به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  مبارزان کمونیست "

August 1, 2008

روز شمار، شماره۳۹ ويژه«اعتراضات ومسائل كارگري۱۳۸۷», نسان نودينيان

 

آرشيو  روز شمار،  ويژه«اعتراضات ومسائل كارگري ۱۳۸۷

www.mobarez-k.com 

مرداد ماه» شماره «۳۹»
اخراج 22 کارگر فرش نقشين سنندج:
  روز اول تير ماه 22 نفر از کارگران فرش نقشين سنندج از کار خود اخراج و برای وصل به بيمه بيکاری به اداره کار سنندج معرفی شدند. کارفرمای اين کارخانه زمينه اين اخراجها را قبل از نيمه اول تير ماه فراهم کرده و به کارگران از نبود بازار فروش فرش و بحران در کارخانه صحبت کرده بود و بر اين اساس تمامی کارگران را قبل از موعد مقرر هميشگی از 15 تا 31 تير ماه به مرخصی تابستانی فرستاده و به آنان اعلام کرده بود پس از بازگشت از مرخصي، تعدادی از کارگران به بيمه بيکاری معرفی خواهند شد. کارفرمای اين کارخانه برای تحميق کارگران طی صحبتی با آنان بيمه بيکاری را حق کارگران دانسته و به آنها اعلام کرده است

پس از پايان دوره بيمه بيکاری همه آنها را بر سر کارهايشان باز خواهد گرداند. بر همين اساس وقتی کارگران روز اول مرداد ماه بر سر کارهای خود مراجعه کردند با ليست 22 نفره ای مواجه شدند که از ورود آنها به کارخانه ممانعت بعمل آمد. بدنبال اين وضعيت و اعتراض کارگران، کارفرما طی نامه ای آنان را جهت وصل به بيمه بيکاری به اداره کار سنندج معرفی کرد و ديروز اين کارگران به اداره کار مراجعه کردند. برخی از اين کارگران خواهان ابقا در کار خود هستند و اين کشمکش در حال حاضر ميان کارگران و کارفرما ادامه دارد. اين کارگران همگی از 15 تا 22 سال سابقه کار در اين کارخانه دارند. لازم به يادآوری است بر اساس قوانين موجود، کارگران به ازای هر 5 سال سابقه يک سال بيمه بيکاری دريافت ميکنند. اتحاديه آزاد کارگران ايران
حذف محاسبه حقوق بازنشستگي بر اساس 2 سال آخر كار: در اين لايحه بر سيستم امتيازبندي براي محاسبه حقوق بازنشستگان تأكيد شده است و ديگر حقوق بازنشستگي بر اساس حوق 2 سال آخر فعاليت فرد بيمه‌شده محاسبه نمي‌شود.گزارش فارس، معاون فني و درآمد سازمان تأمين اجتماعي از تهيه لايحه‌اي براي حذف محاسبه حقوق بازنشستگي بر اساس 2 سال آخر كار خبر داد. فرخ ملكوند اظهار داشت: لايحه‌اي را براي تغيير در نحوه محاسبه حقوق بازنشستگي تهيه كرده‌ايم كه در حال حاضر در وزارت رفاه است. وي در ادامه گفت: در اين لايحه بر سيستم امتيازبندي براي محاسبه حقوق بازنشستگان تأكيد شده است و ديگر حقوق بازنشستگي بر اساس حوق 2 سال آخر فعاليت فرد بيمه‌شده محاسبه نمي‌شود. معاون فني و درآمد سازمان تأمين اجتماعي با بيان اينكه تصويب اين لايحه به نفع بيمه‌شدگان است، گفت: بيمه‌شدگاني كه در طي دوره بيمه‌پردازي خود دستمزد واقعي خود را اعلام مي‌كنند و بر اساس آن حق بيمه مي‌پردازند از درصد بالاتري براي دريافت حقوق بازنشستگي بهره‌مند مي‌شوند. ملكوند افزود: در سيستم امتيازبندي براي دوران مشاركت بيمه شده در پرداخت حق بيمه امتياز مطلقي در نظر گرفته مي‌شود كه اين امتياز در واقع بر اين اساس است كه فرد در طول دوره كار خود، چند برابر حداقل دستمزد، حق بيمه پرداخته است، اين عدد چند برابر كه مي‌تواند 2، 3، 4و...باشد عدد امتياز فرد براي بازنشستگي است. وي ادامه داد: امتياز كسب شده توسط فرد بيمه‌شده همواره تا آخر عمر فرد، عدد ثابتي خواهد بود و در طول زمان در گرو تورم نخواهد بود.. معاون فني و درآمد سازمان تأمين اجتماعي گفت: به طور مثال اگر فردي 600 هزار تومان حقوق دريافت مي‌كند و بر اساس آن حق بيمه مي‌پردازد در واقع حدود 3 برابر حداقل حقوق، حق بيمه مي‌پردازد پس امتياز 3 را كسب مي‌كند و در تمام سال‌هاي دوره بازنشستگي نيز 3 برابر حداقل حقوق، مستمري دريافت خواهد كرد.  ملكوند درباره افرادي كه در طول دوره‌هاي فعاليت خود گاهي 2 برابر يا گاهي 3 برابر حداقل حقوق، حقوق دريافت كرده‌اند و در طي سال‌ها رقم چند برابر آن‌ها متغير بوده است، گفت: براي اين افراد ميانگين اين اعداد محاسبه مي‌شود يعني اگر بيمه شده‌اي طي سال‌هايي 2 برابر حداقل حقوق و در سال‌هايي 4 برابر حداقل حقوق، حقوق دريافت كرده است امتياز وي براي بازنشستگي به طور ميانگين 3 مي‌شود و براي بازنشستگي هر سال 3 برابر حداقل حقوق آن سال، مستمري دريافت مي‌كند. وي از مزاياي اين طرح را واقعي شدن دستمزدها عنوان كرد و گفت: از سوي ديگر بازنشستگان نيز هر سال مي‌دانند كه چه ميزان افزايش حقوق خواهند داشت و تا اواسط سال منتظر ابلاغ ميزان افزايش‌هاي حقوق خود نخواهند بود.
قطع پای یک کارگر معدن در سنندج: یک کارگر معدن كه در یکی از معادن روستان"آرندان" سنندج مشغول كار بود، در حين كار دچار حادثه شده است. بر اثر اين حادثه یک پای وي قطع شده است.  بر اساس خبر رسیده به دسترنج از شهر سنندج، یک کارگر معدن كه در یکی از معادن روستان"آرندان" سنندج مشغول كار بود، در حين كار دچار حادثه شده است. بر اثر اين حادثه یک پای وي قطع شده است. اين كارگر كه "توفیق احمدی" نام دارد. به هنگام کار در یکی از معادن روستای"آرندان" بر اثر پرتاب لاشه سنگ و برخورد با وی یک پایش قطع شده است و اکنون در بیمارستان بعثت سنندج بستری است.
احتمال اخراج کارگران پیمانکاری وزارت امور خارجه : فعالان کارگری از احتمال اخراج کارگران پیمانکاری یکی از بخش‌های وزارت امورخارجه خبر می‌دهند. به گزارش دسترنج، گفته می‌شود این کارگران به دلیل اعتراضی که هفته گذشته نسبت به پرداخت نشدن مطالبات خود داشته‌اند، اخراج می‌شوند. کارگران مورد نظر که در بخش تاسیسات ساختمان اصلی وزارت امور خارجه واقع در مجموعه باغ ملی تهران کار می‌کنند سه شنبه گذشته در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود اعتراض کرده و از کار کردن خودداری کردند. هرچنه شنیده‌ها از پرداخت مطالبات این کارگران حکایت می‌کند اما گفته می‌شود مسوولان ساختمان وزارت امور خارجه در واکنش به این حرکت اعتراضی قصد دارند که تا پایان هفته جاری با معترضان تسویه حساب کنند. این کارگران از حدود ۱۰ سال پیش بصورت پیمانکاری در بخش تاسیسات ساختمان اصلی وزارت امور خارجه مشغول به کار هستند. هنوز معلوم نیست که مسوولان وزارت امور خارجه در این خصوص چه برخوردی با کارفرمای پیمانکار این کارگران داشته‌اند.
دستگیری فردی که برای اسانلو امضا جمع می کرد: سنديکاي کارگران شرکت واحد از دستگيري يکي از هواداران اين تشکل خبر داد.  به گزارش دسترنج، ابراهيم مددي، نايب رييس سنديکاي کارگران شرکت واحد از دستگيري يکي از هواداران اين تشکل خبر داد.به گفته مددي، مهدي شانديز که از فعالان اجتماعي و مدني محسوب مي شود در تاريخ 18 خرداد ماه هنگامي که در پايانه خاوران اتوبوسهاي شرکت واحد براي آزادي منصور اسانلو مشغول جع آوري امضا از مسافران بود، توسط عوامل حراست شرکت واحد بازداشت شد. مددي بابيان اينکه شانديز درحال حاضر در بند عمومي بازداشتگاه زندان اوين بسر مي برد گفت: تا چند روز پيش که از زندان با بصورت تلفني تماس گرفته بود هيچ کس از سرنوشت وي مطلع نبود. اين فعال  کارگري  يادآور شد مهدي شانديز يکي از آموزگاران مدارس غير انتفاعي است که درصدد بود تا براي آموزگاران شاغل در مدارس غيرانتفاعي تشکلي را در وزارت کار ثبت کند
نگاهی به گفتگوی کارگران لاستیک البرز: کارگران لاستیک البرز (کیان تایر سابق) ضمن شرکت در یک گفتگوی کوتاه مطبوعاتی با خبرنگار « آژانس خبر ایران» به تشریح وضعیت روز و مبارزات جاری خود پرداخته اند. این گفتگو با وجود کوتاهی، بسیار با اهمیت است. ما پیش از هرچیزعین مصاحبه را نقل می کنیم و سپس چند نکته ای درمورد آنچه کارگران بر زبان رانده اند، با خود آنان و به طورکلی همزنجیران کارگر در سراسر جامعه درمیان می گذاریم. متن مصاحبه به شرح زیر است :  نتیجه اعتصاباتی كه قبلا داشتید چگونه بود و در حال حاضر می خواهید چه كار كنید؟ نمی دانم چه اندازه خبر دارید؟ مثل حیوان به جانمان افتادند و كتك مان زدند. بهانه شان این بود كه اگر مسالمت آمیز می گفتید موضوع را حل می كردیم. اما دروغ می گفتند. ما بارها مسالمت آمیز موضوع را مطرح كردیم. مگر دیوانه هستیم كه الكی به خیابان ها بریزیم. اما به حرف هایمان گوش نكردند. وقتی هم كه اعتراض كردیم با باتوم و گاز اشك آور و آب جوش به جانمان افتادند.  آیا به نظر شما این تحصن ها نتیجه ای هم دارد؟ اینها یك مشت دروغگو هستند و هر بلایی كه می خواهند سر كارگر می آورند. نمی دانیم این تحصن چه نتیجه ای دارد. اما مطمئن هستیم كه با ادامه دارشدن این تحصن ها ممكن است دستگیر مان كنند. حداقل به زندان برویم شرمنده زن و بچه مان نمی شویم. شش ماه است حقوق نگرفته ایم. بود و نبودمان برای خانواده هایمان فرقی ندارد!!  با توجه به توضیحاتی كه دادید، قصد دارید چه اقداماتی انجام دهید؟ كارگران 12 نفر را به عنوان نماینده معرفی كردند كه به استانداری بروند و صحبت كنند. اگر حقمان را دادند كه هیچ اما اگر ندادند منتظر بعدش باشند.  یعنی به نظر شما حق تان را می توانید از از طریق نمایندگان از استانداری مطالبه كنید؟ نه دوست عزیز! فقط حق را با مبارزه و اتحاد و همدست شدن با سایر کارخانجات می توان گرفت نه با مذاكره كردن! وقتی ما با این ها صحبت می كنیم و می گوییم حقمان را بدهید فكر می كنند داریم گدایی می كنیم و به جای دادن حق و حقوق مان هر بلایی كه بخواهند به سرمان می آورند. ما باید نشان دهیم كه حق را از حلقومشان بیرون می كشیم.  ( پایان گفتگو) جواب کارگران به چهار سؤال بالا حاوی نکاتی مهم در مورد وضعیت روز جنبش کارگری ایران و نشان دهنده شناخت درست آنان از پاره ای الزامات واقعی بالندگی و اعمال قدرت مؤثر این جنبش است. پاسخ به این سؤال ها بیش از هر چیز و مهم تر از همه چیز بر ضرورت گذار از شکل مبارزه کنونی کارگران لاستیک البرز، گسترش این مبارزه به سطح سراسری  و چگونگی سازمانیابی آن انگشت می گذارد. نکته نخست در سخن دوستان همزنجیر ما در لاستیک البرز این است که « نمی دانیم این تحصن ها چه نتیجه ای دارند. اما مطمئن هستیم که با ادامه دارشدن این تحصن ها ممکن است دستگیرمان کنند. حداقل به زندان برویم شرمنده زن وبچه مان نمی شویم». این نکته بیان یک واقعیت دردناک زندگی کارگران ایران است. کارگران زندان جمهوری اسلامی را به زندگی کنونی شان ترجیح می دهند. و به راستی نیز زندان سراسری سرمایه داری ایران بمراتب از زندان، حتی زندان رژیمی چون جمهوری اسلامی به مراتب وحشتناک تر و ضدانسانی تر است. درعین حال، این گونه سخن گفتن از زندان نشان دهنده آمادگی کارگران جان به لب رسیده برای پرداخت هزینه های سنگینی چون زندان در مبارزه با سرمایه داری و دولت مدافع آن است. اما نکته نخست مورد نظر ما دراین سخن کارگران هیچ یک از این ها نیست. آن نکته، اشاره به این واقعیت است که حداقل درمورد مبارزات کارگران کارخانه های درمعرض تعطیل ادامه تحصن ها و اعتصابات به شیوه موجود روزنه امید چندانی به پیروزی در پیش روی کارگران باز نمی کند. تاکید می کنیم که این نکته فقط در مورد کارگران لاستیک البرز صدق نمی کند. کارگران بیش از 170 واحد صنعتی متوسط و بزرگ جامعه نیز عین همین وضع را دارند. شمار کارگرانی که در این مراکز کار و تولید به کار مشغولند یا مشغول بوده اند سر به ده ها هزار نفر می زند. اعتصاب هیچ تقدس فی نفسه ای ندارد. سلاحی برای اعمال قدرت علیه سرمایه داران و نظام سرمایه داری است. اهمیت و ارزش هر اعتصاب تا جایی است که به طور واقعی قدرت طبقاتی کارگران را در مقابل صاحبان سرمایه و دولت و نظام آن ها به میدان کشد و اراده و خواست و انتظار آنان را بر سرمایه تحمیل کند. اگر اعتصاب فاقد این کارایی باشد باید به راهکارهای دیگر اندیشید، ضرورت بسیار حاد و مبرمی که امروز فشار خود را بر بخش وسیعی از جنبش کارگری ایران وارد ساخته است و همزنجیران ما در لاستیک البرز نیز در مصاحبه خود بر آن تأکید کرده اند. آنان خود در طول دوسال با گوشت و پوست واقعیت این امر یعنی عدم کفایت و ناکارایی اعتصاب در شکل رایج کنونی آن را لمس کرده اند. تجربه مبارزات گسترده و خیزش های بزرگ کارگران نیشکر هفته تپه، لوله سازی خوزستان، ایران برک رشت، صنایخ مخابراتی راه دور، لامپ الوند، کوره پزخانه های ارومیه، ده ها واحد صنعتی بزرگ در قزوین، نساجی ها، ایران صدرای بوشهر، نفت و گاز عسلویه، کارخانجات قند و شکر و فراوان مراکز کار و تولید دیگر همه و همه با صدای رسا فریاد می زنند که باید از اعتصاب به شکل متعارف تا کنونی اش فراتر رفت. در مورد چگونگی این فراتر رفتن ما در همین سایت بارها بحث کرده ایم. باید تصرف کارخانه و تبدیل این اقدام به سنگر پیکار در مقابل سرمایه داری را جایگزین اعتصابات خشک و خالی و فاقد قدرت تأثیرگذاری کرد. به نظر ما افت نقش اعتصاب مشکلی است که امروز کل جنبش بین المللی طبقه کارگر نیز با آن مواجه است. جای این بحث در این جا نیست و ما نیز گفتگوی آن را به جای دیگری موکول می کنیم و به مصاحبه کارگران لاستیک البرز بازمی گردیم. دومین نکته بسیار مهم و حیاتی که کارگران بر روی آن متمرکز شده اند ضرورت متحد و متشکل شدن در مقیاس سراسری است. همزنجیران کارگر ما در پاسخ این که چاره کار چیست، بسیار صریح و شفاف تأکید می کنند که تنها چیزی که می تواند پیروزی این یا آن بخش از کارگران را تضمین کند « مبارزه واتحاد و همدست شدن با سایر کارخانجات» است. درک این نیاز در عمق جنبش کارگری ایران و توسط مبارزان کارگر از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. کارگران لاستیک البرز بر خلاف خیلی از به اصطلاح فعالان کارگری نمی گویند که فقط کارگران هرکارخانه متشکل شوند تا مطالبات خود را از کارفرمای خویش دریافت کنند. برعکس، آنان می گویند هرگام پیروزی کارگران در هر جا نیازمند اتحاد و همدلی و سازمانیابی متحد و سراسری کل کارگران است. آن ها این سخن را به صورت مشخص با توجه به معضل دامنگیر خویش بر زبان می رانند. درد روز خودشان را فریاد می کنند که دقیقاً درد همه توده های کارگر است. همه جا کارگران به صورت پراکنده و در محدوده کارخانه و مرکز کار خویش درگیر مبارزه هستند و در اکثر جاها هم این مبارزات به ثمر نمی نشیند. پیروزی مبارزات کارگران هر کدام از این واحدها به اتحاد سراسری تمامی کارگران در تمامی مراکز کار و تولید گره خورده است. به بیان دیگر دوران نتیجه گیری از جنبش های متفرق و پراکنده کارخانه ای هم به طور واقعی به سر آمده است. اکنون دیگر حتی تحمیل نازل ترین مطالبات بر سرمایه داران مستلزم فراتررفتن از حصار مبارزات این یا آن کارخانه است. بالاتر دیدیم  که کارگران می گویند در گزینش راهکار مبارزه باید از اعتصاب فراتر برویم، و اکنون به دنبال آن می بینیم که آن ها می گویند باید حتماً مبارزه را از چهاردیواری کارخانه ها فراتر ببریم و آن را در وسعت جامعه و اتحاد متشکل سراسری طبقه خود علیه طبقه سرمایه دار و دولت آن دنبال کنیم. نکته سوم که درواقع پیش شرط دو نکته دیگر است، تأکید کارگران بر این واقعیت است که « حق» را با انتخاب  نماینده و       « مذاکره کردن» با سرمایه داران و دولت آن ها نمی توان گرفت. حق را باید از «حلقوم» سرمایه داران بیرون کشید. بدیهی است که از نظر کارگران انتخاب نماینده و مذاکره اصلا منتفی نیست، بلکه کارگران به این ترتیب می خواهند بی خاصیت بودن نوع خاصی از سازمانیابی مبارزات کارگران یعنی سازمانیابی سندیکالیستی را نشان دهند. البته کارگران مصاحبه کننده لفظ سندیکالیسم را به کارنبرده اند. اما بحث اصلا بر سر الفاظ نیست. آنان در پاسخ سؤال خبرنگار می گویند که انتخاب نماینده برای مذاکره حلال هیچ مشکلی نیست، بلکه اتحاد همه توده های کارگر در همه مراکز کار و تولید و شرکت و دخالت آن ها در تعیین سرنوشت مبارزه است که می تواند چاره درد باشد. تعیین چند نماینده، نصب بوروکراتیک آن ها به عنوان قائم مقام قدرت توده های کارگر، اعطای اختیار تام به آن ها برای تعیین سرنوشت مبارزات توده کارگران درپشت میز مذاکره با کارفرمایان و دولت، وخط بطلان کشیدن کامل بر نقش دخالتگر و تعیین کننده توده های کارگر ( این «مش رجب های ناآگاه» !) در مبارزه علیه سرمایه سنت جنبش اتحادیه ای و تشکل سندیکایی است. اگرچه کارگران کلمه «شورای کارگری» را نیز به کار نبرده اند، اما مضمون سخن آن ها این است که کارگران باید در تدارک حضور گسترده و یکپارچه کل توده های کارگر در سنگر پیکارعلیه سرمایه داری باشند. واین هیچ معنایی ندارد جز سازمانیابی مبارزه به صورت شورایی و دخالت دادن تک تک کارگران در تصمیم گیری و اجرای تصمیم ها  و عزل نمایندگان هرزمان که کارگران اراده کنند. یک بار دیگر تأکید می کنیم که مصاحبه کارگران لاستیک البرز حاوی نکات بسیار مهمی است. در شرایط روز جنبش کارگری ایران در بسیاری از کارخانه ها باید از اعتصاب، تحصن و اجتماعات اعتراضی فراتر رفت. زیرا صرف این کارها سلاح کارآمد اعمال قدرت کارگران نیستند. باید به صورت سراسری متشکل شد. زیرا صرف تشکل کارگران در این یا آن مرکز کار و تولید راه به جایی نمی برد. باید شورای کارگری ایجاد کرد. زیرا سندیکا دقیقا به دلیل ساختار و مکانیسم رابطه اش با توده کارگران پاسخگوی الزامات مضمون ضدسرمایه داری مبارزه کارگران نیست. بنابراین، بدیل کارگران برای مبارزه با سرمایه داری در شرایط کنونی به ویژه در کارخانه های درمعرض تعطیل عبارت از تشکیل شوراهای کارگری، تصرف کارخانه ها و، مهم تر از این ها، تلاش برای ایجاد سازمان سراسری و ضدسرمایه داری طبقه کارگر ایران از دل پیوند تمام شوراهای کارگری است. تنها از این طریق است که می توان مبارزات درون کارخانه ای را به سطح مبارزه  سیاسی متحد توده های وسیع  طبقه کارگر علیه سرمایه داران و کل نظام سرمایه داری ارتقا داد.   کارگران علیه سرمایه متشکل شویم ! کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
خودكشى يك كارگر كرمانشاهى:  دسترنج:دليل اصلى خودكشى اين كارگر بى كارى وی از سه ماه گذشته تا كنون و همچنين ناتوانى از پرداخت وام دريافتی بوده است.  بنا به اخبار رسيده از استان کرمانشاه به خبرنگار دسترنج، يک کارگر برق‌کار ظهر روز ۵شنبه به دليل ناتوانی در پرداخت هزينه‌های زندگی با باز کردن شير گاز در اتاقش در شهرستان سنقر در استان کرمانشاه خودکشی کرد. بنا به همين اطلاعات گويا دليل اصلى خودكشى اين كارگر بى كارى وی از سه ماه گذشته تا كنون و همچنين ناتوانى از پرداخت وام دريافتی بوده است.
اعتصاب كارگران نيرو رخش: ايلنا:هفته گذشته، كارگران نيرو رخش سنندج در اعتراض به تلاش‌هاى كارفرما براى جلوگيرى از افزايش دستمزدها، اعتصاب كردند.  به گزارش ايلنا، جعفر عظيم زاده، رييس اتحاديه آزاد كارگران ايران گفت: پنجشنبه گذشته كارخانه نيرو رخش سنندج، صحنه اعتصاب كارگران اين كارخانه بود.  به گفته عظيم زاده، در سال‌هاى گذشته، براساس روال رايج هر سال در تنظيم قراردادها، دستمزد كارگران 15 هزار تومان بيشتر از حداقل دستمزد مصوب شوراى عالى كار تعيين مي‌شد اما امسال كارفرما سعى دارد قراردادهاى جديد را تنها بر مبناى دستمزدهاى شوراى عالى كار تنظيم كند. وى افزود: كارگران در واكنش به تلاش‌هايى كه كارفرما براى جلوگيرى از اجراى عرف رايج انجام مي‌دهد حاضر به امضاى قراردادهاى كار نشده‌اند.
وى با بيان اينكه از ابتداى سال جاري، مطالبات كارگران به صورت على الحساب و مساعده‌اى پرداخت شده است، گفت: با اعلام قبلى كارگران پنجشنبه گذشته اعتصاب كردند.  به گفته اين فعال كارگري، هر چند مسئولان اداره كار نتوانستند به اين اختلاف پايان دهند، اما خود كارگران پس از ساعاتى اعتصاب را متوقف كردند تا شايد از طريق مذاكره بتوانند اين مشكل را برطرف كنند.
سه ميليون و 600 هزار کودک خارج از چرخه تحصيل در ايران:  اعتماد :با توجه به آمارهاى منتشر شده در سال 85، از مجموع 13 ميليون و 253 هزار کودک رده سنى 10 تا 18 سال، سه ميليون و 600 هزار کودک خارج از چرخه تحصيل و يک ميليون و 700 هزار کودک به صورت مستقيم درگير کار بودند.
مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان ضمن اعلام اين خبر با اشاره به افزايش جمعيت کودکان کار نسبت به سال 75 گفت؛ در سال 75، حدود 11 درصد از کودکان 10 تا 18 سال کشور جزء کودکان کار بودند که اين نسبت به 7/12 درصد در سال 85 رسيده است. اين در حالى است تعداد کودکان اين رده سنى نسبت به سال 75 کاهش يافته است. فرشيد يزدانى با اشاره به اين مطلب که نسبت کودکان کار در نقاط شهرى و روستايى متفاوت است، گفت؛ 830 هزار نفر از اين کودکان، شهرى و 850 هزار نفر از آنان روستايى بودند و اين آمار با تعداد کودکان خارج از چرخه تحصيلى در نقاط شهرى و روستايى همخوانى دارد. مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان افزود؛ علاوه بر وجود يک ميليون و 600 هزار کودک کار در کشور، 915 هزار کودک با عنوان ,کودک خانه دار, توسط مرکز آمار ايران ثبت شده است که حدود 904 هزار نفر از آنها را دختران و مابقى را پسران تشکيل مى دهند. به گزارش ايسنا وى با اذعان به اينکه عمده کودکان خانه دار، کودکانى هستند که به دليل ازدواج زودهنگام، خانه دار شده اند، تاکيد کرد؛ عده ديگرى از اين کودکان را کودکان بازمانده از تحصيل تشکيل مى دهند. بنابراين مى توان گفت در مجموع حدود دو ميليون و 700 هزار کودک در کشور مشغول کار هستند. يزدانى با تفکيک نسبت جنسيتى يک ميليون و 670 هزار کودک کار کشور گفت؛پسران يک ميليون و 300هزار نفر و دختران370 هزار نفر از آنان را تشکيل مى دهند. مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان در مورد نسبت کودکان کار پسر به دختر در رده سنى 10 تا 18 ساله در نقاط شهرى و روستايى خاطرنشان کرد؛ 674 هزار نفر از پسران و 150 هزار نفر از دختران در شهرها زندگى مى کنند. وى در ادامه در تشريح نسبت تعداد کودکان کار پسر و دختر ساکن در روستاها افزود؛ از مجموع کودکان کار ساکن در روستاها، 627 هزار نفر از پسران و حدود 220 هزار نفر از کودکان کار دختر در روستاها به سر مى برند. يزدانى در مورد تعداد کودکان خانه دار شهرى و روستايى نيز گفت؛ 473 هزار نفر از دختران و پنج هزار و 500 نفر از پسران روستايى که در رده سنى 10 تا 18 سال قرار دارند، در زمره کودکان خانه دار به شمار مى روند که اين جمعيت در ميان کودکان دختر شهرى به 428 هزار نفر و پسران شهرى به پنج هزار نفر مى رسد. وى در مورد آمار کودکان خارج از چرخه تحصيل نيز گفت؛ حدود 27 درصد (حدود چهار ميليون نفر) از کودکان رده سنى ياد شده، در سال 75 خارج از چرخه تحصيل قرار داشتند که اين رقم در سال 85 با افزايش نيم درصدى به 5/27 درصد (سه ميليون و 600 هزار نفر) رسيده است. به گفته مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان، 3/29 درصد (يک ميليون و 800 هزار نفر) از دختران و 4/26 درصد (يک ميليون و 800 هزار نفر) از پسران در سال 85 خارج از چرخه تحصيل قرار داشته اند.
وى توجه به آمارهاى ياد شده و دانستن آنها را براى برنامه ريزى مسوولان آموزش و پرورش و جذب بودجه ضرورى دانست و تصريح کرد؛ هرچند به نظر مى رسد، مهم ترين هدف وزارت آموزش و پرورش پرداختن به آموزش کودکان خارج از چرخه تحصيل است، اما با توجه به اين آمارها، اين وزارتخانه هم اکنون از 30 درصد حداقل وظايف خود، يعنى پوشش اجبارى آموزش براى همه، عقب است.
ايجاد کار يا بيگاری؟ مجله اقتصادی شونیکس٬  هر چند در روزهاي گذشته مسئولان کشور از کاهش نرخ بيکاري در 19 استان کشور به زير 10درصد خبر مي دهند، اما واقعيت اين است که اين آمار، بيش از آنکه ماحصل ايجاد شغل در کشور باشد، برگرفته از تغييراتي است که در شاخصه هاي آمارگيري نيروي کار داده شده است و از اين رو، ذوق زدگي ناشي از اين دستاورد چندان شايسته نيست. آغاز کار دولت نهم در سال 84 سبب آغاز اجراي سلسله سياست هايي شد که با هدف تحقق شعارهاي انتخاباتي مبني بر آمدن نفت بر سر سفره ها و برقراري عدالت براي آحاد مردم علي الخصوص قشر ضعيف جامعه تدوين شده بود.به دنبال آن جهرمي، وزير کار پيشنهادي در همان جلسه راي اعتماد به نمايندگان وعده داد که از اين به بعد، وزارت کار متولي امر اشتغال خواهد بود و با اين وعده، مسئوليت بزرگي براي ايجاد اشتغال براي خيل کثيري از جوانان جوياي کار را برعهده گرفت.طرح بنگاه هاي زودبازده ماحصل اين وعده ها بود. هر چند جمهوري اسلامي ايران پيشتر و در دوران صفدرحسيني يک بار طعم تلخ سياست هاي ضربتي ايجاد اشتغال را مزه کرده بود، اما توصيه هاي کارشناسان مورد قبول سياستمداران قرار نگرفت و طرحي آغاز شد که سعي داشت با تزريق هر چه بيشتر نقدينگي، اشتغال ايجاد کند، به گونه اي که دکتر دانش جعفري در مراسم توديع خود از وزارت امور اقتصاد و دارايي گفت: طي سه سال گذشته ما هر اندازه تلاش کرديم، موفق نشديم به آقاي جهرمي بفهمانيم که با افزايش حجم پول، نمي توان اشتغال ايجاد کرد. بزرگترين طرح تاريخ اشتغال ايران با هزاران ميليارد تومان اعتبار از سال 84 متولد شد. آمار و ارقام متفاوت و بعضا متضادي از ميزان موفقيت و ناکامي اين طرح شنيده مي شود. مطابق گزارش هاي رسمي وزارت کار، ميزان انحراف در اجراي اين طرح به زير 5 درصد مي رسد، حال آنکه براساس يک گزارش رسمي بانک مرکزي که احمد توکلي، رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس نيز در مجلس هفتم به آن استناد کرد، در برخي از نقاط بيش از 45 درصد از طرح هايي که به نام بنگاه هاي زودبازده اعتبار اخذ کرده اند، اصلا وجود خارجي ندارند. همچنين بسياري از کارشناسان اقتصادي موفقيت اعلامي اين طرح ها را زير سوال برده اند. دکتر بهمن آرمان، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادي از جمله منتقدين اين طرح بود که عقيده داشت ميلياردها تومان از سرمايه هاي کشور در تنور بلندپروازي هاي طراحان اين طرح به هدر رفته است. همچنين دکتر فرشاد مومني، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي و کارشناس اقتصادي نيز ميزان اعلامي موفقيت طرح هاي اشتغال زايي دولت را چندان واقعي ندانسته است. در کنار اين مسايل بايد به اين نکته اشاره شود که آثار اشتغال عظيمي که دولت از آن خبر مي دهد در نهادهايي که بايد به طور مستقيم از آن تاثير پذيرند، به هيچ وجه ديده نمي شود. آمارهاي سازمان تامين اجتماعي که البته سعي فراوان شده است جنبه عمومي به خود نگيرد، گوياي اين نکته است که با وجود آمارهاي ميليوني از ايجاد اشتغال، تنها تغييرات اندکي شاهد بوده اند، امري که کارشناسان دو سناريو را براي آن تعريف کرده اند که يا اساسا آمار اشتغال نادرست بوده است و يا اينکه اشتغال بدون بيمه و تامين اجتماعي ايجاد شده است که مصداق بيگاري است نه اشتغال!به گزارش ايلنا مجموعه عوامل فوق سبب شده است که طراحان بنگاه هاي زودبازده براي توجيه عملکرد خود و انتقاداتي که تورم بالاي موجود را به نقدينگي بالاي رها شده در اين فرآيند ارتباط مي دهند، دست به بعضي تغييرات در شاخصه هاي کار زنند تا از اين راه، کارنامه موفقي به تصوير کشند.تا سال 1383، در نمونه گيري هاي مرکز آمار شاغل به کسي اطلاق مي شد که در هفته مورد بررسي، 2 روز مشغول به کار بوده باشد. اما از سال 1384 به اين سو، در تعاريف مرکز آمار براي تعيين نرخ بيکاري شاغل به کسي اطلاق مي شود که در هفته مورد بررسي حداقل يک ساعت کار کرده و يا به دلايلي به طور موقت کار خود را ترک کرده باشد.ضمن اينکه در پرسشنامه هاي مرکز آمار ايران درباره اشتغال بيکاري، از پرسش شوندگان سوالات القايي پرسيده مي شود مانند اينکه: "آيا در هفته گذشته حداقل يک ساعت کار و فعاليت اقتصادي داشته ايد؟" و يا اينکه "شما واقعا در طول هفته يک ساعت کار مفيد انجام نمي دهيد؟"
ادامه دروغ پردازیهای احمدی نژاد: سایت دسترنج: احمدی نژاد گفت با مجموعه تلاش‌هايي كه در دولت صورت گرفته است از جمله ايجاد بنگاه‌هاي زودبازده و تقويت بخش حرفه‌آموزي، امروز در 18 استان كشور نرخ بيكاري تك‌رقمي شده است.  به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري، محمود احمدي‌نژاد در ديدار مسولان و مديران سازمان فني و حرفه‌اي كشور كه به مناسبت روز ملي مهارت برگزار شد، با بيان اينكه مجموعه حرفه آموزي در كشور در مسير و جهت مناسب و درستي در حال حركت است، يادآور شد: علمي كه در جامعه جاري نباشد، ارزش، اعتبار و ماندگاري نخواهد داشت. علم بايد قابليت عملياتي شدن داشته باشد و در خدمت پيشرفت و توسعه جامعه قرار گيرد. حتي آن دسته از علوم كه براي ارتقاء روحي و اخلاقي است، اگر اثري در اصلاح جامعه نداشته باشد، خيلي مفيد نيست. رئيس‌جمهور تلاش در راه حرفه‌آموزي را موجب ايجاد شغل و آباداني گسترده و سريع كشور دانست و گفت جواني كه در رشته‌هاي گوناگون فني و حرفه‌اي متخصص مي‌شود جزء جوانان موفق و نمونه جامعه هستند كه براي آباداني كشور مفيد مي‌باشند. وي با بيان اينكه تعداد زيادي از جوانان با استعداد به دنبال شغل مي‌گردند، تصريح كرد: سازمان آموزش فني و حرفه‌اي به درستي خلاء موجود در جامعه را شناسايي كرده است و با تلاش‌هايي كه انجام مي‌دهد در راستاي پركردن آن خلاء در حال حركت است. رئيس‌جمهور، سازمان فني و حرفه‌اي و نظام آموزشي را پل ارتباطي هوشمندانه و مناسبي بين دستگاه‌هاي گوناگون دانست و گفت: با هماهنگي بين دستگاه‌هاي مختلف مي‌توان خلاءها را پر و نياز كشور به حرفه‌هاي گوناگون را تأمين كرد و تاكنون اقدامات خوبي در اين زمينه انجام شده است. احمدي‌نژاد خاطر نشان كرد: از سال 60 الي 64 بالاترين رشد جمعيت در تاريخ كشور به ثبت رسيده است و اين جمعيت از سال 85-84 وارد بازار كار شده است، با اضافه شدن افراد جوياي كاري كه در دوره‌هاي گذشته وجود داشت، در سال‌هاي اخير تقاضا براي كار به طور تصاعدي افزايش يافته است. وي افزود: با مجموعه تلاش‌هايي كه در دولت صورت گرفته است از جمله ايجاد بنگاه‌هاي زودبازده و تقويت بخش حرفه‌آموزي، امروز در 18 استان كشور نرخ بيكاري تك‌رقمي شده است و اين در حالي است كه ميانگين نرخ بيكاري در ابتداي شروع به كار دولت نهم 12/3 درصد بوده است. رئيس‌جمهور هماهنگي هنرستان‌ها با سازمان فني و حرفه‌اي را ضروري دانست و تصريح كرد: براي اين هماهنگي اگر لازم باشد، بايد براي مربيان هنرستان دوره‌هاي بازآموزي گذاشت تا با فناوري‌هاي نوين آشنا شوند. همچنين اگر بين سازمان فني و حرفه‌اي و بدنه آموزش عالي كشور ارتباط برقرار شود، براي اصلاح امور، مفيد خواهد بود. احمدي‌نژاد در ادامه رسانه‌ها و مراكز تبليغي را مخاطب قرار داد و گفت: رسانه‌ها و مراكزي كه الگوسازي مي‌كنند، بايد بدانند كه جوان موفق فقط آن جواني نيست كه داراي مدارك دانشگاهي است. تبليغ اين نوع الگو بدترين كار فرهنگي است كه در كشور صورت گرفته است. رئيس‌جمهور تصريح كرد: جواناني كه در عرصه‌هاي گوناگون فني و حرفه‌اي داراي درجات بالايي هستند، قطعاً جزء جوانان موفق و نمونه محسوب مي‌شوند و بايد به عنوان جوان موفق معرفي شوند؛ چرا كه سرمايه‌گذاري‌هاي عظيمي كه در كشور انجام مي‌شود، بر دوش كساني است كه كار فني ياد گرفته‌اند. وي تأكيد كرد: نبايد نمونه و الگو بودن را در يك در هزارم جامعه منحصر كنيم. جوانان متخصص در حرفه‌هاي فني نيز بايد به عنوان نمونه معرفي شوند؛ چرا كه آنها در آباداني كشور مفيد هستند.



 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com