|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " شباهنگ راد " April 26, 2009اوّل ماه مه، مظهر اتحاد کارگران سراسر جهان!
دنیا در این روز بر خلاف رسم و رسوم و قوانین نوشته شدهی سرمایهداری شکل دیگری بخود میگیرد و گردانندگان و سازندگان تاریخ، سیمای دنیا را در این روز بهگونهای دیگر ترسیم مینمایند و در صفی واحد در مقابل نظامهای ظالمانانه به صف خواهند شد. بدون شک سرمایهداران هم به روال همیشگیشان سعی خواهند نمود تا با ترتیب دادن نمایشهای مسخره و فرمایشی بر محتوای واقعی این روز بکاهند. در حقیقت چهرهی واقعی جهان را در این روز میتوان بهعینه مشاهده نمود و به ترسیم در آورد که چگونه اکثریت قریب به اتفاق آحاد هر جامعهی بشری در تخالف با سیاستهای استثمارگرایانهی طبقات حاکم به صف میشونند؛ در این روز به عینه میتوان مشاهده نمود که آرمان طبقهی کارگر، رنگ، ملیت و نژاد نمیشناسد و همهی این طبقه فارغ از مکان زیستی و نژادیشان از آرمان واحدی پیروی مینمایند و خواهان برقراری جامعهی انسانی و یگانگیاند. بیش از یکقرنیست که از ماه مه، روز جهانی کارگر میگذرد. اگر چه دنیا از آنزمان به بعد دستخوش تغییرات و تحولات گوناگونی در عرصههای متفاوت گردیده است؛ امّا به جرأت میتوان گفت که زندگی طبقهی کارگر یعنی این سازندگان اصلی جامعه در مضیقهی هر چه بیشتری قرار گرفته و روز به روز دامنهی نا امنی شغلی و فقدان تأمین نیازهای اولیهی زندگی از جانب آنان، گسترده و گستردهتر گردیده است. در حقیقت این دنیای طبقهی کارگر نیست، این دنیائی نیست که طبقهی کارگر سرتاسر جهان خواهان آنند. این دنیای سرمایهداران و مدافعی آنان است و دارند با زور و ریا بر طبقهی کارگر و همهی زحمتکشان اعمال مینمایند. این نظام سرمایهداریست که دارد، دنیای دلخواهی خود را بر میلیاردها انسانِ محروم جهان تحمیل مینماید و دارد به انحای گوناگون جوامعی بشری را در جهت امیال کثیف خود سازمان میدهد. در این دنیا، فقر، بدبختی، بیکاری و به تبع از آن گرانی سرسام آور اقلام اولیهی زندگی دارد، بیداد میکند و کمر محرومان را خُرد نموده است و به موازات آنها سرمایهداران دارند بار بحران دائمالتزاید خویش را بر دوش میلیونها انسان محروم سرشکن مینمایند؛ بحرانی که حاصل مناسبات گندیدهی نظام سرمایهداریست؛ بحرانی که اینروزها در ابعاد گستردهای دنیا را فرا گرفته است و باعث بیکاری و بیخانمانی میلیونها تن دیگر در سرتاسر جهان گردیده است. به اثبات رسیده استکه کارگر در زیر سایهی این نظامها فاقد امنیت شغلیست، فاقد تأمین نیازهای اولیهی زندگی خویش میباشد. دسته دسته از کارگران دارند از محیط کار خود رانده میشونند و بنابه خودِ خبرگزاریهای امپریالیستی ظرف چند ماه گذشته، میلیونها تن از کارگران از کار بیکار شدهاند و به خیل عظیم بیکاران سرتاسر جهان پیوستهاند و میلیونها تن دیگر در انتظار از دست دادن شغلهای کم در آمدشان میباشند. خودشان دارند میگویند که نیاز به بیکارسازی بیش از این است و نیاز به آن است تا سرمایهداران بمنظور حفظ و پایداری حاکمیتشان، کارگران و زحمتکشان را بیش از این سر کیسه نمایند. به اثبات رسیده است، جهانی که در آن سرمایه حاکمیت دارد نمیتوان نمادی از انسانیت و برسمیت شناختن حقوق محرومان را مشاهده نمود. حقیقتاً اگر چه سرمایهداری در سرتاسر جهان دست بالا را دارد و دارد بر سیاستهای استثمارگرایانهایاش تداوم میبخشد و اگر چه در مقابل، ما شاهد مقاومتها و اعتراضات کارگران در انگلستان، فرانسه، آلمان، سوئد، اسپانیا و دیگر نقاط جهان سرمایهداری میباشیم؛ امّا به جرأت میتوان گفت که علیرغم اعتراضات گسترده و بیوقفه و به گروگانگیری بعضاً کارفرمایان توسط کارگران انگلستان، فرانسه و غیره، سرمایه همچنان دارد بر حاکمیت خویش ادامه میدهد و زندگی تودههای بیشماری را به فلاکت و نابودی هر چه بیشتری میکشاند. شاهدیم که علیرغم گستردگی بحران در نظامهای سرمایهداری، سرمایه همچنان در پیش است و در مقابل تا کنون جنبشهای کارگری – اعتراضی نتوانستهاند سدهای دفاعی لازمه و تعرضی را اتخاذ نمایند. اوّل ماه، اگر چه روز اتحاد و یگانگی همهی کارگران سرتاسر جهان است و از یکطرف میبایست این روز را با تمام قوا پاس داشت، از طرف دیگر میبایست بر موقعیت فعلی جنبش کارگری و علل نافرجامی مبارزاتاش در مقابل کارفرمایان و مهمتر از همهی بی ارتباطیشان با نیروهای کمونیستی واقف گردید و توضیح داد که طبقهی کارگر بدون ارتباط مستقیم و تنگاتنگ با سازمانهای کمونیستی جدی و بدون مبارزهی رو در روی مدافعیناش با سرمایهداران جانی نمیتواند بر حقوق پایهای خویش دست یابد و پرچم جامعهی کارگری را در مقابل نظام سراسر ظلم و تباهی سرمایه برافرازد. باید بر این امر اشراف داشت که آزادی و رهائی طبقهی کارگر از زیر بار هزاران مصائب و مشکلات جامعهی غیر انسانی، در تحرکات سازمانیافتهی و سنجیدهی سازمانهای کمونیستی نهفته میباشد. باید بر این باور بود که خود طبقه بخودی خود - علیرغم اعتراضات گسترده و بی اماناش در مقابل کارفرمایان و صاحبان تولیدی - قادر به دگرگونی جامعهی ظالمانانه نیست و باید دانست تا مادامیکه میادین متفاوت اعتراضی خالی از نیروهای آگاه و کمونیستیست، سرمایه نه تنها بر یورش خود به تتمههای کارگران خواهد افزود بل دنیا را به کام همهی محرومان تلخ خواهد نمود. در حقیقت زمانی مرگ سرمایه فرا خواهد رسید که طبقهی کارگر مسلح به ایدئولوژی مارکسیست – لنینیستی گردد. تجربه به اثبات رسانده استکه مبارزات طبقهی کارگر بدون سازمان و سازماندهی ره بجائی نخواهد بُرد و آیندهای سرشار از آزادی و شکوفائی برای آنان نمیتوان متصور نمود.
|
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||