به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  "

April 28, 2008

جدال طبقه‏ی کارگر در اوّل ماه مه!

نفرت و کراهت شعوری طبقه‏ی کارگر را در مقابل سرمایه می‏توان در روز اوّل ماه مه به‏عینه و در سرتاسر جهان مشاهده نمود. این روز، روز جدال همگانی طبقه‏ی کارگر است. روز ابراز علنی تنفری‏ست که سرمایه‏داران مفت‏خوار بانی آنند. چهره و خواست واقعی میلیون‏ها انسان محروم و سازنده‏ی جامعه را که در این روز، در صف و در زیر شعار واحدی هم‏چون "کارگران سراسر جهان متحد شوید" گرد هم می‏آیند را می‏توان رویت نمود.

 در این روز همه جا رنگ و بوی دیگری به‏خود می‏گیرد. کارگران در روز اوّل ماه مه به‏میدان می‏آیند تا دنیای سرمایه را به چالش کشند. دنیائی که در آن چیزی جز فقر، فلاکت و بدبختی نیست. این تصویری‏ست که جانیان بشریت و زورمداران برای میلیاردها انسان محروم جهان ساخته‏اند و کارگرِ در زیر سلطه‏ی آنان از حقوق خویش محروم می‏باشد و فاقد کمترین امکانات اولیه‏ی زندگی‏ست؛ شانه‏های خمیده‏اش در زیر چرخ دنده‏های نظام‏های امپریالیستی خُرد می‏گردد و استثمار دارد بر سر و کول‏اش بالا می‏رود و حق اعتراض را در جوامع‏ای هم‏چون جامعه‏ی تحت سلطه از وی سلب نموده‏اند.

این دنیای آنان نیست، این دنیای سرمایه است و باید زیر و رو شود. کارگر را از کار بیکار می‏سازنند؛ حقوق‏‏اش را بالا می‏کشند تا به حلقوم بی انتهای خود سرازیر نمایند. اوضاع زندگی کارگران و فرزندان‏شان روز به روز دارد در زیر سیطره‏ی این مفت‏خواران وخیم‏تر می‏گردد. همه جا اعتراض است و همه جا کارگر برای دست‏یابی به حقوق اولیه‏ی زندگی خویش با سرمایه در جنگ و جدال می‏باشد. زورشانرا به رخ کارگر می‏کشند و به تحصنات و اعتراضات‏شان یورش می‏برند و به زندان‏ها روانه‏ی‏شان می‏سازنند تا عدالت و آزادی‏خواهی را پایمال نمایند. این منطق و منش سرمایه‏داران است و هر کجا که پای گذاشته است، به‏همراه خود استثمار، نگون‏بختی و در بدری انسان‏ها را به ارمغان آورده است. این‏ها از خصوصیات سرمایه است و همه جا از ماهیت یکسانی برخوردار می‏باشد و همه جا دارد از استثمار و چپاول انسان‏های محروم ارتزاق می‏نماید.

 

به‏راستی که شدت استثمار و اجحاف در چنین مناسبات و روابطی تمامی ندارد و کارگر به‏اصطلاح کشورهای پیش‏رفته هم با مشکلات عدیده‏ای هم‏چون تهیه‏ی مایحتاج اولیه‏ی زندگی مواجه است. حقوق تعیین شده، کفاف زندگی آنانرا نمی‏دهد و در عوض تعداد انگشت‏شماری از آحاد هر جامعه دارند در رفاه کامل به‏سر می‏برند. به همین دلیل است‏که کارگران به خیابان‏ها می‏ریزند و با نیروهای سرکوب‏گر و حافظان سرمایه درگیر می‏شوند تا حقوق‏شانرا باز ستانند. نارضایتی بدلیل فقر و استثمار بی‏وقفه سرمایه‏داران، همگانی شده است و همه جای جهان مملو از تحصن، اعتصابات و اعتراضات این سازندگان واقعی و اصلی جوامع‏ی بشری‏ست. به‏جرأت می‏توان گفت به همان میزانی که استثمار و چپاول کارگران در دنیای سرمایه‏داری تمامی ندارد، به میزانی گسترده‏تر و وسیع‏تر اعتراضات و اعتصابات کارگری در اقصا نقاط دنیا هم پایان نایافتنی‏ست. کارگر در محیط کارخانه با هزاران مشقت و مشکلات دارد کار می‏کند و کارفرما از باز پرداخت حقوق ناچیزش امتناع می‏ورزد. این به سیاست‏های روتین و روزمره‏ی نظام‏های سرمایه‏داری تبدیل گشته است. کارگر در زیر حاکمیت این نظام‏ها می‏بایست از باز پس‏گیری حقوق‏اش گرفته تا تهیه‏ی وسائل ایمنی کار، امنیت شغلی‏ و غیره با کارفرما و سرمایه‏داران چک و چانه بزند. نبردش هر روزه است و هر روزه دارد مورد ظلم و ستم و بی حقوقی قرار می‏گیرد. سرمایه هم‏چون غده‏ای چرکین بر جوامع‏ی انسانی سیطره انداخته است و دارد جان میلیون‏ها انسان را می‏گیرد.

 

طبیعتاً اوضاع کاری و معیشتی کارگران ایران هم در زیر حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی تعریفی ندارد و به‏مانند دیگر هم‏قطاران‏اش اسف‏بارتر و تکان دهنده‏تر می‏باشد. کارگر در ایران کاملاً بی حقوق‏ست و زندگی‏اش روز به روز دارد مسیر قهقرائی را طی می‏نماید. ابعاد اعتراضات و تحصنات کارگری در ایران آن‏قدر گسترده و وسیع است‏که قابل شمارش نمی‏باشد. هر روزه در میادین تولیدی – صنعتی، کارگر به دلائل گوناگون علیه‏ی کارفرما و سرمایه‏داران دست به اعتراض می‏زند و خواهان حقوق به یغما برده‏اش می‏باشد. از نیروی‏اش استفاده می‏نمایند و حقوق بسیار ناچیزی را برای وی تعیین می‏نمایند و سر آخر از پرداخت آن هم امتناع می‏ورزند. یکی دو مورد نیست؛ هزاران مورد را می‏توان کنار هم ردیف نمود تا به عمق بی‏عدالتی‏هایی که بر سر کارگران ایران روا می‏شود، پی بُرد. حقیقتاً که در ایرانِ زیر حاکمیت رژیم وابسته با امپریالیسم جمهوری اسلامی این روزها، باز پس‏گیری حقوق معوقه به‏خودی خود به‏یکی از مشکلات اساسی کارگران تبدیل گردیده است.

به‏واقع این تنها نبرد و جدال کارگران با حاکمان سرمایه نیست و می‏توان آنرا در اشکال و حوزه‏های متفاوتی نشان داد. کارگران در ایران در تمامی عرصه‏ها در زیر فشاراند و ناتوان از گذران زندگی. اگر به‏خواهیم سیمای واقعی کاری کارگران را در جامعه‏ی‏مان ترسیم نمائیم، در یک کلام می‏توان گفت که چیزی جز بی حقوقی کامل و نا امنی شغلی نمی‏یابیم. در این میان سران حکومت هم به‏عنوان حافظان سرمایه هر زمان که کارگر بر علیه‏ی بی‏عدالتی‏ها و مناسبات موجود دست به اعتراض و تحصن زده است، نیروهای مزدور و سرکوب‏گرش را به‏میدان فرستاده و به ضرب و شتم و دستگیری آنان پرداخته است.

 

حکایتِ زندگی و اوضاع کاری کارگران در ایران، حکایت بسیار دردناکی‏ست؛ برای نان شب‏شان مانده‏اند و به‏موازات آن‏ها گرانی اقلام اولیه‏ی زندگی دارد، بیداد می‏کند و روزانه رو به افزایش است. ۳۰ سال است‏که سردمداران رژیم جمهوری اسلامی در زیر سایه‏ی سر نیزه، زندگی کارگران را به تباهی کامل کشانده‏اند و هر اعتراض و کمپینی را با زور پاسخ داده‏اند. به عادت سران رژیم جمهوری اسلامی تبدیل گشته است. دستگیر می‏کنند و به سیاه‏چال‏های مخوف روانه‏ی‏شان می‏سازنند تا منافع‏ی سرمایه محفوظ به‏ماند. تاریخ مبارزات کارگران ایران مملو از تنش‏های طبقاتی و رو در روی خونین با طبقه‏ی حاکم و ظالمان می‏باشد و هر روزه دارد ابعاد گسترده‏تری به‏خود می‏گیرد. ابعادی که متأسفانه به‏دلیل نا معینی و نار روشنی اهداف و مهمتر از آن به‏دلیل فقدان ارتباط و عدم دخالت‏گری‏های مدافعین سیاسی‏اش، دارد متحمل هزینه‏های کلان می‏گردد.

مسلم است تا مادامی‏که طبقه‏ی کارگر در کشاکش مبارزاتی‏اش علیه سرمایه فاقد آن سازمان لازمه به‏منظور پیش‏برد اهداف‏اش باشد، هرگز قادر نه‏خواهد گردید به خواسته‏ها و مطالبات اولیه‏ی‏اش دست یابد. طبقه‏ی سرمایه‏دار در عمل به‏دلیل در دست داشتن تمامی ابزار قدرت و سرکوب و به‏دلیل ساختار اقتصادی – اجتماعی حاکم بر جامعه‏ی‏مان، سریعاً و علناً هر اعتراضی را با زور و سرکوب پاسخ می‏دهد. رژیم جمهوری اسلامی تا کنون بارها و بارها و به انحای گوناگون به تحصنات کارگری یورش برده و با زبان بریدن و دستگیری سعی نموده است تا بر اعتراضات کارگری غلبه یابد و مسیر مبارزات‏شانرا در جهت دل‏خواه‏ی خود سمت‏و‏سو دهد. جمهوری اسلامی از تمامی ابزارها سود می‏جوید تا زندگی کارگران را به قهقرا کشاند؛ چرا که حیات و تداومی سرمایه مترداف است با استثمار و چپاول کارگران و توده‏های محروم. تحت هیچ شرایطی نظام امپریالیستی حاکم بر جامعه‏ی‏مان از موقعیت و سیاست‏های سرکوب و استثمارگرایانه‏ی خویش پا پس نه‏خواهد کشید و با تصویب صدها لایحه و قوانین ضد کارگری، بر چپاول توده‏های ستم‏دیده پای می‏فشارد.

 

 ریل این جدال و نبردِ بی افق و هزینه‏پرداز باید تغییر یابد تا مبارزات کارگران مسیر بالندگی و شکوفائی را طی نماید. طبیعتاً چرخش بنیادی اوضاع کنونی منوط به تغییر شیوه‏های کاری، سازماندهی و سازمانیابی‏ست. باید تلاش ورزید تا میزان خسران‏ها را کاهش داد و چشم‏اندازهای روشن‏تری را در مقابل طبقه‏ی کارگر قرار داد. درس‏گیری از تجارب بر جای مانده، پشت پا زدن به شیوه‏های غیر کار ساز، مرزبندی عملی با "شخصیت سازان" و هویت نه‏بخشیدن سیاسی – فردیِ به این و آن تحت عنوان "رهبر" جنبش‏های کارگری بنوبه‏ی خود می‏توان زمینه‏های هر چه رادیکالیزه‏تر شدن مبارزات کارگری را فراهم نماید. طبقه‏ی کارگر ایران در عمل دریافته است که علم نمودن بی‏مورد عناصر و فعالین کارگری، نه تنها موقعیت مبارزاتی آنانرا در مقابل کارفرمایان و طبقه‏ی حاکم متغییر نه‏خواهد ساخت بلکه به مسیر پر مخاطره‏ای هدایت خواهد نمود و آنانرا از بازستانی حقوق‏شان به عقب خواهد راند.

بنابراین لازم است تا مازاد بر گرامی‏داشت اوّل ماه، روز جهانی کارگر بر این نکته تاکید گردد که طبقه‏ی کارگر ایران در بستر فعالیت‏ها و مبارزات همگانی و جمعی و با سازماندهی معقول و کارساز است‏که می‏تواند به اهداف خویش نائل آید. قانون مبارزه‏ی طبقه‏ی کارگر در مقابل قوانین ضد کارگری و سیاست‏های سرکوب‏گرایانه‏ی رژیم جمهوری اسلامی حکم می‏کند که تنها با بستر سازی مبارزه‏ی عملی و مقابله‏ای از جانب مدافعین‏اش است‏که طبقه‏ی کارگر مجال خواهد یافت تا مبارزات خویش را در میادین تولیدی – صنعتی علیه‏ی سرمایه‏داران و کارفرمایان غنای هر چه بیش‏تری بخشد. کارگران ایران تنها و تنها در چنین بستر و فضایی‏ست که می‏توانند به آینده و زندگی بهتر امیدوار باشند و از شر جانیان و قداره‏بندان رژیم جمهوری اسلامی خلاصی یابند
 



 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com