به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  خبر "

February 1, 2008

اعتراض كارگران در ابوظبی ـ امارات متحده عربی داوود رفاهی

گزارشات و اخبار کارگری

بیش از ١٠٠ تن از كارگران یك كارخانه در منطقه مسفح (musaffah) در ابوظبی روز یكشنبه ٦ ژانویه در اعتراض به پائین بودن دستمزدهایشان دست به اعتصاب زدند و خواهان افزایش دستمزد خود شدند. این كارگران كه همگی از مهاجرین كشور چین هستند، جلوی درب دفتر مركزی كارخانه كه در خیابان حمدان واقع شده است، تجمع كرده و اعلام كردند تا زمانیكه به خواستهایشان رسیدگی نشود


به كارشان بر نخواهند گشت. چند ساعت بعد از آن پلیش برای متفرق كردن كارگران وارد عمل شد و گفت اگر حرفی دارید باید از طریق مذاكره با نماینده كارخانه و وزارت كار حل كنید؛ این كار شما غیرقانونی است. نماینده وزارت كار نیز اعلام كرد كه بر طبق قراردادهایشان این كارگران حق درخواست اضافه دستمزد ندارند؛ چون چندی پیش آنها خودشان این قراردادها را امضاء كرده و بر سر دستمزدشان توافق كرده‌اند و اگر خواهان اضافه دستمزد هستند باید از راههای قانونی اقدام بكنند.
این كارگران یك هفته پیش نیز جلوی درب دفتر مركزی كارخانه دست به تجمع زده بودند كه با دخالت پلیس و با گرفتن قول مساعد برای رسیدگی به خواستشان متفرق شدند.
١٤ ژانویه ٢٠٠٨
***
اعتراضات وسیع كارگران بافندگی در بنگلادش
روز شنبه ١٢ ژانویه، هزاران تن از كارگران كارخانجات بافندگی منطقه صنعتی میرپور در داكا بنگادش، برای بهبود شرایط كارشان دست به اعتراض و راهپیمائی زدند. خواستهای كارگران شامل پرداخت دستمزد و اضافه كاری ظرف ٧ روز اول هر ماه، تعطیلی یك روز در هفته و مرخصی سالیانه می باشد. كارگران همچنین خواهان توقف اخراج كارگران بدون دلیل قانع كننده هستند. كارگران همانروز یكی از اتوبانهای اصلی را به مدت ١٣ ساعت مسدود كردند. این كارگران كه از ٣ كارخانه بافندگی دست به تجمع زده بودند، خواهان رسیدگی به خواستهایشان شدند كه در نتیجه كارفرمایان مجبور به مذاكره با كارگران شدند؛ ولی چون مذاكراتشان بی تنیجه ماند، كارگران روز بعد، یعنی ١٣ ژانویه نیز اتوبان را بستند كه بعد از یك ساعت با مداخله پلیس‌های باتون بدست متفرق شدند. روز بعد مذاكرات بین كارگران و كارفرمایان ادامه یافت كه بالاخره كارفرمایان مجبور به پذیرش خواست كارگران از جمله پرداخت بموقع دستمزدها، مرخصی سالیانه و پرداخت اضافه كاری كه معادل دو برابر ساعات كار عادی در نظر گرفته شده بود، شدند. همچنین توافق كردند كه هیچ كارگری را از این پس بدون دلیل قانع كننده، اخراج نكنند؛ منتها در كنار آن این بند را نیز به توافقاتشان اضافه كردند كه چنانچه كارگری برای طرح خواستهایش دست به تظاهرات بزند، اخراج خواهد شد. این كارگران كه تعدادشان به هزاران نفر می رسید، تاكنون بارها برای دستیابی به خواستهایشان دست به اعتراض زده اند كه هر بار با هجوم نیروهای پلیس مجبور به عقب نشینی شده اند. در جریان این اعتراض نیز بعد از حمله پلیس به كارگران ، تعدادی مجروح و راونه بیمارستان شدند.
١۵ ژانویه ٢٠٠٨
***
اعتصاب كارگران كارخانه اتومبیل سازی فورد در بلژیك
روز پنجشنبه ١٧ ژانویه، كارگران شركت اتومبیل سازی فورد كه در شهر خنك (Genk) واقع شده است، در یك اقدام اعتراضی دست از كار كشیدند. خواستهای كارگران شامل افزایش دستمزد، دائمی كردن كارگران موقت و كاهش فشار كار بر كارگران است. این كارخانه بیش از ٦٠٠٠ كارگر دارد كه تعدادی از این كارگران موقت هستند. روز دوشنبه ٢١ ژانویه بعد از مذاكرات متعدد بین مدیریت شركت و نمایندگان كارگران توافق موقت بدست آمده است و قرار است كارگران روز ٢٢ ژانویه در مورد این توافق رأی گیری بكنند. یكی از نمایندگان كارگران گفته است كه كارگران شركت فورد در كارخانه‌های كلن و سارلویز در آلمان و همچنین كارخانه والنسیا در اسپانیا جریان برخورد مدیریت با كارگران در بلژیك را از نزدیك مد نظر دارند تا متعاقب آن اقدامات لازم را انجام دهند. كارگران اعلام كرده‌اند تا دستیابی به مطالباتشان به مبارزات خود ادامه خواهند داد.
٢٢ ژانویه ٢٠٠٨
***
پزشكان در بلغارستان دست به اعتصاب زدند
به فراخوان اتحادیه بهداشت بلغارستان، پزشكان در این كشور از روز دوشنبه ٢١ ژانویه هر روز به مدت یكساعت دست از كار می كشند تا دولت را مجبور به پذیرش خواستهایشان بكنند. این پزشكان كه تعدادشان به ٣٤٠٠٠ نفر میرسد، خواهان بهبود شرایط كار، دادن امكانات بیشتر به مراكز درمانی و بهداشتی و افزایش دستمزدشان هستند. دولت بلغارستان مدتهاست قول بهبود وضعیتشان را داده است، ولی تاكنون هیچ اقدامی نكرده است. تعداد زیادی از پزشكان، خصوصا بعد از پیوستن بلغارستان به اتحادیه اروپا، به دلیل دریافت دستمزدهای بالاتر، به كشورهای دیگر اروپائی مهاجرت كرده‌اند.
در ماههای اخیر بلغارستان شاهد اعتراضات گسترده كارگران برای بهبود شرایط زندگی و افزایش دستمزد بوده است. روز ١٣ دسامبر سال ٢٠٠٧، پرستاران، كاركنان آزمایشگاهها و دستیارانشان برای افزایش دستمزد دست به راهپیمایی زدند. اكتبر همان سال ٢٠٠٧، معلمان نیز دست به یك اعتصاب وسیع زده بودند كه ٦ هفته به طول انجامید و باعث فلج شدن كلیه مراكز آموزشی شد. در چند ماه اخیر، كارگران معادن، بخش خدمات عمومی و بازنشستگان نیز دست به اعتراضات متعددی برای بهبود شرایط زندگی‌شان زده‌اند.
میانگین دستمزد در بلغارستان حدود ٣٣٠ دلار آمریكا است كه نسبت به دیگر كشورهای اروپایی بشدت پایین است.
٢٢ ژانویه ٢٠٠٨

تلاش كارفرمای پتروشیمی هرسین برای تحمیل كار در سرمای غیر قابل تحمل، با تجمع اعتراضی ٨٠٠ تن از كارگران به شكست كشیده شد!

در خبری كه "اتحادیه سراسری كارگران اخراجی و بیكار" روز منتشر كرده بود، ٨٠٠ تن از كارگران پتروشیمی پلی اتیلن سنگین هرسین در اعتراض به تعطیل نبودن این شركت در برف و كولاك و سرمای شدید، دست از كار كشیده و در سال غذاخوری تجمع كردند. متن خبر منتشر شده چنین است: "امروز جمعه مورخ ٢١ دی ماه ٨٦، ٨٠٠ نفر از كارگران پتروشیمی پلی اتیلن سنگین هرسین علیرغم مخالفت كارفرما دست از كار كشیده و در سالن غذاخوری جمع شدند.
كارفرمای این شركت با وجود برف و كولاك شدید از كارگران اكیدا خواسته بود تا كار را تعطیل نكنند. اما كارگران در مقابل این خواست كارفرما مقاومت كرده و یكپارچه دست از كار كشیدند و در سالن غذاخوری جمع شدند. به دنبال این وضعیت كارفرما به ناچار به تعطیلی امروز تن داد و از كارگران خواست تا فردا بر سر كار خود حاضر شوند. اما كارگران طی مذاكرات خود با كارفرما به این خواست نیز تن نداده و نهایتا كارفرما تعطیلی فردا را نیز پذیرفت."

کارگران سما موفق به دریافت دستمزدهای معوقه خود شدند

اتحدیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، روز ٢١ دی ماه با انتشار گزارش زیر، خبر از موفقیت كارگران شركت سما به دریافت دستمزدهای خود داد. متن گزارش به قرار زیر است:
"شنبه ۱۵ دی ماه
در پی اعتراض کارگران سما در طول آذر ماه برای دریافت دستمزدهای معوقه خود، کارفرمای این کارخانه به کارگران وعده داده بود روز ۱۵ دی ماه دستمزدهای آنان را پرداخت خواهد کرد.
به همین دلیل، این کارگران از صبح روز ۱۵ دی ماه در مقابل کارخانه حاضر شدند تا دستمزدهای خود را دریافت نمایند اما از مسئولین کارخانه خبری نبود و نگهبان کارخانه به کارگران اعلام کرد که فعلا از پول خبری نیست و شماها هم اخراجی محسوب می شوید…
اما با اصرار کارگران، نگهبان با رئیس کارخانه تماس گرفت ولی از مذاکره تلفنی نمایندگان کارگران با رئیس کارخانه نتیجه ای حاصل نشد. بدنبال این وضعیت کارگران ساعت ده صبح در مقابل اداره کار قروه دست به تجمع زده و خواهان رسیدگی به وضعیت خود شدند.
در اداره کار به کارگران اعلام کردند که شما باید قانونی کارتان را انجام بدهید و حق با کارفرماست و فعلا نیز اینجا را ترک کنید و به کارفرما فرصت بیشتری بدهید. با پیش آمدن این وضعیت کارگران بشدت عصبانی شده و عکس العمل اداره کار را تبانی با کارفرما اعلام کرده و بر دریافت هر چه سریعتر دستمزدهای معوقه خود اصرار کردند. همین امر باعث شد تا اداره کار با کارفرما تماس بگیرد و باز هم طبق معمول وعده وعید بدهد اما کارگران یکپارچه اعلام کردند که تا دریافت دستمزدهای معوقه خود به تجمع ادامه خواهند داد و به این ترتیب کارگران تا پایان وقت اداری در مقابل اداره کار قروه به تجمع خود ادامه دادند. در این بین برخی از مسئولین اداره کار با تعدادی از کارگران بصورت انفرادی وارد صحبت شده و از آنان خواستند تا طی روزهای آینده یکی یکی برای پیگیری خواسته های خود به اداره کار مراجعه نمایند که با هوشیاری کارگران و نمایندگان آنان این شگرد اداره کار برای سر دواندن کارگران خنثی شد و آنان در پایان تجمع، طی تنظیم صورتجلسه‌ای که به امضای همه کارگران رسید توافق کردند که متحدانه به پیگیریهای خود ادامه داده و از نمایندگان خود نیز حمایت کنند.
یکشنبه ۱۶ دی ماه
در این روز کارگران اقدام به برگزاری مجمع عمومی در رابطه با چگونگی پیگیری اعتراضات خود کردند. در این مجمع کارگران نامه ای را تنظیم و سپس آنرا به استانداری کردستان تحویل دادند. در این نامه کارگران تاکید کرده بودند که اگر روز سه شنبه مورخه ١٨ دیماه دستمزدهای آنان پرداخت نشود روز یکشنبه مورخه ٢٣ دیماه به همراه خانواده های خود در مقابل استانداری کردستان دست به تجمع خواهند زد. همچنین در این مجمع کارگران در راستای پیگیری بهتر خواسته های خود، کارهای اولیه ایجاد صندوق مالی خود را نیز مصوب کرده و بر عزم خود در روز سه شنبه برای دریافت دستمزدهای معوقه شان تاکید نمودند و تصمیم گرفتند که روز سه شنبه تا دریافت دستمزدهای خود از تحصن در مقابل کارخانه دست بر ندارند.
سه شنبه ۱۸ دی ماه
در این روز کارگران بنا بر تصمیم قبلی خود و وعده ای که کارفرما برای پرداخت دستمزدهای معوقه آنان داده بود از ساعت ۸ صبح در مقابل کارخانه تجمع کردند. در پی این تجمع و عدم حضور مسئولین کارخانه برای پاسخگویی به کارگران، آنان با اداره کار و فرمانداري تماس گرفته و بر تصمیم خود برای ادامه تجمع تاکید کردند. در پی این اقدام کارگران در ساعت ۱۰ صبح نماینده ای از اداره کار در میان کارگران حاضر شد و از آنان خواست تا محل را ترک کنند و فقط پانزده نفر از آنان در محل برای مذاکره باقی بمانند. اما کارگران این درخواست نماینده اداره کار را قبول نکرده و اعلام نمودند تا دریافت دستمزدهای معوقه خود همچنان به تجمع خود ادامه خواهند داد، به همین دلیل کارگران مجددا با کارفرما و فرمانداری و اداره کار تماس گرفته و بر عزم خود برای ادامه تجمع تاکید نمودند. همین امر باعث شد تا کارفرما به کارگران وعده دهد که بعد از ظهر به میان آنان خواهد آمد و دستمزدهایشان را پرداخت نموده اما بعد از ظهر نیز از کارفرما خبری نشد. بدنبال این وعده دروغ کارفرما کارگران بار دیگر با فرمانداری و اداره کار تماس گرفته و اعلام کردند با وجود سرمای شدید شب را در مقابل کارخانه به صبح خواهند رساند و دست از تجمع بر نخواهد داشت همزمان با این تصمیم، کارگران اس ام اس هایی را با مضمون زیر به نقاط مختلف ارسال کردند: آیا میدانید در این سرمای سرد کارگران مجتمع سما به خاطر ندادن پنج ماه حقوق در این شب سرد در جلو کارخانه تحصن نموده اند، جهت حمایت از آنان بشتابیم (در این اس ام اس از دریافت کنندگان خواسته شده بود تا آن را به هر جا که میتوانند اس ام اس کنند).
به این ترتیب کارگران با وجود سرمای شدید مصممانه به تجمع خود در مقابل کارخانه ادامه دادند. این حرکت کارگران باعث شد تا کارفرما نمایندگانی را در ساعت یازده شب به میان کارگران فرستاده و اعلام نماید که دستمزدهای آنان را پرداخت میکند، اما کارگران اعلام کردند که ما همین الان دستمزدهای خود را می خواهیم، در غیر این صورت به تجمع خود ادامه خواهیم داد. به دنبال این وضعیت و مشاهده قاطعیت کارگران برای ادامه تجمع از سوی نماینده کارفرما، عباس سمائی و مدیر کارخانه آقای مهندس قدمی به همراه همه عوامل دفتری در ساعت دوازده شب در کارخانه حاضر شده و ناچار شدند همانجا دستمزدهای معوقه کارگران را پرداخت کنند. لازم به یادآوری است که کارفرما سعی داشت بخشی از دستمزدهای کارگران را در طول تعطیلی کارخانه نپردازد و آن را به حساب مرخصی کارگران بگذارد که کارگران آنرا قبول نکرده و کلیه دستمزدهای عقب افتاده خود را دریافت کردند و از روز چهارشنبه نیز پرداخت بقیه کارگرانی که در تحصن حضور نداشتند آغاز شد.
به این ترتیب کارگران سما پس از مدتها کشمکش با کارفرما و با قاطعیت توانستند دستمزدهای معوقه خود را از کارفرما دریافت نمایند. در رابطه با بازگشت بکار کارگران نیز اداره کار و کارفرما قول داده اند که پس از تامین مواد اولیه برای تولید، کارگران بر سر کارهایشان باز خوهند گشت.
کارگران سما تنها پس از برگزاری مجمع عمومی و تصمیم گیری در آن بود که قادر شدند متحدانه و با برنامه خواسته های خود را پیگیری کرده و در نهایت علیرغم مقاومت و شگردهای کارفرما و اداره کار برای سر دواندن شان، دستمزدهای معوقه خود را دریافت دارند.
اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار با ابراز شادمانی از موفقیت کارگران سما، به همه این دوستان درود می فرستد و از عموم کارگران می خواهد تا با برگزاری مجمع عمومی در محیطهای کارشان و تصمیم گیری در آن، با اراده جمعی و بصورت متحدانه ای در شرایط مختلف از حقوق انسانی خود به دفاع بر خیزند."

کارگران کاغذ سازی کارون باتفاق خانواده‌هایشان دست به تجمع اعتراضی زدند

بنا به گزارش رسیده به حزب کمونیست کارگری، کارگران اخراجی کاغذسازی کارون شوشتر باتفاق خانواده هاي خود خود از ساعت ٨ و نیم صبح تا ساعت یک و نیم بعدازظهر روز دوشنبه ٢٤ دی در مقابل فرمانداری این شهر در خیابان طالقانی دست به تجمع اعتراضی زدند. ماموران پاسگاه  نیروی انتظامی کلانتری ١١ فورا به محل آمده تا تجمع كنندگان را که قریب به ٨٠٠ نفر تخمین زده میشدند مرعوب کنند و مانع پیوستن مردم بیشتری به آنها شوند. اما کارگران و همسران و فرزندانشان علیرغم اینکه توسط ماموران در محاصره قرار داشتند به حضور آنها وقعی ننهاده و در فضائی اعتراضی به تجمع خود ادامه دادند و تعدادی از مردم آزادیخواه توانستند به تجمع اعتراضی آنان بپیوندند. مردم به اشکال مختلف همبستگی خود را با تجمع اعتراضی کارگران ابراز میکردند.
تجمع كنندگان که تنها ممر درآمد و معیشت خود را از دست داده اند به بیان مشکلاتشان پرداختند. این کارگران ١٠ ماه است که هیچگونه دستمزدی دریافت نکرده‌اند و سازمان تامین اجتماعی از تمدید دفترچه‌های بیمه آنان خودداری میکند. کارگران و خانواده هایشان که بشدت در مضیقه قرار دارند یکبار دیگر خواستار بازگشت بکار فوری، تمدید دفترچه‌های بیمه تامین اجتماعی و پرداخت دستمزدهای معوقه بمدت ١٠ ماه  شدند. مسئولین فرمانداری بدنبال تماس با اداره کار و امور اجتماعی شوشتر اعلام کردند که قرار شده است به كارگران بیمه بیکاری بدهند. اما کارگران که در ابتدای سال جاری با پاره کردن و سوزاندن احکام معرفی برای گرفتن بیمه بیکاری، مخالفت شدید خود را با این تصمیم دولت و کارفرما اعلام کرده بودند، بشدت به این تصمیم اعتراض کرده و خواستار راه اندازی مجدد کارخانه و بازگشت بکار فوری خود شدند و تاکید کردند كه تا تحقق خواسته هایشان به اعتراضات خود همراه با خانواده هایشان ادامه خواهند داد.

کارگران شرکت آذین شوشتر دست به تجمع اعتراضی زدند

بنا به خبر رسیده به حزب کمونیست کارگری، روز ٥ دیماه، کارفرمای شرکت آذین شوشتر، تولید کننده محصولات غذائی مجید، اقدام به اخراج ٤٠ نفر از ٤٥ نفر کارگر واحد تولید مربا کرد. کارفرما علت اخراج کارگران را کسادی و رکود بازار اعلام کرده است. ذکر این دلیل از سوی  کارفرما  برای اخراج کارگران درحالی است که بنا به گفته کارگران این واحد، شرکت کلیه محصول تولیدی خود را فروخته و انبار شرکت  خالی از کالا است. مدیران شرکت که با اعتراض کارگران مواجه میشوند از کارگران میخواهند که برای بازگشت بکار قرارداد موقت دو ماهه امضاء کنند. اما کارگران قاطعانه با درخواست مدیران شرکت مخالفت میکنند و از امضاء قرارداد دو ماهه خودداری میکنند.
کارگران اخراجی که از ٦ تا ١٦ سال سابقه کار دارند و از بدو تاسیس شرکت در بدترین شرایط و روزانه بیش از ١٢ ساعت کار کرده اند، بر خواست بازگشت بکار بی قید و شرط پافشاری میکنند. صبح روز شنبه ٢٢ دیماه تمامی ٤٠ نفر کارگر اخراجی و بلاتکلیف واحد تولید مربا  با تجمع در اداره کار و امور اجتماعی شهرستان شوشتر خواستار بازگشت بکار بدون قید و شرط شدند. کارگران نامه اعتراضی تهیه کرده که به امضاء تک تک آنها رسیده است و جهت رسیدگی تحویل اداره کار دادند. کارگران از میان خود ٤ نفر را بعنوان نماینده انتخاب و به اداره کار معرفی کردند. با اعلام مقامات اداره کار مبنی بر اینکه حداکثر تا ده روز دیگر به مشکل کارگران رسیدگی و نتیجه را به آنان اعلام میکنند کارگران به تجمع خود پایان دادند.
مجموعا" بیش از ٣٠٠ کارگر در واحدهای تولید مربا، شربت، آبلیمو، رب گوجه، سس و نیز در قسمت نگهبانی در شرکت اشتغال بکار دارند.

کارگران کشت نيشکر دعبل در اعتراض به عدم دریافت ٣ ماه حقوق خود، آلتیماتوم اعتصاب داده اند

کارگران شرکت کشت نيشکر دعبل واقع در جاده اهواز خرمشهر از مهر ماه سالجاري تا به حال حقوق نگرفته اند، گزارش های دریافتی در روز ٢٨ دیماه حاکي از اين است که اين کارگران مقامات کارخانه را تهديد به اعتصاب نموده اند.
يکي از کارگران گفته است: کارخانه از سال گذشته تا به حال هر روزه قسمتي از آن تعطيل مي شود و اگر اين روند ادامه پيدا کند به زودي شاهد تعطيلي کامل آن خواهيم بود. وي در ادامه میگوید: مسئولين تجربه هفت تپه را پيدا کرده اند و نيروها را به صورت مقطعي اخراج مي کنند تا به راحتي بتوانند اعتراض آنان را سرکوب کنند.
وي در مورد توليد کارخانه اظهار داشت: کارخانه فقط شکر توليد مي کند که آن هم به فروش نمي رود چرا که آقا زاده ها از خارج شکر وارد مي کنند و هيچ اعتنايي به وضعيت وخيم کارگران ندارند. وي همچنین از تمامي رسانه‌ها و خبرنگاران آزاد خواست تا با نشر اين خبرها و حمايت بيدريغ در اعتصاب بزرگ که در آينده نزديک واقع خواهد شد از ما حمايت نمايند.  

 پشت صحنه بحران و افول "كمیته هماهنگی"
ناصر اصغری

اكنون كه گرد و غبار بلند شده از شمشیر زنی اعضا و دوستداران "كمیته هماهنگی برای ایجاد تشكل كارگری" بر سر "دو اساسنامه" فروكش كرده است، جا دارد كه من هم  نظرم را در باره این جریان بگویم.
به مناسبت‌های مختلف در باره بخشی از این جمع، كه خود را "جریان لغو كار مزدی" و یا "گرایش ضد سرمایه‌داری" می خواند، بحث و آنها را نقد و افشا كرده‌ایم. ضدیت كور این بخش علیه تحزب كمونیستی و كمونیسم را جلوی كارگران گرفته‌ایم. اما اینجا می خواهم به یك سئوال مشخص دیگر جواب بدهم. و آن سئوال هم این است كه چه هدف سیاسی‌ای "كمیته هماهنگی" را ایجاب و ضروری كرده بود؟! با رجوع به چند مشاهده، فاكت و گفته‌های خودشان می خواهم نشان بدهم كه گرچه اكنون محفل محسن حكیمی به درست به عنوان یك محفل ضد كمونیست و ضد حزبی انگشت نما و مورد حمله قرار گرفته است، اما این نظرات محسن حكیمی چیزی نیستند كه امروزه علنی شده‌اند و آن بخش دیگر بحث در "كمیته هماهنگی"، تازه به آن پی برده باشد! به قول یك مثل انگلیسی، "هیچ چیز تازه‌ای زیر این آفتاب سوزان وجود ندارد!" (There is nothing new under the sun) نظرات محسن حكیمی را در "كارگر كمونیست" شماره ٤ به تاریخ فوریه ٢٠٠٤ برای اولین مورد نقد قرار دادیم و افشا كردیم. گفتیم كه "با یك پدیده مضر و البته پرت و هپروتی روبرو هستیم". اما درست در تقابل با این نقد ما، كه در یك نشریه كمونیستی كارگری چاپ شده بود، خيلي ها و شايد بيش از همه رضا مقدم و ایرج آذرین زیر بغل محسن حكیمی را آگاهانه گرفتند تا تئوری‌های ضد كمونیستی او را كه تحت عنوان "لغو كار مزدي" و "ضد سرمايه داري" و ازين قبيل بسته بندي شده بود دور بگیرند. خود محسن حكیمی رقمی نبود. او هم مثل هر روشنفكر ضد كمونیست دیگری در محافل دانشگاهی سخنرانی می كرد و راه حل جلوی برنامه‌ریزان ضد كمونیست می گذاشت؛ اما او را به عمد در جاهائی كه كارگران حضور داشتند و یا رهبران سرشناسی چون محمود صالحی حضور داشتند علم كردند تا بلكه شخصیتی در مقابل تحزب كمونیستی از او درست كنند. و به نظر من مسئله فقط سر مخالفت با حزب كمونیست كارگری نبود؛ بلكه مسئله مخالفت با تلاش برای تشكل‌پذیری كارگران، حتی از نوع توده‌ای آن هم بود. (خوانندگان را به ارزیابی رضا مقدم از "كمیته پیگیری ایجاد تشكل‌های آزاد كارگری" تحت عنوان "دو استراتژی" در نشریه "بارو" شماره ٢٢ رجوع می دهم).
برای آن دسته از فعالین كارگری كه هشدارهای ما را نسبت به پدیده محسن حكیمی جدی نمی گرفتند، اولین بار واكنش این جماعت در برابر اعلام موجودیت "كمیته پیگیری" آنها را حساس كرد. اكنون كه این دوستی‌های باسمه‌ای و از سر كینه با طرف سوم، با واقعیت‌های جان سخت دیگری روبرو شده است، دارند همدیگر را افشا می كنند؛ كه "كمیته هماهنگی" را در مخالفت با "كمیته پیگیری" ایجاد كردند. دارند می گویند كه دكور "تشكل كارگری را به نیروی خود ایجاد كنیم!" مانند هر اقدام دیگر این جمع برای رد گم كردن بوده است. خود محسن حكیمی در یكی از آخرین نوشته‌های خود، "كشاكش دو رویكرد در كمیتۀ هماهنگی و راه برون رفت از آن" می گوید كه داشتیم با "كمیته پیگیری" رقابت می كردیم. محسن حكیمی در همین نوشته با صراحت می گوید كه در همان اوان تشكیل این محفل، این دو نگرش وجود داشته‌اند. یعنی دارد علنا می گوید كه اگر اكنون با همدیگر گلاویز شده‌اند، دلیل بن بستی است كه دیگر حتی دشمنی با طرف سوم هم راه حلش نیست!
*******************
چرا "كمیته هماهنگی" به یك چنین وضعیتی افتاده است؟

آنچه كه بعدها به عنوان "اساسنامه" "كمیته هماهنگی" فرموله شد، چیزی نبود كه محسن حكیمی یك روزه به اعضاي دیگر این جمع قالب كرده باشد. این ایده‌ها مدت نسبتا زیادی دست به دست می شد و حتی به دست ضد كمونیست‌ها در خارج كشور هم رسید. اما امروز به نظر می رسد كه اختلاف بر سر همان مواضعی است كه ما بارها آن را نقد كرده و در باره آن هشدار داده بودیم. كسانی كه به پیشنهاد رضا مقدم دور محسن حكیمی حلقه زدند، امروز رضا مقدم را وادار كرده‌اند كه حرف دیگری بزند. به این بپردازیم.
بالاتر گفتم كه به نظر من "كمیته هماهنگی" یك جریان پرت و عقب مانده است! اما پرت و عقب مانده بودن آن، به معنای عقب مانده بودن تمامی اعضا این جمع نیست. اگر محمود صالحی كه یك رهبر شناخته شده كارگری است و از كارگران می خواست بیانیه "كمیته هماهنگی" را امضا كنند و مثلا بیانیه را جلوی امضا كننده می گذاشت، ظاهرا داشت هدف آن را متشكل كردن كارگران توضیح می داد؛ و كدام كارگری است كه دلش برای متشكل شدن نطپد؟! من هم شكی ندارم كه محمود صالحی هدفی جز این نداشت. نه تنها بخش عظیمی از امضا كنندگان كه ادعای فعال كارگری بودن را نمی كنند و در مجامع و نشست‌های "كمیته هماهنگی" شركت هم نمی كردند، بلكه حتی بخش زیادی از فعالینی كه در این مجامع شركت هم می كردند، انتظار داشتند كه راه حلی برای تشكل و سازمان دادن كارگران را بیابند. اما همین كه وارد این جمع شدند، به مرور زمان متوجه شدند كه اتفاقا در باره همه چیز حرف زده می شود جز آن دكوری كه سرتیتر بیانیه اعلام مجودیتشان بود. محسن حكیمی این را افشا می كند. او در همان نوشته یاد شده می گوید: "در هیچ یك از مجامع كمیته و حتی جلسات هیئت اجرایی آن برای نمونه حتی یك بحث در مورد چگونگی كمك به سازمان‌یابی مبارزات كارگران مثلا برای الغای كار موقت و مطالبات نظیر آن صورت نگرفت." در نوشته های دیگر اعضا این جمع گفته‌اند كه بعد از مجمع اولیه‌شان كمتر كسی در مجامع شركت می كرده؛ و دلیل این عدم تمایل به شركت توسط این كارگران را فقط می شود حدس زد! این‌ها نه تنها چیزی در باره سازمان‌یابی كارگران نمی گفتند، بلكه برای آنها روشن می شده كه هدفشان نه ساختن "تشكل كارگری به نیروی خود" بلكه تقابل با "كمیته پیگیری" بوده است. تنها چند نفری كه مثل "لنا" حب راه حل بانك جهانی را قورت داده‌اند، هنوز درگیر كشمكش بر سر اساسنامه‌ها هستند. واقعیاتی كه "كمیته هماهنگی" را به بن بست كشانده‌اند با هیچ "اساسنامه‌ای" حل نمی شوند. به آن‌ها برگردیم.
گفتم كه فعالین نسبتا زیادی درد دیگری داشتند كه به سراغ این جمع كشیده شدند. اما وقتی كه متوجه شدند درد محسن حكیمی و طرف اصلی امروزی مقابل وی چیز دیگری است به مرور زمان آن‌ها را به حال خود رها كردند. كسی شاید بگوید "كمیته پیگیری"، "هیأت مؤسس سندیكاهای كارگری"، "اتحاد كمیته‌های كارگری"، "شورای همكاری تشكل‌ها و فعالین كارگری" و غیره هم در یك چنین موقعیتی قرار دارند. یعنی در هدف اعلام شده خود موفق نبوده‌اند. این مشاهده درست است؛ هر كدام از این مجامع با مشكلاتی روبرو شدند. اما هیچ كدام از اینها به عیانی "كمیته هماهنگی" برای مخالفت با "كمیته پیگیری" و یا جمع دیگری از كارگران اعلام موجودیت نكرد. نه تنها امروز خودشان دارند این را اعتراف می كنند، بلكه هر كسی هم كه آن زمان مسائل جنبش كارگری را دنبال می كرد، متوجه این نكته شد.
اعلام موجودیت "كمیته پیگیری" شور و شوق زیادی را در بین فعالین كارگری و كسانی كه سرنوشت جنبش كارگری را دنبال می كردند، دامن زد. اما اعلام موجودیت "كمیته هماهنگی" باعث تعجب و سرخاراندن بخش بسیار وسیعی از همین افراد شد. جمله ابهام برانگیز "در اين راستا ضمن درخواست از وزارت كار و امور اجتماعي جهت رفع موانع تشكل‌يابي كارگران و به رسميت شناختن نمايندگان مستقل كارگران جهت حضور در تمامي نشست‌هاي مربوط به تدوين قوانين مرتبط با كار..." در بیانیه اعلام موجودیت "كمیته پیگیری" به درست مورد انتقاد دوستانه زیادی قرار گرفت. معلوم شد كه با انتقادهای دوستانه و سازنده، این بند حذف گردید و فعالین "كمیته پیگیری" سمت و سوی رادیكال‌تری گرفتند و "كمیته پیگیری" با تمام ضعف‌هایش از این یك بند عبور كرد. شواهد اینكه این فعالین به اشتباه خود پی برده و از آن تبرا جوئیدن چنان زیاد است كه حتی دشمنانی چون رضا مقدم هم به آن اعتراف كرده‌اند. با این حال كسی مثل رضا مقدم با علم كردن محسن حكیمی و كشف "گرایش راست" درون جنبش كارگری، تصمیم گرفته بود كه این حركت فعالین كارگری را تخطئه كند. رضا مقدم می گوید: ""کميته پيگيرى" مستقل از اعتقاد تک تک اعضاى آن در جناح راست جنبش کارگرى قرار دارد، چرا که استراتژى گرايش راست را براى ايجاد تشکل برگزيده‌اند." و این كشف هم با كلی حرف‌های بیربط و توضیح چندین باره دوردانه "جنبش اصلاحات سیاسی" بر این مبناست كه آن جمله مزبور در بیانیه اعلام موجودیت "كمیته پیگیری" آمده بود. رضا مقدم فرق استراتژی "هیأت مؤسس سندیكاهای كارگری" با گرایش غالب در "كمیته پیگیری"، حتی با وجود آن جمله ابهام‌آور را می داند، اما تصمیم گرفته بود كه كار دیگری بكند؛ و متأسفانه رضا مقدم با طرح چنین مواضع ضدكارگری و تفرقه افكنانه كلی هم در مدح و ثنای "اتحاد طبقه كارگر" روده درازی كرده است و شعور مخاطب خود را دست كم گرفته است.
شاید كسی اعتراض كند كه مگر نمی بینید رضا مقدم و ایرج آذرین در مخالفت با محسن حكیمی چند مطلب نوشته‌اند!؟ این هم مشاهده درستی است؛ منتها این اختلاف یك سابقه فقط یك ساله دارد. در حالی كه همین نظراتی را كه محسن حكیمی امروز بیان می كند، آن‌ها را حداقل در ۵ سال گذشته علنا بیان كرده و در مطبوعات محفل رضا مقدم هم برای نزدیك به چهار سال زیر نورافكن قرار گرفتند. تا قبل از این اختلافات محفل رضا مقدم در سایت اینترنتی خود یك جای مخصوصی را به نوشته‌های محسن حكیمی، ایرج آذرین و رضا مقدم اختصاص داده بود. فقط نوشته این سه نفر را! (به لطف دعوای با حكیمی این باكس هم ناپدید شده است.) این محفل ظرفیت ضدكمونیستی و بخصوص نفرت محسن حكیمی از تحزب را تشخیص داده بود و سران این محفل اتفاقا زیر شنل ایشان مشغول جویدن ناخن‌هایشان بودند.
ما نظرات محسن حكیمی را در شماره های ٤، ۵، ٨، در همان دوران نقد كردیم. یعنی این نبود كه طرفداران نظرات آن دوره محسن حكیمی متوجه نظرات راست وی نشده بودند، بلكه به نظر من عمدا برای تقابل با رشد گرایش سوسیالیستی در بین كارگران و سنگ اندازی سر راه تشكل‌پذیری آنها با او همدست شدند. اكنون چرا رضا مقدم با او گلاویز شده است را باید كمی توضیح داد.
رضا مقدم و ایرج آذرین گفته بودند كه انقلابی‌گری و سوسیالیسم ایده‌هائی هستند كه به گذشته تعلق دارند. ایرج آذرین رسما در بخش دوم كتاب خود، "چشم انداز و تكالیف" گفته است كه جنبش كارگری باید وزن خودش را پشت سر یكی از جناح‌های بورژوازی بیاندازد و او "بانك جهانی پول" را توصیه می كند؛ و از قبل هم می گوید كه دارد "نپ"بازی در می آورد. رضا مقدم در دوره جدائی خودش از حزب كمونیست كارگری در سال ٩٩ گفته بود: "آنهایی كه چشم انداز اوضاع را به طرف انقلاب می بینند به وجود جنبش دوم خرداد و گسیختگی در بالا استناد می كنند. همانطور كه قبلا هم گفتم پیشروی و موقعیت دوم خرداد پیروزی بورژوازی ایران است. اگر چه ظاهرا پیشروی و موفقیت این جنبش گسیتختگی و اختلاف حاد در رژیم اسلامی ایجاد می كند اما این گسیختگی ها بطرف انهدام و سرنگونی رژیم اسلامی حركت نمی كند بلكه بطرف تطبیق رژیم اسلامی با یك رژیم متعارف بورژوایی و استحكام بیشتر حركت می كند." ایرج آذرین هم در كتاب یاد شده گفته بود و رضا مقدم هم از آن دفاع كرده بود كه: "از نظر سیاسی حذف خونین نیروهای چپ و كمونیست از صحنه سیاسی ایران و اختناق سیاسی كه قریب به دو دهه در ایران حاكم است، تفكر سیاسی چپ در جامعه را بشدت تضعیف كرده است. سركوب شوراهای كارگری، محروم كردن طبقه كارگر از نسل با تجربه رهبرانش، در سالهای انقلابی ۵٨ ـ ٦٠ و همچنین فقر و فلاكتی كه در ده سال اخیر مستقیما به پسروی سیاسی طبقه كارگر منجر شده همه و همه موقعیت بورژوازی ایران در مقابل طبقه كارگر را بشدت تقویت كرده است. بورژوازی ایران اكنون احساس تهدیدی از جانب جنبش ضدكاپیتالیستی طبقه كارگر نمی كند و لذا از نظر سیاسی حكمت سیاسی‌ای برای "دولت سرمایه" نمی بیند." گرچه طبیعت تئوری‌های ضد كارگری محسن حكیمی و رضا مقدم یكی نیستند، اما تا جائی كه به ضدیت با رادیكالیسم كارگری بر می گردد، در یك سنگر شمشیر می زنند؛ و این رفاقت آنها را بر علیه هر جنب و جوش رادیكال كارگری به آغوش هم می اندازد. به خودشان هم مدال می دادند كه گویا دارند از گرایش چپ جنبش كارگری در برابر گرایش راست آن دفاع می كنند.
اما دیری نپائید كه معلوم شد "تفكر سیاسی چپ در جامعه بشدت ضعیف" نیست! و امروز چه كسی است كه از رضا مقدم قبول كند كه "گسیختگی رژیم بطرف انهدام و سرنگونی رژیم اسلامی حركت نمی كند بلكه بطرف تطبیق رژیم اسلامی با یك رژیم متعارف بورژوایی و استحكام بیشتر حركت می كند."؟ حتی بنگاه‌های املاك معاملاتی تورنتو كانادا هم دارند می گویند كه سران رژیم اسلامی دارند برای فرارشان برنامه می ریزند. وقتی كه گرد و غبار خاتمی و "جنبش اصلاحات سیاسی" وی خوابید و معلوم شد كه هر كسی كه بر علیه تحزب كمونیستی بایستد و ایده سوسیالیسم را مسخره كند، در بین فعالین كارگری انگشت نما می شود. و رضا مقدمی كه با فاتحه كمونیسم و تحزب كمونیستی از حزب كمونیست كارگری ایران جدا شده بود، مجبور شد بیانیه "بسوی حزب" بنویسد. و گرچه این بیانیه از مواضع پرو "صندوق بین المللي پول" محفل آذرین ـ مقدم عدول نكرده است، اما همین كه این بیانیه را صادر كرده و دارند می گویند كه تشكیل حزب ضروری شده است، نشان از فشاری است كه جنبش كارگری و انقلابی بر او وارد كرده است. همه این‌ها به بحث ما ربط دارد؛ چرا كه همین كسانی كه به توصیه رضا مقدم دور محسن حكیمی و تئوری‌های ارتجاعی وی گرد آمده بودند، دیگر شرایط را آنطور كه رضا مقدم و ایرج آذرین توصیف كرده بودند، نمی بینند. بعد از همه این‌ها، این محفل مثل همه ابن‌الوقت‌ها شروع به نوشتن "بسوی حزب" كردند و تازه شروع به انتقاد از كسی می كند كه تزهایش در بین فعالین كارگری سال‌هاست كه منفورند.

اكنون چه؟

وقتی "كمیته پیگیری برای ایجاد تشكل‌های آزاد كارگری" اعلام موجودیت كرد، رضا مقدم كه نفرتی كور و غیرسیاسی از حزب كمونیست كارگری دارد، صرفا به این دلیل كه این حزب یكی از اولین جریانات منبع این خبر بود، این تجمع فعالین كارگری را تخطئه كرد و شروع به حمله به آن كرد. او در یكی از سمینارهای پالتاكی خود "نوید" می داد كه در برابر "راست‌های جنبش كارگری"! به زودی تشكل چپ‌های جنبش كارگری اعلام موجودیت خواهد كرد. و این هم سرنوشت "چپ‌های جنبش كارگری"!
توصیه من به تمامی كسانی كه اسمی از ایرج آذرین و رضا مقدم شنیده‌اند، این است كه قبل از این كه از در مخالفت با هر كس دیگری از سر تئوری‌های این محفل در آیند، یكبار دیگر به دقت به مواضع ایشان نگاهی بیندازند تا ببیند كه چگونه با سر كار آمدن خاتمی آب از لب و لوچه این دو نفر سرازیر شد و با رقص "جنبش اصلاحات سیاسی" به پیشواز او رفته و فاتحه كمونیسم و رادیكالیسم را خواندند؛ و چگونه كارگران را به قبول راه حل "بانك جهانی پول" فرامی خواندند. رضا مقدم و ایرج آذرین در تمام این مدت یك تنفر باور نكردنی علیه رادیكالیسم كارگری به نمایش گذاشته‌اند كه آنها را مجبور كرده است ضد كارگری ترین مواضع را اتخاذ كنند.
جائی منصور حكمت می گوید كه كارگر در مقابل كسی كه بی خود قربان صدقه‌اش می رود، باید مواظب جیبش باشد تا مداح آن را نزند. یك كلاه‌برداری‌ای در كار است. در مورد "كمیته هماهنگی" هم موضوع از همین قرار است. از همان ابتدا همه چیز آن باسمه‌ای بود. برای آن كه بگویند خیلی كارگری هستند، "در آستانه اول ماه مه" اعلام موجودیت كردند. اسم بیانیه اعلام موجودیت خود را و آن هم در تقابل با یك جمله از بیانیه اعلام موجودیت "كمیته پیگیری" گذاشتند، "تشكل كارگری را با نیروی خود ایجاد كنیم!" در مقابل این كلاهبرداری‌ها انسان‌های زیادی هشدار دادند. انسان‌های زیادی به درست اصلا "كمیته هماهنگی" را جدی نگرفتند. اما حتی اگر دو تا كارگر هم در برابر گازهای ناشی از خرابكاری‌های این جمع قرار گرفته‌اند باید به كمكشان رفت و دستشان را گرفت. "كمیته هماهنگی" در پایان كار خود است، اما آیا كسانی كه با توصیه‌های رضا مقدم و محسن حكیمی به پیشروی جنبش كارگری ضربه وارد می كردند، باز در سنگر آن‌ها شمشیر خواهند زد؟ این سئوالی است كه باید منتظر ماند و دید.
١٩ ژانویه ٢٠٠٨
چند تاکيد بر سر مبارزه بر سر خواست افزايش دستمزدها
شهلا دانشفر
آخر سال است و بحث بر سر تعيين ميزان حداقل دستمزد سراسري کارگران موضوعي است که هم اکنون در دستور حكومت  قرار گرفته است. امسال زود تر از هر سال رژيم اين موضوع را در دستور گذاشت و از اواخر آذر ماه بود که جمهوري اسلامي "ستاد مزد" را تشکيل داد. در اين مدت بنا به سنت هر سال رايزني ها و فضا سازي هاي بسياري شروع شده است. بحث هاي بسياري بر سر تناسب دستمزد با تورم٬ نرخ تورم٬ نرخ سبد هزينه کارگران و خط فقر به ميان آمده است. در گزارشي در همين هفته اخير دست اندركاران حكومت از خط فقر ٤٧٠ هزار تومان صحبت ميکند. اين در حاليست که همه کس به روشني ميدانند که در همين سه ماه اخير قيمت ها حداقل سه برابر افزايش يافته است. بگذريم که خود سخنگويان جمهوري اسلامي بنا به مصرف سياسي در هر زمان از يک مبلغ متفاوتي بعنوان خط فقر و نرخ تورم و غيره سخن ميگويند. مبالغي دلبخواهي که هيچ ربطي به شرايط واقعي زندگي کارگر و قيمت هزينه ها ندارد. از جمله در همين دوساله مقامات جمهوري اسلامي از ارقامي چون ٣٠٠ هزار تومان يا ٦٥٠ هزار تومان و غيره بعنوان خط فقر صحبت کرده اند. اما حتي اگر قبول كنيم كه خط فقر از اين حدود بيشتر نيست و هركدام از اين ارقام را كه قبول كنيم، حداقل دستمزدي كه همين ها براي كارگران تعيين كرده اند ١٨٠ هزار تومان است كه چندين برابر از هركدام از اينها كمتر است. اين يك نكته كليدي در مورد مساله دستمزد كارگران است.

نفس اينکه دست اندركاران حكومت اسلامي هر سال ناگزيرند بنشيند و مبنايي براي ميزان حداقل دستمزد کارگران براي سال آتي تعيين کند. خود نشاني از پيشروي ماست و چيزي است که در نتيجه مبارزات کارگران به آن تحميل شده است. هر سال حكومت در چنين مقطعي ناگزير است رودرو با کل طبقه کارگر و به يک معني با کل جامعه به چشم کارگران نگاه کند و بگويد سطح دستمزدت چيست. اين خود بيش از بيش تقابل آشکار رژيم اسلامي با کارگران و کل جامعه را به نمايش ميگذارد و سنگربنديها  بر سر تعيين دستمزد بعنوان تعيين بهاي نيروي کارگر شکل ميگيرد.

واقعيت اينست که ميزان حداقل دستمزد کارگر شاخصي است که نه تنها دستمزد كارگران شاغل، بلكه سطح پايه حقوق بازنشستگي و كلا امكان و عدم امكان و نحوه قرار گرفتن زير پوشش تامين اجتماعي (در همان حد ناچيزي كه هست) را روشن ميکند. از اينرو دخالت فعال رهبران کارگري در اين کشاکش نقش تعيين کننده اي دارد. در اين مقطع از سال بيش از هر وقت ميتوان کل جنبش کارگري و در واقع کل جامعه را به مساله معيشت و سطح استانداردهاي زندگي متوجه کرد و توقعاتي را به ميان کشيد. ميتوان مبارزه اي متحد حول خواست افزايش فوري ميزان حداقل دستمزدها شکل داد. و ميتواند فرصتي باشد براي سازمان دادن جنبش اعتراضي در برابر تعرض هر روزه رژيم .  بايد اين فرصت را دريافت.

چرا خط فقر؟

وقتي از سطح دستمزد کارگر سخن به ميان مي آيد فورا از مبناي خط فقر و بدتر از آن حتي خط بقا صحبت ميشود. اولين مساله اينست که در مبارزه براي افزايش ميزان حداقل دستمزد ها بايد اين ذهنيت و تصوير از کارگر و حق و حقوق او را پاك كرد. بايد با اين تصوير كه گويا حداقل دستمزد كارگر بايد حول و حوش خط فقر باشد را دور انداخت و اجازه نداد كه حكومت فقر و نكبت اسلامي در بهترين حالت ما را در حاشيه خط فقر زمين گير كند

خوشبختانه جنبش کارگري امروز با مبارزاتش به درجه زيادي به اين راه گام گذاشته است. سال گذشته در اول مه بود که ديديم کارگران با شعار "ما کار ميکنيم که زندگي کنيم٬ زندگي نمي کنيم که کار کنيم" به زيباترين شکلي انتظار و توقع بالاي كارگران را به نمايش گذاشت و ابعاد گسترده توحش و استثمار سرمايه داري را مورد نقد قرار داد. معلمان نيز در اعتراضاتشان همواره بر اينکه نميخواهند زير خط فقر زندگي کنند و با شعار نماينده مجلس يک ميليون٬ معلم ٦٠ هزار اساس اين تبعيض و نابرابري را مورد اعتراض قرار داده اند. اما اين سطح از توقع هنوز به پلاتفرم و برنامه اي روشن و اقدام معين و گسترده در ميان كارگران تبديل نشده است. هنوز اين كارگران نيستند كه بحث و گفتمان دستمزد را شروع ميكنند و به آن جهت ميدهند. هنوز وقتي بحث بر سر ميزان حداقل دستمزدها ميشود٬ اين دولت و پادوهاي مزدورش خانه کارگر و شوراهاي اسلامي هستند که خط و سياست و جهتت اين گفتمان را شكل ميدهند. براي اينها نرخ تورم و سبد هزينه کارگر ارقامي است که با آن بتوانند سنگ مبنا را روي همين وضع فلاکت موجود سوار کنند و وقتي هم از سبد هزينه کارگر صحبت ميکنند نهايت آن مبلغي حدود ٢٠٠ هزار تومان است که حتي هزينه مسکن کارگر را هم تامين نميکند. اينجاست که به روشني ميتوان ديد که هنوز رهبران چپ و راديکال کارگري حرف خود را در اين عرصه مهم از جنبش کارگري نزده اند. عرصه مهمي که اتفاقا اگر در آن کارگر قدرتمند و با انتظارات روشن جلو بيايد ديگر دولت و کارفرما بخود اجازه نميدهد که چنين تهاجمي گسترده اي را بر زندگي کارگر و بر کل جامعه وارد کند. همه حرف من اينست که گفتمان بر سر دستمزد را بايد ما کارگران خودمان شروع كنيم و دامن بزنيم. بايد اعلام کرد که خط فقر نه٬ خط بقا نه اين بساط را جمع کنيد. کارگر همچون يک شهروند جامعه حق زندگي و معاش دارد و بايد برابر با استانداردهاي امروز جامعه بشري٬ متناسب با رشد تکنولوژي و بار آوري کار بتواند از زندگي خوب و شايسته برخوردار باشد. بايد همان حرف و اعتراض كارگران و معلمان را كه به حقوق چند ميليوني نمايندگان و وكلا از يك طرف و دسمتزد ناچيز خود اعتراض دارند را به بحث جامعه تبديل كرد. بايد ذهنيت جامعه را از كارگر و انتظار كارگر عوض كرد. ممکن است گفته شود که توازن قوا اجازه نميدهد. نميشود. از اين حرفها زياد گفته ميشود. اما سخن من اينست که ما نبايد تصوير بورژواها و دولتها را از كارگر بپذيريم. بايد با اين تصوير در جامعه مقابله كنيم. بايد سطح توقع را روشن کرد. بايد در مقابل همه اينها که وقتي از دستمزد کارگر سخن ميگويند فورا سراغ خط فقر ميروند ايستاد و بعد تمام نيرو خود را گرد آورد و ديد که توازن قوا چيست و چه سطحي از دسمزد را ميتوان تحميل کرد. بطور واقعي اينجا يک جنگ است. کارگر که نيروي کارش را بفروش ميرساند و سرمايه دار که اساس نظام و ثروتش بر سودجويي استوار است. راهي جز به آخر بردن اين جنگ و اين کشمکش نيست.

براي ميزان حداقل دستمزد بايد مبلغ تعيين کرد
همين سه سال پيش بود که کارگران با اعلام اينکه ما امروز در قدم اول خواهان حداقل ٤٥٠ هزار دستمزد هستيم اما دستمزد ما بايد چندين برابر آن باشد٬ دادند. امروز نيز کارگران ميتوانند با يک محاسبه ساده  تعييين کنند که بطور مثال امروز در قدم اول دستمزد آنها چقدر بايد باشد و مبارزه متحد براي بهبود دائمي سطح دستمزدهايشان را امر هر روزه خود قرار دهند.

يک بحث رايج بر سر ميزان حداقل دستمزد افزايش دستمزدها به نسبت ميزان تورم است. اما وقتي به واقعيت شرايط کارگران در ايران نگاه ميکنيم٬ به روشني مشخص ميشود که اين فورمول قبل از اينكه پايه دستمزد چندين برابر تورم افزايش يافته باشد، هيچ دستاوردي براي كارگران ندارد. از همين رو حتي دولت و شوراهاي اسلامي نيز مخالفت چنداني با اين خواست نشان نميدهد. علت هم روشن است.  يك بچه دبستاني هم ميفهمد كه دستمزدي كه اساسا و با فاصله بسيار زير خط فقر قرار دارد را هرچه هم با دقت به نسبت تورم افزايش دهيد بازهم هميشه زير خط فقر باقي ميماند. ميزان امروز دستمزد کارگر در ايران هيچ ربطي به تورم ندارد که مبنايي باشد براي افزايش آن به ميزان تورم. به اين معني که ١٨٠٠٠٠ تومان حداقل دستمزد کنوني کارگر بطور واقعي حداقل يک هفتم   رقمي است که امروز کارگر با آن بتواند حتي در همان سطح خط فقر زندگي کند. بنابراين ابتدا بايد اين مبلغ را حداقل به يک ميليون تومان در ماه افزايش داد تا بعد معادله رشد تورم را به آن اضافه کرد. آنوقت حتي اگر ميزان نرخ تورم تعيين شده توسط دولت را هم بپذيريم افزايش دستمزد به ميزان تورم معني پيدا ميکند. اما امروز طرح مساله به اين شکل پوچ است و بايد در مقابل آن ايستاد. از همين روست که ما هميشه بر ضرورت فوري اي براي تعيين حداقل دستمزدها تاکيد کرده ايم و خوشبختانه اين خود نيز دارد  به جنب و جوشي در درون جنبش کارگري  تبديل ميشود. از سوي ديگر در شرايطي که کارگر از حق تشکل خود محروم است. از بالاي سرش دستمزدش را تعيين ميکند٬ عدم دخالت ما در تعيين ميزان حداقل دستمزدها چيزي جز تن دادن به اين بردگي و سپردن تعيين شرايط کار به دولت و مزدوران خانه کارگر و شوراهاي اسلامي نيست. از همين رو بايد اين موضوع را به مساله فوري مجامع عمومي کارگري تبديل کرد. بايد کارگران اعلام کنند که ما خودمان بعنوان يکطرف مذاکره بايد دستمزد خود را تعيين کنيم. بايد رسما حق اعتصاب كردن و حق تشكل و حق انتخاب نماينده و حق قرار داد جمعي داشته باشيم. بدون عملي كردن اينها حكومت و صاحبان سرمايه كه همه از يك جنس هستند با دست باز چيزي را بعنوان دستمزد براي ما تعيين ميكنند كه سودهاي كلان و عظيمشان را تضمين كند. و آن چيزي جز راندن ما به خط فقر و نقطه بقا نخواهد بود. مبارزه بر سر دستمزد براي كارگر حياتي است. و بايد با تمام توان بخشهاي هرچه وسيعتري از كارگران را در اين مبارزه فعال كرد و با خط و جهت روشني به پيش رفت.
نگاهي به حرکت اعتراضي کارگران سما در قروه و نقطه قوت هاي آن
شهلا دانشفر

يک حرکت اعتراضي مهم کارگري در دو هفته اخير٬ حرکت اعتراضي کارگران سما در قروه بخاطر دستمزدهاي پرداخت نشده شان بود. حرکتي که بطور واقعي انعکاسي از پيشروي هاي جنبش کارگري است. در اين حرکت اعتراضي کارگران توانستند با پافشاري خود کارفرما را وادار کنند که نيمه شب به محل تجمع آنها برود و دستمزدهاي پرداخت نشده شان را بپردازد. در اين حرکت اعتراضي بار ديگر کارگران توانستند گوشه کوچکي از قدرت اتحاد و مبارزه شان را تجربه کنند. در شرايطي که پرداخت نکردن دستمزد به يک نرم معمول در مراکز مختلف کارگري تبديل شده است٬ در شرايطي که دست کارفرما براي هر گونه زورگويي و تعدي به کارگر کاملا باز گذاشته شده است٬ نحوه پيشبرد مبارزه كارگران سما در قروه يک الگوست.  نگاهي به اين حرکت اعتراضي و نقطه قوت هاي آن ميتواند درسهاي باارزشي براي مبارزات کارگري در بخش هاي مختلف کارگري داشته باشد:

کارگران سما فريب وعده و وعيد کارفرما را نخوردند
کارگران سما در قروه براي دريافت ٥ ماه  دستمزد پرداخت نشده خود تجمعات اعتراضي پي در پي داشتند. به آنها قول داده شده بود که روز ١٥ دي طلبهايشان را پرداخت خواهند کرد. اما در روز موعود وقتي کارگران ديدند که  نه تنها خبري از پول نبود بلکه آنها را تهديد به اخراج ميکنند٬ تصميم به تجمع در مقابل اداره کار گرفتند. در آنجا نيز به کارگران پاسخي داده نشد و جالب اينجاست٬ در حاليکه کارفرما دستمزد کارگران را پرداخت نکرده است٬ طبق معمول٬ آنها کارگران را به اتخاذ راههاي قانوني حواله داده و مورد تهديد قرار ميدادند.  اما کارگران در مقابل دسيسه هاي اداره کار و کارفرما براي متفرق کردن صفوفشان ايستادند و در آخر نيز متحدانه صورتجلسه اي را امضا کردند و اعلام کردند که تا دستمزدشان را دريافت نکنند٬ به اعتراضشان پايان نخواهند داد و با تاکيد بر حمايت متحد از نمايندگانشان٬ عملا راه هرگونه توطئه اي از سوي دولت و کارفرما را برعليه خود بستند. در طول اين حرکت اداره کار در همدستي با کارفرما٬  تمام تلاش خود را کردند که با وعده و وعيد دادن کارگران را  سربدوانند و با خريدن وقت براي خود در ميان صفوف کارگران تفرقه ايجاد کنند. اما کارگران همچنان  به اعتراض متحد شان ادامه دادند و در ١٨ دي بود که اعلام کردند اگر دستمزدشان پرداخت نشود در مقابل کارخانه به تجمع خود ادامه خواهند داد و شب را به صبح خواهند رساند. و عليرغم سرماي شب در محل ماندند. تحت فشار اين اعتراضات مدير كارخانه وادار شد  ساعت دوازده شب٬ به محل برود و دستمزد کارگران را بپردازد. اين يک پيروزي بزرگ براي کارگران سماست و بطور واقعي امروز اين کارگران در موقعيت بسيار قدرتمند تري قرار دارند که نه تنها اجازه نميدهند که پرداخت دستمزدشان به تعويق افتد. بلکه ميتوانند براي بهبود شرايط کار خود و از جمله با خواست افزايش دستمزدها به ميدان آيند. 

مجمع عمومي ظرف اتحاد کارگران سما در قروه
يک نقطه قوت مهم کارگران سما اتکا به مجمع عمومي در طول حرکت اعتراضي خود بود. در اين حرکت اعتراضي کارگران در مجمع عمومي خود صورتجلسه ميکنند که متحدانه به مبارزه خود ادامه بدهند٬ از نمايندگانشان حمايت کنند و همين کار را کردند. روز ١٦ دي کارگران با برپايي مجمع عمومي در مورد نحوه ادامه اعتراضشان تصميم گيري ميکنند و با تصميمي جمعي و مشترک، خواست خود را بصورت نامه اي تنظيم کرده و به استانداري کردستان ميفرستند و  بر روي گسترش اتحاد و همبستگي خود بصورت ايجاد صندوق همبستگي مالي و حرکت متحد و مصمم تا رسيدن به خواسته هايشان تاکيد ميکنند.

بدين ترتيب در حرکت اعتراضي کارگران سما در قروه٬  نقش برجسته مجمع عمومي کارگران در متحد کردن و متحد نگاه داشتن آنها در مبارزه شان٬ در تصميم گيري بر سر چگونگي پيشبرد قدرتمند حرکت اعتراضي خود و مقابله با دسيسه هاي کارفرما را آشکارا ميتوان ديد. با اتکا به مجمع عمومي است که کارگران سما در قروه  قدرت خود را بازيافته و متحد و مصرانه مي ايستند و پيروز ميشوند.
 
واقعيت اينست که هم اکنون وقتي به اعتراضات کارگري نگاه ميکنيم٬ شاهد اين هستيم که  مجمع عمومي کارگري شکلي سازمانيافته تر و قدرتمندتر بخود گرفته است. يک نمونه ديگر از چنين مبارزاتي٬ مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه است. تا جاييکه ديديم کارگران نيشکر هفته تپه در بيانيه ٦ ماده اي خود اعلام داشتند که ميخواهند خودشان بر سرنوشت و شرايط کارشان حاکم باشند و براي اين کار هر پنجشنبه مجمع عمومي خود را تشکيل خواهند داد و اين را حق مسلم خود ميدانند. و اين خود گام جديدي در تثبيت مجمع عمومي کارگري بعنوان نطفه پايه اي تشکل واقعي کارگري بود. و امروز در حرکت کارگران سما در قروه قدرت و مکان مجمع عمومي کارگري را بخوبي شاهد هستيم. اکنون کارگران سما در قروه در يک قدمي تثبيت مجمع عمومي خود بعنوان نطفه پايه  براي ايجاد تشکل واقعي خود هستند. بايد اين دستاورد را تثبيت کرد. مجمع عمومي کارگري نقشي کليدي در متحد کردن صفوف اعتراض کارگران دارد٬ بايد نقش آنرا دريافت. با توجه به پيشروي هاي تا کنوني امروز بهترين شرايط است براي تثبيت مجامع عمومي کارگري بعنوان يک ظرف پايدار و يک تجمع منظم دائمي کارگران در مراکز کارگري است. بايد وجود آنرا به دولت تحميل نمود.  بايد براي اين خيز برداشت.

اگر به خواستهايمان پاسخ ندهيد با خانواده ها خواهيم آمد
يک بند نامه اعتراضي کارگران سما در قروه تهديد به ادامه اعتراضشان با اتکا به نيروي خانواده هاست. اين خود يک پيشروي ديگر در جنبش کارگري است که نه تنها در اعتراض کارگران سما در قروه بلکه در بسياري از اعتراضات کارگري آنرا از زبان کارگران ميشنويم و به درجه اي که اين اعتراضات ابعاد اجتماعي پيدا کرده است و از محدوده کارخانه بيرون آمده و به نيروي اجتماعي و در راس آن خانواده ها متکي شده است٬ جايگاه و اهميت دخالت خانواده هاي کارگري در پيشبرد قدرتمند اعتراضات کارگران برجسته تر شده است. در اعتراضات کارگران نيشکر هفته تپه نيز ديديم که کارگران وقتي ميخواستند کارفرما را تهديد کنند ميگفتند ما امروز ٥ هزار کارگر هستيم که با خانواده هايمان بيش از پانزده هزار نيرو خواهيم بود و تمام شهر شوشتر به حرکت در خواهد آمد و ديديم که اين يک فشار واقعي بر کارفرما و دولت بود. اکنون کارگران سما در قروه اين را بصورت يک اولتيماتوم در نامه شان به استانداري مينويسند و اين خود نشانگر درجه هوشياري رهبران اعتراضي کارگران سما در قروه و تاکيدي ديگر بر پيشروي جنبش نوين کارگري در ايران است.

تلاش کارگران سما در قروه در جلب حمايت جامعه
يک مشخصه امروز اعتراضات کارگري و در کل اعتراضات مختلف در سطح جامعه خبر رساني و تلاش براي جلب حمايت جامعه و بعضا در سطح بين المللي است. اين يک مشخصه مهم از رشد جنبش کارگري است. اين را در مبارزه کارگران سما در قروه نيز ميتوان ديد. شب ١٨ دي هنگاميکه کارگران سما در قروه در مقابل كارخانه تجمع كرده بودند٬ در سراسر شهر خبر تجمعشان ميچرخيد. با "اس ام اس" هایی با مضمون اينکه "آیا میدانید در این سرمای سرد کارگران مجتمع سما به خاطر ندادن پنج ماه حقوق در این شب سرد در جلو کارخانه تحصن نموده اند، جهت حمایت از آنان بشتابیم" و با تاکيد بر اينکه اين خبر را به هر جا که ميتوانيد ارسال کنيد، بخش زيادي از مردم را از اعتراض خود با خبر كردند.  بدين ترتيب در اين حرکت اعتراضي کارگران سما با اتکا به مجمع عمومي خود و با مبارزه متحدشان و با اولتيماتوم بر به ميدان آوردن نيروي خانواده ها و انعکاس اجتماعي حرکتشان به عنوان يک نيروي قدرتمند در مقابل مديريت ايستادند و پيروز شدند. زنده باد کارگران سما در قروه.
شما بهيچوجه نماينده معلمان نيستيد!

خاتون آباد را هرگز فراموش نميكنيم
كاظم نيكخواه


امروز ٤ بهمن سالروز كشتار كارگران خاتون آباد توسط حكومت اسلامي است. اين روز و اين تهاجم و نام كارگران جانباخته را فراموش نميكنيم. چهار بهمن يكي از روزهايي است كه در هر تجمع و هر اعتراض و هر مناسبتي آنرا بياد مي آوريم. عكس كارگران جانباخته را بزرگ ميكنيم و بر سردست ميگيريم. جمهوري اسلامي و همه دست اندركارانش بايد بدانند كه نميتوانند گريبان خودرا از اين پرونده خلاص كنند. چهار بهمن به يكي از روزهاي شاخص در جنبش كارگري در ايران تبديل شده است. بايد توضيح دهند. بايد تاوان اين جنايت و همه جناياتشان را بپردازند. بايد عاملين و آمرين اين حمله را معرفي كنند. فراموش كردني در كار نخواهد بود. بخاك و خون كشيدن كارگر حق طلب جنايت ساده اي نيست. چهار سال پيش در چنيني روزي يعني در ٤ بهمن ١٣٨٢ نيروهاي حكومت اسلامي از زمين و هوا به تجمع كارگران خاتون آباد و خانواده هايشان در شهرك بابك شهر حمله كردند. كارگران خاتون آباد به اخراج دسته جمعي خود اعتراض داشتند. يك هفته پيش از آن در خاتون آباد نيز مورد حمله قرار گرفته بودند و يكي از آنها جان باخته بود. جمع شده بودند تا از نان شبشان، از زندگيشان دفاع كنند. جمع شده بودند تا مانع اين شوند كه بدون هيچ تامين و كار و پولي به خيابان پرتاب شوند. چهارم بهمن شاخص تمام جناياتي است كه اين حكومت در تمام طول حياتش عليه كارگران مرتكب شده است. نام كارگران جانباخته يعني رياحي، مومني، مهدوي، جاويدي و يك دانش آموز بنام پوراميني از نامهايي است كه براي هميشه در تاريخ جنبش اعتراضي در ايران ميماند. جنبش كارگري طي چهار سال گذشته تاكنون پيش آمده است. حق اعتصاب كردن و اعتراض كردن و مبارزه كردن را عملا و در نبردي سخت و سترگ  به اين حكومت تحميل كرده است. امروز روزي نيست كه كارگران در كارخانه و شهر و منطقه اي دست به مبارزه و راهپيمايي و اعتراض نزنند. اين پيشروي جنبش كارگري بي ترديد ادامه خواهد يافت. و تا جايي پيش خواهد رفت كه شاهد اين باشيم كه جانيان بابك شهر و خاتون آباد در پيش چشم مردم به محاكمه كشيده شوند. اين را ميليونها كارگر معترض و به جان آمده تضمين خواهند كرد.


***
شما بهيچوجه نماينده معلمان نيستيد!

در وب لاگ كانون صنفي معلمان ديدم كه اين كانون نيز به كاروان "انتخابات" دور هشتم مجلس اسلامي پيوسته است و آقاي محمود بهشتي دبير اين كانون خودرا در ليست "اصلاح طلبان حكومتي" كانديد كرده است. البته ايشان در اين رابطه توضيح جالبي دارد. وقتي مصاحبه كننده كه از خود "كانون صنفي.." است مي پرسد " آقای بهشتی اسم شمادرلیست اصلاح طلبان انتخابات مجلس هشتم درسایت امروزآمده است، آیا شما نامزد انتخابات مجلس هشتم هستید؟" ايشان جواب ميدهد "آوردن اسم من درلیست، کارخوداصلاح طلبان بوده است. ممکن است اصولگرایان هم اسم مرا درلیست خود بیاورند، واین منع قانونی ندارد" ايشان دارد آشكارا ابراز تمايل ميكند كه جناح ديگر حكومت يعني جناح راست هم اسم ايشان را در ليستشان بياورند! و جالب تر اينست كه بهشتي اين اقدام را با آوردن شعري از سعدي يك "تلاش واقع بينانه" مينامد. ايشان مجوز شركت در انتخابات در كنار جناحي از حكومت را هم قبلا ظاهرا در يك نظر سنجي از تعدادي از معلمان تهران گرفته است. و ميگويد اكثريت معلمان در نظر سنجي به شركت در انتخابات موافقت كرده اند. اينكه اين معلمان چه كساني هستند و تحت چه شرايطي و چگونه نظر سنجي شده اند بماند.

هيچكس نيست كه نداند آنچه بنام انتخابات در حكومت اسلامي عنوان ميشود يك نمايش مسخره است كه حتي بخشهايي از خود دست اندركاران ديروز و امروز حكومت نيز صدايشان در آمده است. وقتي كسي پايش را به اين نمايش ميگذارد اگر از خود حكومت نباشد، ميداند كه به چيزي دست نخواهد يافت و صرفا دارد به نحو ذلت باري وفاداريش را به حكومت نشان ميدهد. آقاي بهشتي هم دقيقا دارد همين كار را ميكند. دارد اعلام ميكند كه ربطي به معلمان معترض و حق طلب ندارد. دارد اعلام ميكند كه ربطي به حدود ٤٠ هزار معلمي كه در همين سال گذشته دست به تظاهرات زدند و به وضعيت خود اعتراض كردند ندارد. ربطي به كارگراني كه سه سال پيش مراسم انتخاباتي رفسنجاني را با شعار دادن و اعتراض كردن به هم زدند ندارد. ربطي به هيچ جنبش اعتراضي در جامعه ندارد. حتي از به اصطلاح "اصلاح طلبان حكومتي" هم راست تر و به حكومت وفادار تر است. واقعا جاي شرم دارد كه در حاليكه معلمان بيش از سه سال است با تجمعات خود خواستهاي پايه اي شان را مطرح ميكنند و جوابي جز اخراج و زندان و ضرب و شتم و توهين نگرفته اند، و درست در همان روزهايي كه عليرضا هاشمي دبير سازمان معلمان را به سه سال زندان محكوم ميكنند، و تعداد ديگري حكم تبعيد و اخراج و زندان گرفته اند، كسي كه خود نيز روزي يكي از قربانيان سركوب حكومت بوده است بيايد و بنام معلمان و گويا براي پيگيري خواستهاي معلمان پايش را در لجنزاري شناخته شده بگذارد و بعد هم براي توجيه اين خرابكاريش تئوريهاي شكست را فرموله كند. البته از آقاي بهشتي در حين همان مبارزات و اعتراضات پرشور معلمان نيز از اين چشمه ها ديده بوديم و اين حركت ايشان و كانون صنفي في البداهه و خلق الساعه نيست. اما در جامعه اي كه مردم و از جمله معلمان به انحاء مختلف هرروز دارند نفرت و انزجار خودرا از حكومت ابراز ميكنند، اين حركت ديگر پا گذاشتن روي يك خط قرمز است. آقاي بهشتي بايد مطمئن باشد كه داشتن كارت سردبيري "كانون صنفي معلمان" مجوزي براي حركتهاي راست روانه و مماشات جويانه با توحش اسلامي حاكم آنهم با پشتگرمي اينكه "معلمان با من هستند" نيست. بلكه همان معلمان تهران حساب خودرا بلافاصله از ايشان و كانون كذايي شان كاملا و تاكيد ميكنم كاملا جدا خواهند كرد. در اين نبايد ترديدي داشت. مضحكه انتخاباتي حكومت تنها شايسته تمسخر و بايكوت و به هم زدن است و كارگران كه معلمان هم جزئي از آنها هستند اين را در موارد مختلف در سالهاي اخير بارها نشان داده اند كه موضع قلبي شان اينست و با همين معيار هر شخص و هر تشكلي را ارزيابي ميكنند. حرف دل معلمان همان است كه در اجتماع دهها هزار نفري شان در سال گذشته در جلوي همين مجلس كذايي اي كه آقاي بهشتي خودرا براي نمايندگي اش كانديد كرده فرياد زدند. معلمان گفتند "منزلت معيشت حق مسلم ماست". معلمان گفتند "٢٨ سال گذشت پول نفت كجا رفت؟". معلمان گفتند و فرياد زدند "معلم ميميرد ذلت نمي پذيرد" و معلمان با گردن افراشته بر خواستهاي خود تاكيد گذاشتند. اين حرفها و آن خواستها همچنان بر سر جاي خود باقي است و به آقاي بهشتي اطمينان ميدهيم كه بازهم با صداي رساتر و صفوف گسترده تري فرياد زده خواهد شد. اين ذلتي كه آقاي بهشتي و كانون صنفي به آن تن داده است، را معلمان بهيچوجه نمي پذيرند. با اينچنين "نظر سنجيهاي" ساختگي كسي نميتواند منزلت و حرمت را از معلمان بگيرد.

اميد سرخ
بخاطر وضعیت وخیم اقتصادی کارگران نباید تن به محافظه كاري دهند

در ايران يك جنبش و مبارزه فعال كارگري در جريان است. مبارزه اي كه مدام جريان دارد و بخش اعظم كارگران را در بر ميگيرد. اما عليرغم اين متاسفانه بخشی از کارگران به علت بیکاری زیادی که در جامعه وجود دارد واز ترس اینکه مبادا کارشان را از دست دهند محافظه کار میشوند وجاهایي کوتاه میایند واز ابراز خواستها و مطالبات بر حق خود اجتناب میکنند. اما مسئله مهم این است که کارگران در یابند که دقیقا نقطه مقابل این اخراج سازی وبیکار کردن کارگران تشکل، همبستگی ومبارزه پیگیر انها برای دستاورد های فزونتر است. و اين جهت گيري است که جلو اخراج وبیکار شدنشان را میگیرد. کارگران باید بدانند اگر به لاک دفاعی بروند قطعأ نخواهند توانست موقعیت خود و هم طبقه ای هایشان را هر چند اندک بهبود ببخشند. و دقیقا این متشکل شدن و همبستگی میان کارگران است که انان را در برابر طبقه حاکم و استثمارگران منسجم تر وقویتر میکند و اگر قرار باشد  طبقه حاکم حتی بک قدم عقب رانده شود باید کارگران متشکل شوند و خواستها ومطالبات خود را با تکیه بر بالا بردن اگاهی طبقاتی میان عموم کارگران بروشنی مطرح کنند. رهبران كارگري بايد سعی در به خط کردن کارگران پشت سر خواستها و مطالبات  کارگران رادیکال و حق طلب و کمونیست  نمايند.
لذا خطاب من آن دسته از کارگران و فعالین کارگری هستند که میگویند کمونیستند میگویند علیه سرمایه داری و بند و بساط کثیفش هستند واز کار و دستمزد خود وهمچنین از نحوه کار و نحوه رفتار کارفرما با خود ناراضیند. اما فکر میکنند نمیشود اقدامی کرد واگر اقدامی برخلاف میل کارفرما انجام دهند ان وقت مجازات واخراج وغیره در انتظارشان خواهد بود. البته این موضوع قابل درکی است و میتوان ان را با پوست وجان لمس کرد وبا قاطعیت میتوان گفت که اگراین مانع نبود تابحال کارگران صد بار جمهوری اسلامی را ساقط کرده بودند. ولی رفقا همانطور که در بالا هم اشاره کردم  تنها راهی که از اخراجمان جلوگیری میکند، دادن دستمزدمناسب و همچنین پرداخت ان در موعد مقرر و بیمه و همه اینها را تضمین میکند، متشکل شدن است. قدرت ما در تشکلمان است. وسلاح ما ایجاد تشکل و سازماندهی توده کارگران است. اگر نتوانیم ان تشکل وهمبستگی لازم را به وجود بیاوریم قطعا نخواهیم توانست در مقابل کارفرما و دولتش پیش برویم.

کارگران باید این مسئله بسیار اساسی، سیاسی و طبقاتی واقعی را درک کنند که جز بامبارزه پیگیر ومداوم با بورژوازی  نمیتوانند در مقابل کارفرما و پلیس و دولت و ارتشی که همه علیه طبفه کارگرند و برای سرکوب ان درست شده اند بايستند.

اما راهکاری که بنظر من مناسب باشد برای ان فعالین کارگری جوان و شاید کم تجربه که فکر میکنند نمیشود در جهت ایجاد تشکل گام نهاد و دلیلشان هم این است که ممکن است اخراج شوند ویا عوامل نفوذی دولتی ویا از طرف کارفرما در میان انها باشند این است که این رفقای ما باید تلاش کنند در درجه اول به چهره هايي مورد اطمینان و دوستدار کارگران تبديل شوند. تا کارگران بتوانند به انها اعتماد کافی داشته باشند وانها هم در مقابل سعی کنند ان همستگی عاطفی لازم وهمچنین حس اعتماد به نفس و اعتماد به هم را در میان کارگران افزایش دهند. تا کارگران بتوانند بدون ترس و دلهره به صحنه بیایند. و در درجه دوم باید این همبستگی به وجود امده میان کارگران را به همبستگی سیاسی طبقاتی تبدیل کرد وانان را ازاهمیت مبارزه طبقاتی ودرک ان اگاه  نمود. و در نهایت در صدد برگزاری مجامع عمومی کارگری در صورت توان با حضور خانواده های کارگران برایند واز ان به بعد تشکل کارگری خود را رسما اعلان وجلسات بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل و مشکلات کارشان را در چهارچوب مجمع عمومی منظم هفتگی ادامه دهند. اینجاست که باید اهمیت مجمع عمومی را برای مستحکم ماندن تشکل ایجاد شده در میان کارگران بخوبی توضیح داد وتوجیه کرد. در این صورت است که موفق خواهند شد خواسته ها و مطالبات خود را برکارفرمایان و حکومت مدافعشان تحمیل کرد.

اما مسئله مهم دیگری که در کنار این میخواستم به ان اشاره کنم این است که طبق روال هرساله حکومت های بورژوازی در اواخر هر سال به اصطلاح اقتصاد دانان بورژوازی  و کارفرمایان ودولت شان با هم مینشینند و دستمزد کارگران را برای سال اینده مشخص میکنند. طبق روال هر سال درصدی ناچیز به حقوق کارگران اضافه میشود. البته اشتباه نشود فقط در رقم اضافه میشود وگر نه این درصد کمی که اضافه میشود مقابلش چند برابر این، تورم بالا میرود وبه یک معنی میتوان گفت نه تنها چیزی اضافه به ان معنی که زندگی و معیشت کارگران  رابهبود بخشد  نمیشود بلکه ان سفره بی رنگ و بوی کارگران بی رنگ و بوتر نیز میشود. قیمت مسکن هرساله بطور سرسام اوری بالا میرود. تحصیل که در خود قانون جانیان اسلامی رایگان اعلام شده است کم کم دارد براي فرزندان كارگران به چيزي لوكس تبديل ميشود. سوخت مردم که حق طبیعی همه شهروندان است را جیره بندی میکنند. وخلاصه اینکه باید گفت هرساله بیشتر از سال قبل از آن فقر وفلاکت وسیه روزی بر زندگی مردم تحمیل میشود. بیکاری امان كارگران را بریده است اما با همه اینها این حضرات هستند که دور از چشم کارگران دستمزد آن درصد  از کارگران  که مشغول کارند را تعیین میکنند. که این نهایت وحشیگری وضد کارگری بودن این جانیان جمهوری اسلامی را میرساند. وتازه اگر هم خواستند برای بهبود معیشت خود به صحنه بیایند انها را میگیرند زندان های طویل مدت به انها میدهند. وجریمه نقدی میکنند وغیره ، باید علیه این وحشی گری اسلامی ایستاد وانان را وادار به عقب نشینی کرد .
کارگران باید دستمزد خود را خودشان تعيين كنند. باید برای این اقدامی انجام داد کارگران بیشتر از همیشه به این موضوع مهم حساسیت نشان دهند. خصوصا الان که میخواهند دسمزد کارگران را برای سال اینده تعیین کنند کارگران نباید این فرصت مهم را از دست دهند وبه نظرمن باید این را یعنی تعیین دستمزد به وسیله خود کارگران در اولویت  کاری کلیه ی تشکلهاومجامع عمومی کارگری واعتراضاتی که در دستور برنامه اتی کارگران هست قرار گیرد .

کارگران هر بخش کارگری و یا هرکارخانه باید طی مجمع عمومی که میگیرند طی نامه ای رسمی که امضای تمام کارگران ان بخش یا آن کارخانه را داشته باشد اعلام کنند که دستمزد انها نباید از ان دستمزدی که خودشان آن را مناسب میدانند کمتر باشد. در غیر اینصورت دست از کار خواهند کشید. اگر این کار در چندین مراکز مهم کارگری وکارخانه های بزرگ صورت گیرد مسلما حكومت مجبور به عقب نشيني ميشود. كارگران بايد اعلام دارند دستمزدی که دولت و کارفرما ها ان را اعلام کنند و فاقد هرگونه دخالت کارگران ورهبران واقعی کارگری است به هیج وجه اعتبار ندارد.

وامروزه که حرف از یک ملیون تومان هست باید کارگران بتوانند این را به تمام مراکز کارگری و کارخانه ها و کارگاه های سراسر کشور اعلام کنند و حول آن به مبارزه برخیزند  واین خواست برحق خود را قاطعانه به پیش برند و مطمنا جمهوری اسلامی و کارفرما ها را وادار به تسلیم خواهند کرد .


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com