ابراهیم باتمانی-چرا رژیم اسلامی هنوز سر کاراست و چگونه میتوانیم سرنگونش کنیم؟

چرا رژیم اسلامی هنوز سر کاراست و چگونه میتوانیم سرنگونش کنیم؟

ابراهیم باتمانی

چرا بعد از ٣٨ سال جمهوری اسلامی هنوز سر کاراست؟ این بزرگترین و ضروری ترین سوالی است که روی میز احزاب سیاسی و اپوزیسیون سرنگونی طلب و طبقه کارگر ایران و کمونیستها و جریانات  چپ و راست و اپوزیسیون بورژوازی  و اکثریت مردم که از جمهوری اسلامی نا راضی اند وجانشان به لبشان رسیده  میباشد؟  در پاسخها  به آن دیدگاها و موضعگیریهای متفاوتی وجود دارد و تلاش میکنم به اختصار به آنها به پردازم.

از روز اول که جمهوری اسلامی سر کار آمد با وعدهای دروغین به مردم و با پشتیبانی و  کمک غرب و امریکا  خود را به  جامعه ایران تحمیل کرد. اما بلاخره بعد از ۴ الی ۵ ماه دروغها و وعدههای عوافریبانه که  خمینی داد بود بر ضد خودش تبدیل گردید. روند تحولات درست بر عکس شد. جریان اسلامی دست ساخت دولتهای غربی چهره واقعی خودش را به مردم ایران نشان داد. شروع کرد به اعدام کردن  و گرفتن انقلابیون و منحل کردن و حمله به احزاب و سازمانها و محافلها ومتینکها و سخنرانیها و روزنامه ها و نشریات اپوزیسیون و تظاهرات صدها هزار نفری زنان در تهران که مخالف حجاب اجباری بودند.

خلع صلاح مردم که در جریان قیام از پادگانها و اماکن نظامی اسلحه به دست اورده بودند یکی از اقدامات فوری آنان بود.  سرکوب کارگران و فراری دادن مخالفین و ایجاد رعب وحشت  در کنار دروغ گفتن و پاپوش دوزی و برچسب زدن به مخالفین  حربه های برای تداوم سرکوب و تحمیل قدرت شد، با کمک همان نیروهای مسلح باقی مانده از شاه که با کمک امریکا حاضر و آماده در اختیار خمینی گذاشته شد. بهانه های سرکوب و اعدام زیاد بودند، برای نمونه شما بازماندگان تاغوت هستید، یا جاسوس اسرائیل و امریکا، یا دشمنی کردن با خدا و رسول خدا و کافر بودن، یا اینکه به سرکوب مقاومتی که از همه جا علیه قوانین مذهبی شروع شده بود، از جمله از جانب زنان، روی آورد. با  به دست گرفتن این ابزارها برای تسلط حکومت دینی و قانون و شریعتش استفاده کرد. خودشان به خوبی دریافته بودند توقع وخواست مردم آزادیخواه ایران و به خصوص کارگران شرکت نفت و شرکتهای صنعتی ودانشجویان و زنان با حکومت اسلامی بر اورده نمیشود و حکومت الله ایشان وصله ناجوری است با جامعه ایران.

در آن زمان مردم کوردستان به خصوص کمونیستها و روشنفکران و آزادیخواهان و برابری طلبان و ضد مالکین و ضد  مرتجعین  و همه در یک تشکیلات جمع شدند به اسم کومله و با جدیت و قاطعیت دست به اسلحه بردند و در مقابل جمهوری اسلامی ایستادند. در جاهای دیگر نیز این مقاومت شروع شد مثل ترکمن صحرا و سازمانهای چپ در شهر و جنگلهای آمل، اما جمهوری اسلامی سرکوبشان کرد. در این برهه از تاریخ بود که جنگ ایران وعراق به عنوان بزرگترین “نعمت” و کمک به جمهوری اسلامی صورت گرفت که رژیم در سایه و به بهانه آن توانست موقعیت خود را تحکیم کند و سرکوبش را گسترش دهد. به همین خاطر بود که سران جمهوری اسلامی و شخص خمینی پا فشاری میکردند روی ادامه جنگ. یادم است خمینی جلاد در تلویزیون گفت جنگ نعمت خداست.

اعدامهای ۶٠ و ۶٧ و گورستان خاوران  و اعدامهای بدون محاکمه  گورستانهای بدون نام و نشان،گورستانهای به اسم نعلت اباد، تجاوز به دختران باکره به وسیله شکنجه گران و اوبشان بازجو قبل از اینکه اعدام بشوند،و درست کردند و سازمان دادن  نیروی سرکوبگرمثل سپاه پاسداران، درست کردن گله حزب لله و گروه حراست و خواهران زینب و سربازان گمنام و نهی از منکر و لباس شخصیها و نیروی انتظامی و بسیجی فعال ونیمه فعال و سازمان دادن اسید پاشیها به صورت زنان و اعدام کردن در ملا عام، دست قطع کردن و چشم در اوردنها، جوانان را به طرف اعتیاد بردن و غیره اینها، در کنار مجموعه عوامل دیگر، موانع های بوده که کمک کرده جمهوری اسلامی به حیاط ننگین خودش ادامه دهد. اما با تمام آن موانعهای باز دارنده که اشاره کردم  این حکومت نتوانسته حکومت شرعی و دینی و فرهنگ قرون وسطی که مورد نظر حاکمان جنایتکار دزد و فاسد است تثبیت کند و به فرهنگ اکثریت جامعه تبدیل نماید و نخواهد توانست. هر چند متاسفانه بخشی از جامعه را مرعوب و تعدادی هم با خود رژیم هم کاسه شده اند که این فاکتور هم به بقای تا کنونی رژیم کمک نموده است.

در رابطه با مواضع و ارزیابیهای متفاوت در باره علل بقای رژیم و همچنین خود اپوزسیون در چه موقعیتی قرار دارد، به عنوان بخش دیگری از عامل بقای رژیم که دربالا اشاره کردم، بیان نکاتی را لازم می دانم.از جریانات چپ و کمونیست شروع کنم. یک نظر میگوید دلیل ماندن جمهوری اسلامی انشعابهای صورت گرفته در احزاب بوده است. یکی میگوید دلیل آن در خارج نشینی بودن اپوزسیون است. یکی میگوید امکانات مادی نداریم . دیدگاهی دیگر امید بسته به اختلافات درون جناحهای رژیم. جریان دیگری هم هست هر حرکتی که میشود میگوید انقلاب است. جریاناتی هم هستند امید به حمله غرب و امریکا بسته اند. یکی دیگر میگوید سرنگونی نزدیک است و در پیچ بعدی قرار دارد. .یکی دیگر هم با اسم و در پوشش کمونیسم در واقع بیشتر با جریانات ناسونالیست نزدیگتر و هم استراتژی شده است.

 اپوزیسیون راست وشوینیست و ناسیونالیست و قوم پرستان چه می گویند؟. اینها امیدشان حمله نظامی امریکا به ایران است. میخواهند به جای اسلام پرچم ضد انسانی دیگر قومی و شوینیستی و نظام حکومتی با همین خصوصیات سر کار بیاید. بعضی هایشان هم در فکر “اسلام دمکراتیک” هستند و سینه زنی می کنند برای امام حسین شان در خارج کشور، همزمان با امید بستن به دخالت امثال ترامپ  بیشتراینها امیدشان به  تحولات و اصلاح طلبی جناحی درون رژیم نیز هست. امیدشان این است که روزی جمهوری اسلامی یک چراخ سبزی بشان نشان بدهد تا از هم سبقت بگیرند.  بخشا آرزو دارند ایران تبدیل شود به سوریه و افغانستان و عراق و یمن تا چیزی نسیب شان گردد،  جامعه و مردم هم به درک!.اینها دنبال منافع خود  و طبقه شان هستند. ربطی به منفعت و آینده آزاد و خوشبخت اکثریت جامعه که کارگران و زحمت کشان و محرومان ستم دیده هستند، ندارند. اینها خواهان یک سیستم سرمایه داری هستند شبیه جمهوری اسلامی اما با رنگ مذهبی کمتر و با شرکت وسهم بری خودشآن در آن.

ما چه میگوییم، حزب ما و جریان ما ارزیابی روشنی از رژیم اسلامی و چرا هنوز ماندگار مانده است و چه کار باید کرد بدست داده است.  ضمن برسمیت شناختن واقعیات نامبرده بر وجود خلا احزاب رزمنده و توده ای و اهل عمل تاکید کرده ایم و خواهان رفع این کمبود محوری هستیم. یکی از تفاوتهای دیگرما این است که ما خصوصیات و سیاست هیچیک از نیروهای چپ و راستی که اشاره کردیم نداریم. به این دلیل به روشنی به نیروی خود و ایجاد صف مستقل کارگری و انقلابی تاکید  میکنیم  و  بر سازماندهی قهر انقلابی علیه رژیم تاکید داریم. با رفع این کمبودها راه پیروزی بر رژیم هموارتر خواهد شد.  یکی از علل اصلی بقای تا کنونی رژیم وجود این کمبودها و ضعف ها است.

چه کار کنیم؟ رهبران طبقه کارگر و کمونیستها و پیشروان و نهادهای اجتماعی و معلمان و زنان و جوانان چه کار باید بکنند؟ تا بتوان بقطه پایانی بر این شرایط و تداوم عمر این رژیم ضد انسانی بگذاریم. این را باید دانست که ١-  رژیم جمهوری اسلامی مثل رژیم شاه نیست به سادگی میدان را ترک کند.٢- ابزارهای سرکوبگری عریان و عوامفریبی و امکانات مالی زیادی در اختیار دارد ٣- چند میلیون نفر، اعم از سرمایه دار، اسلامی و ناسیونالیست و مزدور و عقب مانده هم هستند که در این ٣٨ سال رژیم توانسته منافع شان را با منافع و موجودیت خودش همسو نماید و این طیف  در داخل و خارج کشور دوست ندارند رژیم سرنگون شود و از آن دفاع میکنند. ۴- و این رژیم با پول و ثروت باد آورده در ایران در منطقه و چند کشور جریانات مرتجع شبیه خودش را به حمایت خود در آورده و عملا به یک قدرت منطقه ای تروریست تبدیل شده است. ۵- و بلاخره الترناتیو انقلابی و معتبر و قدرتمندی که بخواهد و بتواند چنین رژیمی را سرنگون کند و به جنگش برود متاسفانه ما هنوز نداریم. بنا به این عوامل چنین رژیمی همچنان به حاکمیت ننگین خود در جامعه ای که اکثریت آن چنین نظامی را نمی خواهند قادر به ادامه بقا و حاکمیت خود شده است.

  ما در حزب سوسیالیست انقلابی این واقعیتها را می بینیم و آن را به جامعه می گویم و خواهان رفع فوری آنها از جمله تبدیل حزب سوسیالیست انقلابی به آن حزب جدی و قدرتمند سرنگونی طلب هستیم. همزمان فکر میکنیم که این رژیم  باید با قدرت و اتحاد و آگاهی طبقاتی کارگران و متشکل و متحزب شدن آن نیروی عظیم که میتواند در یک هفته کمر رژیم اسلامی را مانند رژیم شاه  بشکند، از بین برود. به میدان آمدن و دخالت جدی کمونیستها و ازادیخواهان و برابری طلبان ومعلمان و فرهنگیان و جوانان و زنان و رهبران نهادهای اجتماعی و انسانهای شرافتمند و مسئول در قبال بچه ها و نسل کنونی و آینده بسیار تعین کننده است که روند سرنگونی جمهوری اسلامی به کجا خواهد آنجامید، همه میدانیم هر نوع سرنگونی به درد جامعه نمی خورد مادامکه این سرنگونی منجر به آزادی و برابری و رفاه و امنیت و استقرار یک نظام غیر دینی و غیر قومی و سوسیالیستی نگردد.

این رژیم با مبارزه پراکنده تاکنونی، یا با اکسیون چند صد نفره در اینجا و آنجا یا با افشاگری صرف از بین نمیرود یا  حتی عقب نشینی هم نمیکند.  به شما هم سرنوشتان طبقه کارگر، زنان و جوانان  که در این عرصه تجربه زیادی دارید و در این مبارزه و عرصه ها تلاش کرده اید و جای احترام و قدردانی است باید گفت این شکل از مبارزه و اعتراض اگر چه لازم است اما  دیگر جوابگوی آن هدفی که همه دنبالش هستیم یعنی مرگ و نابودی چنین رژیم جنایتکاری نیست و نخواهد بود، همچنانکه ٣٨ سال گذشته هم این واقعیت را به ثبوت رسانیده است.  ازعزیزان که دست اندر کار مبارزه هستند درخواست میکنم به یک مبارزه مشترک، سازمانیافته و گسترده و جدی تر روی بیاوریم. در عرصه  جنبش کارگری، جنبش زنان و جوانان باید متشکل و متحزب شد و با شعار و مطالبه مترقی و سوسیالیستی به میدان آمد.

همه این را می دانیم که این رژیم جانی که زور و قدرت سرکوب دارد و پاسخ هر اعتراضی را با باتوم و تفنگ و مزدورانش می دهد باید با زور انداخت و سرنگونش کرد. از اینرو در کنار مبارزه سیاسی  و اجتماعی و همه گیر  بخشی از فعالین و رهبران  لازم است در فکر اسلحه و سازمان میلیس مسلح توده ای سوسیالیست و آزادیخوا، نه قومی و اسلامی، نیز باشند و در شرایطی که بدون تردید در روند سرنگونی رژیم با آن روبرو خواهیم شد، ناچار خواهیم گردید پاسخ آدمکشان مسلح رژیم را با قدرت سازمانیافته مسلحانه نیز جواب بدهیم.

از همه میخواهیم که این را از ذهن خود شان برای همیشه پاک کنند  که گویا این رژیم قابل اصلاح  و قابل تغییر و رام  کردن است. به هیچ وجه نیست!  تنها راه حل سرنگونی کلیت رژیم سرمایه داران اسلامی است. حزب سوسیالیست انقلابی باتمام قدرت همراه شما است برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری حکومت کارگری  و تحقق یک جامعه آزاد وبرابر و مرفه .به امید ان روز!

منبع: شماره نوزده نشریه سوسیالیسم امروز

٢٢ مهر ١٣٩۶

١۴ اکتبر ٢٠١٧

 

نظرات مسدود است.



HOME