|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " مطلب " August 11, 2008جایگاه جنبشهای اجتماعی و اعتراضی !تاثیرات جنبشهای اعتراضی اروپا در دهه 1960 بر فضای سیاسی خاورمیانه و ایران! اسماعیل مولودی , قسمت دوم, سوم 6 اوت 2008
جنبش دانشجویی که از فرانسه شروع در اواسط سال 1968 دامنه خودرا به کشورهای آلمان، اسپانیا و ایتالیا کشاند. اعتراضات و اعتصابات دانشجویی در آلمان رژفای سیاسی جدی تری را در جامعه آلمان بوجود آورد. مردم امروز آلمان بعد از گذشت چهل سال هنوز بر این باورند که جنبش اجتماعی دانشجویی 1968 بنیادهای اجتماعی آلمان را دگرگون کرد و جامعه را به سمت دیگری هدایت نمود. جوانان آلمانی از فضای رشدی که جامعه آلمان بعد از شکست نازیسم شروع کرده بودند. خسته شده بودند. آنها نمیخواستند که مثل نسلهای قبل از خود فقط به رشد صنعت وبازسازی آلمان فکر کنند. در نتیجه با خشونت فراوان در مقابل نازیسم و سرمایه داری المان ایستادند. هدف آنها مقابل با آمپریالیسم آمریکا و رشد سرسام آور سرمایه در آلمان بود که میگفتند سرمایه اخلاق و هویت انسانی آلمانی هارا نابود کرده و جامعه را دچار خمودگی ورخوت نموده است. جوانان به وجود بازماندگان سردمداران نازی در دم و دستگاه دولتی آلمان اعتراض داشتند. خواهان محدود کردن گسترش تولیدات نظامی در آلمان شدند و به جولانهای ژنرالها و حدادی کردن ماشین جنگی با همکاری ناتو اعتراض داشتند. به عقیده جوانان هنوز دستگاه اداری آلمان سنت و روح نازیسم را با خود یدک میکشید. جوانان دانشجو معتقد بودند این فضا باعث خمودگی فرهنگی و بیتوجهی به رشد فرهنگ انسانی و مدرن در آلمان شده است. مبارزه دانشجویی در آلمان چند سال زود تر با اعتراض به جنگ در ویتنام خودرا سازمان داد. تمام دستگاه حکومت و پارلمان را فاسد میدانست و اعتقاد به رفرم و یا اپوزیسیون درون پارلمانی نداشت. از اوائل سال 1966 اعتراضات به قوانین دست و پاگیر شروع شد. انجمن دانشجویان سوسیالیست که تشکل رادیکال دانشجویی در آن زمان بود سال 1966 تشکیل شد. سال 1967 با تظاهرات و اعتراض خیابانی علیه جنگ ویتنام به صحنه سیاسی در آلمان آمد. این تظاهرات در فرانکفورت و برلین با جمع شدن در مقابل سفارت آمریکا به جنبشی عمومی و اجتماعی در بهار سال 1967 تبدیل شد. در اعتراض به حضور شاه ایران بعنوان سگ زنجیری آمریکا در خاورمیانه در روز 30 ماه می 1967 تظاهرات عظیمی راه افتاد که نقش دانشجویان ایرانی در آن برجسته و حساس بود ( من در قسمت مربوط به ایران ازنقش دانشجویان ایرانی در اعتراضات دانشجویی در اروپا و بخصوص در آلمان مفصلا خواهم نوشت) بنابراین اعتراضات دانشجویی در آلمان از اواسط سال 1966 در جامعه خودرا نشان داد و در آوریل سال 1968 با زخمی شدن یکی از رهبران دانشجویی جوان 28 ساله بنام رودی دوچکه جنبش دانشجویی با تمام قدرت وارد میدان شد. دوچکه یکی از رهبران جنبش داشجویی در دهه 1960 در آلمان بود. ایشان بوسیله یک هوادار نازی مورد حمله مسلحانه واقع شد و زخمی گردید. دوچکه از آلمان به دانمارک پناهنده شد و در سال1979 در سن 39 سالگی در دانمارک در گذشت. ادامه دارد. جایگاه جنبشهای اجتماعی و اعتراضی ! تاثیرات جنبشهای اعتراضی اروپا در دهه 1960 بر فضای سیاسی خاورمیانه و ایران! اسماعیل مولودی 8 اوت 2008 خاورمیانه اعتراضات اجتماعی و دانشجویی در اروپا باعث رشد اعتراضات در آمریکا شد و جنبش ضد جگ در آمریکارا دامن زد. نیروی اصلی جنبش ضد جنگ در آمریکا زنان و مادرانی بودند که کسان خودرا در جنگ از دست داده بودند و دانشجویان و روشنفکران آمرکایی بودند که باتاثیر گرفتن از جنبش دانشجوی اروپا اعتراضات خود علیه جنگ ویتنام و دخالت امپریالیستی آمریکا در جنوب شرقی آسیا را سازمان دادند. جنبش دانشجویی در اروپا با اعتراض به حاکمیت سرمایه، مقابله با بوروکراسی اداری و دفاع از آزادیهای فردی و اجتماعی در اروپا پا به عرصه گذاشت. اروپا پیشرو جنبش اعتراضی در دنیا شد بهمین خاطر جنبش دانشجویی/ کارگری 1968 دامنه خودرا به خاورمیانه و ایران نیز کشاند. این جنبش بدلیل شعار های رادیکالش در کمترین مدت تاثیر خودرا بر اعتراضات سیاسی در مصر، کشورهای عربی و ایران گذاشت. خاورمیانه در تحولات جنگ با اسرائیل و مسله اشغال بلندی های گلان در سوریه، تعرض و اشغال صحرای سینای مصر، اشغال کرانه باختری رود اردون و شرق بیت المقدس که در تاریخ خاورمیانه به جنگ شش روزه در ژوئن 1967 مشهور است. این جنگ و اشغال سرزمینهای تازه اعراب از طرف اسرائیل فضای سیاسی و ژئو پلتیک خاورمیانه را دگرگون کرد. شکست اعراب در این جنگها باعث شد که روشنفکران فلسطینی جنگهای چریکی و عملیات انتحاری علیه اسرائیل را گسترش دهند. در همین رابطه انشقاق در سازمانهای فلسطینی بشدت رواج یافت و عده ای بنام طرفداران چین که گروه نایف حواتمه بود پا به عرصه سیاست در خاورمیانه گذاشتند. گروههای دیگر کوچک فلسطینی با عملیات چریکی هر کدام برای خود جمعی را بدور خود سازمان دادند. فلسطین نه معضلاتش حل شد بلکه با جنگ شش روزه در 1967 و دامنه گسترش سرزمینهای اشغالی از طرف اسرائیل دست بالای به اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه داد. در درون خود اسرائیل این پیروزی باعث رشد و تفوق راستگرایان یهودی و صهیونیستها در خود اسرائیل شد. صهیونیسم با این پیروزی نظامی برق آسا پایه خودرا در مقابل روشنفکران اسرائیلی که به سیاستهای اسرائیل در مورد فلسطینیان معترض بودند محکم کردند. دهه 1960 بعد از سرخوردگی طرفداران شوروی در سیاست خاورمیانه و نیز ایجاد گروههای روشنفکری که مخالف سیاستهای مسکو بودندجنب وجوش جدیدی را در بین روشنفکران خاورمیانه ایجاد کرد. در همان حال اختلاف چین و شوروی در مورد مارکسیسم و سوسیال امپریالیسم خواند شوروی از طرف چین. جو تازه ای از تفکر سیاسی در خاورمیانه بوجود آورد. چین در سیاست خاورمیانه خودرا فعال کرد و طرفداران مائو که خودرا مائو ایسم میخواندند در خاورمیانه گسترش یافتند. در همین اوان سران سازمانهای سیاسی در خاورمیانه خودرا به چین نزدیک کردند و کسانی مثل کورش لاشایی و پرویز نیکخواه از ایران، جلال طالبانی و نایف حواتمه با عکس گرفتن با مائو خودرا مائوئیست و رهبر مائوئیستها نامیدند. دلیل این مسئله اولا انتقاد به شوروی و نقشش در سیاست جهانی، معامله شوروی با غرب و آمریکا بر سر مسئله فلسطینی ها همه و همه باعث پشت کردن به شوروی شد. در نتیجه از آنجا که متفکرین و روشنفکران خاور میانه تصویری روشن و مارکسیستی از مارکسیم و اندشه های مارکس نداشتند. و از نظر علم مارکسیسم فقیر و بی بضاعت بودند،هر دوره خودرا به قطبی آویزان میکردند. وقتی از شوروی سرخورده شدند و مسکو معادلات سیاسی و منفعت خودرا بر منافع آنها تفوق میداد، روشنفکران بدنبال اولگویی دیگر گشتندو مائو ایسم جای شورویسم را گرفت. تفکر دهقانی مائو از مارکسیسم وکم سوادی خود روشنفکران به اصطلاح مارکسیست در خاورمیانه، آنها را بدامن تفکرات مائو انداخت و در آنزمان کتاب سرخ مائو مانیفست ما روشنفکران جهان سومی شده بود. در همان حال احزاب و سازمانهای طرفدار شوروی مثل حزب توده ایران امکانات بیشتری از شوروی گرفتند و قدرت مانور سیاسی شان بیشتر و بیشتر شد. عده ای دیگر از روشنفکران خاورمیانه در دهه 1960 بخصوص سالهای بعد از جنبش دانشجویی اروپا بدنبال مشی جنگ مسلحانه رفتند و در اواخر دهه 1960 و اوئل 1970 مشی چریکی حاکم بر سیاست و سازمانهای سیاسی معترض در خاورمیانه و ایران شد. نوشتهای غیر مارکسیستی رژه دبری شد مانیفست گروههای چریکی. آنچه در تغیر و تحولات سیاسی که خاورمیانه از قبل اعتراضات اروپا در دهه 1960 گرفت، ایجاد گروهها مختلف سیاسی و سازمانها معترض به وضع موجود و سازمانهای انتحاری و چریکی بود. همچنانکه فضای بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا ، تقریبا یک دهه و نیم جامعه اروپا مشغول باز سازی خود بعد از ویرانی های جنگ بود. دهه 1960 نسلی در اروپا بوجود آمد که معترض به رشد سرمایه و فرهنگ فاسد و منحط سرمایه داری شد. جنگ ویتنام و دخالت آمریکا در جنوب شرقی آسیا همچنین رشد سریع سرمایه در کل اروپا و آمریکا فضا را بر خواستها و تمایلات فردی تنگ کرده بود. سرمایه با شعار باز سازی اقتصادی فشار عظیمی را بر مردم اروپا آورده بود. نسل جوان و روشنفکر اروپا تسلیم این جو نشدند و در مقابل خواستار حقوق انسانی خود و آزادیهای فردی و اجتماعی شدند. دانشجویان فرانسه به مقرارات اداری و بوروکراسی دانشگاه معترض شدند اما کار بدان جا ختم نشد بلکه اساس سرمایه ،فرهنگ و نظام اداری را مورد حمله قرار دادند. در خاور میانه بدلیل وجود اختناق بیش از حد سیاسی و نیز کمبود آزادی مطبوعات و رسانه ها و ایجاد تشکلهای آزاد. خشونت سیاسی فضای سیاسی را رقم زد. بدلیل اختناق بیش از حد سیاسی در خاور میانه، ساختار عقب افتاده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و کمبود اطلاعات در مورد وقایع سیاسی اروپا. نبودن تماس سیاسی مستقیم با تحولات اروپا. روشنفکران خاور میانه نتوانستند خواستاهای آزادیخواهانه ای که در جنبش دانشجویان اروپا بود را بگیرند. آنچه که در این فضا بوجود آمد و دستاورد جنبش دانشجویی اروپا در خاورمیانه بود این بود که روشنفکران خاور میانه را به سیاست جذب کرد. همان زمان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در آلمان که نقش جدی در اعتراضات دانشجویی در آلمان داشت تلاش نمود مسائل و اتفاقات را به ایران منتقل کند. اما شاه و دم ودستگاه ساواک به کمک دولتهای آلمان و فرانسه سرکوب وحشتناکی را بر جنبش روشنفکری ایران وارد آوردند. بهمان اندازه در دیگر کشورهای خاورمیانه هم دولتها بکمک دستگاه مخوف امنیتی خود هر صدای اعتراضی را سرکوب میکردند. اعتراضات سیاسی دانشجویان در بیروت و مصر مورد خشونت پلیس قرار گرفت و بشدت سرکوب شد. جنبش ناسیونالیستی عربی فضای هر آزادیخواهی را خفه میکرد. ناصریسم، حزب بعثهای سوریه و عراق که خودرا ناسیونال سوسیالیست میخواندند، عصای دست سیاستهای شوروی در خاورمیانه شدند. مسئله ناسیونالیستی و فضای پان عربیسم در خاورمیانه به سلاخ گاه دانشجویان و روشنفکران آزادیخواه عرب تبدیل شد. فضای سیاسی اروپا بر اوضاع سیاسی خاورمیانه تاثیر سیاسی جدی داشت اما به یک جریان آزادیخواه و مارکسیست تبدیل نشد. زیرا وجود شوروی و چین و انواع و اقسام تفکرات ریوزینیستی درک نادرست از مارکسیسم و کمونیسم به روشنفکران خاور میانه داد. در این دوران کارگران و جنبش کارگری به حاشیه رانده شد. در همین دوران حتی اگر به ادبیات سیاسی خاورمیانه نگاه کنید جای صحبت از مبارزات مستقل کارگری و تشکل مستقل کارگری بشدت خالیست، در صورتیکه مبارزات کارگری وجود داشت. ادامه دارد. |
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||