|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " سعید ولدبیگی " June 8, 2008جزيره, خليج فارس يا كارگرهفت تپه؟هفته گذشته شاهد اتفاقات زيادي بوديم.از بازگشائي مجلس تا كنار هم قرار گرفتن رفسنجاني و ناسيوناليستها به بهانه از دست رفتن خليج فارس . در اين مطلب ميخواهم به دو سوال جواب بدم.اول اينكه چرا ما با اتحاد رفسنجاني وناسيوناليستهاي پرو غرب نيستيم؟ودوم اينكه مجلس جاي چه كساني ست و چگونه آغاز ميشود؟. 1)مدتي است كه جريانات ناسيوناليستي و پان ايرانيست دستمايه جديدي پيدا كرده اند تا با سر و صدا حول آن تلاش كنند كالائي به مردم بفروشند كه خريداري ندارد.اينروزها كه فرياد گراني و گرسنگي،شلاق وشكنجه ،اذيت وآزار وتعرض به حريم خصوصي مردم توي كوچه پس كوچه ها شنيده ميشه،عده اي ميخوان نشون بدن كه الان بايد حول حفظ جزاير اعتراض كرد.براي برخي اين سوال هست كه چرا شما با اينها كه ازوطن و ايران و ميهن دفاع ميكنند متحد نميشويد تا خليج فارس را خليج عربي نكنند؟جواب من به اين دوستان اين است كه مردم ايران امروز بر سر اينكه جمهوري اسلامي بايد سرنگون بشه متفق القول هستند و دارند به مرحله اي ميرسند كه آلترنانتيوشان را انتخاب كنند.امروز مردم شكي ندارند كه بايد ماهواره داشته باشند و صدا و تصوير مخالف رژيم رو بشنوند ،بحثي كه امروز هست بحث انتخاب كانالهاي تلويزيوني است.جان مردم به لبشان رسيده و ديگه تحمل ندارند،اما فرق هست بين تحليلهاي احساسي مردم و ديناميسم تغيير و تحول سياسي.در داخل و خارج ايران تعداد زيادي هستند كه با خواسته هاي خود خواهان سرنگوني رژيم باشند اما بايد ديد همه انها به سكولاريسم،به آزادي بي قيد و شرط بيان به برابري اقتصادي و جنسي انسانها اعتقاد دارند يا خير؟بايد ديد سرنگوني خواهي اينان از كجا سرچشمه ميگيرد؟دردشان ا كجاست كه جمهوري اسلامي نميخواهند؟چنين جنبشهائي قبل از انقلاب 57 بوده اند و بعد از سرنگوني رژيم هم خواهند بود.جنگ بر سر آلترناتيوهاست.هر كسي دوست دارد انچه ميخواهد و آنچه به نظرش بهتر است را برقرار كند.در اين ميان و در اين روزها براي ناسيوناليستها و حتي بخشي از حاكميت مثل رفسنجاني و ...به صلاح است كه از خليج فارس گفته شود ،بهتر است از جزاير سه گانه و ميهن پرستي گفته شود.اما براي ما اينطور نيست .سرنگوني طلبي ما بر مبناي ميهن پرستي و وطن نيست بلكه بر عكس حول انسان دوستي،آزادي و برابري است.مبناي سرنگوني خواهي ما، انسانها و يك دنياي بهتر است چرا كه اعتقاد داريم مبناي حاكميت،مبناي طرح قانون و قراردادها تنها بايد انسان و خواستهاي انساني باشد. مبناي سرنگوني طلبي ما سكولاريسم و بازگرداندن اختيار به انسانهاست .مردم بايد با تحليل طبقاتي خودشان ببينند كه احزاب،سازمانها و گروهها پاي چه مسائلي ميروند وچه خواسته هائي را نمايندگي ميكنند. جامعه بايد انتخاب كند كه پشت چه كسي بايستد؟با آزادي و برابري؟ با سوسياليسم يا بربريت؟ يا با خليج فارس و ميهن پرستي ؟ در شرايطي كه كانال جديد و حزب كمونيست كارگري با تمام توان خود براي سازماندهي اعتراضات جوانان ،كارگران و زنان تلاش ميكند ،جريانات ناسيوناليست و پان ايرانيست در كنار جمهوري اسلامي ايستاده اند تا توجه مردم را به خليج فارس و خاك و آب جلب كنند.سوال اينجاست كه از بين رفتن انسانها،دسته دسته زنداني شدن و اعدام جوانان به نام امنيت اجتماعي،تعرض هر روزه به زنان و شكستن حرمت زندگي و معيشت انسانها ،گراني و تبه كاري حاكمان سرمايه داري اسلامي اهميتي براي مردم ندارد و الان اين مهم است كه خليج فارس دارد از دست ميرود؟در تمامي دورانها كه اين خليج به نام فارس بوده چه سودي براي معيشت،حرمت و رفاه مردم داشته كه حال قرار است بريده شود؟ما براي سرنگوني رژيم با تمام توان تلاش ميكنيم اما اين به اين معنا نيست كه همه احزاب و گروههاي سياسي با هم و دست در دست بايد اينكار بكنيم. كافيست كمي اتفاقات را پيگيري كنيم تا متوجه شويم برخي از اين جريانات به اسم سرنگوني طلبي به دنبال چيزي بيشتر از جمهوري اسلامي نيستند.جراناتي مانند حزب مشروطه،توده،راه كارگر و ...با جدي تر شدن خطر جنگ اعلام كردند كه در اين جنگ با جمهوري اسلامي هستند.اين چنين است كه سرنگوني طلبي برخي ازين جريانات تقلبي و براي كسب هژموني در جامعه است.از همه اينها گذشته اپوزيسيون شاهد يك چپ بدبخت و عقب مانده است كه اعتقاد دارد سرنگوني طلبي امروز دست بالا ندارد و جمهوري اسلامي و راست و هرچه غير چپ است قدرت دارد و به هر بهانه اي ميخواهد سوسياليسم را به وقت گل ني موكول كند.مشخص است كه با اينها نميشود پاي مبارزه براي سرنگوني رفت.تحت هيچ شرايطي آزادي،برابري و سوسياليسم همين امروز را به ميهن و خليج فارس وحتي فردا هم نميفروشيم.ما براي برقراري جامعه اي آزاد،برابر و سوسياليستي تلاش ميكنيم كه اين امر با سازش و اتحاد با اسلام خاتمي و منتظري ؛با ميهن پرستان وطرفدارن بازار آزادو شاه وسلطنت امكانپذير نميشود..هرگونه ائتلاف و اتحاد در حال حاضر تنها شركت در يك بازي با قواعدي است كه مردم در آنها هيچ دخالتي ندارند و هيچ ربطي هم به آنها ندارد. اين به معناي كج خلقي سياسي و انزواطلبي نيست بلكه تلاشي است براي تفهيم و ترويج مبارزه در قالب و اشكال صحيح كه در آن انسانها با عشق و علاقه نسبت به آينده و سرنوشتشان در امور سياسي دخالت كنند. از اينرو ما همه را به حزب كمونيست كارگري و يك دنياي بهتر دعوت ميكنيم. در مورد اينكه دارند جزاير را و نام خليج را ميبرند و ما بايد كاري كنيم هم بايد بگويم اين تلاش نه مال امروز بلكه از صدها سال پيش در جريان است.همين ناسيوناليستها و سلطنت طلباني كه زير علم آب و خاك ايراني دارند سينه ميزنند تاريخي پشت سر دارند كه در شرايط مشابهي نشان ميدهد داد و بيداد امروزشان ،معركه اي بيش نيست كه قصدشان خاك پاشيدن به مبارزات مردم و در راس آن مبارزات طبقه كارگر عليه نظام سرمايه داري است.مردم ايران در حفظ چه چيزي احساس اختيار ميكنند كه امروز براي از دست دادنش به ميدان بيايند؟آنچه واضح و مشخص است اينكه كارگران چيزي براي از دست دادن ندارند ويك دنيا براي به دست آوردن مقابلشان هست.اگر قرار باشد جائي براي زندگي من تعريف شود ترجيح ميدهم تعريفي نامحدود داشته باشم چون آب خليج فارس با آب اقيانوس هند و آرام فرقي ندارد.خاك ايران هم زرين تر از خاك امارات ،آمريكا و يا اروپانيست.فكر ميكنم امر امروز دفاع از معيشت و منزلت كارگران سراسر ايران باشد،دفاع از ازادي زندانيان سياسي و تلاش براي لغو احكام اعدام باشد تا تغيير نام خليج فارس.پاسخ به اين سوال ميتواند جايگاه طبقاتي و انتخاب را مشخص كند.هفت تپه يا خليج فارس؟ 2) مجلس هشتم در ميان اتفاقات جالبي شروع به كاركرد.مجلس تازه شوراي اسلامي كه با تركيبي تخصصي براي حمايت از مواضع احمدي نژاد وحفظ نظام به هر قيمتي به ميدان آمده ،لاريجاني را به رياست انتخاب كرد.اما قاضي مرتضوي كه سابقه تاريكي در صدور احكام اعدام و شكنجه براي فعالان سياسي دارد،نقشي جالب را ايفا كرد.در حالي كه خبرگزاري "حيات" ارگان خبري قوه قضائيه و همه خبرگزاريهاي حكومتي نسبت به فساد اخلاقي ، اقتصادي وحتي انتخاباتي "حاج سلمان خدادادي " معترض بودند...قاضي حداد يك روز قبل از بازگشائي مجلس حكم آزادي "حاج سلمان"فرمانده سپاه ملكان و از نمايندگان اصولگرايان را صادر ميكند.افتضاحي كه "حاج سلمان" به بار آورده موجب شد تا حتي احمدي نژاد كمي قبل تر پا در مياني كند تا صلاحيت اين نماينده تائيد شود و مخالفان وي مقابل مجلس تحصن كنند.بدين ترتيب "حاج سلمان" با وجود اينكه شكايت تعداد زيادي از زنان را به عنوان سكس اجباري و تجاوز در پرونده دارد،با حكم قاضي حداد از پشت ميله هاي بازداشتگاه روانه كرسيهاي مجلس جمهوري اسلامي ميشود تا در جايگاه مخصوص حضور يابد ومراسم تحليف و سوگند نماينگي مردم را انجام دهد.جالب اين است كه "حاج سلمان" اولين نفري بود كه از رياست مجلس توسط لاريجاني خبر داد.همه اين اتفاقات زماني ميافتد كه مردم به بهانه امنيت اخلاقي ،شبانه روز مورد اذيت و آزار پليس هستند. در بهترين حلتي كه ميتوان تصور كردتعدادي از مردم ايران يك روز در سال از بين نماينده هاي اعلام شده از طرف حاكميت،تعدادي را انتخاب كردند تا برايشان تصميم بگيرند.اين ميشود دموكراسي جمهوري اسلامي.اما به فرض اينكه تمامي نمايندگان شايسته باشند و لياقت نماينده شدن را داشته باشند مثل آمريكا!(همانطوري كه سينه چاكان ليبرال فكر ميكنند)،سوال اينجاست كه مردم چقدر در تعين سرنوشت خود دخيل هستند؟ من فكر ميكنم هيچ .چرا كه اين اختيار نيست.انتخاب هم نيست .تنها دست به دست كردن قدرت بين عده اي است كه آنها را نيز حاكميت تعيين ميكند.شما در اين شكل از دموكراسي تنها حق داريد عده اي را به عنوان نمايندگان خود برگزينيد تا 4 سال رفاه داشته باشند.4سال مسافرت و تفريح داشته باشند.4سال سكس و موزيك داشته باشند.4سال براي حرف زدن پول بگيرند.اما اگردر اين 4 سال قرار باشد كالائي گران شود.اگر قرار باشد كسي زنداني،شكنجه يا اعدام شود.اگر قرار باشداعلام جنگ و يا تحريم اقتصادي شود ،كسي از مردم سوال نميپرسد.همه چيز گران ميشود ،مردم تحت تحريمهاي اقتصادي و اجتماعي قرار ميگيرند،انرژي هسته اي خواست مردم ميشود و اخيرا از خليج فارس بايد پاسداري شود و همه مخالفان در بند و اعدام ميشوند.اما در جمهوري اسلامي جريان كمي متفاوت است.نمايندگان مجلس تنها ميتوانند قواعد بازي را تعيين كنند؛بازي تقسيم قدرت و بالا پائين شدن در شاخصهاي اقتصادي.وضعيت مجلس در جمهوري اسلامي خيلي تبه كارانه تر از مدلهاي غربي اش است.اگر بخواهين عده اي پاسدار و اطلاعاتي و جيره خور رژيم را در كل ايران جمع كنيم همينها هستند كه صلاحيت پيدا ميكنند به مجلس بروند.حال بسته به صلاحديد مقامات بالا هر دوره نوبت عده اي از آنهاست.اگر در حالت عادي از كسي بپرسيم حاضر است اختيار معاش و آزاديهايش،اختيار تربيت وآموزش كودكش،اختيار رختخواب وزندگي شبانه اش ،اختيار چگونگي پوشش ورفتارش و حتي اختيار علايق ورزشي اش را به دست امثال "احمدي نژاد"ها، "حاج سلمان" ها و "لاريجاني"ها بدهد؟ من فكر ميكنم تنها عده اي احمق ميتوانند قبول كنند چنين اتفاقي بيفتد.شركت در انتخابات مجلس،شركت در تحركات سياسي حكومت و دنباله روي سياستهاي رژيم چيزي غير ازاين نيست كه پاسخي مثبت به سوالهاي بالا باشد. براي مردم احترام زيادي قائل هستم و شك ندارم كه اكثرا براي داشتن ارتباط با جنس مقابلشان،براي انتخاب موزيك و حزب سياسيشان از هيچ كسي اجازه نميگيرند چون لزومي ندارد.بنا برا ين اين مجلس تنها ميتواند براي اقليتي مفت خور و نادان تعيين تكليف كند.اين مجلس ميتواند براي كساني حد و حدود آزادي تعريف كند كه با انتخاب نمايندگان ،شكل ديگري از اختيار را به مدت 4 سال در اختيار حاكميت قرار داده اند.اختيار سركوب آزاديهاي اجتماعي واختيار دخالت در زندگي شخصي مردم هم براي 4 سال در دست تعدادي قرار ميگيرد كه خود پرونده قطوري درفساد اخلاقي واقتصادي واجتماعي دارند.امثال "حاج سلمان ها" اجازه پيدا ميكنند بيايند ودر جائي به اسم مجلس حد و حدود آزادي جامعه را تعيين كنند. جواناني كه تمام تفريحشان در انتخاب رنگ و مدل لباسشان است؛در انتخاب موزيك وحزب سياسيشان است ...طبق تعريف جمهوري اسلامي بايد مطيع سليقه و خواسته "حاج سلمانها"..."احمدي نژادها"و"خاتمي" ها باشند.جوانان بايد مطابق خواسته هاي اين نمايندگان به ورزشگاه بروند و فرياد بزنند ،انرژي هسته اي.فرياد بزنند خليج فارس.فرياد بزنند نماز و روزه. تازه در بين دو نيمه مراسم نوحه خواني و سينه زني برگزار كنند تا مبادا مردم شادي و هيجانشان زيادي كند.اين مجلس ار روز اول شكست خورده است چرا كه بخش محدودي از جامعه را نمايندگي ميكند كه بند نافشان به وضعيت موجود وصل است.از آنجا كه اعتقاد دارم كسي نه تنها براي مجلس تره خرد نميكند بلكه اگر اين مجلس بخواهد زيادي به پر و پاي جوانان بپيچد بايد دو باره بشنود كه" امروز اگه حل نشه فردا قيام ميشه" اين فردا يعني همين فردا و هيچ اعتباري بهش نيست. از اينرو جوانان ،كارگران ،زنان،دانشجويان و...همگي از روز اول در نقطه مقابل اين مجلس و اين نمايندگان هستند |
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||