|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " مطلب " May 30, 2008تراژدى آفريقاى جنوبى و درسهاى آن براى طبقه کارگر, سياوش دانشورآيا در کشورى که نامش با جنبش ضد آپارتايد رقم خورده است راسيسم در اشکال غير قانونى احيا ميشود؟ آنهم نه تحرک اکس نژادپرستان "سفيد"٬ بلکه عروج خارجى ستيزان "سياه" که نيروى خود را مانند فاشيسم و راسيسم در ادوار تاريخ از محروميت و بيکارى و نابودى اجتماعى طبقات پائين جامعه ميگيرد! بعد ١۴ سال از پايان رسمى نظام آپارتايد در سال ١٩٩۴ امروز آفريقاى جنوبى شاهد سوزاندن کارگر مهاجرى است که تنها "جرم"اش اينست که متولد زيمبابوه و مالاوى و موزامبيک و سومالى است! بيش از دو هفته است که در محلات حاشيه نشين آلکساندرا٬ کايه ليتشا٬ لانگا و حلبى آبادهاى دوربان و ژوهانسبورگ٬ صحنه هاى دهشتناک رواندا و کنيا تکرار ميشود. تفاوتها شايد دراينست که در رواندا و کنيا و سومالى جنگ فرقه اى و قومى و مذهبى نظم نوينى دريچه کشتار همسايه توسط همسايه بود و در آفريقاى جنوبى خارجى ستيزى و راسيسم کلاسيک جوامع سرمايه دارى. اما روشها و سبعيت اعمال شده يکى است. ديروز در رژيم آپارتايد و دولت نژاد پرست سفيد٬ سياه پوستان قرنطينه و کشتار ميشدند٬ امروز در زير سايه حکومت برآمده از کنگره ملى آفريقا شاهد کشتار کارگران مهاجر هستيم و شعار شوم "خارجيان را بيرون کنيد!" را ميشنويم. دراين تعرضات نژادپرستانه که تصوير ژوهانسبورگ را به شهرى جنگ زده تبديل کرد دستکم ۵٠ نفر از مهاجرين به قتل رسيدند. عده اى را بعد از تکه پاره کردن با ضربات چاقو و چماق نيمه زنده به سبک کوکلس کلانها سوزاندند. هزاران نفر از کارگران مهاجر جانشان را برداشتند و فرار کردند. تنها کشور موزامبيک ٢٠٠٠٠ شهروند فرارى آفريقاى جنوبى را پذيرفته است. صليب سرخ در مناطق مرزى ايستگاههاى بحران و مراکز پذيرش برپا کرده است. يک مهاجر ۴۵ ساله موزامبيکى که ساکن کمپ غير رسمى ديکاسوله درنزديکى جرميستون بوده در بيمارستان صحرائى صليب سرخ روز يکشنبه در مرز موزامبيک چنين گفت؛ "آنها پاى برادرم را قطع کردند و او را کشتند. سپس آنها پسر کوچولويش را در آتش سوزاندند. همسايه ها آمدند و به من گفتند که بايد فرار کنم چون آنها خارجيان را ميکشند. آنها سوال نميکنند٬ تنها پنجره ها را ميشکنند و منزل مردم را به آتش ميکشند. من وحشت کردم. من قبول ميکنم که آنها پسرم را امشب يا فردا صبح کشته اند. من نميتوانم برگردم چون آنها من را ميکشند ... او ناچار شده است همسرش که اهل آفريقاى جنوبى است و فرزند چهارساله اش را در زيرزمين قايم و فرار کند." آتش زدن آلونک ها٬ حمله به مغازه ها٬ شليک به مهاجرين٬ و حمله دسته جمعى با چماق و چاقو و تبر و اعمال خشونت بالا صحنه هاى دهشتناک اينروزها در محلات حاشيه نشين ژوهانسبورگ است. تعداد زيادى از مهاجرين به کليساها و مساجد و ادارات دولتى و مراکز پاسگاههاى پليس پناه برده اند که در مواردى در همين امکان مورد حمله قرار گرفتند و به قتل رسيدند. گزارشى از نورد هوک اشاره ميکند که از روز جمعه گذشته مهاجرين سوماليائى در محله "ماسى فوملله" مورد هدف اوباش قرار گرفتند. مغازه ها و اماکن شان داغان شد و مورد حمله سبعانه قرار گرفتند. بنا به گزارش روز شنبه صليب سرخ در ژوهانسبورگ٬ بيش از ٢۵٠٠٠ نفر در اثر حملا ضد خارجى دو هفته اخير آواره شدند. فرار از هر سو به طرف مرزهاى آفريقاى جنوبى نتيجه اين اوضاع بوده است. برخى گزارشها با احتساب ميزان آوارگان در مرزهاى بوتسوانا و موزامبيک و زيميابوه و پناه بردن به مناطقى که ممکن است امنيت اش بيشتر باشد٬ از "آوارگى وسيع" اسم ميبرند. از نلسون ماندلا رئيس جمهور سابق تا تابو امبکی رئیس جمهور فعلى آفریقای جنوبی و سران کنگره ملى آفريقا، موج حملات هفته های اخیر علیه کارگران مهاجر در این کشور را محکوم و آن را "اقدامی شرم آور" توصیف کرده اند. درسهاى آفريقاى جنوبى براى جنبش کارگرى دوم٬ سنت هاى اعتراضى و تجارت تاريخى پس انداز نميشوند. اگر رويدادهاى اخير در اذهان زيادى يک تراژدى محسوب ميشود تنها دليلش اينست که اين جنايات در کشورى رخ ميدهد که حکومت آن کارنامه يک مبارزه طولانى و جهانى برعليه شناخته شده ترين و معروف ترين حکومت آپارتايد نژادى را پشت سرخود دارد. اما همزمان اين حقيقت برجسته ميشود که نبايد به جامعه و تاريخ و تجارب تاريخى نستالژيک و غير پراتيک برخورد کرد. اگر يک سنت سياسى و مبارزاتى در يک جامعه و در متن جنبشهاى مادى و اجتماعى بازتوليد نشود٬ خيلى ساده نيروهاى واقعى ضد تبعيض و يا لااقل بخشى از آنان٬ ميتوانند در متن بى افقى و بى آلترناتيوى٬ ارتجاعى ترين عقايد ضد کارگرى را پرچم "اعتراض" خود قرار دهند. مذهب و ناسيوناليسم و نژادپرستى تاريخا پرچمهائى بودند که در دوره هاى متفاوت نيروى خود را از ميان طبقات محروم گرفته اند و اعتراض برحق آنها به وضعيت موجود را به بيراهه برده اند. وجود مستمر و بازتوليد شونده يک تمايل قوى ضد تبعيض و ضد نابرابرى در يک جامعه سرمايه دارى بدون وجود يک جنبش انتقادى و پراتيکى سوسياليستى و کارگرى غير ممکن است. منصور حکمت در يادداشت کوتاهى در ستون اول نشريه انترناسيونال بدنبال انتخابات آفريقاى جنوبى در سال ١٩٩۴ نوشت؛ "انتخابات آفريقاى جنوبى يکى از وقايع مهم دوران معاصر است. شايد براى بعضى چنين ارزيابى اى نه فقط غلوآميز، بلکه از يک قلم کمونيستى و آنهم در نشريه اى که دموکراسى را به ريشخند ميگيرد غير منتظره بنظر برسد. انتخابات آفريقاى جنوبى به انتظارات عدالت خواهانه توده وسيع مردم سياه پوست جامه عمل نخواهند پوشاند. شکاف طبقاتى با اين انتخابات کاهش نخواهد يافت. اوضاع رفاهى و معيشتى توده کارگر و زحمتکش نه فقط بهبود نخواهد يافت، بلکه چه بسا براى دوره اى، با احساس ناامنى سرمايه داران و فرار سرمايه ها، حتى ابعاد محروميت بيشتر شود. تا آنجا که به طبقه کارگر برميگردد محتمل ترين حالت بمباران شدن توسط درخواستهاى فداکارى از جانب دولت "خودى" و رئيس جمهور شکنجه شده و زندانى کشيده "خودى" است. دوران ماه عسل توده هاى مردم با کنگره ملى آفريقا طولانى نخواهد بود. مبارزه و کشمکش طبقات، مواجهه منافع و انتظارات متقابل و متفاوت از "آفريقاى جنوبى جديد"٬ ANC را به يک تعيين تکليف سريع با خود و البته با سازمانهاى کارگرى راديکال خواهد کشانيد. از پيش معلوم است که کدام بخش جامعه در آفريقاى جنوبى جديد خود را با چماق نظم و منفعت ملى مواجه خواهد يافت. اينها همه فرض ماست. آنچه به اين انتخابات ارزش ميدهد اينست که حرمت فردى و مدنى اکثريت محروم يک جامعه را به آنها باز پس ميدهد. کارگر تنها بعنوان انسان آزاد، انسان برسميت شناخته شده، ميتواند براى رهايى کل جامعه برخيزد. مادام که در نظامى هويت انسانى اوليه توده کارگر و زحمتکش قانونا زير سوال است، که در آفريقاى جنوبى، ايران اسلامى، عربستان سعودى و اسرائيل و کليه رژيمهاى قومى، نژادى و مذهبى؛ آشکارا چنين است، امر سوسياليسم به امر اعاده شخصيت و حرمت حقوقى و مدنى انسانها گره ميخورد. پايان رسمى آپارتايد و راسيسم قانونى در آفريقاى جنوبى يک نقطه روشن در دنياى واپسگراى امروز است." امروز بعد از ١۴ سال از حکومت "دولت خودى" سرمايه بار ديگر معلوم شده است که سرمايه دارى و معضلات اجتماعى ناگزير اين نظام قربانيانش را از طبقه کارگر و محرومترين بخشهاى جامعه ميگيرد. در فقدان يک آلترناتيو کارگرى و وجود يک جنبش قوى عدالتخواهانه که بالانس انسانى جامعه را نگهدارد٬ بورژوازى حتى در مفتخرترين سنگرهايش تنها ارتجاع و کثافت و جنايت توليد ميکند. تراژدى آفريقاى جنوبى همين را تاکيد ميکند و بر ضرورت پاسخ واقعى و سوسياليستى طبقه کارگر دراين کشور تاکيد دارد.* |
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||