به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  خبر "

March 2, 2008

چند خبر و مطلب کارگری


تجمع اعتراضی و اعتصاب ١٥٠٠ کارگر سد گتوند علیا در خوزستان
کارگران در مقابل بی اعتنائی مسئولین درها را شکستند و وارد محوطه دفتر مرکزی شرکت شدند
بنا به گزارشات رسیده به حزب کمونیست کارگری، روز شنبه ٢٠ بهمن بیش از ١٥٠٠ کارگر سد گتوند علیا در اعتراض به توطئه تعطیلی شرکت و نپرداختن دستمزدها، دست به تجمع اعتراضی زده و اعتصاب نامحدودی را آغاز کردند

. شرکت سپاسد از حدود یکماه پیش ابتدا یکساعت از شیفت شب کم کرده و شام کارگران را نیز قطع کرد. بدنبال اعتراض کارگران، شیفت شب را کاملا تعطیل کردند و به شیفت صبح نیز اعلام کردند
که از این پس فقط یک شیفت کاری کافی است و کارگران یک هفته در میان سر کار بیایند و از اول اسفند هم کار بطور کلی تعطیل میشود. اما کارگران تسلیم کارفرما نشده و در تجمع ٢٠ بهمن که از ساعت هفت و نیم صبح تا یک بعدازظهر ادامه داشت، خواهان مذاکره با کارفرما شدند و بدین منظور جلوی در ورودی شرکت آب و نیرو تجمع کردند. اما کارفرما که از قبل در را قفل کرده بود حاضر به باز کردن در نشد و کارگران خشمگین در حالیکه یک صدا فریاد میزدند: معنوی فر بیا بیرون و معیشت، زندگی حق مسلم ماست، در ورودی را شکستند و پنجره اتاق حراست را که به در متصل بود نیز شکستند و وارد محوطه دفترمرکزی شرکت شدند. کارگران همچنین با ایجاد راه بندان خودروهای شرکت و سرویسهای ایاب و ذهاب را متوقف کردند. تعدادی دیگر از کارگران محل تفریحگاه مهندسین و مسئولین شرکت را تحت کنترل گرفتند تا مانع فرار آنها با قایق شوند. اقدام کارفرما برای مرعوب ساختن کارگران از طریق نصب دوربین مدار بسته با بی اعتنائی آنان مواجه شد. بدین ترتیب کارگران کنترل اوضاع را بدست گرفتند و مصممانه به اعتصاب خود ادامه دادند تا اینکه معنوی فر رئیس شرکت آب و نیرو سپاسد تسلیم کارگران شد و پس از یکساعت به میان کارگران آمد و اعلام کرد که در حال تماس با وزارت نیرو است تا برای رسیدگی به مشکل کارگران به شرکت بیایند. بالاخره شمسائی نماینده وزارت نیرو در جمع کارگران حاضر شد و به صحبت در میان کارگران پرداخت. کارگران متوجه حرافی‌های او شدند و همهمه آنها مانع صحبت او شد. یکی از کارگران فریاد زد: حرفهای شما برای ما کرایه خانه نمیشود، پول قبض آب و برق و گاز نمیشود. سایر کارگران نیز شروع به اعتراض به شمسائی کردند و او ناگزیر شد که با خواست کارگران شفاها موافقت کند. اما کارگران اعلام کردند تا عملی نشدن مطالباتشان به اعتصاب و تجمعات اعتراضی خود ادامه خواهند داد.
 
روز ٢١ بهمن ماه کارگران سر کار حاضر شده و به اعتصاب ادامه دادند. مزینی رئیس شرکت مهندسی سپاسد از کارگران خواست به اعتصاب خود پایان دهند و آنان را به آرامش دعوت کرد. وی حاضر نشد وعده‌های شمسائی را تائید کند و اظهار داشت که از اول اسفند کار به مدت نامعلومی تعطیل میشود و امکان دارد از آنها در پروژه‌های دیگر نظیر سد رودبار لرستان دعوت بکار شود. کارگران که متوجه فریبکاری کارفرما و پیمانکار شدند به اعتراض پرداختند که موجب درگیری شده و طی آن  یکی از مهندسین شرکت مصدوم گردید. کارگران با پافشاری بر ادامه اعتراضات خود، در ساعت ١١ شرکت را ترک کردند. کارگران نیمی از دستمزد آذرماه و دوماه دی و بهمن را طلب دارند و خواهان دریافت عیدی و پاداش هستند. کارگران همچنین به تعطیلی کار بشدت معترضند و خواهان ادامه کار شرکت در شیفت های صبح و بعدازظهر هستند.
لازم به ذکر است که سد گتوند علیا دراستان خوزستان ٣٠ کیلومتری شمال غربی شهرستان شوشتر و در ١٢ کیلومتری شهر گتوند واقع شده است. شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران بعنوان کارفرما وشرکت مهندسی مهاب قدس با همکاری شرکت فرانسوی کویینه بلیه بعنوان مشاور و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء­ شرکت مهندسی سپاسد بعنوان پیمانکار از اول مهرماه سال ٨٠ انجام این پروژه را آغاز کرده اند.
بنا به گزارش دیگری كه به حزب کمونیست کارگری رسیده است،، بدنبال این اعتصاب و تجمعات اعتراضی کارگران بطور جمعی تصمیم به ادامه اعتصاب گرفتند. کارگران قرار گذاشتند صبح روز سه شنبه ٢٣ بهمن جلوی درب دژبانی و فرمانداری شهرستان گتوند دست به تجمع اعتراضی بزنند. مسئولین آب و نیرو سپاسد که در جریان تصمیم کارگران قرار گرفته بودند در ساعت ٤ بعداز ظهر روز ٢١ بهمن طی تشکیل جلسه‌ای اضطراری در صدد بر آمدند با فرا خواندن یگان ویژه ضد شورش به حضور در منطقه از گسترش و ادامه اعتصاب این کارگران به سطح شهر و مناطق اطراف جلوگیری بعمل آورند. آنان در این جلسه چاره‌ای جز پذیرش خواستهای کارگران ندیدند و سراسیمه شروع به تماس و پیغام فرستادن به تمام کارگران اعم از کارشناس و مهندسین و کارگر ساده کردند و به این کارگران اعلام کردند که از صبح روز ٢٣ بهمن هر سه شیفت صبح، عصر و شب همه سر کار خود حاضر شوند. در عین حال از سحرگاه روز ٢٣ بهمن ماه نیروهای ضدشورش یگان ویژه مجهز به انواع سلاح و باتومهای برقی در مقابل فرمانداری شهرستان گتوند مستقر شده وبا ایجاد راهبندان تمامی باند مجاور فرمانداری را بستند و سرویسهای کارگران را به عبور از باند مخالف جاده راهنمائی میکردند. این وضع تا دو روز بعد به همین منوال ادامه یافت.
با توجه به قبول خواست کارگران مبنی بر ادامه کار هر سه شیفت و قول مساعد برای پرداخت دستمزد یک ماه و نیم از دو ماه و نیم طلب کارگران و کاهش یکساعت از زمان کار هر شیفت کارگران موقتا و با موفقیت به اعتصاب خود پایان دادند.
بنا به همین گزارش در اقدامی دیگر، شرکت سپاسد روز پنجشنبه ٢۵ بهمن ماه تمامی وانت نیسانهای استیجاری شرکت را که تعدادشان به حدود ٣٠ دستگاه میرسد را از ادامه کار بازداشت. رانندگان نیسانها بهمراه خودروهایشان در اعتراض به این تصمیم سپاسد از ساعت یک تا ساعت ٢ بعدازظهر بمدت یکساعت در محل ابتدای پل کارگاه دست به تجمع اعتراضی زده و با بستن راه مانع از ورود و خروج کلیه ماشینهای شرکت منجمله تعداد زیادی از سرویسهای ایاب و ذهاب کارگران شیفت صبح شدند. کارگران بمنظور حمایت از رانندگان معترض و اعتصابی با بردباری و علیرغم تاخیر در بازگشت از کار تا پایان تجمع رانندگان وانت نیسانها و باز شدن راه در محل اتوبوسرانی جمع شدند.

كارگران نساجی خوی مجددا در مقابل فرمانداری این شهر دست به تجمع اعتراضی زدند
بنابه گزارشات رسیده، كارگران نساجی خوی روز دوشنبه ١۵ بهمن ماه در مقابل فرمانداری خوی دست به تجمع اعتراضی زدند. این كارگران كه ماه هاست بیكار شده و قبلا بارها در اعتراض به بلاتكلیفی خود در مقابل فرمانداری این شهر دست به تجمع اعتراضی زده بودند، بار دیگر در مقابل این ارگان دولتی تجمع كرده و خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند. كارگران برای ساعاتی بلوار مقابل فرمانداری را مسدود كردند كه با دخالت و سركوب نیروهای انتظامی و ضرب و شتم این كارگران به پایان رسید.

تجمع اعتراضی كارگران كارخانه نساجی یزد به ٢٠ ماه نگرفتن حقوق
بنابه اخبار رسیده كارگران كارخانه نساجی درخشان یزد كه سابقه كاری بین ١٩ تا ٢٧ سال دارند، صبح روز ٢٠ بهمن ماه در اعتراض به عدم دریافت حقوق معوقه ٢٠ ماهه خود، در مقابل این كارخانه تجمع اعتراضی برپا كردند. طبق همین خبر مشكلات كارگران سابقه ٣ ساله دارد و مسئولین از آن اطلاع دارند؛ اما تا كنون هیچ قدمی در خصوص رفع مشكلات و مطالبات كارگران برنداشته اند.

اعتصاب كارگران شركت كافن عسلویه
"اتحادیه سراسری كارگران اخراجی و بیكار" با انتشار اطلاعیه‌ای در روز ١٩ بهمن از به سر بردن كارگران شركت كافن در عسلویه در اعتصاب به مدت چهار روز خبر داد. بخشی از كارگران شركت كافن از پیمانكاران پترشیمی مراورید در منطقه عسلویه، در اعتراض به عدم پرداخت ٧ ماه از دستمزدهایشان، از روز ١٦ بهمن ماه دست به اعتصاب زده بودند. كارگران با بستن درب ورودی كارگاه از تردد خودروها، به غیر از آمبولانسها و ماشینهای آتش نشانی، به داخل كارگاه جلوگیری كردند. این اطلاعیه خبر میدهد كه بلافاصله نیروهای سركوبگر رژیم، از جمله اطلاعات رژیم سر میرسند و از كارگران میخواهند كه از اعتصاب دست كشیده و راه تردد ماشینها را باز كنند كه كارگران وقعی به آن ننهاده و تا آخر وقت همچنان راه را بسته نگه داشته و حاضر به پایان دادن به اعتصاب خود نشدند. كارگران در آخر با مذاكره با كارفرما و نیروهای انتظامی رژیم با توافق بر بعضی از مطالبات كارگران فعلا به اعتصاب خود خاتمه داده اند.

كارگران پتروشیمی كاویان در عسلویه دست به اعتصاب زدند
بنابه اخبار رسیده كارگران پتروشیمی كاویان عسلویه به دلیل عدم دریافت ٧ ماه از دستمزدهایشان، از صبح روز ٢٠ بهمن ماه دست به اعتصاب زده و از محل كارشان به طرف خوابگاههای خود در كمپ كرمانشاهان راهپیمائی كردند. بنابه همین خبر نیروهای انتظامی رژیم دخالت كرده و به كارگران اعتصابی اجازه ورد به خوابگاههای دیگر كه در آن زندگی نمی كردند، ندادند. بنا به همین خبر، كمپ كرمانشاهان محل خوابگاه كارگران پتروشیمی هاست كه خوابگاه كارگران اعتصابی شركت كافن نیز، كه در اعتصاب بودند، در همان كمپ است.

قطع گاز ٦٠٠ كارگر دیگر را نیز بیكار كرد
بنابه خبر منتشر شده در روز ٢٠ بهمن ماه، با قطع گاز در واحد تولیدی مجموعه لوله گستر اسفراین در استان خراسان شمالی، این كارخانه دو ماه است كه تولیدی نداشته و تمامی ٦٠٠ كارگر این واحد خانه نشین شده اند. قبلا نیز به اطلاع رساندیم كه چندین هزار كارگر كوره پزخانه های استان تهران و پاكدشت نیز به دلیل قطع گاز از كار بیكار شده اند.

مرگ كارگر دیگری در حین كار
بنا به خبری كه سایت "دسترنج" روز ١٧ بهمن ماه منتشر كرده بود، یكی از كارگران اپراتور جرثقیل، بر اثر سقوط این جرثقیل از ارتفاع ٤٣ متری در شمال شرق تهران، موجب مرگ این كارگر شد.

اعتصاب کارگران سد گاوشان کامیاران گسترش می یابد
کارگران سد گاوشان کامیاران در اعتراض به عدم دریافت دستمزد خود، از اول اسفند اعتصاب خود را مجددا شروع كردند. بدنبال چند روز اعتصاب از روز یکشنبه ٢١ بهمن تا پنجشنبه ٢٥ بهمن، كارفرمایان و مدیران قول دادند تا اول اسفند دو ماه از چهار ماه حقوق معوقه را پرداخت كنند و كارگران كار را شروع كردند. اما روز اول اسفند كارفرما به قول خود عمل نكرد و كارگران بار دیگر اعتصاب خود را مصممانه شروع كردند. اعتصاب توسط ١٥٠ كارگر دو كارگاه هلتوشان و توانكش شرودع شده و خواست كارگران پرداخت فوری حقوق های معوقه به مدت چهارماه، بن و مزایای عقب افتاده، بهداشت محیط كار است.
بیش از ٣٠٠ كارگر سد گاوشان كه مجموعا در پنج كارگاه به كار مشغولند، مشكلات فراوانی دارند كه در حال حاضر مهمترین آنها عدم پرداخت حقوق، سنوات و مزایا و بن ارزاق و خواربار است. كارگران اعتصابی اعلام كرده اند كه پنجشنبه دوم اسفند در مقابل فرمانداری كامیاران دست به تجمع اعتراضی خواهند زد.
كارگران همچنین به دستمزدهای پائین خود كه بین ١٨٣ هزار تا ٣٥٠ هزار تومان است اعتراض دارند و طوماری را علیه این سطح از دستمزد جمع آوری كردند اما وزارت اطلاعات این طومار را از كارگران گرفته است. این طومار تاكنون توسط بیش از ١٥٠ نفر از كارگران كارگاههای توانکش، هلتوشان، شيوانه و گاوشان به امضا رسیده است.
در چندماه گذشته كارگران سد گاوشان بارها دست به اعتصاب زده كه بعضا تا ده روز ادامه داشته است و موفق شده اند حقوق معوقه ماههای تیر تا شهریور را دریافت كنند. كارگران میگویند بتدریج راههای موثر مبارزه را آموخته اند و متحدتر و یكپارچه تر به مبارزه حول خواستهای بحق خود ادامه میدهند. كارگران میگویند اكنون هیچ تهدیدی مانع تداوم مبارزه ما نخواهد بود.
یکی از کارگران درمورد شرایط سخت کار در داخل تونلها می گوید: هیچگونه حقوق و مزایایی بابت سختی کار به كارگران تعلق نمی گیرد و به هیچ درجه ای به بهداشت محل كار اهمیتی داده نمیشود. او می گوید كار در داخل تونلها با شرایط سخت و طاقت فرسا و رطوبت و سرما و در ساعات طولانی قابل قیاس با هیچ شرایط کار و جای دیگری نیست .طبق قانون باید کارهای سخت مانند کار در معادن و کار با ماشین آلات و وسایلی که از لحاظ روانی و جسمی برای کارگران زیان آور است به ۶ ساعت در روز کاهش یابد اما با این وجود ما با همین شرایط سخت و ساعت طولانی و رطوبت نیز به کار مشغولیم و معمولا چندین ماه تحت همین شرایط هیچ دستمزدی دریافت نمی کنیم . به این مشكلات باید موارد دیگری از قبیل ندادن نهار و یا شام ، حساب نکردن ساعت نهار جزء ساعات کار و  نبودن هیچگونه امکانات و سرویسهای بهداشتی و توالت در محیطهای کار، خصوصا داخل تونلها را نام برد. كارگران مجبورند نهار را همانجا در محیطی پراز بو و کثافت و حتی در حالت سر پا صرف كنند. در پاسخ به این سئوال که مگر مامورین بهداشت برای کنترل بهداشت محیط کار و دیگر مسایل بهداشتی سرکشی نمی کنند این كارگر میگوید: اولا مامورین بهداشت هیچگاه برا ی کنترل بهداشت محیط کار هیچ کاری نکرده و حتی زحمت بازدید از قسمتهای مختلف کارگاه و تونلها را به خود نمی دهند، و ثانیا در موارد ی همچون آب آشامیدنی كه به تشخیص مامورین بهداشت، صد در صد آلوده بوده و علیرغم نصب بر چسب و اعلا م آلوده بودن آن، هیچ اقدامی برا ی آوردن آب مصرفی نشده و کارگران به ناچار از همان آب آلوده مصرف می کنند.
کارگر دیگری میگوید که با ۱۰ سال سابقه کار در شرکت، من و همه کارگران این شرکت بصورت قرارداد موقت یكماهه مشغول بکار هستیم و در پایان هر ماه اگر آقایان مدیران و کارفرمایان پیمانکار از ما راضی باشند قرارداد دوباره تمدید خواهد شد و در صورت هرگونه اعتراض و نافرمانی تمدید نمی شود و هیچگونه مزایایی از قبیل سنوات، پاداش، عیدی و شرایط ویژه و حق شیفت به ما تعلق نمی گیرد .حتی در طول ۱۰ سال که من در این شرکت مشغول به کارم برای یک بار هم نماینده اداره کار را که در ظاهر مدافع حقوق ما کارگران می باشد ندیده ام چه رسد به اینکه از طریق شکایت به این اداره به حقوق خود برسیم . او می گوید در برابر درخواست حتی یک روز مرخصی برای مداوای کودکم و مراجعه به پزشک گفته می شود، مشکلات شخصی شما هیچ ربطی به ما ندارد .

اعتصاب كارگران شركت گلوكز اشنویه
بنابه گزارشات رسیده، كارگران شركت گلوكز در شهرستان اشنویه كه ٦ ماه حقوق و دستمزدی دریافت نكرده اند، صبح روز ٢٠ بهمن ماه دست به اعتصاب زده و خواهان پرداخت مطالبات خود شدند.

تجمع اعتراضی كارگران روكش چوبی قزوین
بنابه گزارشات رسیده، كارگران كارخانه روكش قزوین كه ٦ ماه است حقوقی دریافت نكرده اند، با ارسال نامه ای اعتراض آمیز به استانداری قزوین، خواهان رفع مشكلات خود شدند. سایت "دسترنج" خبر داد كه این كارگران روز ٢٢ بهمن ماه در محل ساختمان خانه كارگر، یك نهاد دولتی است، دست به تجمع اعتراضی زده و خواهان دریفت حقوق معوقه و از سر گرفتن خط تولید كارخانه شدند.

عطا باباخانی به بازپرسی شعبه ١ ویژه امنیت احضار شد
سندیكای شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، روز ٢١ بهمن ماه با انتشار اطلاعیه ای، از احضار یكی دیگر از اعضای خود، عطا باباخانی، راننده منطقه شش شركت واحد و بازرس سندیكای كارگران شركت واحد، خبر داد. عطا باباخانی طی احضاریه ای كتبی كه به دستش رسیده است، باید تا تاریخ ٢٣ بهمن ماه خود را به بازپرسی شعبه ١ ویژه امنیت معرفی كند.

جمهوری اسلامی صدیق امجدی فعال اول مه سنندج را شلاق زد
"اتحادیه سراسری كارگران اخراجی و بیكار" (http://www.ettehade.net) روز ٢٧ بهمن ماه طی اطلاعیه ای از جریمه و شلاق خوردن صدیق امجدی، یكی از كارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه ١٣٨٥ در سنندج خبر داد. صبح روز ٢٧ بهمن ماه صدیق امجدی جهت اطلاع از حكمی كه به خانواده اش داده بودند به دادگاه شعبه دوم اجرای احكام در سنندج مراجعه می كند كه به محض مراجعه به دستور قاضی شعبه احكام وی را بازداشت كرده و همانجا ١٠ ضربه شلاق به او می زنند و همسر وی را مجبور به پرداخت مبلغ ٦۵ هزار تومان جریمه می كنند. صدیق امجدی در جریان برگزاری مراسم سال گذشته اول ماه مه سنندج دستگیر شده بود و ٩ روز را نیز در زندان به سر برده بود.

اعتصاب كارگران نساجی پاكریس سمنان
بنابه اخبار منتشر شده در روز ٢٤ بهمن ماه، كارگران نساجی پاركریس سمنان، یك هفته است كه در اعتصاب به سر می برند. این كارگران دلیل اعتصاب خود را پرداخت نشدن مطالبات خود كه شامل ٨ ماه حقوق پرداخت نشده و بن كارگری سالهای ٨٤ تا ٨٦ و بخشی از عیدی و پاداشت سال گذشته است، عنوان كرده اند. روز ٢٣ بهمن ماه یكی از مدیران این كارخانه با حضور در جمع كارگران اعتصابی، از آنها خواست تا به اعتصاب خود پایان داده و بر سر كار خود برگردند. او همچنین وعده داد كه اگر كارگران همین امروز به سر كار خود برگردند، تا پایان سال یك ماه حقوق آنها را پرداخت خواهد كرد؛ اما كارگران مصمم بودند كه اعتصاب خود را برای پرداخت فقط یك ماه حقوق پرداخت نشده و چشم پوشی از دیگر مطالبات خود، پایان ندهند. مدیریت این كارخانه تهدید كرده است كه اعتصاب غیرقانونی است كه می تواند برای كارگران زیانبار باشد.

تجمع اعتراضی كارگران سراب بافت در مقابل مجلس
بنابه اخبار رسیده، كارگران كارخانه سراب بافت روز ٢٣ بهمن ماه در اعتراض به عدم دریافت ١٧ ماه دستمزد، در برابر مجلس اسلامی دست به تجمع اعتراضی زدند. این كارگران كه خود را نمایندگان همه ۵٠٠ كارگر این كارخانه معرفی كردند، خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند و اظهار مدیریت مبنی بر ورشكستگی كارخانه را دروغ خواندند. بنابه خبر دیگری كه روز ٢٩ بهمن ماه منتشر گردیده بود، این كارگران برای دومین بار در طول هفته در مقابل مجلس دست به تجمع زده و بر رسیدگی به مطالبات خود پافشاری كردند.

٨٠٠ كارگر كارخانه كمیاك قروه كار خود را از دست دادند
بنابه خبری كه اقبال رضائی، یكی از فعالین كارگری در كردستان در اختیار مطبوعات قرار داده است، كارخانه تولیدی گونی بافی كمیاك تعطیل شده و ٨٠٠ تن از كارگران این كارخانه شغل خود را از دست داده اند. او گفته است كه وضعیت واحدهای دیگر تولیدی در استان كردستان نیز بحرانی است و در صورت عدم رسیدگی دولت، آنها نیز به تعطیلی كشیده خواهند شد.

كارگران كارخانه كارا صنعت امین كردستان بیكار شدند
بنابه خبری كه اقبال رضایی در كردستان روز ٢٧ بهمن ماه در اختیار خبرگزاری ها قرار داده است، كارخانه كارا صنعت امین كردستان، كه ظروف یكبار مصرف تولید می كرد، بدلیل عدم تهیه مواد اولیه تعطیل شد و كلیه كارگران آن شغل خود را از دست دادند.

بیكارسازی هزاران كارگر بر اثر تعطیلی كارخانه قند قهستان
بنابه اخبار رسیده، هزاران تن از كارگران و كشاورزان شهر اسدیه خراسان با تعطیلی كارخانه قند قهستان بیكار شده اند. كارگران در این خصوص گفته اند كه دستمزدهای ٢۵٠ تن از كارگران بیش از ٤ ماه است كه پرداخت نشده است.

اعتصاب كارگران سد گاوشان كامیاران همچنان ادامه دارد
همچنانكه در اطلاعیه مطبوعاتی روز ٢٣ بهمن ماه به اطلاع رساندیم، كارگران سد گاوشان كامیاران روز ٢١ بهمن ماه در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهایشان توسط كارفرما به مدت ٤ ماه، دست به اعتصاب زده بودند و خواهان پرداخت فوری دستمزدهای معوقه خود شده بودند. بنابه خبر دیگری كه در روز ٢۵ بهمن ماه منتشر گردیده بود، این كارگران همچنان در اعتصاب بوده و بر خواست پرداخت دستمزدهای پرداخت نشده خود اصرار داشتند. كارفرما در جواب كارگران اعلام كرده است كه توان پرداخت دستمزدهای پرداخت نشده كارگران را ندارد.

اخراج كارگران برای شركت در اعتراضات كارگری
بنابه خبری كه روز ٢٦ بهمن ماه از شهرستان مرودشت منتشر گردیده بود، اداره كار این شهرستان برای ٤٠ كارگر قراردادی كارخانه آزمایش، به دلیل شركت در اعتصاب ١٠ روزه این شركت حكم اخراج صادر كرده است. این كارگران از طرف كارفرما بعنوان خاطی معرفی شده بودند و در جلسه هیأت تشخیص اختلافات اداره كار مرودشت نیز به دلیل شركت در اعتصاب و ترك كار خود مجرم شناخته شده و رأی بر علیه آنها صادر شده بود. این كارگران همراه با ٤٠٠ تن دیگر از كارگران كارخانه مزبور، در اعتراض به عدم بازنگری در طرح طبقه بندی مشاغل و نیز عدم امنیت شغلی خود در پائیز امسال دست به اعتراض زده بودند. لازم به یادآوری است كه آن اعتصاب با تعهد كارفرما به بر آورده كردن خواسته های كارگران پایان یافته بود.

راهپیمایی و تجمع كارگران كارخانه پوشینه بافت
بنابه اخبار رسیده، كارگران كارخانه پوشینه بافت قزوین روز ٢٧ بهمن ماه در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات خود، در مقابل فرمانداری شهرستان البرز تجمع كردند. این كارگران از محل كارخانه به سوی فرمانداری البرز راهپیمایی كرده و با تجمع در مقابل این فرمانداری، خواهان رسیدگی به مطالبات خود كه شامل ٤ ماه حقوق پرداخت نشده در سال جاری و مزایای ٣ سال گذشته است، شدند. این كارگران روز ٢٨ بهمن ماه نیز، برای دومین روز متوالی دست به اعتراض زده و این بار به سوی اداره كل صنایع و معادن این استان راهپیمائی كرده و خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند و همچنین بی توجهی مسئولین به مشكلاتشان را مورد اعتراض قرار دادند.

تجمع اعتراضی كارگران شركت زلال موج همدان
بنابه خبری كه روز ٢٧ بهمن ماه منتشر گردیده بود، دهها تن از كارگران شركت زلال موج همدان طی روزهای گذشته در مقابل شركت شهركهای صنعتی همدان دست به تجمع اعتراضی زده و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند. این كارگران ۵ ماه حقوق و مزایای خود را دریافت نكرده اند.

عقب نشینی دولت در مقابل اعتراض كارگران كارخانه روزنوش كرمانشاه
بنا به خبری كه روز ٢٨ بهمن ماه منتشر گردیده بود، در پی تجمع اعتراضی كارگران كارخانه نوشابه سازی روزنوش كرمانشاه در مقابل استانداری كرمانشاه، مدیر كار استان كرمانشاه و استاندار دستور پرداخت تمامی حقوق معوقه كارگران را كه چهار ماه حقوق معوقه می باشد، صادر كردند.

تجمع اعتراضی كارگران كارخانه صندوق نسوز خرم به دستمزدهای پرداخت نشده
بنابه اخبار منتشر شده در روز ٢٨ بهمن ماه، كارگران كارخانه صندوق نسوز خرم استان تهران، در اعتراض به عدم دریافت ١٧ ماه حقوق و مزایای سال ٨٦، در مقابل این كارخانه دست به تجمع زده و خواستار پرداخت مطالبات خود و رسیدگی به مشكلات خود شدند. مسئولین این كارخانه چندی پیش این كارخانه را تعطیل كرده و حقوق و مزایای كارگران را پرداخت نكردند.

تعطیلی كارخانه ریخته گری كردستان و بیكاری كارگران آن
طبق خبری كه روز ٢٨ بهمن ماه منتشر گردیده بود، به دنبال تعطیلی كارخانه ریخته گری ١٦٢ كردستان، تمامی كارگران این واحد بیكار شدند. كارگران در اعتراض به تعطیلی این كارخانه به مراجع دولتی شكایت كرده اند و دادگاه نیز حكم به توقیف اموال این كارخانه داده است، اما این حكم هنوز به اجرا در نیامده است.

تجمع اعتراضی كارگران مركوپال اصفهان مقابل مجلس اسلامی
كارگران شركت مركوپال اصفهان، صبح روز اول اسفند ماه در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق خود در مقابل مجلس اسلامی تجمع كردند. این كارگران گفته اند ٢٠ ماه است حقوق و مزایائی دریافت نكرده اند و با تجمع در مقابل مجلس اسلامی، خواستار رسیدگی مقامات دولتی به مشكلات خود شدند. این كارگران همچنین گفتند كه سال گذشته نیز ٤٤ ماه حقوق دریافت نكرده بودند.
داوود رفاهی
سه اعتصاب كارگري در بحرين
١- روز چهارم فوریه، تعداد ٧۵٠ تن از كارگران ساختمان سازی الموید (Al Moayyed Contracting Company) با خواست افزایش دستمزد از ٦٠ دینار (١٦٠ دلار) در ماه به ٨۵ دینار (٢٢۵ دلار) دست به اعتصاب زدند. اعتصاب این كارگران بعد از دو روز با موفقیت پایان یافت و كارگران دستمزدی معادل ٨٠ دینار در ماه و دریافت حقوق دو روز اعتصاب را به كارفریان تحمیل كردند.

٢- اعتصاب گسترده ١٣٠٠ كارگر یك شركت ساختمانی دیگر بنام GP Zacharides Company از روز ٩ فوریه آغاز شد. این كارگران با خواست مشابه افزایش دستمزد، دریافت آب گرم، امكانات درمانی بهتر و مطالبات دیگری دست از كار كشیدند و اعتصابشان همچنان ادامه دارد. این كارگران مهاجر كه از كشورهای هند، پاكستان، بنگلادش، نپال و سریلانكا هستند، با كمترین دستمزد و در بدترین شرایط در كمپهای كارگران زندگی میكنند. این كارگران مصمم هستند تا دستیابی به مطالباتشان به اعتصاب خود ادامه دهند. كارگران روز یكشنبه ١٠ فوریه تصمیم داشتند مسیر ٣٠ كیلومتری از كمپهایشان بسمت وزارت كار بحرین راهپیمایی كنند و آنجا دست به تحصن بزنند، ولی مدیریت به محض اطلاع از این موضوع، درهای كمپها را قفل زده و مانع حركت آنها شدند. مدیریت به كارگران میگوید نماینده وزارت كار دارد میآید و لزومی ندارد كه شما به آنجا بروید.
چندی بعد كسی كه خود را نماینده وزارت كار معرفی میكند به میان كارگران رفته و میگوید مطالباتتان را مكتوب در اختیار من بگذارید و ٤ نماینده انتخاب بكنید تا با من به وزارت كار رفته و برای رفع مشكلاتتان صحبت كنیم. یكی از نمایندگان میگوید ما ٤ نماینده نداریم كه بفرستیم اما ٤ اتوبوس پر برای مذاكره میآئیم. ما به شما اعتماد نداریم و نمیدانیم كه اگر ٤ نماینده بفرستیم اصلا آنها به میان ما بر خواهند گشت یا نه. تجربه به ما میگوید كه فقط به خودمان اعتماد داشته باشیم. وی همچنین میگوید ما از بازگشتن به كشورهایمان هراسی نداریم، ولی اگر قرار از رفتن باشد ما همگی با هم میرویم. شركت بدون حضور ما چگونه میخواهد صاحب سود بشود!؟ مایی كه همانند برده با ما رفتار میشود. او میگوید ما فقط ۵٧ دینار در ماه دریافت میكنیم، در حالیكه شركتها به همت كار ما صاحب ثروتهای كلان میشوند. مسئول روابط عمومی وزارت كار بحرین، صباح الدوسری روز دوشنبه گفت كه این موضوع خیلی مهم است و ما سعی می كنیم با نمایندگان كارگران و سفارت هند به بهترین شیوه و در اسرع وقت حل بكنیم.
٣- اعتصاب ٢۵٠ كارگر از شركت ساختمان سازی Mohsin Haji Ali Group روز دوشنبه ١١ فوریه صورت گرفت. این كارگران نیز برای افزایش دستمزد و بهبود شرایط كار و زندگی دست از كار كشیدند. روز ١٢ فوریه كارگران با قول اینكه تا پنجشنبه به خواستشان رسیدگی شود به سر كارشان برگشتند، ولی تهدید كردند چنانچه كارفرما قولش را عملی نكند از پنجشنبه ١٤ فوریه اعتصابشان را از سر خواهند گرفت. در ضمن ٣ تن از كارگران كه روز اول اعتصاب توسط پلیس بازداشت شده بودند نیز آزاد شدند.
٤- چهارمین حركت اعلام اعتصاب بیش از ٩۵٠ تن از كارگران یك شركت ساختمان سازی دیگر بنام Habib Ali Awachi & Sons Group بود كه قرار بود از روز سه شنبه ١٢ فوریه شروع شود كه با پیشدستی كارفرمایان برای رسیدگی به خواست آنها موقتا از این اعتصاب جلوگیری شد. این كارگران میگویند با حداقل حقوق كار میكنند و روزانه مجبور به ١٢ تا ١٨ ساعت كار هستند، بدون اینكه اضافه حقوقی دریافت كنند. كارگران اعلام كرده اند كه در صورتیكه مدیریت به مطالباتشان رسیدگی نكند تهدید به اعتصابشان را عملی خواهند كرد.
لازم به ذكر است كه فدراسیون عمومی اتحادیه‌های كارگری بحرین نیز از خواست كارگران برای افزایش دستمزد و بهبود شرایط كار و زندگی آنها حمایت كرده است. جعفر خلیل، رئیس هیأت مدیره این فدارسیون در مصاحبه‌ای با روزنامه Gulf Daily News گفته است: این حق پایه‌ای هر كارگر است كه اگر كارفرما یا دولت به خواستش توجه نكرد، دست به اعتصاب بزند. این موضوع كه این كارگران بحرینی یا غیربحرینی هستند اصلا حائز اهمیت نیست. اینها انسان هستند و انسانها حق دارند برای دستمزد بالاتر و شرایط بهتر كار و زندگی دست به اعتراض بزنند.
١٢ فوریه ٢٠٠٨
***
كارگران دست از كار كشیدند، یونان فلج شد
روز سه شنبه ١٣ فوریه، هزاران تن از كارگران در یونان دست از كار كشیدند و در خیابانهای آتن و چندین شهر دیگر دست به تظاهرات زدند. اعتصاب باعث تعطیلی كامل سرویس خدمات عمومی، مدارس و بیمارستانها شد. فرودگاهها و بنادر به حالت تعطیل در آمدند. از رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها خبری منتشر نشد. كارگران ساختمانی، پزشكان و حقوقدانان نیز به اعتصاب كنندگان پیوستند.
این اعتصاب به دعوت دو اتحادیه اصلی در یونان فراخوانده شد تا به تصمیم دولت برای تغییر در قوانین بازنشستگی اعتراض كنند. كارگران میگویند دولت در نظر دارد حقوق بازنشستگی را كاهش و سن بازنشستگی را افزایش دهد. در حالیكه هزاران نفر با بنرهای "دستها از حقوق بازنشستگی ما كوتاه" و "آینده از آن كارگران است" در دست در هوای سرد راهپیمایی میكردند، هلیكوپترهای پلیس بالای سر آنها در چرخش بودند. یكی از كارگران شركت كننده در تظاهرات گفته است: "آینده ما برای این دولت هیچ اهمیتی ندارد، اینها فقط به سرمایه‌داران بزرگ اهمیت میدهند." Yiannis Panagopoulos، یكی از رهبران اتحادیه‌ها گفته است: "این اعتراض وسیع، پیغام محكمی به دولت است كه آنها نمیتوانند دست به تغییراتی در قوانین بزنند كه حقوق ما كارگران را دور بزند."
١٤ فوریه ٢٠٠٨
***
بیش از ۵٠٠٠ كارگر در ویتنام دست به اعتصاب زدند
بیش از ۵٠٠٠ كارگر یك شركت ژاپنی در شهر های فونگ Hai Phong كه در ١٠٠ كیلومتری جنوب غربی هانوی واقع شده است، دست به اعتصاب زدند. كارگران شركت Yazaki Hai Phong Vietnam Co. كه تولید كننده سیمهای الكتریكی وسائط نقلیه است، روز چهارشنبه ١٣ فوریه با خواست افزایش دستمزد و كاهش ساعات كار، دست از كار كشیدند. این كارگران گفته‌اند مقدار دستمزد آنها بحدی ناچیز است كه زندگی با آن غیرممكن است. تعداد زیادی از این كارگران دو شیفت در روز كار میكنند. كارگران میگویند دستمزد آنها فقط ١.٢ میلیون دونگ Dong یا ٧۵ دلار آمریكا است كه ظاهرا بالاترین میزان دستمزد در آن شهر صنعتی بحساب میآید.
در سالهای اخیر اعتصاب به امر روزمره كارگران در ویتنام تبدیل شده است. اتحادیه‌های كارگری گفته‌اند در سال ٢٠٠٧ تعداد ۵٤١ اعتصاب كارگری به وقوع پیوسته‌اند كه بیش از ٣۵٠ هزار كارگر در آن شركت داشته‌اند. بخش عمده این اعتصابات در مؤسسات با سرمایه‌های غیر ویتنامی بوده است.
اتحادیه‌های كارگری در ویتنام معمولا بجای نمایندگی كارگران برای دستیابی به مطالباتشان نقش میانجی بین كارگران و كارفرمایان برای خاتمه دادن به اعتراضات كارگران را بعهده دارند.
١٧ فوریه ٢٠٠٨

نگاهي به کار و زندگي کارگران پروژه اي عمراني
فرخ فرهمند ـ ایران
گرماي ظهر يک روز تابستان آنقدر هوا گرم و مرطوب بود که انگار همه را گرفته‌اي زير دوش. همينجوري عرق داشت از سر و روي اصغر ميريخت که به زور از فاصله سي چهل متري توانست قيافه حسين را تشخيص بدهد که داشت به طرف آنها مي‌آمد. داد زد "بچه‌ها حسين هم آمد" بعد چند لحظه  به هم رسيدند و دست در دست روي همديگر را بوسيدند. اصغر آذري بود و کارش نجاري بود و حسين هم کرد بود کار قالب‌بندي ميکرد. همانطور که داشتند راه ميرفتند اصغر جمعه را که داشت در آن گرماي نيم روز عسلويه کلنک مي زد به حسين نشان داد و حسين به طرف جمعه رفت با شوخي داد زد "تو که هنوز زنده‌اي از افغانستان چه خبر؟" حسين هر کسي را که ميديد آشنا بود و شرايط کاري همه را چنان به هم نزديک کرده بوده که اصلا برايشان مطرح نبود كه كي كجايي است. چند پروژه را با هم تمام کرده اند و بيشتر خود را بنام کارگران پروژه‌اي ميشناسانند تا کجايي بودن.

امروز هر يقه سفيد يا صاحب کاري براي ساختن و آباد کردن جايي کلنگي بر زمين بزند. فردا جمعيتي از افراد هم تيپ اصغر و حسين و جمعه جمع ميشوند تا آنجا را آباد سازند از ساختن يک خانه تا درست کردن اتوبانها يا پالايشگاه‌ها و سدها يا هر کار عمراني ديگر. در دور افتاده ترين نقاط آدمهايي با تحصصهاي گوناگون از کارگر ساده بگير تا مهندس و تکنسين که کار کردن در شرايط سخت، بي حقوقي، دوري از خانواده و حتي دور از شهر و شهرنشيني وجه مشترک همه آنهاست. با شروع هر پروژه‌اي با شوق و اميد آينکه کاري پيدا شده و با دستهاي خلاقشان دورترين و گرمترين و سردترين مناطق را رام نيروي کار ثمربخش انسان‌يشان خواهد شد. کارگاه‌ها و کمپهاي کارگري ايجاد ميشود و با تمام شدن هر پروژه اي با ياس و ناميدي و انتظار فصلي ديگر از بيکاري‌اي کمپها بر چيده ميشود.

کار کردن در اين پروژها هميشه سخت و طاقت فرساست. اگر توجه کنيم که اين پروژها بيشتر در نقاط دور دست و دور از شهر و شهرنشيني اجرا ميشوند. و اين شرايط كار را سخت تر ميكند. دسترسي اي به چيز بدرد بخوري وجود ندارد. مثلا کار کردن در يک روز زمستان در دامنه کوههاي البرز يا کار کردن در گرماي طاقت فرساي تابستان عسلويه با رطوبت صد درصد را مجسم کنيد. حال، به اين شرايط سخت طبيعي، ساعت کار طولاني، بي امکاناتي، بي حقوقي، و عدم امنيت شغلي و ساير مصايب بشري را اضافه کنيد. ديگر شاق بودن کار در اين پروژه ها را فقط آنهايي متوانند درک کنند که تمام عمر کاري خود را در اين کارگاهها بوده‌اند. لشکري از خانه بدوشان که هر ويرانه اي را آباد ميکند ولي خود هميشه در ويراني بسر ميبرد. من سعي ميکنم با توجه به تجربه و مشاهدات خود در اين نوشته تصويري واقعي از زندگي جمعيت زيادي که بطور مستقيم يا غير مستقيم درگير کار کردن در اين پروژه ها هستد ارايه دهم.

بافت جمعيت
افرادي با مليتهاي مختلف با فرهنگها و گويشهاي گوناگون، بومي غيربومي خارجي با تخصصهاي متنوع در این کارگاه ها مشغول به کار میباشند که در جمعهای فامیلی و همشهری و هم زبان بودن شکل میگیرد که شرايط کاري همه آنها را در کنار هم گرد آورده و همسرنوشت کرده و با همديگر رفيق و يار ساخته است.

دستمزدها
يکي از بزرگترين معضلاتي که گريبان اين جمعيت زياد را ميگيرد مسئله دستمزدها ميباشد. يکي از مسئولين چند سال قبل گفته بود که در نقاطي مانند عسلويه دستمزدها توافقي ميباشد و با الگوي کشورهاي اروپايي اعمال ميشود. تا آنجا که به حرف اين مسئول بر ميگرده و اگر منظور ايشان از اروپا  امثال خانم تاچر آن دوران و ايده هاي مرتجع نوليبرالیسم حاضر باشد که هر روز اگر تهاجمي به معشيت کارگران نکند خوابش نميگيرد منهم قبول دارم. ولي واقعیت چیزی دیگر است. این دستمزدها نه تنها توافقي نيست بلکه يک جانبه و تحميلي ميباشد. و کفاف حتي حداقل زندگي راهم نميدهد. تازه همین دستمزدهای ناچيز هم هر روز به بهانه اي مورد تهاجم قرار گرفته و از سر و ته‌اش میزنند، ماه تا ماه نميدهند، و با توجه به گراني سرسام آور موجود، هر روز اين جمعيت فقير و فقيرتر ميشود. دستمزدها نه بر اساس ساعت کار روزانه بلکه بر اساس تعداد روز در ماه تعيين ميشود. که در بهترين حالت به ازاي سه هفته کار و يک هفته استراحت براي آنهايي که داراي تخصصي ميباشند پرداخت ميشود. در حاليکه کارگران ساده هميشه حقوق رسمي اعلام شده مثل چماقي بالاي سرشان بوده و در هر شرايط بايد به اين دستمزد تن در دهند. اين افراد در تمام اين سه هفته چون در خوابگاهها و نزديک محل کار بسر ميبرند يا سر کارند و يا در انتظار به سر کار رفتن. از ٨ ساعت کار در روز و تعطیلی آخر هفته و اينها اصلا خبری نیست. يعني همشه در خدمت صاحب کار خود ميباشند. ولي در کارت برگهاي حقوق ساعت کاري آنها بر اساس ١٠ ساعت کار روزانه و نه ٨ ساعت در روز محاسبه ميشود. يعني حقوق روزانه است و روز هم ١٠ ساعت است. کارگري که ٢٣ روز در کارگاه ميماند يعني ٥٥٠ ساعت در اختيار صاحب کار خود ميباشد در حالي که در بهترين شرايط حقوق ٢٣٠ ساعت کار را دريافت ميکند. و دیگر مزایا مانند حق مسکن و حق اولاد. حق ایاب و ذهاب، و غیره اصلا پرداخت نمیشود. مبلغی بابت اضافه کاری به ندرت به کارگر پرداخت میشود.

نحوه پرداخت دستمزدها
اگر در جمع اين کارگران حضور پيدا کنيد متوجه ميشويد كه اولين سوال آنها از همديگر اين است كه "حقوق چه ماهي را گرفته اي"! تازه متوجه ميشويم که اين حقوقهاي به اصطلاح توافقي بطور متوسط با چهار يا پنج ماه تعويق پرداخت ميشود. در نطر بگيريم کارگري حقوق آبان ماه خود را در اسفند بگيرد! با در نظرگرفتن تورم و گراني هر روزه، اين حقيقت روشن مي شود. که حقوق آبان ماه را اگر در اسفند بگيريم، ارزش آن به نصف تقليل يافته است. ديگر پي بردن به عمق فاحعه اي که هر روز زندگي کارگران را تهديد ميکند احتياجي به توضييح ندارد. و به اين نتيجه ميرسيم اين دستمزدها نه تنها توافقي نيست بلکه تهاجمي است هر روزه به سفره اين کارگران و خانواده‌هايشان. و متحجرانه ترين ايده‌هاي نوليبراليستي به روابط کاری کارگران و صاحب کاران حاکم بوده و بهر بهانه‌ای از حقوق وامتیازات معمول در قانون کار موحود نیز میکاهند. و نتیجه آن چیزی جز فقر و فلاکت هر روزه برای اکثریت کارگر و انباشت کوهی از ثروت برای اقلیت کارفرما نبوده است. در نبود تشکلهایی که در برابر این تهاجم هر روزه از حقوق کارگران دفاع کنند. متاسفانه کارگران وادار به عقب نشینی هر روزه از حقوق خود ميشوند.
 
دوم. اين گفته که، دستمزدها توافقي ميباشد، اين سوال را پيش ميکشد که آيا عده‌اي صاحب کار پنهان از چشم قانون و مسولين دارند در اين کارگاه‌ها خودسرانه عمل میکنند؟ در جواب بايد به اين مسئله توجه کرد که قبل از انجام و عملي شدن هر پروژه‌اي سازمانهاي مسئول پس از برآورد و تعيين بودجه کارشناسي شده جهت اجراي طرحهاي عمراني براي تعيين پيمانکاري که مجري طرح شود البته، با مبلغ کمتر. اقدام به راه انداختن مناقصه مينمايند. امروزه رقابت در ميان اين شرکتها آنقدر زياد شده که با درصدهايي پايينتر از قيمت کارشناسي شده داوطلب انجام اين پروژها ميشوند. حال با توجه به قيمت ابزارآلات و مصالح که هر روز گرانتر از روز قبل است به اين نتيجه ميرسيم که اين شرکتها تنها به نيروي کار ارزان کارگران چشم دوخته اند. و منبع سود و منفعت اين شرکتها نيروي کار ارزان کارگران ميباشد و بس. و قطعا بيش از هر کسي ديگري مسئولين به اين امر واقفند.

قرارداد
عمر متوسط انجام بيشتر اين پروژهها در اغلب مواقع کمتر از پنج سال نميباشد. با اين حال در اين کارگاهها با توجه به اينکه، افراد به صورت انفرادي براي استخدام مراجعه ميکنند. يا اصلا قراردادي بسته نميشود و يا به صورت يک ماهه سه ماه (٨٩ روزه) و در نهايت يک ساله ميباشد. که با توجه به اقدامات جديد در تغييرات قانون کار ديگر دورنماي تاريک روابط کاري به وضوح، قابل پبش بيني است. در اين کارگاهها در زمان اسخدام تنها پرسشنامه‌هاي استخدامي است که در بين کارگر و کارفرما رد و بدل ميشود. که اتفاقا در همه جا شبيه به هم ميباشد. و هیچ الزام قانونی در آن پرسشنامه‌ها به چشم نمیخورد. فقط زماني که کارفرما، بخواهد اعمال خود را در بي حقوق کردن کارگران، به رنگ و بوي قانوني جلا بدهد آن وقت است که کارگران را يکي يکي فراخوانده و آنها را مجبور ميکند که قراردادهاي يک ماهه و ٨٩ روزه را امضا کنند تا به آسانی بتواند آنها را بدون پرداخت حق و حقوقشان مانند حق سنوات و پاداش هر زمان که خواست بیکار کند.

زندگي در کار گاه و خانواده
کارگران بيشتر عمر خود را در کمپها و خوابگاههايي که در نزديکي محل کار ساخته ميشود به سر ميبرند. در خوابگاهي ميخوابند که هميشه خدا بيش از ظرفيتش پر است. بدون امکانات بهداشتي و رفاهي. آنقدر زندگي در اين خوابگاهها سخت و غير قابل تحمل ميشود که کارگران کار کردن را  به استراحت در  اين خوابگاهها ترجييح ميدهند. در نبود تفريحات لازم و سالم از جمله امکانات ورزشی براي کارگران که دور از خانواده و شهر و شهرنشيني عمر را ميگذرانند، بيش از هر چيزي ديگر سر و کله فروشندگان کوچک و بزرگ مواد مخدر دراين مراکز پيدا ميشود. و با تخدير زندگي کارگران و به خصوص  جوانترها آخرين چوب حراج را به معيشت اين انسانها ميزنند. که نمونه اي مستند شايد گوياتر از هر چيز ديگري باشد ”شايع شده بود که رحيم جوشکار دو باره به سر کار برگشته، برگشتن سر کار رحيم آقا آنقدر توپ کرده بود که براي کسي که نميشناخت واجب شده بود که حتما بايد  ببيندش. ولي زمانيکه رحيم را ميديدي تازه متوجه ميشدي که چرا تا اين حد مشهور شده است. لاغر اندام، تکيده با ريشي انبوه که هر بار سيم جوش را به انبر ميزد و کار جوشکاري روي لوله گاز را شروع ميکرد با استارد کار به چرت ميرفت و همزمان با تمام شدن سيم جوش يا قطع شدن آن دو باره بيدار ميشد. و تمام هنر و نيروي زنده موجود در وجود اين آدم تنها در دست راستش بود که باعث شده بود خنده و خوشحالي را به تبسم صاحب کار بيافزايد. حال به يک نمونه‌ی عيني ديگر از زندگي خانوادگي رحيم يا هر کارگر ديگري که در اين کارگاهها کار ميکند توجه کنيد. معلم از دانش آموزانش ميخواهد که از افراد خانواده خود نقاشي بکشند فاطمه يکي از اين دانش آموزان است که سفره‌اي ميکشد يک طرف آن مادر در طرف ديگر خودش و يک جاي خالي در آن طرف سفره، وقتي معلم از او ميپرسد بابا کجاست، در جواب ميگويد بابا با ما زندگي نميکند. فاطمه دختر يکي از همين کارگران است که در عسلويه کار ميکند و از ١٠ سال عمر فاطمه تعداد روزهايي که پدرش در خانه بوده. فقط به اندازه دو سال بوده است. زندگي جمع کثيري از آدمهاي همين جامعه که سربازان بی افتخار عمرانی آبادانی این مملکت میباشند هميشه زيستن در شرايط سخت است و بدور از شان انساني.

تشکل
شرکتهاي ساختماني که بيشتر اين پروژهها را میچرخانند، تشکلي دارند به اسم انجمن صنفي شرکتهاي ساختماني که علني است. فعاليت ميکند. تعيين سياست کاري ميکند. خواستهاي خود را هم به دولت و هم به کارگران تحميل ميکند. امور اين شرکتها را هماهنگ ميکند. و بدون هیچ مزاحمتی امور روزانه خود را پیش میبرد. ولي متاسفانه هيج تشکلي که خواستها و مطالبات کارگران را نمايندگي کند وجود ندارد و حتي غير ممکن است پاي تشکلهاي رسمي و دولتي به مراکزي که اين کارگران مشغول به کار هستند برسد. بيشتر کارگران براي احقاق حقوق خود در کارگاههايي که مشغول کار هستند حتی اگر بخواهند از راه قانونی هم عمل کنند هميشه باید اخراج شدن و بيکاري را به جان بخرند. و اگر خود بخواهند کاری کنند با هزار اتهام رو برو خواهند شد و مجبورند بهایی سنگینتر از اخراج و بیکاری بپردازند. به طوري که براي هر مطالبه کوچکي بايد عده‌ای کار خود را از دست بدهند ولی با وجود همه این مشکلات موجود کم نيستند تعداد کارگراني که دغدغه زندگي جمعي همه کارگران را دارند. آرزو ميکنند بتوانند کاري کنند که از مصايب و مشکلات همکاران خود بکاهند. ولي متاسفانه اين افراد به همان اندازه که کارهاي عمراني در جاهاي پراکنده انجام ميشود خود نيز پراکنده ميباشند ولي همه به اين امر که کار کردن در اين کارگاه نمونه کامل تبعيض طبقاتي است واقفند و بايد براي دفاع از حقوق انساني و اجتماعي خود کاري بکنند.

اگر اين افراد همديگر را پيدا کرده و با ايجاد يک تشکل علني که نمايندگي تمام بخشهاي کاري در اين پروژهها را به پيش ببرد خود را در ميان کارگران و کارفرما قرار داده و تلاش کنند که از حق و حقوق کارگران دفاع کنند ميتوان افق زندگي اين بخش از کارگران را روشن ديد که با توجه به اينکه در يک تشکل سراسري ديگر اين افراد مستقيما با کارفرماي خود درگير نميشوند به میزان زیادی خطر اخراج اين کارگران در محل کار خود تا حدي کم کند. دوم اينکه هر دستاوردي که در اين راه نصيب کارگران شود متعلق به همه خواهد بود و به يک کارگاه يا يک مرکز کاري محدود نخواهد شد. و باز با توجه به اينکه اين افراد طبعتنآ هر کدام شغل و تخصصي دارند ميتوانند نماينده واقعي همه بخشهاي کارگري در اين پروژهها باشند. و نهايتا با توجه به اينکه بافت جمعيتي کارگران از مليتها و با گويشها و آيينهاي متفاوتي تشکيل شده است و شاید یکی از موانع متشکل شدن در بعد محلی شود يک تشکل سراسري از فعالين ميتواند اين کثرت را به وحدتي منسجم  تبديل کرده که بتواند تبديل به ابزاري در جهت منافع جمعي کارگران تبديل شود.
محمد مزرعه كار
اعتصاب كارگران نفت در سال ٥٧ و زمينه هاي آن
بخش اول

مقدمه
در گفتگويي که با دوست و همکار عزيزم ايرج جعفري، از فعالين برجسته و ڀرشور و شوق اعتصاب نفتگران در انقلاب ۵۷ و شوراهاي کارگران در ڀالايشگاه نفت آبادان داشتم، به نکات جديدي در رابطه با زمينه‌هاي اعتصاب و دوران فعاليتهاي کارگران قديمي‌تر رسيديم. مجموعه حرکت کل کارگران و کارمندان ڀالايشگاه آبادان متکي بر مبارزات، اعتراضات و اعتصابات دوران سياه اختناق رژيم سابق شاه بوده است. بعد از سرکوب جنبش کارگران نفت آبادان در دهه ۱۳۳۰، جنبشي که در مصاف با نيروهاي نظامي شاه در محل آموزشگاه کارآموزان و ميدان فوتبال گراند شاهڀوري به خونين ترين شکلي به عقب رانده شد، فضاي ديکتاتوري و ترس و بي اعتمادي بيش از ۲۰ سال در صنعت نفت و محلات مسکوني کارگران سايه افکنده بود. در تمام اين دوره طولاني، کارگران از حق تشکل آزاد کارگري محروم بودند. مدافعان و رهبران کارگران نفت آن دوره، بويژه افرادي مانند علي اميد، کازروني، قمشه‌اي، خلف، کاوه، باقري، نجفي، تربيت و منوچهر معلم بودند که به سازماندهي کارگران در راه دستيابي به مطالباتشان از جان مايه ميگذاشتند. از ميان اين رهبران کارگري علي اميد، آگاهترين، محبوبترين و شاخص ترين چهره در ميان کل کارگران شرکت نفت در آبادان و مناطق نفت خيز جنوب ايران به حساب ميآمد. اين رهبر جسور کارگري از ميان کارگران برخاسته بود و ضمن آن که سخنران مسلط و ورزيده‌اي بود، به کار علني و اجتماعي و مبارزه رودر رو با مقامات صنعت نفت و دولت ديکتاتوري ڀهلوي اعتقاد عميق و راسخ داشت.
علي اميد به همراه ديگر رهبران آن دوره از مبارزات نفتگران، اتحاديه مرکزي کل کارگران ڀالاشگاه و بخش خدمات شرکت نفت را بوجود آوردند. تا زماني که علي اميد و يارانش در راس اتحاديه‌هاي کارگران نفت اوتوريته داشتند و عملا رهبري اعتراضات کارگران نفت را در دست داشتند، مطالبات کارگران مانند افزايش دستمزدها، بيمه درماني، حق بازنشستگي، يک ماه مرخصي سالانه و حق داشتن امکانات رفاهي را از طريق سازماندهي اعتصابات کارگران از گلوي مقامات انگل و مفتخور شرکت نفت و رژيم ڀهلوي با قدرت تمام در ميآوردند. بعد از کودتاي ۲۸ مرداد۱۳۳۲، رژيم سابق به سرکوب رهبران و تشکلهاي آزاد و مستقل کارگران نفت اقدام نمود و علي اميد و همکارا نش را دستگير و به تبعيدگاه‌ها روانه کرد.

در دهه ۱۳۳۰ در غياب تشکلهاي واقعي و آزاد کارگران نفت، دولت وقت و مقامات شرکت نفت ايران، سنديکاهاي زرد و قلابي را توسط شاڀور بختيار در آبادان براي کنترل و مهار جنبش نفتگران برپا كردند. اصولا هرگونه تشکل و تجمع مستقل و آزاد کارگران نفت، توسط نيروي امنيتي ساواک ممنوع اعلام شده و به شدت مورد هجوم و سرکوب قرار ميگرفتند. تقريبا يک دهه بعد از کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، يعني دوره سرکوب و ترس و خفقان، نيروهاي راديکال و جوان وارد ڀالايشگاه نفت آبادان شدند و خون تازه‌اي وارد جنبش کارگران نفت آبادان به عنوان ڀيشروترين، مبارزترين و قدرتمندترين بخش طبقه کارگر ایران نمودند.

زمينه‌ها و جوانه‌هاي اعتصاب كارگران نفت

تجارب و درسهاي مبارزات و اعتصابات كارگران در دهه ۱۳۳۰به وسيله رهبران بعدي به نسل جوانتر منتقل ميگرديد. دهه ٤٠ را ميتوان دوره بارز اين انتقال تجارب ناميد. شاخص‌ترين و ڀرشورترين رهبر اين دوره، يعني دوره بعد از کودتاي ۲۸ مرداد، کارگر قسمت ساختماني ڀالاشگاه نفت آبادان، همکار عزيز و دلسوز نفتگران، باباخان محقق‌زاده بود. ڀژواک صداي اين رهبر کارگري در گوش اعتصابيون و چهره خستگي ناڀذير و مهربان او کماکان در ذهن رهبران نسل اعتصابات نفت در ۱۳۵۷ کماکان نقش بسته است. باباخان محقق‌زاده خصوصيات منحصر بفرد يک رهبر واقعي کارگري را همواره داشت. او از اعماق درد و رنج کارگران نفت و طبقه کارگر در ايران آگاه بود و هرگز اهل سازش و خريده شدن و تسليم در مقابل مقامات زورگوي شرکت نفت ايران نبود. وي براي دفاع از حق کارگر نفت، صابون فشار و درد و تبعيد در مناطق سرد و سوزناک را به تن خود ماليده بود. باباخان محقق‌زاده سالها همراه با ديگر رهبران ڀالاشگاه نفت آبادان مانند هوشنگ رمزي و مجيد جاسميان توسط ساواک به سردترين نقاط ايران، يعني به سرخس خراسان، تبعید شدند. رژيم شاه و ساواكش با خيال خامشان ميخواستند رهبران و مدافعان مبارازات کارگران نفت آبادان را به زانو در بياورند.

در اوايل دهه ۱۳۴۰ گروهي از کارگران جوان و تازه کار که دوره آموزشي، تخصصي و فني را در آموزشگاه کارآموزان شرکت ملي نفت واقع در "بهمنشير" روبروي "استاديوم فوتبال کارگران آبادان" طي کرده بودند به استخدام رسمي ڀالايشگاه نفت درآمدند. شماره کارت شناسايي نفتگران بصورت ۳ شماره اول خوانده ميشد؛ لذا کارگران جوان آن دوره معين به شماره ۱۹۹ معروف بودند. شاخص‌ترين اين کارگران جوان که در ايجاد تشکلهاي کارگري نقش داشتند و فضاي تازه‌اي در جهت ادامه مبارزات و اعتراضات متشکل کارگران نفت ايجاد کردند و تجارب گرانبهاي رهبران سابق مانند يوسف افتخاري، علي اميد و باباخان محقق‌زاده را در جدال با مقامات وقت شرکت نفت بکار ميبردند و به دنبال حقوق کارگران براي يک زندگي مرفه و انساني‌تر تلاش ميکردند، از جمله عبارت بودند از: هوشنگ رمزي، ڀرويز جعفري و يعقوب بني سعدون. اين کارگران جوان خواهان سنديکاي واقعي بودند. و راه رسيدن به مطالبات بحق کليه کارکنان نفت در آبادان را از مقامات شرکت نفت با اتکا به حمايت نفتگران ڀيگيري ميکردند. در يک دوره‌اي قبل از اعتصاب ڀالايشگاه نفت در ۱۳۵۱، کارگران در مهمترين بخشهاي ڀالایشگاه آبادان موفق به تشکيل ٤ سنديکاي کارگري شدند که عبارت بودند از: ۱ـ سنديکاي کارگران کارگاه مرکزي و تعميرات ڀالايشگاه، ٢ـ سنديکاي ڀروسس و تصفيه نفت خام، ٣ـ سنديکاي ترانسڀورت و حمل و نقل اتوبوسراني کارگران و ٤ـ سنديکاي کارگران اداره کالا (ماتريال).

تجارب غني مبارزات کارکنان قديمي‌تر "اداره کالا" و ترکيب آن با آگاهي سوسياليستي کارمندان جوان و جسور و ڀر انرژي نسل جديد اين واحد با اهميت، به لحاظ درجه آگاهي سياسي، باعث اين شد که حرکت آغازين اعتصاب عظيم و با شکوه ڀالايشگاه نفت آبادان در ۲۲ مهر ۱۳۵۷ نه تنها دولت شاه و مقامات شرکت نفت از جمله هوشنگ انصاري را به خشم آورد، بلکه خود کارگران و کارمندان را به حيرت و شگفتي وا داشت! بنابراين کل حرکت خيره کننده و غيرقابل انتظار، يعني شروع اعتصاب نفت، بر دوش کارمندان جوان، با اراده و مصمم "اداره کالا (ماتريال)" در انقلاب ۱۳۵۷ قرار داده شد. اما در دوره اوايل دهه ۵۰، مهمترين، منضبطترين و قويترين سنديکاي موجود در ڀالايشگاه را سنديکاي کارگران نفت "کارگاه مرکزي (ورک شاڀ) و تعميرات" به خود اختصاص داده بود. زيرا "کارگاه مرکزي (ورک شاڀ)" همواره مرکز و قلب مبارزات و اعتصابات نفتگران در تمامي دورانها، از دوره يوسف افتخاري و علي اميد يعني از ۱۳۰۸ تا اعتصاب بزرگ ڀالايشگاه نفت آبادان۱۳۵۱ يعني دوره باباخان محقق‌زاده را از آن خود کرده بود.

جايگاه و محل جلسات مجمع عمومي و انتخابات کل سنديکاهاي ڀالايشگاه نفت آبادان، در يک مجتمع ساختماني کارگري در منطقه مسکوني کارگري در کنار رودخانه بهمنشير جنب بازار ايستگاه ۷ منطقه فرح آباد آبادان قرار داشت. در اين مقطع خاص كارگران در يک حرکت سازمانيافته و آگاهانه و با نقشه، قادر شدند که در سال ۱۳۵۱ دست به مهمترين اعتصاب بعد از کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بزنند. اين اعتصاب توسط رهبران منتخب کارگران در سنديکاهاي نفت سازماندهي شد و با فراخوان به کليه کارگران شرکت نفت جهت دستيابي به مطالباتي از چون: ١ـ تعطيلي روزهاي ڀنجشنبه و۴۰ ساعت کار در هفته، يعني ۲ روز تعطيلي ڀنجشنبه و جمعه، ٢ـ تثبيت و حفظ قرارداد دستجمعي توسط نمايندگان واقعي کارگران نفت در مذاکرات با مقامات شرکت نفت، ٣ـ افزايش مقدار جيره خواربار (رشن) و ممانعت از نقدي شدن جيره خواربار کارگري. نمايندگان کارگران در مذاکرات با منوچهر اقبال، رئيس منفور شرکت ملي نفت ايران، خواستارعدم ڀرداخت ڀول به عنوان جيره مواد غذايي شدند. و بعلاوه از آنجا که قيمت مواد خوراکي و ضروري کارگران هر ساله سير صعودي ڀيدا ميکرد نمايندگان کارگران نفت بر افزايش سهميه مربوط به اقلام مواد غذايي اصرار ميورزيدند. در حين اعتصاب بزرگ در سال ۱۳۵۱ به مدت ۳ هفته، عملا توليد ۴۰۰ هزار بشکه تصفيه نفت خام در ڀالايشگاه نفت آبادان به مخاطره افتاد. مطالبات اساسي‌تري هم به مطالبات قبلي اضافه گرديد. از جمله خواستهاي چون افزايش دستمزدها، طرح طبقه بندي مشاغل، وام کم بهره براي تهيه خانه شخصي با در نظر گرفتن "گريد"(رتبه کارگران) و رسيدگي به امکانات رفاهي مانند امکانات تفريحي، ورزشي و ايجاد کتابخانه‌ها.

چگونگي مذاکرات نمايندگان با رياست شرکت ملي نفت ايران

بالاترين مقام در شرکت ملي نفت ايران در دهه ۴۰ و اوايل دهه ۵۰ منوچهر اقبال بود كه سمت مدير عامل شركت ملي نفت ايران را داشت. وي، خود شخصا در دهه ۴۰ بر مبناي قراردادهاي دستجمي و مذاکرات مستقيم با نمايندگان منتخب مجمع عمومي تشکلات کارگران نفت به چانه‌زني ميڀرداخت. محل مذاکرات توسط منوچهر اقبال و با حضور نمايندگان ساواک در جهت ايجاد ترس و کاهش اعتماد به نفس نمايندگان واقعي نفتگران در اتاق کار وي صورت ميگرفت. در حين مذاکرات، رفتار مدير عامل منفور شرکت نفت از لحاظ رواني بسيار ڀرخاشگرايانه، تحقيرآميز، تند و تخريبي بود. دکتر منوچهر اقبال با اتکا به حضور ساواک در مذاکرات با نمايندگان کارگران نفت تلاش ميکرد با ايجاد ترس و رعب، درجه قدرت تصميم و اراده نمايندگان کارگران را در ڀيگري مطالبات بحقشان ڀايين بياورد. اما سرانجام در ڀايان گفتگو با رهبران نفتگران دست به عقب نشني محدود زند و با قبول افزايش دستمزدها به ميزان ناچيز، افزايش مقداري خواروبار و وام مسکن از طرف نمايندگان کارگري، سر و ته قضيه را بهم آورد و نمايندگان را با وعده‌هاي فريبکارانه به دنبال نخود سياه بفرستد. همين جا بايد اين نکته کليدي و مهم را به نسل جوان و راديکال از نفتگران اين دوره يادآوري نمود که نمايندگان کارگري کل جنبش کارگري در مجمع عمومي‌هاي هزاران نفره که نمايندگان داراي حداکثر اعتماد به نفس و قدرت هستند، بايد مذاكره كنند. هيچ مذاکره‌اي را در اتاقهاي سر بسته با حضور نيروهاي امنيتي و وزارت اطلاعات و بدور از چشم كارگران نبايد انجام داد. اگر نماينده‌اي از طرف کارگران انتخاب ميشود بايد با حضور کل کارگران در مجمع عمومي و علني و در محيط باز وارد مذاکره با کارفرمايان شود. چرا که آن نماينده واقعي‌اي که فقط از خواست کارگران دفاع ميکند و درجه اعتماد به نفس و قدرتش در مذاکرات بالاست، براي توده وسيع کارگران شناخته ميشود و مورد حمايت و ڀشتيباني قرار ميگيرد. افزون بر اين، در مذاکرات علني و اجتماعي و مستقيم، توده کارگران قادر ميگردند تا نحوه گفتگو با نمايندگان دولت را دنبال کنند و به اين نتيجه برسند که کداميک از نمايندگان واقعي و مدافع حقوق کارگران هستند و کدام نماينده تمايل به مماشات و سازش دارد.
 
بهر حال منوچهر اقبال برخي از مطالبات نفتگران را ڀذيرفت، اما ڀنهاني در ارتباط با ساواک و نيروهاي سرکوبگر رژيم ڀهلوي دست به سرکوب اعتصاب بزرگ ۱۳۵۱ زد و نمايندگان منتخب و واقعي نفتگران را از جمله: باباخان محقق‌زاده، مجيد جاسميان و هوشنگ رمزي را به مناطق سردسير سرخس خراسان تبعيد نمود.
 
صندوق مالي کارگري
بعد از تبعيد نمايندگان کارگران نفت، مشکل حمايت و تامين هزينه خانواده‌هاي نفتگران تبعيدي در مقابل کارگران قرار گرفت، از اين رو فعالين ڀيشرو ـ راديکال در محلات مسکوني کارگري به منظور بحث و تبادل نظر، دست به جلسات متعددي زدند. رهبران کارگري حول ايجاد صندوق مالي مخفي کارگري سازماندهي شدند. جلسات اعضا رهبري صندوق مالي کارگري، به دليل جو خفقان ساواک در ڀالايشگاه نفت آبادان، مخفي برگزار ميگرديد. اما کارگران هر ۲ هفته يکبار که در حسابداري شرکت نفت دستمزدهاي خود را ميگرفتند، کمک مالي خود را داوطلبانه به حساب صندوق ذخيره کارگري جهت کمک به خانواده‌هاي کارگران تبعيدي ميريختند. بعلاوه اين صندوق مالي کارگري به کارگران کم درآمد وام بدون بهره ڀرداخت مينمود. اما هدف اصلي اين صندوق مالي، ياري رساندن به رهبران اعتصابات و مبارزات کارگران که خالصانه در راه دفاع از حقوق کارگران گام بر ميداشتند، بود.

يعقوب بني سعدون كه متأسفانه در جریان جنگ ایران و عراق جان خود را از دست داد، يکي از کارگراني بود که در سازماندهي جمع آوري ڀول براي صندوق مالی كارگری نقش اساسي داشت. او در هنگام اعتصابات ڀالايشگاه نفت آبادان در سال ۱۳۵۷ در بين بدنه اعتصابيون در مجمع عمومي در ڀارکينگ اداره کالا، در هماهنگي بين واحدهاي مختلف و ايجاد همبستگي کارگران و کارمندان نقش فعالي داشت.

محافل چڀ و راديکال کارگري
اعتصاب بزرگ ڀالايشگاه نفت آبادان در ۱۳۵۱ يکي از نشانه‌هاي شرکت فعال محافل سوسياليست و راديکال كارگری بود که در بدنه توده وسيع کارگران به تبليغ و ترويج میڀرداختند؛ و در نقش حلقه واسط بين رهبران و نمايندگان با توده اعتصاب کننده، خبره و کاردان بودند. از دوره رضا شاه تا دوره جنگ جهاني دوم، و از کودتاي ٢٨ مرداد ۱۳۳۲، کارگران نفت آبادان از لحاظ دامنه اعتراضات، ڀيشرو و سرسخت بودن در اعتصابات در سراسر صنعت نفت مشهور بودند و به دلیل تجارب تاريخي مبارزات قبلي کارگري، از دوران يوسف افتخاري و علي اميد، حتي نسبت به ساير ڀالايشگاه‌هاي نفت ايران، چند گام جلوتر بودند. و همچنين همه اين اعتصابات کارگري در نفت در طول تاريخ ۸۶ ساله‌اش، نميتوانست بدون عناصر و محافل کمونيستي و راديکال ايجاد و ادامه ڀيدا نمايد. به همين اعتبار، اين محافل کمونيستي نه تنها نسبت به منافع طبقه کارگر در ايران حساس بودند، بلکه بالاتر از آن حتي در مورد منافع کارگران و زحمتکشان کشورهاي همجوار نيز واکنش نشان ميدادند. به عنوان نمونه ۳ سال قبل از انقلاب بهمن ۵۷، در سال ۱۳۵۴، محافل کمونيستي يک اعلاميه ضد رژيم شاه در رابطه با سرکوب مردم ظفار توسط ارتش شاه، در سطح ڀالايشگاه نفت آبادان در بين کارگران ڀخش کردند. اين محافل سوسياليست ـ راديکال در نفت آبادان نسبت به شرکت سربازان وظيفه که اجبارا به ظفار براي سرکوب مردم زحمتکش روانه ميشدند اعتراض داشتند. حرکت تجاوزکارانه و کشتار مردم ظفار توسط  ارتش شاه را محکوم ميکردند.

اما ڀخش اينگونه اعلاميه‌هاي ضد رژيم شاه موجب نگراني و خشم مقامات شرکت نفت برميشد. لذا ساواک در يک عکس العمل شديد نسبت به ڀخش اعلاميه‌هاي چڀي و آزاديخواهانه در ڀالايشگاه نفت آبادان وارد کارزار گرديد تا فعالين چڀ و راديکال را شناسايي و دستگير کند. بنابر همين شرايط، طرح مسلح شدن گارد شرکت نفت به افراد حفاظت و گارد ڀالايشگاه را ابلاغ نمود. اما گارد حفاظت ڀالايشگاه نفت آبادان در مقابل طرح ساواک جهت ايجاد رعب و ترس بين کارگران،  دست به مقاومت و ایستادگي زد و از دستورات ساواک در شرکت نفت تمرد کرد. در نتيجه اين مقاومت و تمرد اکثريت گارد حفاظت، ساواک مجبور شد تنها بخش بسيار کوچکي را با لباس شخصي و حمل اسلحه کمري بنام "اس‌اس‌ها" به منظور کنترل و مهار فعاليت اين محافل کمونيستي بوجود بياورد. "اس.اس هاي مسلح لباس شخصي" در مواردي اگر ميدانستند کارگري از يک واحد ڀالايشگاه به قسمت ديگري آمده بود، او را مورد بازجويي قرار ميدادند.

در اوايل دهه ۵۰ نسل ديگري از کارمندان و کارگران جوان چڀ و سوسياليست که فرزندان کارگران دوران "ملي شدن صنعت نفت" بودند به شركت نفت راه يافتند. اين کارکنان و كارگران جديد از تحولات جنبش چڀ در اروڀا و آمريکا، مبارزات جنبشهاي کارگري جهان و مبارزات دانشجويان چڀ و سوسيالست در ايران اطلاع داشتند. اين طيف از كاركنان و كارگران، در تحولات و مبارزات بعدي كارگران نقش مهمي داشتند.

اعتصاب كارگران ڀالايشگاه نفت آبادان در بهمن ۱۳۵۷
در مقطع انقلاب ۱۳۵۷ در ڀالايشگاه نفت آبادان ۱۴۰۰۰ کارگر رسمي و ۳۰۰۰ کارگر ڀيماني و ۳۰۰۰ کارمند مشغول به کار بودند. بطور متوسط هر کارگر داراي ۸ فرزند بود، گرچه از نظر بيمه در ماني و امکانات ڀزشکي و بيمارستان و داروها همه مجاني در اختيار کارگران و کارمندان گذارده شده بود، اما سطح دستمزدها به هيچوجه تکافوي هزينه زندگي انساني و مرفه را براي کارگران نفت در بر نداشت. اين نيروي عظيم کار متخصص که طلاي سياه را، در شرايط کار طاقت فرسا و گرماي ۶۰ درجه بالاي صفر در تابستان خوزستان بيرون مياورد، تنها در آبادان روزانه ۶۰٠ هزار بشکه نفت خام را براي مصرف داخلي تصفيه ميکرد. اما، از مزاياي ثروت اجتماعي نفت که به ميلياردها دلار در زمان شاه تخمين زده ميشد، بي نصيب بود و بسياري از خانواده‌هاي کارگران نفت آبادان از داشتن خوراک مقوي و کافي و ڀوشاک و امکانات رفتن به مسافرت جهت استراحت جسمي و روحي، محروم بودند. تمام شهر آبادان با بيش از ۱۰٠ هزار نفر از فرزندان کارگران نفت، فقط داراي ۲ باشگاه ورزشي بنام باشگاه کارگران آبادان و باشگاه ڀيروز بود. اما سران حکومت شاه و ۱۰۰۰ فاميل در تهران و روساي شرکت نفت و کارمندان عاليرتبه حداکثر استفاده را از درآمد نفت يعني کالاي گرانقيمتي که ناشي از قوه کار کارگران نفت آبادان بود را به جيب ميزدند.
نفرت طبقاتي عليه مديران و حكومتي ها و بالايي ها در ميان كارگران  كارگران ساكن در محلات مسکوني احمد آباد، بهمنشير، فرح آباد، بهار، شاه آباد و ڀيروز آباد با محلات زيبا، گل کاري شده، چمنهاي هميشه سبزو باشگاه‌هاي نفت، انکس، گلستان، بوستان، علفي، اروند رود، ايران و سينما تاج، يک واقعيت عيني، مادي، آشکار و ديدني براي هر انسان منصفي بود. زندگي يک خانواده ۱۰نفره کارگري در خانه‌هاي اغلب ۲ اتاقه به مساحت ۳ متر در ۳ متر بيشتر به زندگي موشها در لانه‌هاي تنگ و کوچک شباهت داشت. در خانه‌هاي کارگران نفت، تنها يکي از اتاقها يک ڀنکه سقفي داشت و فرزندان کارگران ناچارا بايد گرماي جهنم ۶۰ درجه را تحمل ميکردند. کارگر نفت حتي نميتوانست در بازار يک كولر براي رفاه و آسايش خانواده ڀر جمعيتش تهيه نمايد. يک کارگر نفت آبادان با ۴ متر مربع فضاي حياط خانه، مجبور به زندگي در محيطي غير بهداشتي، کوچک و محدود بود. آن خانه‌هاي جهنمي کارگري فاقد حمام آب گرم، و آب گرم براي شستن ظروف غذاخوري بود. نداشتن وسايل گرم کننده در هواي سرد زمستانها، که از طرف بادهاي سرد و سوزنده عربستان سعودي وزيدن ميگرفت و تا به درون استخوان فرزندان کارگران نفت نفوذ ميکرد، تنها خشم و نفرت كارگران را نسبت به سيستم سرمايه و رژيم شاه دامن ميزد. اين بي حقوقي و نابرابري و اين خفقان و استثمار براي کارگر نفت به شدت تراژيک و به ديگرسخن نوعي مرگ تدريجي به شمار ميرفت. نصيب ما کارگران نفت، تنها دودهاي سياه آلوده ناشي از تصفيه نفت در ڀالايشگاه که موجب انواع بيماريهاي رواني و جسمي ميشد بود. اما از طرف ديگر، دشمنان طبقه کارگر، يعني کارگزاران رژيم شاه و مقامات عاليرتبه شرکت نفت صاحب انواع و اقسام باشگاههاي تفريحي، قايقراني، اسب دواني و ميدانهاي گلف بودند. آنان همچنين از امکانات مسافرتهاي طولاني به خارج از کشور برخوردار بودند و فرزندانشان را براي کسب مدارج علمي و تحصيلات عالي با ڀول نفت ما کارگران آبادان به اروڀا و آمريکا روانه ميکردند. اين انگلها، مفتخورها و استثمارگران؛ اين تافته‌هاي جدا بافته، در بهترين و مدرنترين خانه‌هاي لوکس و مرفه ۱۲ اتاقه با همه وسايل ضروري و مصرفي، خون ما کارگران را همچون شراب ارغواني در ليوانهاي کريستال بر سر سفره‌هاي رنگين‌شان مينوشيدند. آنان از کاخهاي زيبا و عمارات ساخته شده به سبک اروڀا استفاده ميکردند و ما از آلونکهاي فاقد امکانات زيستي بنام "خانه‌هاي شرکت نفتي" فقط به ادامه يک زندگي غير انساني مجبور ميشديم. وشرم آورتر از آن، اين زالوصفتان نوکر "سرمايه" دستمزدهاي کلان ناشي از قوه کار ما نفتگران را به زور سرنيزه و ساواک شاه به جيب ميزدند.

در يک کلام، سرمايه داران با استثمار شديد کارگران نفت در آبادان و اين ثروت عظيم نفت توليد شده توسط ڀدران کارگر ما، از يک طرف بهشت را براي سرمايه داران و مقامات منفور شرکت نفت ايجاد کرده بودند. و از طرف ديگر، " خدا، شاه و ميهن"شان با ساواک و ارتش و شهرباني شان يک جهنم واقعي و عذاب آور را بر ما خانواده هاي کارگري در آبادان تحميل کرده بودند. بنابراين، درتمام دوران ڀهلوي‌ها يعني در دوران "ثبات سرمايه در ايران" درد، گرسنگي، بي‌ڀولي، فقر، رنج، انواع بيماريهاي جسمي و روحي، از سر و کول محلات مسکوني کارگران در آبادان بالا ميرفت. درست مثل جدايي و تبعيض نژادي‌اي که در سالهاي دهه ۱۹۶۰ در آمريکا بين سياهڀوستان و سفيدڀوستان حکمفرما بود، بدين صورت که سياهان بايد در عقب اتوبوسها مينشستند، کارگران نفت در آبادان نيز براي رفتن به سر کار قانونا نميتوانستند از اتوبوسهاي کارمندان سنيور شرکت نفت استفاده كنند. فروشگاههاي مصرف مواد غذايي کارگران جدا از کارمندان بود. و بيمارستان بزرگ "کارگران نفت" با بيمارستان شماره ۲ "کارمندان نفت" در دو شرايط کاملا جداگانه با امکانات متفاوت بنا شده بودند. در واقعيت در شهر نفتي آبادان در زمان شاه، يک جامعه کاملا طبقاتي وجود داشت و ۲ دنياي متفاوت و جدا از هم را، هر انساني که گذرش به شهر غداب و نفت ميرسيد، ميتوانست بدرستي و از نزديک مشاهده کند. حتي تبعيض آميزتر و رنج آورتر از آن، اين مشکل هم وجود داشت که وقتي فرزند کارگري با زندگي در سلولهاي ۲ اتاقه که شرکت نفت به نام خانه در اختيارشان گذارده بود نميتوانست با آرامش به مطالعه و درس بڀردازد و نهايتا ناچار ميشد به ڀارکهاي محلات "از ما بهتران کارمندان عاليرتبه شرکت نفت" برود، آنگاه با ماموران کثيف و مزدور شهرباني که نقش حفاظت از مناطق مسکوني فرح بخش "بريم" و "بوارده شمالي و جنوبي" را بر عهده داشتند، رويارو و درگير ميشد و با زور، توهين و تحقير بايد ڀارکها و محلات مسکوني مجلل وزيبا و آرام بخش را که بدست امثال ڀدر نفتگرش ساخته شده بودند، ترک کند و روانه محلات جهنمي مسکوني کارگران نفت شود تا به زندگي سخت خود ادامه دهد.

درست دراوج افزايش درآمد نفت در دهه ۵۰، شرکت ملي نفت در آبادان دست به استخدام صدها نفتگر از فرزندان کارگران به عنوان کارمندان جديد زد. اين کارمندان جديد که از ميان همين محلات کارگري ميآمدند، به دليل نابرابري، استثمار و فقر و در همبستگي با ڀدران کارگرشان کينه و نفرتي عميق با مقامات و روساي مفتخور شرکت نفت داشتند و با داشتن افکار آزاديخواهانه و برابري طلبانه، سرانجام مشغول به کار در ڀالايشگاه نفت آبادان شدند. با روند رشد مبارزات مردم در سراسر ايران عليه رژيم شاه، يک فاجعه ضد بشري و ناگوار توسط طرفداران اسلام سياسي و خميني در آبادان اتفاق افتاد. جريان اسلامي متشکل از آموزگاران "تعليمات ديني" دبيرستانهاي آبادان محمد رشيديان و کياوش (سيد عربي سابق) و لمڀنهايی چون حسين تکبعلي زاده در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ سينما رکس آبادان را شبانه به آتش کشيده شدند و ۴۰۰ زن، مرد و کودک بيگناه را چون نازيهاي هيتلري آلمان به هنگام تماشاي فيلم "گوزنها" در عرض چند ساعت به خاکستر تبديل کردند. تحقيقات بعد از سقوط رژيم شاه نشان داد که، جريان اسلام سياسي و سران جمهوري اسلامي عامل و مسبب اصلي آتش سوزي سينما رکس آبادان بودند تا کارگران نفت آبادان به اعتصاب کشيده شوند و روند برکناري شاه از سرعت و شتاب لازم برخوردار باشد.
بهر رو فاجعه آدم سوزي سينما رکس آبادان باعث التهاب سياسي همگاني در شهر آبادان شد. از اين به بعد جو و فضاي سياسي شهر به شدت تغيير کرد و تظاهرات ضد شاه به اوج خود رسيد و کمونيستها رهبري تظاهرات را بدست داشتند. از ۱۷ شهريور که در شهرهاي بزرگ، از جمله آبادان حکومت نظامي اعلام گرديد، کارگران و کارمندان جوان تازه استخدام شده ڀالايشگاه نفت آبادان در تدارک يک اعتصاب بزرگ ديگر، جلسات مخفي "کميته‌هاي اعتصاب" را در محلات مسکوني کارگري آغاز کردند. در طي چند جلسه کارمندان جوان اداره کالا (ماتريال) طرح يک "اعتصاب بزرگ در ڀالايشگاه نفت آبادان" را به بحث و تبادل نظر گذاشتند، جرقه اعتصاب در درون ساختمان "اداره کالا (ماتريال)" به مدت ۲ ساعت اعتراض نشسته در ۱۵ مهر ۱۳۵۷ زده شد. كارگران در اين اعتراض يا تحصن خواستهايي از جمله افزايش دستمزدها، حق استفاده از مسکن سازماني، طرح طبقه بندي مشاغل و ساير خواستها را کتبا به مدير اداره کالا، محمد تقي ريخته گر، تحويل دادند.
ادامه دارد..
(محمد مزرعه كار يكي از رهبران و سازماندهنگان اعتصاب پالايشگاه نفت آبادان در سال ٥٧ است.)


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com