به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  سعید ولدبیگی "

June 16, 2008

دانشجویان تربیت معلم الکی حرف میزنند...حق با علی افشاری و تحکیم وحدت است!

اعتراض دانشجويان تربيت معلم با موفقيت به پايان رسيد.اعتصابي كه با استقامت و درايت دانشجويان تارسيدن به هدف پيش رفت.پيروزي در اين اعتراض و عقب راندن مسئولين دانشگاه با همه اعوان و انصارش روحيه بالائي به دانشجويان تربيت معلم و در مجموع جنبش دانشجوئي تزريق كرد.اين حركات و اين پيروزي ها از آن كليت جنبش دانشجوئي و در بخشي عظيم تر متعلق به جامعه معترضي است كه اگرموقعيتش ایجاد شود ...خيلي راديكالتر دست به عمل ميزند و به میدان میاید.

دانشجويان تربيت معلم در اعتراض به برخورد غيرانساني مسئولان حراست و انتظامات و شرايط غير بهداشتي سلف سرويس دانشگاه دست به اعتراض زدند و مستقيما با شعارهائي همچون "دانشجو ميميرد،ذلت نميپذيرد" و "توپ؛تانك،حراست ديگر اثر ندارد" به جنگ مديريت دانشگاه و تمامي نيروهاي سركوب و امنيتي دانشگاه رفتند.11 روز اعتصاب و تحصن بيش از 5000 دانشجو در نهايت با پذيرفتن خواسته هاي دانشجويان از طرف رياست دانشگاه به پايان رسيد.روز انلاين و خبر نامه اميركبير در روز دوم تحصن مطلبي از دانشجويان تربيت معلم را درج كرد كه در آن دانشجويان نظرات و خواسته هاي خود را اعلام كرده بودند.من قسمتي از اين نوشته  كه از زبان يكي از دانشجويان گفته شده را مي آورم چرا كه قصدم بحث بر سر همين نكته و سخنان برخي در اين زمينه است.يكي از دانشجويان تربيت معلم چنين ميگويد: "الان ديگر همه جا بهانه شده است كه دانشجو ‏بايد صنفي عمل كند نه سياسي. از نظر من اين بهانه اي براي سركوب دانشگاه است. من شخصا ضمن اينكه به ‏عملكرد صرفا صنفي دانشجو انتقاد دارم و از نظر من دانشجو سياسي هم هست، بايد بگويم كه اتفاقا تحصن ما ‏صرفا صنفي است. اعتراض ما در مورد وضعيت سلف سرويس، برخورد كاركنان سلف با دانشجويان و استفاده ‏از الفاظ ركيك عليه دانشجويان، برخوردهاي شنيع و توهين آميز اعضاي حراست و انتظامات و.. است. اينها هم ‏همگي خواسته هايي صنفي هستند".‏ اگر كمي در ادبيات ژورناليستي رسانه هائي همچون ادوارنيوز و يا خبرنامه امير كبير دقت كنيم به اين نتيجه ميرسيم كه اعتراض دانشجويان صنفي است.ربطي به مسائل سياسي ندارد و اگر به طور مثال يكي از دانشجويان در جريان اعتراض تربيت معلم ،دستگير و زنداني شود،زنداني سياسي نيست بلكه زنداني صنفي است.درهمين نوشته كه در بالا اشاره كردم كاملا پيداست كه دانشجو روي همسان بودن و يكي بودن خواسته و اعتراضات صنفي و سياسي تاكيددارد و نگارنده تلاش ميكند آن را به سمت خواسته هاي صنفي سوق دهد.صنف دانشجويان جدا از اصناف ديگر جامعه نيست.دانشجوي متحصن امروز ميتواند كارگري باشد كه از جانب حكومت به جرم شركت در اول مه شلاق ميخورد.دانشجوي متحصن امروز ميتواند زنداني سياسي باشد كه سالها از عمر و آسايشش را در سلولها ميپوساند.دانشجوي معترض امروز ميتواند زن معترضي باشد كه هر روز باتوم ميخورد و تحقير ميشود.اعتراض دانشجو در همان لحظه اعتراض زن جامعه... اعتراض كارگر و یاروشنفكر جامعه هم هست.جامعه مدت زيادي است كه پا به عرصه مبارزه سياسي گذاشته و خودش با تمام اكثريتش خواهان كسب قدرت براي اداره جامعه است.تمام تبليغات رسانه هاي پرو غرب ودستگاههاي خبر رساني وابسته به حاشيه نشينان قدرت در درون حاكميت  بر اين امر تاكيد دارند كه مردم نبايد وارد مبارزه سياسي و دخالت امور گردند.نسخه اي كه ايشان براي اعتراض جامعه ميپيچند دموكراسي خواهي به شیوه {...} است.دموكراسي به اين معنا كه اين اجازه به مردم داده ميشود تا از بين كانديداهاي معدود... تعداي را انتخاب كنند كه مدت معيني رفاه و آسايش داشته باشند.مدتي سورچراني و چپاول كنند.در نهايت نيز در مقابل خواسته هاي مردم گردن كج كنند كه" تقصير از مردم بود" و " نشد" و "بايد دوباره تلاش كرد كه بشود".اين گفتاري يكسان و هماهنگ بين انواع دموكراسيهاي سرمايه داري است فرقي ندارد كه در ايران باشد يا در آمريكا.اما بحث صنفي كردن اعتراضات مردم داستان ديگري دارد.از اين منظر مردم نبايد وارد بازي بزرگان يا از ما بهتران بشود.مردم نبايد سياسي بشوند.كارگر بايد فقط دستكش و كلاه ايمني بخواهد  و زنان بايد نسبت به ديه نا برابر و نفقه و  صیغه و هزار مزخرف ديگر معترض باشند. دانشجوئي هم كه دارد فرياد ميزند "توپ ،تانك،حراست ديگر اثر ندارد" یا صنفی نشان دادن اعتراضات برای سرکوب دانشگاه است ...حرف الکی ميزند.حتي اگر خود دانشجو معترض باشد كه چرا همه چيز را صنفي اعلام ميكنيد ما سياسي هستيم ،،،احيانا گول خورده و نادان است.اگر مانند جناب علي افشاري كمي خاك صحنه شبكه صداي آمريكا را ميخورد يا مثل برادر عربشاهي با پروژه اي از پيش تعيين شده دانشجويان چپ و سوسياليست را روانه زندان و وثيقه و... ميكرد آنوقت متوجه ميشد كه اشتباه ميكند ،اعتراضدانشجو صنفي است نه سیاسی!.جناب علي افشاري و دوستان ديگري از اين دسته همچون مهدی عربشاهي(دبير تحكيم وحدت) هر يك در مطالبي به تفسير وقايع اعتراض و پيروزي دانشجويان تربيت معلم كرج پرداخته اند و هر يك در نقش گادفادر جنبش دانشگاه اين پيروزي را از بركات نافرماني مدني براي تحقق خواستهاي آكادميك دانشگاه خوانده اند.مواضع و نوشته های قبلی ایشان اعتقاد دارد كه حركاتي همچون 13آذر آوانتوريستي بوده و نتيجه اي جز سركوب را به همراه ندارد.از اين رو بيائيد و ببينيد چگونه نافرماني مدني دانشجويان را نجات داده .جناب علي افشاري و دار و دسته اش در مافياي دفتر تحكيم بايد بدانند كه نه تحكيم ظرف مبارزه دانشجويان است و نه چنين اظهاراتي ميتواند جائي در بين دانشجویان داشته باشد.تلاش براي صنفي نشان دادن مبارزات تلاشي بيهوده است چرا كه خواسته هاي صنفي در پيوند مستقيم با پديده هاي سياسي جاري درجامعه ،هر روز رنگ ميبازند...تغيير ميكنند و به پيش ميروند.فرض كنيد جائی مانند تركيه حجاب در دانشگاه ممنوع شود آن وقت خواسته هاي صنفي دانشجويان متمرکز روی كدام بخش است؟ واعتراض حول اين تصميم تحت تاثير چه فاكتورهائي شكل ميگيرد؟ موضوع حجاب در دانشگاه به عنوان مثال محصول منفعت کیست؟غير از اين است كه خواسته هاي صنفي تابعي از تحركات سياسي حکومت و در ارتباط مستقيم با آن است؟ تمامي اعتراضات جمعي دانشجويان بدون هيچ توضيح و تفسيري در ذات خود  هم صنفي است هم سياسي.از انجا صنفي است كه عده اي از دردي مشترك براي بهبود محيط زندگي خود در بخشي از جامعه به اسم دانشگاه به ميدان آمده اند.از آنجا سياسي است كه اعتراضي به اداره جامعه،اعتراضي به تقسيم معيشت ، رفاه ،آزادي و ...است اعتراض برای کنار رفتن بی مایگی و بی لیاقتی است.آيا درد امروز دانشجويان شور يا بي نمك بودن غذاست؟ يا کم بودن شیرهای آبخوری؟.خير عزيزان بيهوده تلاش ميكنيد چرا كه امروز دانشگاه تريبون خواستها و مطالبات صنفي و سياسي كليت جامعه است.سراسر دانشگاههاي ايران بارها با اعلام مواضع سياسي و خواستهاي خود تاكيد كرده اند .سرسختي و تحريف شما كاري خلاف عقل و واقعيت است.تمامي جلسات دانشگاهي با حضور سران حاكميت به اعتراض و تشنج انجاميده.سونامي (احمدي نژاد) با فرياد مرگ بر ديكتاتور از دانشگاه تهران بيرون ميرود ودانشگاه در تب اعتراض و مبارزه ميسوزد.همین چند روز قبل از اعتراض در تربيت معلم دانشجويان سهند تبريز مسئولين دانشگاه را عقب راندند.اين مبارزه دانشجويان چيزي خارج از دايره اعتراض اجتماع به وضعيت موجود نيست.براي پيروزي بايد از ريشه به جنگ مشكلات رفت... با اين توجيهات تنها يك موجود فضائي را ميتوانيد قانع كنيد كه با اين پيروزي ديگر تمام مشكلات دانشجويان تربيت معلم حل شده است و اعتراضي صورت نميگيرد که این اعتراضها از مشکلات صنفی وام میگیرد .اين يك مبارزه طبقاتي است و مادامي كه حاكميت عقب بنشيند خواسته ها راديكالتر ميشود...رادیکالیسم و مزمون مطالبات دانشجوئی بستگی به توازن قوا  بین دانشجو و حاکمیت دارد.این اعتراض و پیشروی تا رسیدن به زندگی مرفه در خور شان و شخصیت انسانی بر پایه دستاوردهای بشر متمدن ادامه دارد.مبارزات و اعتراضات دانشجويان محل كشت باكتريهاي سياسي نيست این پنبه را از گوش خود خارج کنید.اعتراض دانشجوئي حاصل  كتك خوردن،تحقير،اخراج و زندان و وثيقه است اجازه نداريد از آن بهره برداري كنيد.هدف شما به انزوا كشاندن جنبشهاي اجتماعي و گسستن اين شعار دانشجويان است كه "جنبش دانشجوئي متحد جنبش زنان و كارگري".تلاش شما از همانجا مريض است كه جناب علي افشاري ميفرمايد:" از دیگر ویژگی های مهم این حرکت حضور پر رنگ دانشجویان دختر بود که برای اولین بار شجاعانه و در پرتو همکاری پسران توانستند تابوی عدم همراهی شبانه روزی را بشکنند".در تعريف علي افشاري دانشجو يعني پسر و اگر نياز باشد جنس مخالف آن وارد ميدان شود از واژه"دانشجويان دختر" بايد استفاده شود....در ضمن حضور پررنگ "دانشجويان دختر" در پرتوهمكاري(در سايه و پوششهاي جنس قدرتمند يا همان جنس برتر) پسران توانسته تابو شكني كند.از ايشان و منظر سياسي اش نميشود بيش از اين انتظار داشت.چنين افرادي وبه دنبال آن نهادهائي همچون تحكيم مدعي نمايندگي جنبش دانشجوئي هستند...باشد كه از ديد اينها جنبش دانشجوئي يعني جنش دانشجويان پسر.بهررو سوء استفاده از چنين اعتراضاتي و چسباندن آنها به فرقه ها و نشكيلات مافيائي سياسي غرب نياز به كلامي متعارف و متوازن دارد كه بتواند شرايط موجود را به منافع گروه خاصي پيوند بزند.اين كلام و گفتار امروز شده است: نافرماني مدني براي كسب آزاديهاي دموكراتيك در بستر خواستهاي صنفي!!!
سعيد ولدبيگي


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com