كشتار سال 67: یك واقعیت خونین زنده؛ یك مساله مبارزاتی روز, جمعی از فعالین کارگری,
بیست سال از كشتار زندانیان سیاسی توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران می گذرد. بیست سال، زمان اندكی است. حتی گذشت صدها سال هم نمی تواند جنایات بزرگ را از حافظه تاریخ پاك كند. جنایات استعمارگران اروپایی و سپس امپریالیستها در كشورهای عقب مانده، جنایات نازیست ها و صهیونیستها، جنایات بنیادگرایان مذهبی، فراموش شدنی نیست. شاید عدالت تاریخی، در بسیاری موارد صورت واقعیت به خود نگیرد. یعنی دوران های تاریخی سپری شود، نسل ها عوض شود و رژیم ها جا به جا شوند
بی آن كه آمران و عاملان جنایات در جایگاه متهم بنشینند و به حكم ستمدیدگان مجازات شوند. اما تا وقتی كه جنایتكاران بزرگ هنوز بر مسند قدرتند و به ستم و استثمار و فریبكاری ادامه می دهند، فراموش نكردن و نبخشودن جنایات، اهمیت ویژه ای پیدا می كند. یادآوری كشتار سال 1367 و بازگو كردن علل وقوع آن برای نسل های بعدی، انگیزه مبارزاتی امروز مردم را محكمتر و عمیقتر می كند.
كشتار هزاران زندانی سیاسی كه سال ها از اسارت و محكومیتشان می گذشت به دستور مستقیم سران رژیم اسلامی انجام شد. این زندانیان در محاكمه های 3 – 2 دقیقه ای، به جرم پایداری بر نظرات ایدئولوژیك و سیاسی شان، محكوم به مرگ شدند. كشتار 1367 به نمونه و نمادی از ماهیت ارتجاعی، ضد مردمی و اصلاح ناپذیر جمهوری اسلامی تبدیل شد. همه مقامات، همه رهبران جناح های آن زمان و دوره های بعد رژیم، در آن جنایت شریك بودند. “اصولگرایان” و”اصلاح طلبان” امروز، در سال 67 یا خود بازجو و حاكم شرع و جلاد بودند؛ یا توجیه گر مطبوعاتی و منبری و رسانه ای آن كشتار.
كشتار 67 در یك دوره چرخش و گذار تاریخی انجام گرفت. جنگ ارتجاعی ایران و عراق در شرایطی پایان می یافت كه ضعف و از هم گسیختگی به صفوف رژیم راه یافته بود و بسیاری از حامیان و پایه های جمهوری اسلامی از آن روی برگردانده بودند. معمولا در همین دوره های چرخش و گذار است كه خطر بی ثباتی، رژیم ها را تهدید می كند و آنها را به چاره جویی بر می انگیزد. كشتار زندانیان سیاسی در سال 67 بخشی از تدابیر رژیم اسلامی برای فرار از بی ثباتی بود. جمهوری اسلامی نمی خواست كه هزاران مبارز زندانی در پایان دوران طولانی محكومیشان به جامعه برگردند و باعث درد سر شوند. جمهوری اسلامی نمی خواست در فردای یك جنگ خانمانسوز و بیهوده، و نوشیدن جام زهر شكست، در انظار عمومی ضعیف جلوه كند. اما در این میان، آنچه مشوق و یاور رژیم اسلامی در انجام این جنایت بزرگ شد، سكوت معنی دار قدرت های امپریالیستی و رسانه های بین المللی در این مورد بود. آمریكا و اروپا كه خاتمه جنگ و موضع ضعیف جمهوری اسلامی در آن مقطع را فرصت بسیار مناسبی برای دست یافتن به امتیازات و قراردادهای پر سود با ایران می دیدند، آن روزها نه از “حقوق بشر” حرفی می زدند و نه از “دمكراسی” و “مبارزه با تروریسم”. این یك بده بستان آگاهانه میان جمهوری اسلامی و شریكان و حامیان بزرگ بین المللی اش بود.
جمهوری اسلامی از زمان برملا شدن این جنایت در همان سال، همه تلاش خود را به كار برد تا داد خواهان و در درجه اول، بازماندگان آن جانباختگان و بقیه خانواده های زندانیان سیاسی را از افشای كشتار باز دارد. آنان را تهدید به زندان و شكنجه و قتل كرد. اما در این كار موفق نشد. اعتراض به كشتار 67 و تلاش برای مشخص كردن گورهای پنهان و جلوگیری از تخریب مزار جانباختگان، به یك موضوع دائمی مبارزه سیاسی تبدیل شد. رژیم هر كاری كه می توانست كرد كه ابعاد این جنایت پوشیده بماند اما شكست خورد؛ هر كاری كه می توانست كرد تا دهان مردم را ببندد اما شكست خورد؛ هر كاری كه می توانست كرد تا تاریخ این ماجرا را فراموش كند اما شكست خورد. و در سال های بعد كه شكاف های درونی جمهوری اسلامی گشوده تر شد و جناح ها به جان هم افتادند و گروهی ادعای اصلاح طلبی كردند، برخی از روشنفكران حكومتی به مردم گفتند كه بهتر است آن جنایت را فراموش نكنند، اما جنایتكاران را ببخشند! اما از نیروهای انقلابی و مبارزان نسل گذشته و امروز پاسخ شنیدند كه: فراموش نمی كنیم و نمی بخشیم.
بیست سال از كشتار زندانیان سیاسی در سال 1367 می گذرد. این در حالی است كه حكومت اسلامی به تشدید سركوب روی آورده، وعده “بازگشت به ارزش های دهه 1360” (یعنی همان سطح از سركوب و خفقان) را می دهد. باز هم نشانه های ضعف و شكاف، باز هم نشانه های دوران گذار و بی ثباتی، پیدا شده است. اما این بار دست و بال جمهوری اسلامی در سركوب و كشتار، علیرغم خواسته ها و تصوراتش، بسیار بسته تر از سال 67 است. با وجود این، رژیم آشكارا حمایت و سكوت اربابان امپریالیستش را در برابر جنایاتی كه در آستین دارد، گدایی می كند. تنها راه مقابله با این جنایات، پایداری در راه، كوتاه نیامدن از خواسته ها و اهداف اساسی مردم، افشای همه جانبه حیات سراسر ستمگری و استثمار رژیم، اتكاء به نیروی انقلابی توده ها، و دل نبستن به وعده ها و شعارهای سرمایه داری بین المللی است. برای انقلاب كردن، برای كسب رهایی، برای پیروز شدن، نه فراموش می كنیم نه می بخشیم.
فردا از آن طبقه ی کارگر است
جمعی از فعالین کارگری
Jafk.blogfa.com
Kargaran_fa@yahoo.com
مرداد ماه 87