به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  شباهنگ راد "

June 7, 2009

انتخابات ریاست جمهوری و تحریم از نگاهی دیگر!

شباهنگ راد : انتخابات ریاست جمهوری فضای جامعه‏ی ایران را در بر گرفته است و تا چند روز دیگر سران حکومت جمهوری اسلامی این بساط و نمایش را به‏راه خواهند انداخت تا از درون مهره‏های دست‏چین شده‏ی خود، یکی را به‏مدت چهار سال بر مسند قدرت بر گمارنند.
این بازی دوره‏ای رژیم است و به‏موازات راه‏اندازی چنین نمایشاتی، اپوزیسیون مخالف نظام جمهوری اسلامی و مدافعین برقراری دموکراسی و آزادی هم، من‏حیث‏المجموع دارند بر تحریم انتخابات تاکید می‏ورزنند. جدا از این‏که وظیفه‏ی هر سازمان کمونیستی و انقلابی‏ست تا ماهیت واقعی این‏گونه انتخابات رژیم را توضیح و آنرا بایکوت نماید؛ در همان‏حال لازم و ضروری‏ست تا روشن سازد که آیا اساساً در چهارچوبه‏ی نظام جمهوری اسلامی شرکت و یا عدم شرکت مردم در روز انتخابات می‏تواند تأثیری بر انتخاب و یا عدم انتخاب منتخبان نظام داشته باشد؟ آیا می‏توان سخنی از تحریم فعال به‏میان آورد، در حالی‏که جامعه‏ی اعتراضی سال‏هاست دارد از ارتباط و فقدان یک نیروی کمونیسی و انقلابی رنج می‏برد؟

 

تاکید بدرستِ و نگاه متفاوت مدافعین تحریم - منظور مدافعین منافع‏ی توده‏های محروم و نه سازمان‏هایی هم‏چون اکثریت، حزب توده و دیگر خادمان نظام سرمایه‏داری - دارد ار حقیقت و از قانون‏مندی‏های جامعه‏ی ظالمانه‏ای پیروی می‏نماید که در مخالفت و در خلاف منافع‏ی توده‏ها پای ریخته شده است. آشکار گردیده است‏که انگیزه و هدف راه اندازان چنین نمایشاتی در جهت تغییر و رفاهِ زندگی سازندگان اصلی جامعه نیست و کاملاً به کار طبقات حاکم می‏آید. به عبارتی هدف از برگزاری این نوع انتخابات، اجرای عملی مکانیسم‏های درون حاکمیت و زورآزمائی جناح‏های متفاوت رژیم به‏منظور کنترل و پایداری هر چه بیش‏تر سیستم و مناسبات‏ سرمایه‏داری‏ست. این امر را اکثریت قریب به اتفاق پیروان منافع‏ی مردم و آن‏هم در دوره‏های متفاوت و با اندک تفاوتی دیده‏اند و در عمل پی برده‏اند که "انتخاب" هر یک از مهره‏های نظام، به‏معنای تحمل فقر و فلاکت هر چه بیش‏تر توده‏ها نسبت به گذشته است؛ پی برده‏اند که این روز، روز ِ انتخابات سرمایه‏داران است و با دنیا و روز کارگران و زحمت‏کشان فاصله‏ی بسیار زیادی دارد؛ پی برده‏اند که توده ملزم به انتخابِ، آن "انتخاب" شدگانی‏ست که پیشاپیش رأی خود را به‏عنوان مجریان نظام و مدافعین بی چون و چرای قانون اساسی، از طبقه‏ی سرمایه‏دار گرفته‏ است. بنابراین در چنین نظام‏هایی انتخابات علیرغم تبلیغات مسموم و مشمئز کننده‏ی سران حکومت نمی‏تواند به‏عنوان "انتخابات آزاد" به حساب آید و روشن گردیده است که اُس و اساس این نوع انتخابات و آن‏هم در دنیای کنونی، دچار ایرادات بنیادی‏ست. مهمتر از همه‏ی این‏ها دریافته‏اند که آرای مردم دخالتی حتی بر "انتخاب" مهره‏های از فیلتر رد شده‏ی‏ نظام هم ندارد.

 

بازی چهار ساله‏ای‏ست و به‏همین دلیل جناح‏های متفاوت رژیم به‏منظور بر دوامی و پایداری هر چه بیش‏تر مناسبات امپریالیستی به صحنه می‏آیند تا سکان قدرت را در دست گیرنند و جامعه را در چارچوبه‏ی امیال و منافع‏ی طبقه‏ی سرمایه‏دار و جناحی خویش هدایت نمایند. انتخاباتی که پایه‏ی آن بر بی‏عدالتی‏ها استوار گردیده و به اثبات رسیده است‏که رأی مردم بی تأثیر است و حاکمان، بنابه مصالح‏ی سرمایه و بسته به اوضاع و احوال جامعه، یکی از خادمان خود را برای مدت زمانی دیگر "انتخاب" می‏نمایند تا چرخش دل‏بخواه‏ی سرمایه در ایران دچار اخلال نگردد. در این زمینه 9 تجربه وجود دارد و این حقیقت را در مقابل هر عنصر آزاده قرار داده است‏که شرکت و یا عدم شرکت مردم در روزهای انتخابات ریاست جمهوری نقش تعیین کننده‏ای در تعیین رئیس جمهور نداشته و همواره رژیم جمهوری اسلامی مطلوب‏ترین مهره‏ی خود را در دوره‏های متفاوت به‏منظور خدمت‏گذاری از درون صندوق‏ها به بیرون کشیده است. انتخابات در ایران و در زیر سلطه‏ی نظام سراسر خشن از چنین محتوایی برخوردار بوده و اجرا و پیاده نمودن آن قواعدی‏ست که سرمایه‏داران به‏منظور تقسیم سود حاصل از استثمار توده‏ها و به انحراف کشاندن افکار عمومی تحت عنوان "انتخابات" تنظیم نموده‏اند و هیچ‏گونه ربطی به پاسخ‏گوئی مشکلات عدیده‏ی توده‏های محروم ندارد.

 

این حقیقت آن‏چنان عریان است که کتمان آن ناممکن می‏باشد و بی دلیل هم نیست که سران حکومت در تبلیغات خود دارند بر "سلامتی" و "سالمی" انتخابات تاکید می‏ورزنند و می‏کوشند تا این‏گونه جلوه دهند که مدافع‏ی "آزادی"، "برابری" و حقوق شهروندان و رأی مردمی‏اند؛ همه‏ی تلاش‏شان بر آن است تا با بزک نمودن این روز به دنیای بین‏المللی و افکار عمومی بقبولانند که پیرو مداخله‏ی مردم در امورات سیاسی - زندگی‏شان می‏باشند. رژیمی که بنابه ماهیت کثیف‏اش حتی یک لحظه سیاست‏اش سوار بر منفعت توده‏های میلیونی نبوده و در طول حاکمیت سی ساله‏ی خویش به آن‏چنان جنایاتی در حق محرومان مرتکب گردیده است که قابل توصیف نیست. رژیمی که از همان آغاز به ابتدائی‏ترین خواست‏ توده‏ها تعرض نموده‏ و زندگی‏شانرا به مرز نابودی کشانده است. این رژیم در عمل نشان است‏که برگزاری انتخاباتی هم‏چون انتخابات ریاست جمهوری در خدمت، به رفاه و آسایش آتی مردم نیست و کاملاً در خدمت به منفعت سرمایه‏داران سازماندهی شده است؛ نشان داده است‏که برای رأی مردم هیچ‏گونه ارزشی قائل نیست و انتخاب از نوع خود را دارد؛ نشان داده است‏که هر دوره‏ای نیازمند سرکوب مبارزات اعتراضی و به انحراف کشاندن هر چه بیش‏تر افکار عمومی‏ست؛ نشان داده است‏که رسالت و وظایفِ همه‏ی دولت‏مردان و کاندیداها، تحکیم سلطه‏ی امپریالیستی‏ست. بنابراین و بر مبنای چنین ادله‏ای و با علم به این‏که در زیر نظام سرکوب‏گر جمهوری اسلامی رأی و آرای مردم خاصیتی ندارد و شرکت و یا عدم شرکت آنان در روزهای تعیین شده هم نمی‏تواند تأثیری بر روند انتخابی حاکمان داشته باشد؛ بر هر عنصر روشنفکر و سازمان مدافع‏ی مردم است‏که شعارهای خود را بر اساس استنتاجات و ارزیابی‏های‏شان، پای ریزنند و بر توهمات نی‏افزایند. به بیانی واقعی شعار تحریم فعال طرح شده از جانب اپوزیسیون خارج از کشور زمانی بار و وزن واقعی به‏خود خواهد گرفت که در نظام‏هایی هم‏چون جمهوری اسلامی، معیار، میزان رأی مردم باشد و به تبع از آن عدم شرکت آنان، بنوبه‏ی خود باعث اخلال در روند انتخاباتی نظام گردد.

 

در حقیقت و در شرایطی‏که همه و به‏درجات متفاوت دارند می‏گویند که انتخابات در ایران بی‏مایه است و دارند بر خلاف ادعای‏های دروغین سران حکومت می‏گویند که مردم در تعیین نمایندگان‏شان کاملاً بی اختیاراند و هم‏چنین بر این باوراند که منتخبان نظام یکی پس از دیگری در چپاول و غارت توده‏ها و در فروپاشی زندگی و سرکوب اعتراضات مردمی گوی سبقت را از یگدیگر ربوده‏اند و ماهیتاً هیچ‏گونه تفاوتی با هم ندارند، بنابر این و در بستر چنین توضیحی لازم و ضروری‏ست تا شعارهای خود را بر اساس چنین استدلال و واقعیات خودی پای ریزنند و از تشریح حقایق درونی جامعه و نظام فاصله نگیرنند؛ چرا که بر این باوراند خشت‏های انتخابات در ایران بر اساس آرای عمومی و در حقیقت با رأی مردم چیده نه شده است؛ چرا که بر این باوراند روز انتخابات ریاست جمهوری در ایران، روز مردم نیست و روز زورآزمائی جناح‏های رقیبِ درون حکومتی‏ست و همه‏ی هدف رژیم بر آن است تا با راه‏اندازی چنین روزهایی برای خود "مشروعیت" هر چه بیش‏تری بخرد. بر همین اساس 22 خرداد امسال هم بنابه دوره‏های قبل، نمی‏تواند روز انتخاب کاندیدای مردم تلقی ‏گردد و روز انتخاب خودی‏هاست و عناصر انتخابی رژیم، عناصر انتخابی و مدافع‏ی مردم نیستند و از زمره خادمان نظام‏اند و شرکت بعضاً مردم هم در میادین رأی‏گیری، فقط و فقط بکار بازار گرمی رژیم خواهد آمد. تاکید بر چنین مضمونی از یک‏سو منطبق بر آن استنتاجاتی‏ست که از "انتخابات" درون حکومت ارائه می‏دهیم و از سوی دیگر جهت و محتوای شعارهای‏مان را تعیین خواهد نمود و بی‏جهت و بی‏دلیل به طرح شعارهایی هم‏چون تحریم فعال و آن‏هم در شرایط فقدان نیروی خودی در درون جامعه مبادرت نخواهیم ورزید.

 

می‏دانیم که جمهوری اسلامی پیشاپیش  "انتخاب" خود را نموده است و بدورغ دارد انتصابات را به پای انتخابات می‏گذارد. این قضیه را حتی خودی‏هایی امثال اعلمی هم دارند بر زبان می‏رانند و می‏گویند به‏میدان آمدن و رأی مردم دخالتی در سرنوشت زندگی‏شان ندارد. حقیقتی که دهه‏هاست بر فضای انتخاباتی ایران حاکم گردیده است و به اثبات رسیده است‏که تنها مزیت نرفتن بعضاً مردم در میادین رأی‏گیری بر دامنه‏ی تبلیغات رژیم مبنی بر حضور "میلیونی" مردم در روز انتخابات خواهد کاست و رژیم را بی اعتبارتر از گذشته خواهد نمود. توضیح‏ای به غیر از این، خلاف آن حقایقی‏ست که دارد در ایران تحت سلطه‏ی امپریالیستی اتفاق می‏افتد.

مضافاً این‏که شعار تحریم صرف از جانب اپوزیسیون و آن‏هم بعد از گذشت سی سال از جنگ و جنایت و روی گردانی گام به‏گام مردم از سران حکومت نمی‏تواند بازگو کننده‏ی حقایق امروزی جامعه‏ی‏مان باشد. این شعار نمی‏تواند مثمرثمر واقع گردد در حالی‏که بنیه‏های انتخابات در ایران بر مبنای منافع‏ی طبقه‏ی سرمایه‏دار پای ریخته شده است و آرای مردم هیچ‏گونه دخالتی در تعیین افراد و حتی مهره‏های نظام هم ندارد و در این میان رأی "ولی فقیه" است‏که دارد بر روی رأی بعضاً مردم می‏نشیند. بنابراین و در بستر چنین حقایقی رژیم جمهوری اسلامی و همه‏ی مهره‏های دست‏چین شده‏ی‏شان که در سرکوب توده‏های رنج‏دیده گوی سبقت را از همدیگر ربوده‏اند را نه با تحریم، بل با انقلاب توده‏ای‏ست که می‏توان از تاج و تخت‏شان بزیر کشید. باید ریشه‏ی این رژیم و همه‏ی جناح‏های درونی آن هم‏چون "اصول‏گرا"، "اصلاح طلب"، "مستقل" و غیره را سوزاند تا بطور واقعی مزه‏ی دموکراسی و انتخابات آزاد در ایران را چشید. حقوق اولیه‏ی انسانی با نابودی و سرنگونی رژیم سراپا خشن جمهوری اسلامی گره خورده است و همواره و تحت هر شرایطی می‏بایست این شعار را در سر لوحه‏ی کار خود قرار داد. روشن گردیده است‏که با وجود جمهوری اسلامی و با صرف تحریم نمایشات متفاوت رژیم نمی‏توان به سعادت و بهروزی دست یافت و چرخش سرمایه و سرکوب در ایران را از کار انداخت.  

7 ژوئن 2009

17 خرداد 1388



 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com