|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " شباهنگ راد " August 11, 2008ایدئولوژی سرمایه مولد بیگانگیها و بدبختیهاست!
سرمایهداران سرتاسر جهان را به میدان منفعتطلبیهای خود تبدیل نمودهاند. جنگ، دربدری، آوارگی، بیگانگی، اعتیاد، فحشاء، قتل و بی تفاوتیها از زمره شاخصهای نظامهای ظالمانانه و استثمارگر میباشد. ایدئولوژی سرمایهداران، ایدئولوژی تعرض به تمامی شئونات جامعه است و دارند روزانه هزاران مصائب و مشکلات را به میلیونها انسان محروم تحمیل مینمایند؛ دارند به اشکال متفاوت حکمیت و سیطرهی خود را با زور و چماق گستردهتر مینمایند؛ دارند انسانها را به تماشاچیان جنایتکاریهایشان تبدیل مینمایند و دارند افکار آنانرا عملاً در جهتِ تمایلات و خواستههای سیاسیشان سمتوسو میدهند.
براستی که ظلم، ستم و اجحاف در دنیای کنونی همگانی شده است و طبقات حاکم در تلاشاند تا به یُمن دم و دستگاههای سرکوب و شکنجه، سایهی ترس، نا امیدی و بی تفاوتی را بر تمامی اقشار جامعه حاکم گردانند. در تلاشاند تا با تعرض وحشیانه و در پناه سلاح، تودهها را از مطالبات بحقشان باز دارند. دنیای تعریف شدهی آنان برای تودههای رنجدیده، دنیای بی تفاوتیها نسبت به اعمال کثیف جنایتکاران میباشد. دنیای آنان، دنیای ترویج و فرهنگ بیگانگی انسان از خود میباشد. بی دلیل نیست که با تمام تجهیزاتِ نظامی و ایدئولوژیکی به میدان میآیند و دارند تحت لوای مبارزه با بر هم زدگان "امنیت اجتماعی" و باصطلاح مبارزه با رفع هر گونه نابسامانیهای موجود، خشونت و اعدامهای خیابانی براه میاندازند تا علل و ریشهی اصلی آنها را از اذهان عمومی پنهان سازنند. دارند به این قشر و آن قشر، به این طبقه و آن طبقه و به قربانیان نظامِ استثمارگرایانه حملهور میشونند تا به پایههای حاکمیتشان، صدمهای وارد نگردد. توده در این میان قربانیست. توده در این میان منحیثالمجموع تابعی فرهنگ مسلط حاکم بر جامعه و دم و دستگاههای حکومتیست و به سمت ایدئولوژیای گرایش پیدا میکند که قدرت حاکم مبلغ آن میباشد. بی تردید توده در مقابلاش عرض و اندام میکند، با سیاستهایاش به مخالفت بر میخیزید، علیهی بیدادگرهایاش قد علم مینماید، برای تحقق خواستههای پایمال شدهی خویش میجنگد و سران آنرا به چالش میکشاند؛ امّا قادر به مقابلهی تمام عیار و تمام کننده نیست؛ امّا بخودی خود نمیتواند مسیر یکنواخت اعتراضی – تعرضیاش را رادیکالیزه نماید. به عبارت صحیحتر توده بخودی خود و بدون پیشگامان و نمایندگان سیاسیاش و بدون حمایت همه جانبهی کمونیستها نمیتواند مبارزاتاش را به پیش ببرد و به مطالبات پایهایاش دست یابد.
واقعیت این استکه سی سالیست رژیم جمهوری اسلامی بر سر قدرت است و سی سالیست که دارد کارگران و زحمتکشان را مورد تعرض خویش قرار میدهد. سران حکومت در این مدت زمین همواری را یافتهاند و دارند در آن بنابه مصالح و تمایلاتشان شخم کاری میکنند. امان را از مردم بُریدهاند و دیگر تاب و توانی برای آنان باقی نگذاشتهاند. مصیبت و بدبختیها در جامعهی ایران بسیار بالاست. همه چیز دارد روند یکطرفه - یعنی بنفع سرمایه - را طی میکند. توده قادر به تأمین نیازهای اولیهی زندگیاش نمیباشد؛ همه را به زیر ضرب گرفتهاند و در واقع سخن از آزادی در زیر حاکمیت رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی گزافه گوئی بیش نیست؛ همه را در منگنهی خود قرار دادهاند و حرمت و حقوق انسانی را دارند، علناً لگدمال مینمایند. کارد به استخوان مردم رسیده است. صحنههای اعدام و بگیر و به بندها به جزئی از زندگی روزانهیشان تبدیل گردیده است و هر روزه دارند بر انبان مشکلاتشان میافزایند. هر روزه دارند طناب دار را در مقابل چشمان حسرتزدهیشان مشاهده میکنند. هر روزه حقوقشانرا دارند بالا میکشند و هر روزه با نیروی سرکوب رو در رو میباشند.
توده در مقابل چنین وضعیتی دست به اعتراض میزند و در مقابل، رژیم هم، نیروی سازمانیافتهی خویش را به جان آنان میاندازد. کارگران هر روزه و بدلائل متفاوت دارند به مقابله با کارفرمایان و صاحبان تولیدی بر میخیزند. حقیقتاً و انصافاً اگر بخواهیم تصویر جامعهی ایران را بدرستی ترسیم نمائیم چیزی جز یکنواختی و یکسویه عایدمان نمیگردد. چیزی جز آن نمییابیم که رژیم جمهوری اسلامی در پایداری حاکمیتاش مصر میباشد و به همین اعتبار هم دارد پاسخ هر اعتراض و مخالفی را با زور میدهد. جمهوری اسلامی سعیاش بر آن است تا توده را به تمکین وادارد و علل این همه نابسامانیها را به گردن قربانیان نظام بی اندازد. در واقع قصدش بر آن است تا درون را بعنوان عامل هزاران مصائب دستسازش به بیرون معرفی نماید. سعیاش بر آن است تا ریشهی نا ملایمات جامعه را نه در سیستم و مناسبات گندیدهی سرمایهداری بل در رفتار و کردار استثمار شوندگان و محرومان نسبت دهد.
براستی در جامعهای که تهیهی یک لقمه نان به مشکل و معضل اساسی محرومان تبدیل گشته است؛ در جامعهای که ارزشهای انسانی دارد با مادیات رقم میخورد و در جامعهای که کودکان را، به نیروی کار طاقتفرسا تبدیل نمودهاند، وجود هزاران معضل اجتماعی، فردگرایانه و بی حمایتی، به امری عادی مبدل میگردد. این نظام استکه تولید کنندهی هزاران بلایا و روشهای غیر انسانی در میان تودههاست؛ این مناسبات و سیستم حاکم بر جامعه استکه انسانها را دارد نسبت به مشکلات و معضلات هم نوعانشان بی تفاوت میسازد. متأسفانه سرمایهداران جهانی، دنیای انسانی را به دنیای کشمکشهای درونی فیمابین طبقات و اقشار ستمدیده تبدیل نمودهاند. آنان تمامی ارزشهای انسانی را از بیخ و بُن سوزاندند و بجای آنها به خود اندیشیدن و بیگانگیها را جایگزین نمودهاند. سران حکومت کاملاً بر میدان مسلط گردیدهاند و دارند قواعد آنرا روزانه و بر اساس منفتشان پای میریزند. همه جا تقریباً شباهت به هم دارد. در همهی ممالک نظامهای سرمایهداری تسلط یافتهاند و بنابراین خود مولد هر نوع ارزشهای غیر انسانیاند. منفعتشان در آن است تا انسانهای محروم را به تماشاچیان وحشیگریهایشات تبدیل سازنند، هدفشان بر آن است تا علل و ریشهی نابسامانیها را به گردن قربانیان نظام جابرانه بی اندازند و افکار تودهای را به سمت معلولها سمتوسو دهند. ایدئولوژی فرهنک حاکم، از چنین رسالتی برخوردار میباشد و تا مادامیکه مدافعان آن بر اریکه قدرتاند، همین بساط ادامه خواهد داشت.
رژیم جمهوری اسلامی هم در چنین راستایی در پیش است و با تمام قوا سعی دارد تا سیاستهای ظالمانانهی خویش را به تودهها تحمیل نماید. رژیم در تلاش است تا به هر طریق ممکنه مردم را از اعتراضات و خواستههای به حقشان باز دارد؛ در تلاش است تا ته ماندههای ارزشهای انسانی را از بین ببرد و همه را به انسانهای منفعتطلب و بی تفاوت تبدیل سازد؛ سعی مینماید تا آنانرا از سیاست و درک و فهم علل چنین وضعیتی بدور سازد. این همهی وظایف و کار رژیم جمهوری اسلامیست. این خواست باطنی سران حکومت را تشکیل میدهد. دارند سرمایههای بسیار کلانی را برای بر دوامی خود اختصاص میدهند؛ دارند با تمام توان میکوشند تا بر افکار انسانهای محروم مسلط گردنند؛ دارند به انحای گوناگون تلاش میورزند تا مبارزات تودهها را به انحراف بکشانند. امّا پیکار بی وقفه و روزانهی کارگران و زحمتکشان در مقابل سیاستهای رژیم جمهوری اسلامی نمایاناگر حقایق دیگریست. وجود این همه تنش و اعتراضات و اعتصابات، بگیر و به بندها، اعدامها و غیره نمایانگر سیاست زدگی و سیاست پذیری کارگران و زحمتکشان جامعهیمان میباشد. نمایانگر آن استکه این سرکوبها و تحمیقها ره بجائی نخواهد بُرد و علیرغم چنین اوضاعی مردم در صحنهاند و خواهان حقوق پایمال شدهی خویش میباشند. این خواست باطنی تودههای ستمدیده است. این خواست را طی این سالها و آن هم به اشکال متفاوت اعلام نمودهاند. بارها و بارها اعلام نمودهاند که منافعیشان با منافعی طبقهی حاکمه همطراز نیست. بارها و بارها به خیابانها ریختهاند و خواهان بر کناری و نابودی سران این رژیم شدهاند. بارها و بارها علیهی ستمگریها، بی حرمتیها به خیابانها ریختهاند و هرینههای بس کلانی از خود بر جای گذاشتهاند. همهی اینها نمودار خواست، اراده و انگیزهی باطنی تودهی محروم میباشد. طبیعتاً میبایست انگیزه و خواستههای پراکنده و نا منسجم تودهها را در مبارزه علیهی سرمایه به سمت صحیح کانالیزه نمود؛ طبیعتاً میبایست انرژیها را به سمت تحقق جامعهی انسانی هدایت نمود؛ طبیعتاً میبایست همگام با اعتراضات تودهای به پیش رفت و مبارزاتشانرا بطور عملی رادیکالیزه نمود.
سالهاست که توده مخالفت خود را با نابودی رژیم جمهوری اسلامی اعلان نموده و در میدان مبارزه است. براستی نیازی به کشاندن تودهها به میدان نیست بلکه وقت سازماندهی و بسیج آنهاست. وقت آن استکه سازمانِ مدافعی وی، مبارزات عملی خود را علیهی سران حکومت سر و سامان دهد و گام بگام تودهها را نسبت به سیاستهایاش متقاعد سازد؛ باید در عمل و با سازماندهی صحیح و انقلابی، قدرت خویش را بنمایش بگذارد و فضای یکجانبهی جامعه را تغییر دهد؛ باید دانست تا مادامیکه سران رژیم جمهوری اسلامی قواعد بازی را تعیین مینمایند، نمیتوان تصوری به غیر از آنچه را که تا کنون شاهد آن بودهایم، داشت. باید دانست زمانی معادلهها، بی تفاوتیها و یا حتی بعضاً همسوئیهای نا آگاهانه در هم خواهد ریخت که نیرو و یا سازمان کمونیستی و انقلابی، رژیم جمهوری اسلامی را به مصاف جدی بطلبد. آنزمان استکه نگاهِ توده، نگاهی کاملاً متفاوت خواهد بود و جامعه مسیر بالندگی و سعادت را طی خواهد نمود؛ آنرمان استکه بر ایدئولوژی سرمایه بطور جدی و عملی شُکی وارد خواهد شد و حمایت، پشتیبانی و تعرض جایگزین بی تفاوتیها، تمکین و نظارهگریها خواهد گردید. |
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||