به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  مطلب "

April 16, 2008

ما یک تجربه ی زنده هستیم ! دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب


دانشجوی آزاد شده از اوین :  پس از دستگیری گسترده ی تعدادی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، طبیعتاً گمانه زنی ها، تجدید نظر طلبی ها، شوک های ناگهانی، شایعات و ... پیکره ی جنبش دانشجویی ایران را در بر گرفت. شکنجه ی یاران در بند، اعتراف گیری از آنان و ... تا مدتی به جنبش حال انزوا داد و مدتی طول کشید تا دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بتوانند شوک وارد شده را از سر بگذرانند،


نگاهی به خود، دانشگاه و شرایط پیش روی خود بیفکنند، جایگاهشان را بازیابی کنند و به فعالیت دوباره روی بیاورند.در برخی محافل گفته می شد که «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» دستگیر شدند. به نظر من این جمله اشتباه است. حدود 60 تن از دانشجویان فعال و شناخته شده ی جنبش دانشجویی طی حدود دو ماه به تدریج در تهران و شهرستان ها دستگیر شده و اکثر آنان آزاد شده اند، اما این تعداد یقیناً همه ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب نبودند. اگر چنین بود، اعتراضات رادیکال چند شبه با حضور بیش از 1000 دانشجو در کوی دانشگاه تهران، یورش به نیروهای گارد ویژه، اعتراضات گسترده و یقیناً رادیکال تر شده در شهرستان هایی از جمله تبریز، اصفهان، شیراز و ... کار کدام طیف دانشجویی بود؟ تحکیم وحدت؟ دانشجویان لیبرال؟! شکی نیست که تحکیم وحدت شدیداً در تلاش بود تا از انزوای موقتی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به علت شوک وارد شده بر آنان نهایت استفاده را بکند و جایگاه از دست رفته اش را درون جنبش دانشجویی بازیابی کند. اما این اتفاق نیفتاد. بر اساس یک تحلیل تاریخی از طیف بندی جنبش دانشجویی معاصر، می توان به سادگی به این نتیجه رسید که تشکل های دانشجویی به اصطلاح خودشان «چانه زن از بالا» ترجیح می دادند مثل رسانه های حکومتی، اخباری را منتشر کنند که به نفعشان باشد، هر گئنه ارتباط [ناموجود] با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را کتمان کنند و در تجمعاتی حاضر شوند که وزارت اطلاعات و راست ترین نیروهای طیفشان دستوری در مورد عدم حضور در آن تجمعات را به آنان نداده باشد.

همچنین گفته می شد که دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب وابسته به احزاب اپوزسیون معینی هستند و این دلیل بازداشت گسترده ی آنان است. نیک می دانیم که «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» نامی کلی است که طیف بسیار گسترده ای از فعالین چپ و سوسیالیست را در بر می گیرد. فعالینی که به تحزب اعتقاد دارند و فعالینی که ندارند. خیلی از کسانی که دستگیر شدند، اصلاً یکدیگر را نمی شناختند و در زندان با هم آشنا شده بودند. تعدادی از آنان تفکرات خلقی داشتند و .... اما هیچ یک از رفقا وابستگی حزبی به جریانات خارجی از جمله این حزب نداشتند. البته در زندان، از حدود 20 نفر تحت شرایط بسیار بد نسبت به عضویت در یک حزب اعتراف گرفتند، ولی شایعه سازان عزیز باید بدانند که علاوه بر این حزب، دو یا سه سازمان دیگر در خارج از کشور بودند که اطلاعاتی ها سعی داشتند هر یک از رفقا را به نحوی به آن ها پیوند بزنند و برایشان پرونده سازی کنند.

*    *    *

«دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» ظرف کلی دانشجویان آزادیخواه، برابری طلب و سوسیالیستی است که از هر طیف مایلند برای آینده ی ایران و یک دنیای بهتر فعالیت کنند. تمام چیزی که این دانشجویان دارند، علنی بودن آن هاست. یک جریان علنی با هژمونی بسیار قدرتمند در سطح کل کشور و اینک جهان که می تواند توازن قوا را به نفع طبقات زیرین جامعه، طبقه ی کارگر و دانشجویان رادیکال تغییر دهد. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلبی که طی ماه های پیش دستگیر شدند، بدون شک می دانستند که در ایران و آن هم در دولتی که همه ی ارکان آن را سپاهی ها قبضه کرده اند، ممکن است دستگیر شده و حتی مورد بازجویی های شدید قرار بگیرند. این برایشان روشن بود و البته این اتفاق هم [به ضرر جمهوری اسلامی] افتاد. تعدادی از رفقا برای چندمین بار بود که دستگیر می شدند. اما جمهوری اسلامی با این دستگیری ها، موجی از تبلیغات گسترده به نفع دانشجوان چپ به راه انداخت و با آزاد کردن آنان عملاً یک کفه ی ترازو را خالی کرد. چیزی که جمهوری اسلامی نمی دانست، ماهیت واقعی این جریان بود. ابتدا انتلکتوال های جمهوری اسلامی (!) گمان می کردند که با دستگیری تعدادی از این دانشجویان چند روز مانده به مراسم 16 آذر، همه چیز به نفع آنان ختم به خیر می شوند و دانشجویان مدتی کوتاه می آیند. اما این اتفاق نیفتاد. مراسم روز دانشجو در روز 13 آذر 1386 برگزار شد. سپس انتلکتوال ها تصمیم گرفتند که با این رسوایی که به بار آورده اند، بهتر است که کلاً یک بار برای همیشه ریشه ی چپ را در دانشگاه بخشکانند. این تصمیم را با دستگیری تعداد زیادی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پیش گرفتند. اما این بار هم شکست خوردند و به جای ختم شدن قائله، سوسیالیسم از همه جا بیرون زد. این بار نه تنها دانشجویان، بلکه دانش آموزان، زنان و کارگران هم به صف مبارزه پیوستند.

این تجربه، یک بار دیگر لزوم سازماندهی در شرایط سرکوب و بحران را شفاف تر ساخت. این تجربه نشان داد که آمادگی در هنگام بحران و داشتن هسته های متشکلی از نیروهای رادیکال چه تاثیری می تواند بر روند پیشرفت جنبش و به ثمر رسیدن اهداف آن داشته باشد.

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب سبک کار علنی و روشنگرانه ی خود را ادامه خواهند داد. اتفاقات اخیر، جوالدوزی بود به ما و سوزنی بود به جریانات مختلف دانشجویی. ما اینک یک پیکره ی متحد، منسجم و شکست نخوردنی هستیم که در راه اتحاد و سوسیالیسم، گامهای بلند به پیش بر می داریم. پرچم آزادی و برابری را یک بار دیگر، با تجربه ی فراوان و تاکتیک های مسلح به تجربه هایمان به سینه ی مرتجعین خواهیم کوبید.
 

  


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com