|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " شباهنگ راد " November 13, 2008اوباما و داستان "نیاز به تغییر"!
نیازمند بازنگری و تغییر میباشد. اوباما در بستر چنین واقعیاتی و با شعار "نیاز به تغییر" بمیدان آمد و با این شعار هم توانست در شرایط ورشکستگی موسسات مالی و به تبع از آن خانهخرابی میلیونها انسان، توجه و افکار بخشیهایی از جامعه و بویژه سیاه پوستان را بخود جلب نماید. در هر صورت و فارغ از جار و جنجالهای رسانههای امپریالیستی، اوباما حاصل بحرانیست که طی چند ماه اخیر بطور گسترده دامان سرمایههای امپریالیستی را فرا گرفته است. واقعیت این استکه امپریالیزم امریکا بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی کامل به اصطلاح کمونیزم در شوروی به بهانهی "برقراری نظم نوین جهانی" تعرض بیرحمانهای را علیهی محرومان جامعه سازمان داده است و نزدیک به سه دههایست که دنیا را در مسیر جنگی خانمانسوز هدایت نموده و به این منطقه و آن منطقه به بهانهی "برقراری دمکراسی" یورش آورده تا بار دیگر سلطهی بلامنازع حود را به دنیای سرمایهداری اعلام نماید. با این اوصاف و با وجود وضعیتِ تنشزا در درون سرمایههای امپریالیستی و متعاقباً با بروز بحران مالی و ورشکستگی بانکها که دامنهی آن به اروپا و آسیا گسترش یافته و در نهایت منجر به ضرر حداقل 1.5 تریلیون دلاری به بخش مالی و چندین برابر آن به کاهش ارزش سهام در بازارهای عمده سرمایه جهان گردیده است، این ایده را در میان سرمایهداران جهانخوار و بویژه امپریالیزم امریکا تقویت نمود که میبایست بمنظور نجات سلطهی سرمایه در سطح جهانی، چارهای اندیشد و فارغ از هر گونه اختلافی، از بحران کنونی خلاصی یافت؛ آنانرا به این اندیشه وا داشته است تا بمنظور امنیت استراتژیکمان سرمایه، دامنهی همیاریها و همکاریهای خود را گسترش بخشند و از این وضعیت بدر آیند؛ دریافتهاند که برای پاسخگوئی به بحران اخیر "نیاز به تغییر" است و میبایست بمنظور استحکام هر چه بیشتر منافعی هم نوعان خویش و بویژه منافعی امریکا چارهای بغیر از آنچه هماکنون در جریان است، اندیشید. اوباما ماحصل چنین وضعیتِ در هم ریخته در نظام امپریالیستی امریکاست و در واقع آمده است تا مسیر طوفانی سرمایه را به سمت "صلح و آرامش" دلخواهی بزرگان و استثمار کنندگان هدایت نماید. منظور از "تغییر" ادعایی اوباما، چیزی جز همکاری و فاصلهگیری تنشهای سیاسی، فیمابین قدرتهای بزرگ سرمایهداری و دخالت دادن هر چه بیشتر آنان در تقسیم ثروتهای جهانی نیست. "تغییر"ی که در خدمت به منفعت سرمایهداران است و ربطی به منافعی میلیونها انسان رنجدیدهی سرتاسر جهان ندارد. به بیانی دیگر رهبری و هدایت جامعه را به دست اوباما سپردهاند تا تعرضی وسیعتر و همه جانبهتری را در آینده علیهی کارگران و زحمتکشان سرتاسر دنیا سازمان دهند. بر خلاف تبلیغات مسموم و کر کنندهی دم و دستگاههای رسانههای امپریالیستی، اوباما در سیستم کنونی قادر به انجام هیچ کاری نیست و دارد نقش سوپاپ اطمینان سرمایه را ایفاء مینماید و مهمتر از آن، اینکه، تفاوت ماهویای با بوش ندارد؛ چرا که هر یک از آنان حافظ نظام امپریالیستیاند و هر دو جناح – هم دمکراتها و هم جمهوریخواهان - دارند از طبقهی حاکمهی امریکا و سرمایه دفاع مینمایند. آنچه تفاوت این دو عنصر و دو جناح را دارد در درون هئیت حاکمهی امریکا از هم مجزا مینماید، چیزی جز بکارگیری متد و روشهای متفاوت بمنظور تأمین منافعی استراتژیک امریکا در جهان سرمایهداری نمیباشد. استناد این گفته را میتوان در سخنان رئیس جمهور آیندهی امریکا که در دوران انتخاباتی خود و بعد از آن که بارها و بارها از گسیل نیروهای هر چه بیشتر به افغانستان بمنظور "مبارزه با تروریست" و همچنین بر تاکید صلح دلخواهی سرمایهداران مفتخوار، جستجو نمود. مازاد بر همهی اینها انتخاب اوباما را باید بپای عقبنشینی موقتِ سرمایهداران جهانخوار و بویژه امپریالیزم امریکا برای تعرض آتی نوشت. بنابراین باید منتظر حملهی جدیدی به جان و مال کارگران و زحمتکشان در سرتاسر جهان و بویژه تودههای محروم منطقهی خاورمیانه بود. متأسفانه علیرغم شور و شعف میلیونها انسان باید گفت که سیاست و انتخاب اوباما در خدمت به منافعی بشریت نیست؛ چرا که وی از میان نظام گندیدهی سرمایهداری سر در آورده است و با دل و جان هم از آن حفظ و حراست خواهد نمود؛ متأسفانه باید اذعان نمود که نه تنها در زندگی سراسر فلاکتبار پائینیها تغییری بوجود نخواهد آمد بلکه با انتخاب اوباما به بالاترین مقام دولتی، توهین و تحقیر سیاه پوستان هم در جامعهی امریکا رخت بر نخواهد بست. علیرغم همهی جار و جنجالهایی که رسانههای وابسته به محافل امپریالیستی براه انداختهاند و به تبع از آن باعث گردیده است تا توجه میلیونها انسان سرتاسر جهان را بخود جلب نمایند، باید گفت که این انتخاب، انتخاب حقیقی مردم نیست؛ چرا که دو حزب حاکم و نمایندگاناش، دو روی یک سکهاند و اختلافشان تنها و تنها بر سر کار بست شیوهها بمنظور تأمین منافعی دراز مدت سرمایه و استثمار بی پایان کارگران و زحمتکشان میباشد. بنابراین تنها زمانی میتوان چشمانداز تغییر را متصور نمود که حاکمیت سرمایه از ریشه خشکانده شود و طبقهی کارگر و نمایندگان واقعیاش بر مسند قدرت تکیه زنند. 12 نوامبر 2008 |
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||