فوریت  آزاد شود

محمود صالحی فعال باسابقه کارگری که بیشتر عمر  خود را  در دفاع از حقوق کارگران و ستم‌کشان گذرانده، اکنون مدتی است به عنوان زندانی بر روی تخت بیمارستان در غل و زنجیر است، روشی غیرانسانی و به جامانده از سبعیت دوران بردگی؛ و طبق آخرین اخبار قرار است با همین وضعیت دوباره به زندان منتقل شود درحالی که پزشک قانونی خواهان انتقال وی به بیمارستانی مجهزتر برای  ادامه درمان است.

او که در سال‌های گذشته تلاش خود را برای ایجاد تشکل های کارگری و دفاع از حقوق کارگران لحظه ای متوقف نکرده بود با جسمی رنجور مورد خشم و کینه سرمایه داری حاکم بر ایران  قرار گرفته و در یک پرونده ساختگی ابتدا به ٩ سال زندان و سپس به یک سال محکوم شده است.

حکم این فعال باسابقه جنبش کارگری ایران  در حالی به اجرا در آمده  که وی مجبور است هفته ای دوبار دیالیز شود. کلیه های محمود بر اثر زندانی شدن‌های مکرر و عدم رسیدگی های درمانی لازم از کار افتاده و علاوه بر این دچار بیماری حاد قلبی نیز شده است.

سرمایه داری حاکم بر ایران  گمان می کند با به زنجیر کشیدن محمود صالحی، زندانی کردن رضا شهابی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، مختار اسدی و محسن عمرانی و … ، احضار برای اجرای حکم جعفر عظیم زاده، علی نجاتی، علیرضا ثقفی، حکم شلاق برای شاپور احسانی راد، احضار داوود رضوی، ابراهیم مددی برای حضور  در دادگاه و … می‌تواند جلوی فعالیت های فعالان کارگری و اجتماعی را سد نماید و زحمتکشان را از مبارزه برای دست یابی به حقوق  انسانی شان باز دارد.

اما بدون تردید تداوم چنین سیاست‌هایی، ما تشکل‌های مستقل کارگری و طبقه کارگر ایران را بیش از پیش به صحنه مبارزه علیه ستم و بی عدالتی خواهد کشاند.

آزادی فوری و بی قید و شرط محمود صالحی خواست فوری امضاکنندگان این بیانیه است و ما با هشدار نسبت به وضعیت وخیم جسمانی این فعال برجسته جنبش کارگری ایران، بدین وسیله عواقب ناشی از وارد شدن هرگونه لطمات جسمانی به او را متوجه بالاترین مقامات قضائی و اجرائی کشور می‌دانیم.

١٩ آبان ١٣٩۶

اتحادیه آزاد کارگران ایران

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

سندیکای نقاشان البرز

کانون مدافعان حقوق کارگر

کمیته پیگیری  ایجاد تشکل های کارگری

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

پروین محمدی:محمود صالحی را با نیروی قدرتمند اجتماعی طبقه کارگر آزاد کنیم

محمود صالحی یکی از رهبران کارگری را در حالی به بند کشیده اند که کلیه هایش بعلت عوارض زندان های گذشته، هر هفته باید دیالیز می شد، قلبش نیز نیاز به عمل داشت، طبق همه حقوق و کنوانسیون های جهانی نباید او را به حبس بکشانند و در زندان نگه دارند، اما اختلاس گران، سرمایه داران و دزدان حاکم ،کینه او را به دل گرفتند زیرا محمود صالحی فریاد مقاومت و مطالبات کارگران بود .

محمود اهل سازش و مماشات و معامله بر سر حقوق و خواسته های کارگران نیست، محمود فقط حرف نمی زند اهل عمل و حرکت و جنبش است و این چنین بود که محمود صالحی خار چشم و استخوان در گلوی حاکمان شد.

 همین جاست که پیوند ناگسستنی بین مطالبات کارگران و آزادی محمود صالحی ایجاد می شود بنابراین امروز باید طبقه کارگر با همه توان و نیروی قدرتمند خود برای آزادی محمود صالحی به میدان بیاید و نگذارند سرنوشت ستار بهشتی، شاهرخ زمانی و محمد جراحی بار دیگر تکرار شود

میدانیم امروز خطر مرگ محمود صالحی را تهدید می کند محمود هرگز پا پس نمی گذارد، او تا پای جان ایستاده است از این روست که باید کارگران با اتحاد و همبستگی و نیروی توانمند خود چنان عرصه را بر زندانبانان حقوق و مطالبات شان تنگ کنند و هزینه حبس محمود را در زندان برای حاکمین چنان سنگین کنند تا هر چه زودتر آزادی محمود صالحی را جشن بگیرند در این این روزها با وجود پیشروی جنبش اعتراضی در جامعه، ما کارگران باید بتوانیم با نیروی خودمان محمود صالحی را از زندان آزاد کنیم    ١٩     آبان ٩۶

بازداشت و حبس محمود صالحی را قویاً محکوم میکنیم.

بدنبال موج بازداشت های اخیر فعالین کارگری در آستانه روند تعیین حداقل دستمزد و برای ایجاد فضای سرکوب و رعب در مقابل اعتراضات و اعتصابات گسترده کارگری، محمود صالحی، فعال کارگری از مقابل درب بیمارستانی که برای مداوا مراجعه کرده بود ،توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان مرکزی سقز منتقل گردید.

هم اکنون نیز بعلت عارضه قلبی از زندان به یک بیمارستان اعزام گردیده است.

ما دستگیری این کارگر مبارز را که بیماری اش ناشی از سالها تحمل زندان در گذشته و بی توجهی مسئولین در مداوایش بوده است را بشدت محکوم میکنیم و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط ایشان ودیگر کارگران و فعالین کارگری هستیم ….سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه…مورخ…١۵/٨/١٣٩۶..خورشیدی

                     

تداوم بازی با جان محمود صالحی را تحمل نخواهیم کرد

جعفر عظیم زاده:

جان محمود صالحی بشدت در خطر است. علاوه بر بیماری حاد کلیوی، محمود دچار بیماری خطرناک قلبی است. بطوریکه به فاصله شش روز پس از بازداشت در زندان دچار حمله قلبی شد و به بیمارستان منتقل گردید. اما بر خلاف همه موازین پزشکی و انسانی، محمود را به عنوان یک بیمار قلبی بستری شده در بخش سی سی یو با غل و زنجیر مورد مراقبتهای پزشکی قرار دادند و علیرغم تاکید پزشکان بیمارستان و گزارش پزشکی قانونی در مورد وضعیت خطیر محمود، او را پس از ٩ روز بار دیگر به زندان باز گرداندند.

بازی بسیار خطرناک با جان محمود صالحی و به غل و زنجیر کشیدن او به عنوان یک بیمار قلبی در بخش سی سی یو یک اتفاق و یا عملی خودسرانه از سوی بخشی از قوه قضائیه و نهادهای امنیتی در شهرستان سقز نیست، بلکه نمایش عریانی از سرکوب سیستماتیک و شقاوت علیه حق خواهی ما کارگران توسط سرمایه داری حاکم بر ایران است که هر روزه در اشکال مختلفی از سرکوب خشونت بار کارگران هپکو و آذرآب تا احضارهای دسته جمعی و تعقیب قضائی کارگران نیشکر هفت تپه، صدور حکم شلاق بر علیه فعالان کارگری و به زندان انداختن چهره های سرشناس جنبش کارگری و معلمان، تا ضرب و شتم دست فروشان و به گلوله بستن کولبران و گسترش بی سابقه کودکان کار و تجاوز به آنها و… در جای جای کشور جاری است.

امروز سرمایه داری حاکم بر ایران بی هیچ لفافه و پرده پوشی با عریان ترین شکلی از بربریت و غارت و چپاول دسترنج کارگران و اندوخته های ناچیز صدها هزار نفر از مردم زحمتکش کشور و تحمیل بالاترین درجه از استیصال و درماندگی به میلیونها خانواده کارگری برای گذران زندگی در مقابل ما کارگران و مردم زحمت کش ایران شمشیر از نیام بر کشیده و بی هیچ شرمی، کارگران گرسنه ای را که ماهها حقوق نگرفته اند آماج ضربات باتوم قرار میدهد، فوج فوج گارد ویژه علیه آنان اعزام میکند و یکی از محبوب ترین چهره های جنبش کارگری ایران را در مقابل چشمان ما مردم ایران و جهانیان در بخش سی سی یو به زنجیر میکشد، ادامه درمان او را متوقف میکند و شرم و ابائی نیز از نمایش چنین صحنه هایی از شقاوت و بربریت ندارد.

اما چیزی که در میان برای ما کارگران و مردم زحمتکش ایران روشن و برای اقلیتی صاحب قدرت که سر در توبره چپاول و غارتگری فرو برده و پشت خود را به قدرت سرکوب لم داده اند ناروشن است فوران خشم میلیونی کارگران، معلمان و عموم توده های زحمتکش مردم ایران است که با تداوم وضعیت موجود سر بر خواهد آورد.

محمود صالحی باید به فوریت و بی هیچ قید و شرطی آزاد شود. ما به نوبه خود در اتحادیه آزاد کارگران ایران، تداوم بازی با جان محمود صالحی را تحمل نخواهیم کرد و در صورت دوام شرایطی که هم اکنون به این فعال برجسته جنبش کارگری ایران تحمیل شده است دامنه اعتراضات خود را گسترش خواهیم داد.

رضا رشیدی

زنده باد جوانان بندر کنگان

طی هفته گذشته جمعی از جوانان بندر کنگان اقدام به راه اندازی کمپینی در اعتراض به بیکاری دست زدند

شهر کنگان  واقع در جنوب ایران بیش از ٩٠ هزارنفر جمعیت دارد . با وجود مراکز تولیدی چون پروژه های پالایشگاهی، هزاران کارگر بیکاردر ناامن ترین شرایط اقتصادی و اجتماعی زندگی میکنند.

 محل اجرای پروژه های پالایشگاهی پارس جنوبی ( منطقه پارس ٢ ) که وسعت آن دو برابر منطقه پارس یک جنوبی است و در ١٠ کیلومتری بندر کنگان قرار دارد. ایجاد کمپین بیکاران وایجاد تشکل بیکاران متعاقب آن ، با وجود میلیونها کارگر بیکار،یک ضرورت بسیار حیاتی و مهم در زندگی هر کارگر بیکار است. میلیونها کارگر بیکار در اقصا نقاط ایران به دلایل متفاوتی یا از کار اخراج شده و یا تا کنون با حاکمیت جمهوری اسلامی و سرمایه داران ریز ودرشت پاسدار و آخوند و آقازاده  فرصت اشتغال پیدا نکرده اند’.

کورش پرند معاون وزیر کار با ارائه گزارشی از وضعیت  اشتغال جوانان تحصیل کرده صحبت کرده وگفته ،” بیش از ۴٠درصد بیکاران تحصیلات دانشگاهی دارند و مدرک گرایی و داشتن مدرک دانشگاهی  توقع جوانان را بالا برده است وآنها تن به هر کاری نمی دهند ،همچنین گفته است ۶٣ میلیون نفر جمعیت در سن کار در کشور وجود دارد که از این تعداد ٢٣ میلیون نفر فعال و ۴٠ میلیون  غیر فعال هستند که این در آمار مربوط به بیکاری ١١ درصدی مطرح نشده است.”

در کشوری که میلیاردها دلار سود  توسط مردم کارکن تولید می شود ودولت سرمایه داری و سرمایه داران و  غیر دولتی و پاسداران و آخوندها و آقازاده هایشان به جیب می زنند،مردم کارکن باکمترین امکانات زیستی ومعیشتی روزگار می گذرانند.

کمتر خانواده  بیکار را میتوان یافت با وجود کار اکثریت اعضائ خانواده ازطریق  مسافرکشی یا دست فروشی و کارهای بشدت سخت و تن فرسا و نا امن بتوانند زندگیشان را تامین کنند ،

بیکارسازیهای وسیع نه تنها جسم وجان میلیونها کارگر بیکار را به خطر انداخته بلکه کارگران شاغل هم دستمزدهاشان چندین برابر زیر خط فقر است و  در اکثر مراکز تولیدی خدماتی آن دستمزد ناچیز هم ماهها به تاخیر می افتد و پرداخت نمی شود و کارگران بیکار تهدیدی از جانب سرمایه داری بالای سر کارگر شاغل ،که اگر اعتراض کنند میلیونها جایگزین دارند ، واز طرف دیگر سرکوب و زندان و شلاق جواب کارگر شاغل و بی کار است و ضرورت اتحاد و ایجاد تشکل بیکاران  برای مقابله با وضع موجود  تنها راه خلاصی از شر نکبت فقر و نداری و ناامنی شغلی است

زنده باد جوانان بیکار شهر کنگان که با وجود این همه تهدید اقدام به ایجاد کمپین برای اعتراض به بیکاری دست زدند. ایده کمپین علیه بیکاری باید با سرعت در بین سایر بیکاران  شهر های کوچک و بزرگ تبلیغ و ترویج شود ،باید ضرورت آن را همه گانی کرد ،با کمک مدیای اجتماعی چون تلگرام ،اینستاگرام،تویتر و هر امکان دیگری که سراغ داریم اقدام به ایجاد کمپین علیه بیکاری دست زد و تشکل بیکاران را متعاقب  آن ،با پوست و گوشت گرفت کمپین ،و ایجاد توازن قوای مناسب اعلام کرد و اقدام به تجمع اعتراضی کرد،. کارگر بیکار نه دستمزدی دارد که قطع شود نه در جایی اشتغال دارد که تهدید به اخراج شود در عین حال با اتحاد و هم دلی میتوان حتا در مراکز  تولیدی و خدماتی جلو اخراجها را گرفت ،خواهان پرداخت دستمزدها و افزایش دستمزدها به بالای خط فقر شد.

ما میتوانیم باید متحد شویم ،خانوادههایمان بخش مهمی از نیروی ما هستند ،باید در هر تصمیم و اعتراض آنها را با خود همراه کنیم ،همراه شدن خانواده هایمان به ما اعتماد بنفس و قدرت بیشتری میدهد .

پیش  به سوی ایجاد تشکل بیکاران

زنده باد اتحاد کارگری

رضا رشیدی   فعال کارگری

صدیق عزیزی نماینده کارگران فولاد زاگرس بر اثر تصادف جان باخت

بامداد امروز صدیق عزیزی از نمایندگان مقاوم و پرشور کارگران فولاد زاگرس (قروه کردستان) در مسیر قروه به تهران در نزدیکی شهر ساوه بر اثر تصادفی خونین جان باخت. در نتیجه این تصادف همسر او نیز به کما رفت و دو دختر خردسالش نجات پیدا کردند.

صدیق همچون دهها کارگر فولاد زاگرس بدنبال تعطیلی این کارخانه که با کمک و راهنمائی های مسئولین وزارت کار به کارفرما صورت گرفت آواره تهران شد و در یک شرکت خدماتی مشغول بکار بود.

صدیق پیشاپیش همکارانش بطور بی وقفه ای بمدت سه سال با جسارتی ستودنی برای جلوگیری از تعطیلی کارخانه جنگید. او در جریان این مبارزات هیچگاه دچار توهم در مورد تشکلهای دست ساز کارگری نشد و اتحادیه آزاد کارگران ایران نقطه رجوعش برای پیشبرد قوی تر مبارزات شان برای بازگشت بکار بود که سرانجام به رای بازگشت بکار آنان نیز منجر شد. اما مسئولین وزارت کار در تبانی با کارفرما مسیر انحلال کارخانه را بطور غیر قانونی در پیش گرفتند و نهایتا بیش از سیصد کارگر فولاد زاگرس بیکار و دهها نفر از آنها آواره تهران و شهرهای دیگر شدند و صدیق عزیزی در نتیجه تحمیل چنین شرایطی از سوی وزارت کار دولت روحانی به کارگران فولاد زاگرس، ساعت ۴ بامداد امروز در حالیکه در مسیر بازگشت از قروه به تهران بر سرکارش بود جان باخت.

صدیق فقط یار و یاور پر صلابت همکاران خود نبود. او در جریان بازداشت جعفر عظیم زاده، او را نیز تنها نگذاشت و خانواده وی را علیرغم تنگدستی ناشی از بیکاری مورد حمایت مالی قرار داد.

صدیق عزیزی، قربانی تبانی مسئولین وزارت کار با کارفرمای فولاد زاگرس در تعطیلی کارخانه شد. او سازماندهی برجسته و جسور در اعتراضات و مبارزات کارگران فولاد زاگرس بود. وجود او به عنوان نماینده ای از نماینده های کارگران ایران، نقطه امیدی برای ما در چالشها و مبارزات پیش روی طبقه کارگر ایران بود.

ما صدیق را از دست دادیم. اما جای خالی اش را همیشه احساس خواهیم کرد و مصمم تر از همیشه به مبارزات خود برای رهائی از نکبت سرمایه ادامه خواهیم داد.

ما به صدیق عزیز بدرود میگوئیم و با تسلیت به خانواده او، کارگران فولاد زاگرس و یاران و دوستانش، آرزوی بهبودی همسر گرامی او را داریم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٢٠ آبانماه ١٣٩۶

بیانیه جمعی از کارگران و فعالین کارگری در محکومیت بازداشت فواد زندی

به دنبال تشدید فقر و بیکاری، دولت سرمایه داری ایران جهت برخورد با هر گونه اعتراض و نارضایتی از جانب طبقه کارگر و توده های محروم جامعه دست به اعمال فشاری مضاعف و دستگیری فعالین این جنبش نموده است.

در همین راستا، روز جمعه هفتم مهر ماه امسال مأموران لباس شخصی وزارت اطلاعات به شیوه ای بسیار زشت و به دور از شأن انسان با شکستن درب ورودی محل سکونت فعال صِدّیق کارگری فواد زندی، اقدام به دستگیری وی کردند. این ارگان بدون ارائه ی شواهد و مدارکی قانونی چهل و چهار روز ایشان را در حبس خود نگه داشته است و هنوز هم حاظر به پاسخ گویی نسبت به وضعیت نامبرده نمی باشد.

ما امضا کنندگان ذیل ضمن محکوم کردن هر گونه فشار بر طبقه ی کارگر و سرکوب فعالین کارگری، خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط فواد زندی و تمامی فعالین کارگری و اجتماعی از جمله محمود صالحی، رضا شهابی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، محمد نظری و سایرین هستیم.

١ـ توفیق سبحانی ٢- حبیب الله کریمی ٣- حامد محمدی ۴- سامران محمدی۵- شیرکو رستمی ۶- هوشنگ زمانی ٧- علی احمدی ٨- امیر فدوی ٩- رحمان رحیمی ١٠- عباس اندریاری ١١- لطف الله احمدی ١٢- فرهاد چتانی ١٣- مهری مرادی ١۴- شادمان بنی بشر ١۵- جبار قادری ١۶- محمد گویلیان ١٧- عزیز عزیزی ١٨- امجد ترکیبی ١٩- صلاح زمانی٢٠ بهزاد مرادی ٢١- غزال حسینی٢٢- امجد ساعدی ٢٣- طالب رسولی٢۴- رامین کریمی٢۵- فرهاد آذین٢۶- نادر آذین٢٧- رفیق کریمی٢٨- واحد محمدی ٢٩- اقبال لطیفی٣٠- جمال اسدی ٣١- حیدر آخته

٣٢- علی بهرامی ٣٣- سوسن رازانی٣۴- اقبال محمدرضایی٣۵- سرکو حسینی٣۶- خالد حسینی٣٧- فاروق گویلیان٣٨- عبدالله زمانی٣٩- زاهد مرادیان۴٠- یدالله قطبی۴١- فارس گویلیان۴٢- هیوا زمانی

۴٣- محمد عزیزی۴۴- فریبا رضایی۴۵- کژال نصراللهی۴۶- احسن وزیزی۴٧- آرمان محمدی۴٨- دلیر نصراللهی۴٩- غالب حسینی۵٠- جلیل محمدی۵١- صابر محمدی۵٢- بیژن رستمی۵٣- رحمت محمدی۵۴- هاشم رستمی۵۵- بهرام طاهری۵۶- بهزاد زمانی۵٧- کاوان کریمی۵٨- علی آزادی۵٩- سعید محمدی۶٠- فرامرز شریعتی۶١- رضا شریفه۶٢- گلباغ بهمنی۶٣- ایوب محمدی۶۴- عایشه اسدی۶۵- خلیل خسروی۶۶- علی اصغر مرادی۶٧- ویدا خسروی۶٨- ثریا امجدی۶٩- حبیب الله فاتحیان٧٠- صدیق محمودی٧١- چیمن محمدیان٧٢- فرح زندی٧٣- ریزان پسندی٧۴- بهار فتاحی

٧۵- نثار صادقی٧۶- ارمین شریفی٧٧- مرضیه عزیزی٧٨- کژال احمدی٧٩- نوشین محمدی٨٠- مستوره زمانی٨١- ارسلان کریمی٨٢- خبات صالحی٨٣- شهناز رضاقلی٨۴- آرمان نوری زاد٨۵- هیوا پیرحضری٨۶- لطف الله احمدی٨٧- گوهر ناصری٨٨- نقشین ناصری راد٨٩- پیام فتحی٩٠- وفا سعیدی٩١- ریبوار عبداللهی٩٢- موسی محمدی٩٣- آرمان سعیدی٩۴- آرام زندی٩۵- مریم میرکی٩۶- سامان میرکی٩٧- هاوژین لطفی٩٨- پیشکوت فاتحی٩٩- محمد غلامی١٠٠- ریبوار امرانی

١٠١- حسین علی کمانگر١٠٢- احمد سجادی١٠٣- سهیلا احمدی١٠۴- هیمن حاجی میرزایی١٠۵- موسی قمری١٠۶- سعید صوفی١٠٧- هدیه حسینی١٠٨- کاوه محمدی

نهادهای امنیتی باید دست از هرگونه تهدید و فشار و ارعاب علیه خانواده بهنام ابراهیم زاده بردارند.

بهنام ابراهیم زاده وبلاگ‌نویس، فعال کارگری و مدافع حقوق کودکان، از اعضای جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان و کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری، ٢٢ خرداد ٨٩ توسط نیروهای لباس شخصی در تهران بازداشت شد. او در ابتدا به ٢٠ سال حبس و در نهایت به ۵ سال حبس تعزیری محکوم گردید.

بهنام در طی سالهای زندان، علیرغم قرار داشتن تحت فشار شدید از سوی نهادهای امنیتی، لحظه‌ای از پای ننشست و سکوت نکرد. او داخل زندان بارها خود را مجبور به استفاده از روش اعتصاب غذا دید و در همان شرایط با تمام توان و با انتشار بیانیه و مطالب کارگری و حقوق بشری، همواره صدای کودکان، جوانان، زنان و کارگران بود.

بهنام ابراهیم زاده نمونه‌ای از فعالین سیاسی است که با وجود از دست دادن پس‌انداز سالها کار و زحمتش در طول تحمل ٨ سال حبس ظالمانه، منزل استیجاری، بیکاری و گرانی موجود و مشاغل موقت و پاره وقت، بعد از آزادی نیز در شرایطی که فرزندش نیما با بیماری سرطان دست به گریبان است و با وجود ١١ روز بازداشت مجدد به خاطر تجمع جلوی درب زندان رجایی شهر برای دفاع از زندانیان سیاسی در حال اعتصاب غذا، هرگز دست از فعالیت نکشید و همواره شجاعانه در دفاع از زندانیان سیاسی و غیر سیاسی در مقابل زندانبانان و مسولان رده بالای حکومتی ایستاد و با مبارزه‌ی بی‌وقفه، کل سیستم قضایی حکومت و رفتارهای وحشیانه زندانبانان را افشاکرد.

او با انتشار بیانیه‌های مختلف به مناسبتهای مختلف به مبارزه علیه بی‌حقوقی و محرومیتهای موجود ادامه داده و لحظه‌ای از پای ننشسته است.

حمله گارد زندان اوین در ٢٨ فروردین ٩٣ و مقاومت مثال زدنی این فعال سیاسی و ماهها مقاومت و پایداری‌اش، حتی در سلولهای انفرادی بندهای ٢٠٩ و ٢۴٠ و دهها مورد دیگر، کارنامه درخشانی از این زندانی سیاسی سابق ساخت که باعث شده او هر روز در یاد هر انسان مبارزی ماندگار باشد و هرگز فراموش نشود.

در دوران حبس، زندانبانان و دستگاه قضایی برای تحت فشار قرار دادن و به سکوت واداشتن بهنام ابراهیم زاده همواره او را از بندی به بند دیگر منتقل و از زندانی به زندان دیگر تبعید می‌کردند. حتی به دفعات خانواده‌اش را احضار و تهدید می‌کردند که سکوت کنند.

او حتی بعد از آزادی از زندان، در روز جهانی کارگر ٩۶، از سوی نهادهای امنیتی به دفعات تهدید شد و همانطور که می‌دانیم حتی دوباره به مدت ١١ روز تحت بازداشت قرار گرفت.

نیما تنها فرزند این خانواده خوشبختانه به طور کامل قطع درمان شده بود و تنها ماهی یکبار مورد چکاب قرار می‌گرفت. اما متاسفانه بازداشت مجدد بهنام و نگرانی و تشویش ناشی از آن، بیماری نیمای عزیز را تشدید کرد و باعث شد بیماری تنها فرزند این چهره‌ی خوشنام، محبوب و شناخته شده‌ی کارگری، عود کند. الان نیما بیش از چند هفته است که در بیمارستان محک بستری و در اتاق ایزوله تحت شیمی درمانی قرار دارد.

طبق گفته بهنام ابراهیم زاده نیما در حال حاضر در وضعیت خوبی نیست و هم اکنون مرتب شیمی درمانی می‌شود. وایت و پلاکت‌های بدنش پایین آمده طوری که میل به خوردن و نوشیدن را از نیما گرفته است.

اکنون وقت آن است که با حمایت بیش از پیش خود، نهادهای امنیتی را متوجه کنیم که تحت فشار قرار دادن این خانواده برایشان نتیجه‌ی عکس دارد. طبق نظر کادر درمانی بیمارستان محک و پزشک معالج نیما هرگونه تشویش و استرس برای نیما همچون سم برای وضعیت او خطرناک است.

بهنام ابراهیم زاده یک فعال کارگری و حقوق بشری است که نه تنها جرمی مرتکب نشده، دزدی و اختلاس نکرده، مانند سعید طوسی به کودکان‌ تجاوز نکرده، دست به غارت و چپاول مملکت نزده و پول مردم را بر نداشته بلکه او صدای کودکان، جوانان، زنان و کارگران زجر کشیده‌ی این سرزمین بوده است.

جنبش برای رفع اختناق و ایجاد آزادی، جنبش برای رفع تبعیض و ایجاد برابری و جنبش برای رفع فقر و ایجاد رفاه، وظیفه‌ی خود می‌داند که بهنام ابراهیم زاده را در دایره وسیع حلقه حمایتهای همه جانبه خود قرار بدهد.

بهنام ابراهیم زاده تنها نیست.

محمد برسلانی

۵٣۶ نفر از فعالین کارگری، فرهنگی و اجتماعی کشور به رفتار غیرانسانی حکومت با محمود صالحی اعتراض کرده اند

آیا زنجیری که بر پای محمود صالحی، روی تخت بیمارستان بسته اند، تنها به بند کشیدن یک انسان، یک کارگر، یک انسان آزادیخواه در گوشه ای از ایران است؟ آیا این زنجیری نیست که برپای همه‌ی ما، همه‌ی ستمدیدگان، آوارگان، تهیدستان و تحقیر شدگان و همه‌ی مبارزان و آزادیخواهان این جامعه‌ی بیمار بسته شده است؟ آیا تصویری عریان‌تر از خشونت سرد و سرکوبگر سرمایه و پاسداران حکومت ستم و سرمایه و دار و شکنجه وجود دارد؟ آیا فریادی از این رساتر برای آگاه کردن ما از زنجیرهای آشکار و پنهانی که ما را در تار و پود نکبت ستم و سرمایه اسیر کرده است وجود دارد؟ آیا فقط انسان بودن، نه حتی روشنفکر و مبارز و آزادیخواه بودن، برای شنیدن این فریاد و طنین انداز کردن آن همچون غرشی از هزاران و هزار حنجره کافی نیست؟

محمود صالحی، با شرافتش، با مبارزه و استواری اش و با آزادیخواهی دلیرانه اش زنجیرهای ما را به ما نشان می دهد. این زنجیر همه‌ی ماست که بر پای نحیف پیکر بیمار او بسته شده است. او تنها نیست، اگر ما سردی زنجیرهای بسته بر پای خویش را لمس کنیم.

با فریادی رساتر، زنجیر را از پای صالحی باز کنیم.

١. آلاله شیروی٢. ابراهیم آوخ٣. ابراهیم عالی‌پور۴. ابو فتحی۵. ابوالفضل احمدزاده۶. ابوالفضل آنائی

٧. ابوالفضل فتحی سردهایی٨. احسان حقیقی‌نژاد٩ احسان دهقان١٠. احسان عباسی١١. احسان غلامنژاد١٢. احمد امانی١٣. احمد پورابراهیم١۴. احمد شامال١۵. احمد شمشکی١۶. احمد عبدلی١٧. احمد عسگری١٨. احمد مرتضوی١٩. اردشیر نظری٢٠. ارسلان کاظم نژاد٢١. ارشد فیلی

٢. اسرین رادمنش٢٣. اسماعیل قنواتی٢۴. اسماعیل محمودی٢۵. اشرف کار٢۶. اصغر ایزدی٢٧. افشین شمس٢٨. اکبر معصوم‌بیگی٢٩. اگرین نادری٣٠. الناز کریمی٣١. الهام صالحی

٣٢. الهام هومین فر٣٣. الوار قلی وند٣۴. امید حنیف٣۵. امیر چمنی٣۶. امیر درویش‌وند٣٧. امیر عزتی٣٨. امیر غفاری٣٩. امیر کریم‌نژاد۴٠. امیر معماریان۴١. امیرعباس آزرم‌وند۴٢. امیرهوشنگ افتخاری راد۴٣. امین امامی۴۴. امین باقری۴۵. امید علیزاده۴۶. امیر جواهری لنگرودی۴٧. امیر رضا افشین نیا۴٨. امیرحسین موسویان۴٩. امیررضا اسدی۵٠. امیرهوشنگ گراوند۵١. انسیه صیادی

۵٢. انیشا اسداللهی۵٣. اوختای حسینی۵۴. اوکتای قلی وند۵۵. اولدوز هاشمی۵۶. ایرج سیف۵٧. ایرج کریمی پور۵٨. ایمان کریمی۵٩. آبتین مظفری۶٠. آذر ارفع زاده۶١. آرش اله وردی۶٢. آرش موسوی۶٣. آرمان اسماعیلی۶۴. آریا فرهنگ۶۵. آریس زارعی۶۶. آزاده صابری

۶٧. آزاده معینی۶٨. آزیتا ولی زاده۶٩. آفاق ربیعی٧٠. آکو امین٧١. آلاله شیروی٧٢. آیدا عمیدی

٧٣. آیدا رحیم زاد٧۴. آیدین غلام زاده٧۵. بابک بیات٧۶. بامداد آزادی٧٧. بامداد یاوری٧٨. بختیار یوسفی٧٩. بهار کوهستانی٨٠. بهداد بردبار٨١. بهرام روحی آهنگرانی٨٢. بهرام‌ وطنی٨٣. بهرنگ زندی٨۴. بهرنگ نجمی٨۵. بهروز خباز٨۶. بهروز فراهانی٨٧. بهروز ورقایی٨٨. بهزاد امانی٨٩. بهزاد گرجی٩٠. بهمن تمدن٩١. بهمن نمازی٩٢. بهنام ابراهیم زاده٩٣. بهنام دارایی‌زاده٩۴. بی نظیر خواجه پور٩۵. بیستون بیگ زاده٩۶. پدرام بابازاده٩٧. پرتو عظیمی٩٨. پردیس رحمانفرد٩٩. پروانه عارف١٠٠. پروانه قاسمیان١٠١. پرویز صداقت١٠٢. پروین محمدی١٠٣. پروین اسفندیاری١٠۴. پریا نعمتی١٠۵. پریسا حاتمی١٠۶. پریسا سردشتی١٠٧. پریسا نصرآبادی١٠٨. پژهان‌ مختاری١٠٩. پندار هادی‌ن‍ژاد١١٠. پوریا مرادی١١١. پویا جانی پور١١٢. پیشکو فاتحی١١٣. پیام شاکر١١۴. پیمان پیران١١۵. پیمان کریمی١١۶. ترمه کرامتی١١٧. تقی صابری١١٨. تومی ویترمارک١١٩. تیمور ذوفنون١٢٠. تینا خیاط١٢١. ثریا حاتمی١٢٢. جبار محمدی١٢٣. جعفر عظیم‌زاده١٢۴. جلال نادری

١٢۵. جمیل خوانچه زار١٢۶. جواد بیرامی١٢٧. جواد تهرانی١٢٨. چینی فیضی١٢٩. حافظ موسوی

١٣٠. حجت قانعی١٣١. حسام حسین‌زاده١٣٢. حسام شریف پور١٣٣. حسن آزاد١٣۴. حسن حسام

١٣۵. حسن رضیئی١٣۶. حسن مرتضوی١٣٧. حسنیه دوست قرین١٣٨. حسین افصحی١٣٩. حسین دارستانی١۴٠. حسین عبداله زاده١۴١. حسین غلامی١۴٢. حسین رزاقی١۴٣. حسین فرخ زاده١۴۴. حسین یوسفی١۴۵. حشمت محسنی١۴۶. حمید حاجیلاری١۴٧. حمید ذوالقدر١۴٨. حمید فراهانی١۴٩. حمید نوذری١۵٠. حمیدرضا فرزانه١۵١. حمیدرضا قاضی زاهدی١۵٢. حمید وطنی

١۵٣. حمیدرضا خشنودفر١۵۴. حورا سپهر١۵۵. خالد نودشه١۵۶. خسرو رحیمی١۵٧. خسرو شاه‌علی١۵٨. خسرو معینی١۵٩. دارا مستوفی١۶٠. داریوش پارسا١۶١. داریوش محمدی مجد١۶٢. دانیال حقگو١۶٣. دانیال ایمانی١۶۴. داور خیری١۶۵. داوود رضوی١۶۶. راحله طارانی١۶٧. رامان ساعد١۶٨. رامیار رضایی١۶٩. رامیار حسینی١٧٠. رامین‌ قلی وند١٧١. رحمان سلیمان

١٧٢. رحمت غلام١٧٣. رحیم فرید١٧۴. رحیم امیری١٧۵. رحیم مهدی١٧۶. رزگار ملامحمدی١٧٧. رژا روشن١٧٨. رسول شوکتی١٧٩. رضا اکوانیان١٨٠. رضا برازنده١٨١. رضا بیات١٨٢. رضا پایا١٨٣. رضا روزبهانی١٨۴. رضا رئیس دانا١٨۵. رضا سپیدرودی١٨۶. رضا شاهمرادی١٨٧. رضا عابد١٨٨. رضا عفتی١٨٩. رضا نصیری١٩٠. رعنا سهرابی١٩١. رفعت رنجبران لنگرودی١٩٢. رهام یگانه١٩٣. روح الله باقری١٩۴. روزان مامدی١٩۵. روزبه آبادان١٩۶. روزبه سوهانی١٩٧. روزبه گرجی بیانی١٩٨. روزبه معینی١٩٩. روژین پزشکیان٢٠٠. روشنک هوشمند٢٠١. رویا حشمتی٢٠٢. رویا دارابی٢٠٣. رویا زرین٢٠۴. رویا حشمتی٢٠۵ ریبوار پرویزی٢٠۶. ریحانه کاظمی٢٠٧. ریحانه انصاری٢٠٨. زانیار سهرابی٢٠٩. زرتشت احمدی راغب٢١٠. زهرا فیاض٢١١. زهره فرد٢١٢. ژاله فولادپور٢١٣. سارا خلیلی جهرمی٢١۴. سارا دلشاد٢١۵. سارا یوسف‌پور٢١۶. ساره سکوت٢١٧. ساسان دانش٢١٨. ساغر ساغرنیا٢١٩. ساناز داودزاده فر٢٢٠. سایت خاوران٢٢١. سپند آرند٢٢٢. ستاره صبور٢٢٣. سعید آرمان٢٢۴. سعید بهمنیان٢٢۵. سعید سهرابی٢٢۶. سعید صادقیان٢٢٧. سعید اوحدی٢٢٨. سعید حسن زاده٢٢٩. سعید صادقیان٢٣٠. سعید کریمی٢٣١. سعید میلان٢٣٢. سعید نادری٢٣٣. سلیمان بایزیدی٢٣۴. سلیمان خضری٢٣۵. سماء اوریاد٢٣۶. سمیه دیندارلو٢٣٧. سمیه رستمی‌پور٢٣٨. سمیرا قربانی٢٣٩. سمیه کریمی آذر٢۴٠. سهند ریاحی٢۴١. سهند عباسی٢۴٢. سهند نسایی٢۴٣. سهیل آقازاده٢۴۴. سودابه گشتاسبی٢۴۵. سیامک میرزاده٢۴۶. سیامند زندی٢۴٧. سیاوش آقایی٢۴٨. سیاوش شهابی٢۴٩. سیروس ملکوتی٢۵٠. سیف خدایاری٢۵١. سیما ریاحی٢۵٢. سیما مرتضوی٢۵٣. سینا حبیبی٢۵۴. سیامک طاهری٢۵۵. سیاوش فرهادی٢۵۶. سیاوش نیشابوری٢۵٧. سیروس مددی٢۵٨. شادی انصاری٢۵٩. شاهد علوی٢۶٠. شاهین شریفیان٢۶١. شایسته شیخی٢۶٢. شبگیر حسینی٢۶٣. شبنم آذر٢۶۴. شروین طاهری٢۶۵. شکیبا عسگرپور٢۶۶. شهاب قاضی‌خانی٢۶٧. شهرام اقبال‌زاده

٢۶٨. شهرام کیانی٢۶٩. شهرزاد چرامی٢٧٠. شهلا باور٢٧١. شهلا حیدری٢٧٢. شهناز رضاقلی

٢٧٣. شهناز مرتب٢٧۴. شورش مولانی٢٧۵. شیدا مرادی٢٧۶. شیما بهرهمند٢٧٧. شیما مقدسی

٢٧٨. شیوا خیرآبادی٢٧٩. شیوا شاهین٢٨٠. شیدا عبدی٢٨١. شیدا مهدوی٢٨٢. شیوا کرمی٢٨٣. صادق فلاح‌پور٢٨۴. صالح گرامی٢٨۵. صدیق اسماعیلی٢٨۶. صلاح آزادی٢٨٧. صلاح عباسی

٢٨٨. صمد وکیلی٢٨٩. طاها شاهمرادی٢٩٠. طاهر احسانی٢٩١. طاهره موسوی٢٩٢. طلیعه میرزایی٢٩٣. طوفان مهدوی٢٩۴. ظهراب امینی فرد٢٩۵. عاطفه رنگریز٢٩۶. عالیه اقدام دوست

٢٩٧. عباس پابرجا٢٩٨. عباس شهرابی٢٩٩. عباس محمودی٣٠٠. عبدالله وطن‌خواه٣٠١. عبدی کلانتری٣٠٢. عثمان کریمی٣٠٣. عثمان محمدی٣٠۴. عدنان قادری٣٠۵. عرفان رشیدی٣٠۶. عزت دولت آبادی٣٠٧. عزیز سنگتراش٣٠٨. عزیزاله معینی٣٠٩. عسل اخوان٣١٠. عسل محمدی٣١١. عطاء کرم‌زاده٣١٢. عطیه فوادی٣١٣. علی عبداله زاده٣١۴. علی نبی زاده٣١۵. علی ثباتی٣١۶. علی رسولی٣١٧. علی عزیزی٣١٨. علی فاضل‌زاده٣١٩. علی فخفوری٣٢٠. علی کلانتری

٣٢١. علی موسوی٣٢٢. علی یوسفی٣٢٣. علیرضا آدینه٣٢۴. علیرضا خزایی٣٢۵. علی ابوطالبی٣٢۶. علی آزادی٣٢٧. علی باجور٣٢٨. علی سالکی٣٢٩. علی سهرابی٣٣٠. علی صالحی٣٣١. علی محمدی زنگانلی٣٣٢. عمر رشیدی٣٣٣. عنایت یوسف پور٣٣۴. عیدی نعمتی

٣٣۵. عیسی فیضی٣٣۶. غزال جمشیدی٣٣٧. غلامرضا غلام‌حسینی٣٣٨. فاتح مردوخ٣٣٩. فاطمه سرحدی زاده٣۴٠. فاطمه سلیمی٣۴١. فخری شادفر٣۴٢. فرامرز قربانی٣۴٣. فربد شیرمحمد٣۴۴. فرج زارعی٣۴۵. فرج سرکوهی٣۴۶. فرح طاهری٣۴٧. فرخ قهرمانی٣۴٨. فرخنده اجی‌زاده٣۴٩. فردین نگهدار٣۵٠. فرزام معینی٣۵١. فرزانه جاویدان٣۵٢. فرزانه جلالی٣۵٣. فرزانه راجی٣۵۴. فرشته فرهانی٣۵۵. فرشید حبیبی٣۵۶. فرمیسک زاهدی٣۵٧. فرنوش پیشرویان٣۵٨. فرنوش نگستانی٣۵٩. فرهاد داوودی٣۶٠. فرهاد شیخی٣۶١. فرهنگ نیکفر٣۶٢. فریبا حسینی٣۶٣. فریبا وش‌سیر٣۶۴. فریبرز فرشیم٣۶۵. فریده سلیمانی٣۶۶. فریده قاضی٣۶٧. فریبرز رفیعی٣۶٨. فرید همایون٣۶٩. فریدا آفاری٣٧٠. فواد آقابگزاده٣٧١. فواد زمانی٣٧٢. فواد فتحی٣٧٣. فوزیه اخوان

٣٧۴. قاسم خلویی٣٧۵. کازلی میرانی٣٧۶. کاظم فرج‌الهی٣٧٧. کامبیز سلطانین٣٧٨. کاوه طلایی٣٧٩. کاوه عباسیان٣٨٠. کاوه کرمانشاهی٣٨١. کاوه مجاور٣٨٢. کبری اربابو٣٨٣. کرممرسنه٣٨۴. کریم شاهی٣٨۵. کمال خسروی٣٨۶. کمال محمودی٣٨٧. کورش سلحشور٣٨٨. کوشا اثیمی٣٨٩. کوکب محمدی٣٩٠. کیهان محمد علیان٣٩١. کیوان غفاری٣٩٢. کیومرث درکشیده

٣٩٣. کیومرث سلیمانی٣٩۴. کامبیز کبیری٣٩۵. کامران معتمدی٣٩۶. کامیار فکور٣٩٧. گلرخ جهانگیری٣٩٨. گلنار خواجوی٣٩٩. لوییز وهابپور۴٠٠. لیلا قرائی۴٠١. ماجد تاتا۴٠٢. ماریا عباسیان۴٠٣. مازیار صالحی۴٠۴. مازیار گیلانی نژاد۴٠۵. مازیار واحدی۴٠۶. مانی حاجیلاری۴٠٧. مجتبی شیدا۴٠٨. مجتبی اسدی۴٠٩. مجتبی نظری۴١٠. محسن حکیمی۴١١. محسن دیلم صالحی۴١٢. محسن شمس۴١٣. محمد اسماعیل وندی۴١۴. محمد ایرانزاد۴١۵. محمد آسیابانی۴١۶. محمد پورعبدالله۴١٧. محمد حبیبیان۴١٨. محمد حسن شفیعی۴١٩. محمد رئوف مرادی

۴٢٠. محمد سردشتی۴٢١. محمد سمندری۴٢٢. محمد صفی‌خانی۴٢٣. محمد عسگری۴٢۴. محمد غزنویان۴٢۵. محمد قره باغی۴٢۶. محمد محبی۴٢٧. محمد میزبان۴٢٨. محمد نقی مرادی۴٢٩. محمدحسین علمی۴٣٠. محمدرضا اسکندری۴٣١. محمدرضا امیری۴٣٢. محمدرئوف مرادی

۴٣٣. محمود بیگی۴٣۴. محمود عسکری۴٣۵. مرتضی افشاری۴٣۶. مرتضی سلطانی۴٣٧. مرجان افتخاری۴٣٨. مرجان داوودی۴٣٩. مرسده محسنی۴۴٠. مریم حکمت شعار۴۴١. مریم ملکیان۴۴٢. مریم وحیدیان۴۴٣. مریم امانی۴۴۴. مریم شکری۴۴۵. مریم محبوب۴۴۶. مریم محسنی۴۴٧. مسعود لطفی۴۴٨. مسعود مقدم۴۴٩. مصطفا عزیزی۴۵٠. مصی شرافتی۴۵١. معصومه غفارزاده۴۵٢. معصومه لطفی۴۵٣. منصوره بهکیش۴۵۴. منور یوسف پور۴۵۵. منیره سعیدی کیا۴۵۶. منیژه حبشی

۴۵٧. منیژه ناظم۴۵٨. مهتاب قربانی۴۵٩. مهدخت قربانی۴۶٠. مهدی قاصد۴۶١. مهدی اصلانی۴۶٢. مهدی توپچی۴۶٣. مهدی رمضان‌زاده۴۶۴. مهدی سلیمی۴۶۵. مهدی صابری۴۶۶. مهدی ملکان۴۶٧. مهدی رضایی۴۶٨. مهدی کشاورز۴۶٩. مهدی نوابی۴٧٠. مهران غلامپور۴٧١. مهرداد امامی۴٧٢. مهرداد باباعلی۴٧٣. مهرداد بنی بایرامی۴٧۴. مهرداد کریمی‌ها۴٧۵. مهرزاد شتبانی۴٧۶. مهرک کمالی۴٧٧. مهرگان ملکی۴٧٨. مهرنوش حیدرزاده۴٧٩. مهرنوش سعیدی۴٨٠. مهرنوش فطرت۴٨١. مهری عباسی۴٨٢. مهسا مکارم۴٨٣. مهسا نادری۴٨۴. مهناز دقیق‌نیا۴٨۵. مونا حاجیلاری۴٨۶. میترا حیدری۴٨٧. میترا صراف۴٨٨. میلا مسافر۴٨٩. میلاد دیلم صالحی۴٩٠. میلاد هماپور۴٩١. مینا سحر۴٩٢. مینو کیخسروی۴٩٣. نادر اصغری۴٩۴. نادر فتورچی۴٩۵. نازنین اکبری۴٩۶. ناصر اعتمادی۴٩٧. ناصر طاهری۴٩٨. ناصر مهاجر۴٩٩. ناهید میرحاج۵٠٠. ناهید خداجو۵٠١. نبی صمیمی۵٠٢. نرگس ایمانی۵٠٣. نسا نائینی۵٠۴. نسرین جعفرزاده۵٠۵. نسیم بنی‌کمالی۵٠۶. نگین گیتی۵٠٧. نیلوفر ابطحی۵٠٨. نیما علوی۵٠٩. نیما فرازمند

۵١٠. هادی رحیمی۵١١. هاروی یوسفی۵١٢. هانا صالحی۵١٣. هانیه مجتهد۵١۴. هرمز شریفی۵١۵. هما بدیهیان۵١۶. هما علیزاده۵١٧. هماره روشن۵١٨. همایون ایوانی۵١٩. همایون حاجی‌خانی۵٢٠. همایون گدازگر۵٢١. هومن نسایی۵٢٢. هیراد پیربداقی۵٢٣. هیرش مجیدنیا۵٢۴. هیمن رسولیان۵٢۵. هیوا کاکهرش۵٢۶. واله زمانی۵٢٧. وحید علیرضا رزازی۵٢٨. وحید محمدی

۵٢٩. یاده صمدی۵٣٠. یاسر همتی۵٣١. یاشار دارالشفاء۵٣٢. یحیی دواندری۵٣٣. یگانه خویی

۵٣۴. یاسمن خوشتیغ۵٣۵. یوسف صفاری۵٣۶. یونس تراکمه

کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس، خواهان آزادی فوری رضا شهابی و اسماعیل عبدی شد

۶ نوامبر ٢٠١٧

به:  وزارت امور خارجه فدرال سوئیس

سفارت جمهوری اسلامی ایران

عالی جنابان ،  آقا و خانم عزیز،

ما از طرف کنفدراسیون اتحادیه‍ی های کارگری سوئیس SGB / USS خواهان آزادی فوری رضا شهابی هستیم. ما حمایت و همبستگی کامل خود را با رضا شهابی، فعال کارگری و دموکرات که در زندان بسر می برد و در اعتراض به شکنجه و بد رفتاری، دست به اعتصاب غذا زده است، اعلام می داریم.

کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس، SGB / USS از مقامات ایران می خواهد که اقدامات لازم را برای آزادی فوری و بدون قید و شرط رضا شهابی و اسماعیل عبدی که به دلیل دفاع از منافع کارگران، زندانی شده اند، انجام دهند.

رضا شهابی، ازاعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در نهم ماه اوت ٢٠١٧ مجددا بازداشت شد؛ طبق اعلام دادستان به همسر رضا شهابی، وی باید تا بیست و دوم ماه دسامبر سال ٢٠١٨ در زندان بماند.

اسماعیل عبدی، از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران، با اتهامات جعلی به شش سال زندان محکوم شده است. او در زندان پس از ٣٨ روز اعتصاب غذا در اعتراض به تداوم سرکوب معلمان و عدم استقلال قوه قضاییه ایران، به بیمارستان منتقل شد، اما دو روز بعد به زندان اوین بازگردانده شد. اسماعیل عبدی در ماه ژوئن به طور بطور موقت و به قید وثیقه آزاد شد، اما در ٢٧ ژوئیه مجددا زندانی شد.

به زندان افکندن آقایان رضا شهابی و اسماعیل عبدی به شدت در تضاد با تعهدات بین المللی ایران است. بازداشت فعالین کارگری به دلیل فعالیتهای آنها در دفاع از منافع کارگران، بطور کلی به معنای نقض آزادی های مدنی و بویژه به معنای نقض حقوق سندیکایی است. پیش از این، کمیته آزادی انجمن سازمان جهانی کار (CFA) از شما در خواست کرد که احکام زندان علیه آقای شهابی را لغو و او را بی درنگ آزاد کنید.

ما از شرایط سخت زندان که به رضا شهابی و اسماعیل عبدی تحمیل شده به شدت نگرایم و نسبت به وضع سلامتی انها بیمناک هستیم .

جامعه بین المللی و کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس شما را مسئول و پاسخگوی هر گونه بدترشدن وضعیت آنها می داند .

احکام زندان را لغو کنید.

با احترام

فدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس

لوکا سیریگلیانو

دبیرامور بین الملل

ترجمه و تکثیر از: اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

١٢ نوامبر ٢٠١٧

 

بیانیه ی اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران در اعتراض به وضعیت محمود صالحی و رضا شهابی

* بازگرداندن محمود صالحی و رضا شهابی به زندان و غل و زنجیر کردن فعالین کارگری را شدیدا محکوم کنیم

کمیته دفاع از محمود صالحی در اطلاعیه شمار‌ ٩ خود اعلام نموده است که دستگاه قضایی و اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی در تصمیمی مشترک هرگونه تلاش خانواده محمود برای مرخصی پزشکی ایشان را به شکست کشاندند و روز شنبه ٢٠ آبان ماه برابر با ١١ نوامبر محمود صالحی را با تنی بیمار و قلبی نیازمند معالجه فوری به زندان سقز برگرداندند. این در شرایطی است که محمود صالحی نیاز حیاتی به درمان در بیمارستانی مجهز در یکی از شهرهای بزرگ کشور دارد و به هیچ عنوان توانایی تحمیل شرایط زندان را به دلیل بیماریهای قلبی و کلیه ندارد. جمهوری اسلامی طی سالها زندان و اذیت و آزار دو کلیه محمود صالحی را از بین برد و اینکه قلب این مبارز جنبش کارگری ایران را نشانه گرفته است.

در همین روز، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیانیه ای اعلام نمود که رضا شهابی به دلیل عوارض جسمی در ناحیه گردن و کمر و پاهایش روز بیستم آبان از زندان رجایی شهر به درمانگاه بیمارستان خمینی با غل و زنجیر اعزام شد. رضا شهابی پس از معاینه پزشک دوباره به زندان منتقل شد. این رفتار غیرانسانی در شرایطی صورت می گیرد که طبق وعده های پوشالی مقامات ارشد امنیتی جمهوری اسلامی رضا شهابی می بایست تا کنون نه فقط در بیمارستانی خارج از زندان بستری و معاینه میشد بلکه احکام ظالمانه زندان که به حکم او اضافه شده بود همگی لغو میگردیدند.

طبق همین گزارشات، علی رغم تحمل شرایط بسیار سخت و بیماریهای متعدد، روحیه محمود صالحی و رضا شهابی کاملا بالا بوده و خدشه ای به عزم و استقامت این مبارزین جنبش کارگری ایران وارد نشده است. با این وجود بر همه ماست که نه تنها با شدت تمام غل و زنجیر کردن فعالین کارگری را در سطح گسترده افشا و محکوم کنیم بلکه در عین حال برای هر چه رسواتر کردن سبعیت رژیم آدمکش و کارگرستیز جمهوری اسلامی آنرا مقابل چشمان انسانهای آزادیخواه در سراسر ایران و جهان قرار دهیم. کلیت رژیم جمهوری اسلامی مسئول جان محمود صالحی و رضا شهابی می باشد.

محمود صالحی، رضا شهابی، و دیگر فعالین جنبش کارگری و معلمان در بند باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند. احکام صادره علیه کلیه فعالین کارگری و معلمان باید لغو گردند و تعقیب و اذیت و آزار فعالین و مدافعین حقوق کارگری متوقف گردد. حمایت و همبستگی طبقاتی گسترده، همه جانبه و بی وقفه می تواند ضامن آزادی این عزیزان و دیگر فعالین کارگری در بند باشد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

١١ نوامبر ٢٠١٧

سندیکای کارگران شرکت واحد: اعلام همدردی وتسلیت و درخواست همیاری و کمک به مردم زلزله زده

سندیکای کارگران شرکت واحد وقوع زلزله مرگبار استان های غرب کشور را به خانواده های داغدار و مصیبت دیده و عموم مردم ایران صمیمانه تسلیت گفته وبا آنان اعلام همدردی می کند. از عموم مردم ایران می خواهیم که با تمام توان به یاری و کمک این هم میهنان شریف که اکثرا از اقشار و طبقات زحمتکش و محروم می باشند؛ بشتابند.

تجربه نشان داده است که دستگاه های مسئول، در اینگونه حوادث فاجعه آمیز ازرسیدگی های شایسته و بایسته ناتوان هستند. مسلم است مسئول افزایش شمار قربانیان و تخریب گسترده زلزله، به گردن مسئولان ناکارآمد و غافل می باشد.

سندیکای کارگران شدکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

٢٢/٨/٩۶

زلزله این بلای قابل کنترل، دهها هزار انسان در غرب ایران و شرق کردستان عراق را با فاجع روبرو ساخت.

از شب ٢١ آبان در اثر زلزله ویرانگر، علاوه بر شهر کرمانشاه شهرهای غربی و مخصوصا مرزی استان کرمانشاه شامل اسلام آباد غرب، کرند، سرپل ذهاب، قصر شیرین، ازگله و جوانرود بعلاوه چندین شهر مرزی کردستان عراق دچار آسیب شده اند. هزاران نفر کشته و زخمی شده اند. در میان شهرهای آسیب دیده که در این شرایط سخت و سرما منازلشان تخریب شده و آواره گردیده اند، ساکنین شهر سرپل ذهاب و احتمالا قصر شیرین به کلی مصیبت زده و آواره شده اند. هنوز به خیلی از مناطق زلزله زده رسیدگی نشده و انسانهای زیادی زیر آوار مانده اند ضمن اینکه به مناطق به  به اصطلاح رسیدگی شده نیز مردم با کمبود شدید حداقل امکانات اسکان و خورد و خوراک مواجه هستند.

در حالیکه زلزله، بلائی که زمانهای مدید است در کشورهای پیشرفته دنیا تحت کنترل گرفته شده است در کشوری مانند ایران همچنان تاخت تاز و کشتار و خانه خرابی وسیع انسانها بویژه محرومانی که از داشتن سرپناههای مقاوم در برابر زلزله بی بهره اند را به پیش می راند، مقامات دولتی با توجیه اینکه زلزله، سیل، طوفان و غیره بلایای آسمانی و مرتبط با سرنوشت از پیش رقم خورده فاجع زدگان هستند، از خود سلب مسؤلیت می کنند.

امروز مردم شهرهای استان کرمانشاه دچار آسیب های سنگین مادی و معنوی هستند، بسیاری عزیزانشان مصدوم یا از دست رفته اند.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه ضمن ابراز تأسف عمیق نسبت به درد و رنج وارده بر آسیب دیدگان و عرض تسلیت به همه بازماندگان عزیزانی که در این فاجعه جان باخته اند اعلام می دارد که باید به فوریت مصدومان به بهترین شیوه مداوا گردند. سریعا با درخواست از کشورها، نهادها و سازمانهای داخلی و بین المللی که دارای تجهیزات و ابتکارات مدرن در زمینه آوار برداری و نجات مصدومان زیر آوار مانده هستند، مصدومان نجات یابند و سپس و بلافاصله ضمن تعجیل در تأمین مسکن مناسب، به آسیب دیدگان، خسارات وارده به طور تمام و کمال جبران گردد.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه   ٢٣/٨/١٣٩۶

بلای طبیعی یا سوداگری با جان انسانها

زلزله آمد، خانه ها ویران شد، خانه های ناامن مدفن انسانها شد، بیمارستانی که باید شفای مردم میشد، خود گورستان کارکنان شد، مسکن مهر ارمغان عفریته مرگ شد و اینها در کشوری است که از هواپیماهایش، تابوت مرگ، از جاده هایش، شرنگ نیستی، از معادنش تنوره دیو زوزه می کشد، بلای زلزله، مصیبت نامردمان نامسئولی است که در برابر حرمت جان انسانها چشم فرو بستند و چیزی به جز مطامع، سود و ثروت و قدرت خود را نمی بینند، مسئولینی که منفعت طلبانه ،به قیمت جان انسانها با کم فروشی در ساخت و ساز مسکن مهر و بیمارستانی که با لرزش زمین باعث این فجایع شدند، سزاوار محاکمه و پاسخگوی مصائب و مشقات مردم هستند

زمانی این فجایع رخ می دهد که بشر امروز با دستاوردهای علم و تکنولوژی به عالی ترین راههای پیشگیری، مقابله و سازماندهی حوادث غیرمترقبه دست یافته است

و اکنون وظیفه سیستم حاکم است که در اولین اقدام عاجل با استفاده از تمام امکانات برای نجات انسانهایی که زیر آوار مانده ، درمان صدمه دیدگان و مجروحین، آماده نمودن شرایط مناسب زندگی در فصل سرما برای آسیب دیدگان و بازماندگان اقدام نماید و هر چه سریع تر به این امور باید سامان دهد

اتحادیه آزاد کارگران ایران این فاجعه درد ناک را به همه مردم و بویژه به خانواده های مصیبت دیده وهمه کسانی که قلبشان از این فاجعه به درد آمده است تسلیت میگوید

اتحادیه آزاد کارگران ایران

٢٢آبان ٩۶

گزارش

 

نامه کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری به خامنه ای در باره محمود صالحی

دبیرکل کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری روز سه‌شنبه ١۶ آبان، در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی با انتقاد از «ادامه برخورد با تشکل‌های مستقل کارگری و فعالان کارگری در ایران»‌ عمیقاً از وضعیت جسمانی محمود صالحی ابراز نگرانی کرده بود.

دبیرکل کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری در نامه خود همچنین تاکید کرد که محمود صالحی نباید به زندان بازگردانده شود و تمامی اتهام‌های وارد شده به او باید لغو شوند.

پیش از این نیز شماری از تشکل‌های کارگری در ایران از بازداشت آقای صالحی انتقاد کرده اند.

سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه نیز با محکوم کردن بازداشت محمود صالحی اشاره کرد که بیماری او «ناشی از سال‌ها تحمل زندان در گذشته و بی‌توجهی مسئولین در مداوایش بوده است.»

این سندیکا خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط محمود صالحی و دیگر کارگران و فعالان کارگری شد.

کارگران” دیارخودرو” در گلپایگان هشت ماه دستمزد سال گذشته را نگرفته اند

٢۶٠ کارگر کارخانه دیارخودرو در گلپایگان، ده ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند.

یکی از این کارگران می‌گوید: از سال گذشته (٩۵)، هشت ماه دستمزد طلبکاریم؛ دو ماه هم در سال جاری دستمزدمان پرداخت نشده که سرجمع می‌شود ده ماه.

نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان به٢٠درصد رسید

نرخ بیکاری جمعیت تحصیلکرده کشور در دوره‌های عالی به ٢٠ درصد رسید به طوریکه در حال حاضر حدود یک میلیون و ٣٠٠ هزار نفر از جمعیت فارغ التحصیل یا دانشجوی کشور بیکار هستند.

رضا شهابی به درمانگاه بیمارستان اعزام شد و پس از معاینه دوباره به زندان بازگردانده شد

کارگر زندانی رضا شهابی به دلیل عوارض جسمی در ناحیه گردن و کمر و پاهایش امروز بیستم آبان از زندان رجایی شهر به درمانگاه بیمارستان امام خمینی اعزام شد. و پس از معاینه پزشک دوباره به زندان منتقل شد. طبق دستور پزشک، شهابی برای انجام MRI و معاینات بیشتر در روزهای آینده دوباره از زندان به بیمارستان اعزام خواهد شد.

علی رغم اینکه با پیگیری های همسر رضا شهابی، پیش از این دادستانی اعلام کرده بود این راننده زحمتکش شرکت واحد بدون دستبند و پابند به بیمارستان اعزام خواهد شد. ولی متاسفانه این کارگر شریف را با دستبند از زندان آورند و اعتراض ایشان به مسئولان زندان در این مورد آنان را از زدن دستبند به دست این کارگر منصرف نکرد. شهابی علی رغم اینکه از عوارض جسمی متعدد رنج می برد اما روحیه اش عالی بود.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه زدن دستبند به رضا شهابی و غل و زنجیر کردن فعالان کارگری و معلمان را شدیدا محکوم می کند. شهابی تنها از حقوق کارگران دفاع کرده است و حکم زندان برای ایشان بسیار ناعادلانه است. اما مسولان امنیتی – قضایی به این هم بسنده نکرده و علی رغم پایان محکومیت کارگر زندانی رضا شهابی همچنان ایشان را از هجدهم مرداد زندانی کرده اند. سندیکا خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان و لغو محکومیت از دیگر اعضای سندیکا آقایان ابراهیم مددی و داود رضوی است. و زندان و تعقیب و و مراقبت پلیسی – امنیتی – قضایی فعالان کارگری، معلمان و دیگر فعالان صنفی را محکوم می کند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

فقر در حاشیه تهران؛ از کار میان اسید و سوزن صنعتی تا تن فروشی در ١٠ سالگی

فاطمه در ٨ سالگی برای مدتی هر روز به بهانه بستنی و… به کارگاه چوب بری کشیده می‌شد و آنجا مورد تجاوز قرار می‌گرفت.

گندم‌های طلایی در کنار جاده‌ای فرعی که سطح پر دست انداز آن چیزی میان آسفالت و خاکی است، تکان تکان می‌خورند و بالای آن‌ها ابری تشکیل شده است. همه چیز در آن سوی گندم‌زار کوچک در هاله‌ای از غبار به چشم می‌آید. مردی سوار بر کمباین در میان گندم‌ها حرکت می‌کند و دروی محصول، ابر کوچکی را در نزدیکی شهری با زندگی‌های غبارآلود ایجاد کرده است. کمی جلوتر از آن، جاده به سمت خاکی شدن می‌پیچد و تا جایی پیش می‌رود که تا چشم کار می‌کند، خاک است و خاک و دخمه‌های آجری.

به گزارش عصر ایران، روزنامه ایران نوشت: همین حوالی تهران، چند سال پیش مددکارها در کارگاهی را کوبیدند، مردی از کارگاه چوب‌بری بیرون آمد و گفت هیچ کس اینجا نیست، اما کمی بعد از آن ۴ دختربچه کمتر از ١٠ سال با گریه و چهر‌ه‌هایی مستأصل به دو فرار کردند، بیرون آمدند و به مددکارها پناه بردند. آن طرف‌تر هم باغی است که پای دنیا دخترکی ٧ ساله را به خاطر تجاوز سرایدار به او به دادگاه باز کرد و پرونده‌اش را به دیوان عالی کشور رساند.

دختری که از ۴ تا ۶ سالگی به طور مستمر در همین باغ، به جسم نحیف و روح لطیفش تعرض می‌شده است. همین حوالی دختری زندگی می‌کند که پدرش افغان و مادر معتادش ایرانی است. ١٠ ساله است اما شناسنامه ندارد. چند وقت پیش مادر او برای دریافت مواد تلاش می‌کرد تا کودکش را به مردی اجاره دهد، مردی که کارش همین و در محله‌های فقیرنشین معروف است. رویا هم حتی پیش از آنکه به سن بلوغ برسد به همین ترتیب، تجربه تجاوز را از سر می‌گذراند.

اینجــــا، فقر و اوضــــاع نابسامان اقتصادی، کارهای سخت انجام دادن و تجربه خشونت‌های جنسی و جسمی خاطره‌ای مشترک میان بچه‌هایی است که بعضی افغان هستند، بعضی ایرانی و بعضی‌ها نیز یکی از والدین‌شان ایرانی و دیگری افغان است. مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران به تازگی با اعلام نتایج یک پژوهش درباره ۴٠٠ کودک کار گفته است:«ثابت می‌کنیم که به ٩٠ درصد کودکان کار تجاوز می‌شود.»

تجاوز میان زباله‌ها

بالاتر از این منطقه، شهرکی از توابع جنوب تهران، در کنار کوره‌های آجرپزی بیغوله‌هایی ساخته شده و چند خانوار آنجا کنار هم زندگی می‌کنند. دختربچه‌های لاغراندام با پیراهن‌هایی بلند در میان خاک‌ها روزگار می‌گذرانند و به صاحب کوره «ارباب» می‌گویند. هوای عصر پاییز در این بیابان سرد است و آتشی روشن کرده‌اند. خاطره، دخترک ٧ ساله آجرهای کوچکی برمی دارد، روی منبع آتش پرت می‌کند تا آن را خاموش کند، با مهارت دست هایش را برای نشان دادن نحوه کارش تکان می‌دهد و می‌گوید:«ما هم آجر می‌زدیم. آجرها را برمی داشتیم اینجوری اینجوری، خانه به خانه کنار هم می‌چیدیم. سخت بود. سنگین بودند.» رکود ساختمانی دامن کودکان کار در کوره‌های آجرپزی را نیز گرفته است و کسب و کار دیگری در این جغرافیای بیابانی رونق گرفته است.

یکی از اعضای جمعیت امام علی می‌گوید:«قبلاً بچه‌ها در کوره‌ها یا واحدهای صنعتی کار می‌کردند، اما مثل تمام بخش‌های اقتصاد، این کار هم به رکود خورد. الان بچه‌ها زباله‌گردی می‌کنند و پول در می‌آورند.» حالا کوره‌ها به گاراژی از ضایعات که حکم پول را برای کودکی بچه‌ها دارد، تبدیل شده‌اند. بچه‌ها زباله‌ها را به کوره‌های متروک می‌آورند، آن‌ها را دپو و تفکیک می‌کنند و به پیمان کارهای بازیافت شهرداری می‌فروشند.

الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران چند وقت پیش گفته بود:«سوءاستفاده جنسی بزرگ‌ترین آسیب برای بچه‌های زباله‌گرد است.»

اینجا، یکی از محله‌های حاشیه است که از دردِ فقر، همه نوع آسیبی در آن جریان دارد. هر بار که خبری از قتل، تجاوز، کودک آزاری و… منتشر می‌شود، موجی از درد را همراه خود می‌کشاند، چند وقت بعد فراموش می‌شود تا کار به حادثه بعدی برسد. اما در سکونتگاه‌های فقیرنشین درد روایت هر روزه آن هاست. بچه‌هایی که در میان خانواده‌هایی معتاد، کار می‌کنند و گاه نیز در کودکی بعد از تجربه‌های تجاوز کارشان به اعتیاد جنسی و تن‌فروشی می‌رسد.

کار میان اسید و سوزن صنعتی

رعنا، دختر ١٩ ساله‌ای است که از نخستین سال‌های نوجوانی خود کار کرده است. نه دستفروشی، نه گل‌فروشی و نه پاک کردن شیشه‌های ماشین‌ها سر چهارراه، او روزهای ١١ تا ١۵ سالگی‌اش را در کارگاه قطعه‌سازی خودرو گذرانده است. حالا سیمای او نه دختر جوان ١٩ ساله، که زنی استخوان ترکانده با نگاهی رنج دیده است. او در این شهرک زندگی کرده، روستایی که تا چند وقت پیش حاشیه بوده و حالا بدون هیچ زیرساخت و تأسیساتی، به شهر تبدیل شده است. رعنا با حواس‌پرتی از روی زمان و سال‌ها می‌گذرد و کارش را چنین روایت می‌کند:«در یک کارخانه خیلی بزرگ کار می‌کردم. سوله ٧٠٠ متری بود. طاقچه و باکس ماشین می‌زدیم. برای همه جور ماشین‌هایی هم بود، پرشیا، ٢٠۶ و… خیلی سخت بود و خطر داشت. یکبار داشتم طاقچه‌ها را منگنه می‌زدم، دو تا انگشتم سوزن خورد و چسبید به‌هم.

دو ساعت فقط گریه می‌کردم. نمی‌دانستم باید چه کار کنم. دست یکی از همکارهایمان هم قطع شد. از آنجا بیرونم کردند، پولم را درست ندادند.» او بعد از آن سرِ کاری رفته که اسمش را «آبکاری» می‌گذارد:«این چیزهای فلزی را که از آن لیوان و ظرف آویزان می‌کنند، آبکاری می‌کردیم.

در اسید می‌گذاشتیم که زنگ زدگی‌اش برود. خیلی وقت‌ها اسید می‌پاشید و صورتم را می‌سوزاند. خیلی سخت بود. شب‌ها هم که خانه می‌رفتم، نمی‌توانستم بخوابم.آدم است دیگر، می‌ترسد.» ترس او نه از زندگی فقیرانه در محله موادفروش‌ها، بلکه از پدرش بوده است. پدری معتاد که به دخترهایش دست درازی و تعرض می‌کرد.

تن فروشی در ١٠ سالگی، برای ۵ هزار تومان

رعنا حالا در خانه علم جمعیت امام علی زندگی می‌کند و کارهای ساختمان را انجام می‌دهد، او می‌گوید:«الان خواهرم مشکلی دارد که نمی‌توانم بگذارم خانه بماند، بزرگ‌ترین خواسته‌ام این است که او را پیش خودم بیاورم.» دو تا از خواهرهایش در بهزیستی زندگی می‌کنند اما خواهر ١٣ ساله دیگرش را از بهزیستی بیرون کرده‌اند. او ابا دارد از مشکل خواهرش بگوید، اما روایت مددکاران از فاطمه که در٨ سالگی تجربه تجاوز صاحبِ کارگاهی چوب‌بری را از سر گذرانده، روشن است.

مسعود، یکی از مددکاران این خانواده چنین روایت می‌کند:«پدر خانواده حتی قرص تقویتی می‌خورد که شب‌ها به بچه‌هایش تعرض کند. بچه‌ها از او می‌ترسیدند و به آدم‌های دیگر راحت اعتماد کردند. فاطمه در ٨ سالگی برای مدتی هر روز به بهانه بستنی و… به کارگاه چوب بری کشیده می‌شد و آنجا مورد تجاوز قرار می‌گرفت. کار به جایی رسید که او به این وضعیت عادت کرد. ١٠ سالش بیشتر نبود اما حتی بلال فروش و کله‌پز محل نیز به او دست درازی کرده بودند و با دریافت‌های ٢ هزار تومانی و ۵ هزار تومانی، این کار هر روزش شده بود.» مسعود درباره وضعیتی که به آن اعتیاد جنسی می‌گویند، ادامه می‌دهد:«کار به جایی رسید که خودش آمد پیش ما و گفت از این وضعیت خسته شدم، از خودم بدم می‌آید.

او را بهزیستی بردیم، اما آنجا هم به خاطر مشکلات روان شناختی زیادی که برایش پیش آمده بود، اذیت می‌کرد و بعد از دو ماه خودشان او را به خانه برگرداندند. یکی از وقت‌هایی که پدرشان می‌خواست بچه‌ها را اذیت کند، دخترها با آجر به سر او زدند. ما با پلیس تماس گرفتیم، گفتند ساعت ١٢ شب حکم ورود به منزل نداریم و مجبور شدیم با کمپ‌های ترک اعتیاد تماس بگیریم.» بعد از آن، دو ماه طول می‌کشد تا مددکارها بتوانند به کمک وکیل، با جرم پرداخت نکردن نفقه و کودک آزاری که خود پدر به آن اعتراف کرده بود، حدود دو سال مرد معتاد را به زندان بیندازند. مددکار این خانواده می‌گوید: «حالا نیز دوران حبسش تمام و آزاد شده است. اما در این مدت، مادر خانواده هم دیگر از همه چیز عبور کرد و آنقدر وضعیت شان با فقر همراه بود که خانه را به پاتوقی برای کارهای خودش تبدیل کرد.»

چهره فاطمه با وجود قامت کوتاهش، شباهتی به دخترکان نوجوان ندارد، کم حرف است و در نگاهش تشویش زنان رنج کشیده و میانسال می‌گذرد. زندگی در محله ای فقیرنشین، تنها کودکی و نوجوانی را از او دریغ نکرده است؛ درد روایت هر روز بچه‌هایی است که روزها و شب هایشان را با فاصله نیم ساعتی از پایتخت در محله‌های فراموش شده می‌گذرانند و در هیاهوهای رسانه‌ای نیز جایی ندارند.

زندگی در اوضاع بد اقتصادی کار را به جایی رسانده است که معضلات اجتماعی به روندعادی زندگی بچه‌ها تبدیل شده است. پسربچه‌ای ٧ ساله می‌گوید:«اینجا پسر بزرگ‌ها با ما کاری می‌کنند که ما همان‌ کارها را با دخترهای کوچک‌تر می‌کنیم.»

مدیرکل آسیب‌دیدگان اجتماعی بهزیستی:  وجود ٣ تا ٧ میلیون کودک کار در کشور

مدیرکل آسیب‌دیدگان اجتماعی بهزیستی با اشاره به وجود ٣ تا ٧ میلیون کودک کار در کشور گفت: ٩ هزار و ٢٠٠ نفر از این کودکان زیر پوشش مراکز آموزشی و حمایتی قرار دارند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، فریبا درخشان‌نیا ظهر امروز در آیین افتتاح مرکز آموزش و حمایتی روزانه کودک‌ و خانواده استان زنجان با بیان اینکه کار کردن در سازمان بهزیستی جدا از نیاز مالی عشق می‌خواهد، اظهار داشت: تعامل خوب سازمان بهزیستی با دستگاه‌های دیگر سبب موفقیت این سازمان شده است.

درخشان‌نیا با اشاره به آماری که از سوی سمن‌ها ارائه شده گفت: طبق آمار سمن‌ها پیش‌بینی می‌شود ٣ تا ٧ میلیون کودک کار در کشور وجود داشته باشد.

بین المللی

کنیا – کارگران کشت و تولید مزارع گل موفق به دریافت افزایش دستمزد شدند

بیش از ۶٢ هزار کارگر مزارع کشت و تولید گل در کنیا موفق به دریافت افزایش دستمزد‌های خود شدند.

روز پنجشنبه ٩ نوامبر در پی‌ امضا قرارداد دسته جمعی بین نمایندگان کارگران و کارفرمایان، کارگران موفق شدند ٢٣ درصد افزایش دستمزد و همچنین ٢٨ درصد کمک هزینه مسکن را به کارفرمایان تحمیل بکنند.

مذاکره برای افزایش دستمزد از مدت‌ها قبل آغاز شده بود که بالاخره با توافق بر سر افزایش دستمزد‌ها به پایان رسید.

رئیس اتحادیه کارگران می‌گوید، این بالاترین رقمی‌ است که آنها طی‌ یکسال گذشته دریافت کرده اند.

 

پاکستان – مجبور کردن یک دختر ١۶ ساله به برهنه شدن در ملا عام توسط وحوش اسلامی

مردان مسلح در یک روستای دورافتاده در شمال غربی پاکستان، یک دختر ١۶ ساله را به زور مجبور کردند به صورت نیمه عریان در روستا راه برود و گفته‌اند این کار را به خاطر ناموس و غرور خانواده‌شان انجام داده‌اند.

ساکنان این روستا که از این کار شوکه شده‌اند، گفته‌اند برادر این زن، مدت‌ها پیش رابطه‌ای پنهانی با زنی از خانواده افراد مهاجم داشته و آنها به این خاطر “تلافی” کرده‌اند.

این اتفاق که تازه رسانه‌ای شده، هفته پیش در روستای چادهوان در ٨٠ کیلومتری دیره اسماعیل‌خان در ایالت خیبر پختونخوا پاکستان روی داده است. پلیس تا کنون ٨ نفر را بازداشت کرده و به دنبال فرد نهم است.

شاهدان گفته‌اند این دختر در حال برگشتن از چشمه ناگهان مورد حمله قرار گرفت.

یک منبع در محل گفته‌ است که خانواده افراد مهاجم بر سر رابطه‌ای مربوط به سه سال پیش با خانواده این دختر عناد داشتند.

 

میانمار –  افزایش سوءتغذیه در میان کودکان روهینگیا

بنا به اعلام صندوق کودکان ملل متحد میزان سوءتغذیه در میان کودکان روهینگیا که از میانمار به جنوب بنگلادش گریخته اند به شکل چشم گیری افزایش یافته است.

یونیسف سوءتغذیه کودکان روهینگیا را به طور بالقوه مرگبار ارزیابی کرده است. به گفته این نهاد وابسته به سازمان ملل متحد شمار کودکان روهینگیا که از گرسنگی رنج می برند طی چند ماه دو برابر شده است.

حدود ٩٠٠ هزار پناهجوی روهینگیا در شرایط نامساعد در اردوگاههای جنوب بنگلادش اسکان یافته اند. از این تعداد بیش از ۶٠٠ هزار تَن پس از آغاز عملیات ارتش میانمار علیه اقلیت روهینگیا در ماه اوت به بنگلادش گریخته اند.

تخمین زده می شود حدود نیمی از پناهجویانی که در ماههای اخیر وارد بنگلادش شده اند، کودک هستند. سازمان پزشکان بدون مرز پیش از این از تجاوز جنسی به برخی از دختران زیر ١٠ سال روهینگیا سخن گفته بود.

به گفته سازمان بین المللی مهاجرت آن دسته از پناهجویان روهینگیا که از راه دریایی خود را به بنگلادش می رسانند، بطور خاص در معرض خطر بیشتری هستند. این سازمان تعداد پناهجویانی که هنگام طی مسیر دریایی جان خود را از دست داده اند ٢۵٠ نفر تخمین می زند.

گزارش صندوق کودکان ملل متحد در حالی منتشر می شود که ورود پناهجویان روهینگیا به بنگلادش همچنان ادامه دارد. کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان تخمین می زند که روزانه همچنان حدود سه هزار پناهجو وارد خاک بنگلادش می شوند.

 

 

 

ترکیه – این لباس‌ها را ما تولید کرده ایم ولی‌ بابت آن دستمزدی دریافت نکرده ایم

مشتریان برند “زارا” در شهر استانبول ترکیه، اخیرا با برچسب‌های عجیب در خریدهای خود روبرو شدند که در آن‌ها کارگرانی که برای این برند اسپانیایی کار می‌کردند، معترض به پرداخت نشدن دستمزد خود بودند.

کارگرانی از تولیدی‌های زارا و برخی خرده فروشی‌های این برند، به فروشگاه‌های زارا می‌رفتند و این برچسب را داخل لباس‌ها جاسازی می‌کردند.

در برچسب‌ها این جمله به چشم می‌خورد: “این لباسی را که می‌خرید من تولید کرده‌ام اما برای آن دستمزدی دریافت نکرده‌ام. “

طبق آنچه بر روی این برچسب‌ها آمده است، کارگران معترض توسط تولیدی براوو که یکی از شرکت‌های طرف قرارداد با زارا است، استخدام شده بودند. طبق گفته آن‌ها، تولیدی آن‌ها یک شبه تعطیل شد و مسئولان تولیدی، سه ماه حقوق و سنوات آن‌ها را پرداخت نکردند.

حدود دو ماه پیش، درخواستی برای امضا (پتیشن) و در اعتراض به پرداخت نشدن حق و حقوق کارگران تولیدی براوو، بر روی اینترنت قرار گرفت. این تولیدی علاوه بر برند زارا برای برندهای “مانگو” و “نکست” نیز پوشاک تهیه می‌کند.

در بخشی از این درخواست آمده است: “ما سال‌ها برای زارا/ ایندیتکس، نکست و مانگو کار کرده‌ایم. ما محصولات این برندها را با دستان خود ساخته‌ایم و برای آن‌ها سود زیادی به دست آورده‌ایم. “

زارا برند معروف اسپانیایی پوشاک و زیورآلات است که نخستین فروشگاه خود را در سال ١٩٧۵ در یکی از خیابان‌های مرکز شهر لاکرونیا در گالیسیای اسپانیا افتتاح کرد. زارا در حال حاضر در ٨٨ کشور دنیا بیش از دو هزار فروشگاه دارد.

پیش از این هم برند زارا با اتهام‌هایی مشابه در بد رفتاری با کارگران در برزیل و برخی کشورهای اروپایی روبرو شده بود.

 

ترکیه – در پی‌ انفجار در یک کارخانه‌ نساجی، ٢١ کارگر کشته و زخمی شدند

به گزارش خبرگزاری رویترز، روز پنجشنبه ٩ نوامبر به دنبال وقوع انفجار در یک کارخانه نساجی استان بورسا واقع در شمال غرب ترکیه، پنج کشته و ١۶ نفر دیگر زخمی شدند.

در جریان این انفجار سقف بخشی از کارخانه فروریخت و خسارات گسترده‌ای به دستگاه‌های و وسایل نقلیه اطراف ساختمان کارخانه وارد شد.

خبرگزاری آناتولی ترکیه به نقل از مقامات دولتی این کشور اعلام کرد اختلال در عملکرد دیگ بخار علت اصلی انفجار بوده است. با این حال، بررسی‌های دقیق برای اطلاع از علت وقوع انفجار ادامه دارد.

گزارش‌های اولیه از محل انفجار نشان می‌دهد پنج کارگر این کارخانه در دم جان باخته‌اند و ١۶ تن دیگر از جمله شهروندانی که در اطراف کارخانه تردد می‌کردند، زخمی شده‌اند.

هاکان کاووش اوغلو، معاون نخست‌وزیر ترکیه اعلام کرد: در حال حاضر، شرایط تحت کنترل است، ولی قدرت انفجار، خسارات زیادی بر جای گذاشته است.

 

نوشتن نظر



HOME