چپ دانشگاه وهوشیاری از فضای پیش رو!
مجموعه فضای دانشگاه به چپ چرخیده و در این شکی نیست که این جنبش همانطور که دربرخی بیانیه های خود دانشجویان نیز آمده، طبقه مجزا ومستقلی نیست بلکه متاثرو عضوی از طبقه کارگر است.تلاش دانشجویان برای پیوند با جنبش کارگری روند رو به رشدی داشته،

امااین امر در پیوند با سطح آگاهی دانشجویان و عدم تعادل میان این دو موجبات جدائی و یا حتی عقب ماندگی چپ دانشگاه از جامعه وتصمیم گیری در مقاطع حساس شده است.محافل دانشجوئی پر از تحلیلهای طبقاتی و مارکسیستی است اما این نباید دانشجویان را سرمست کرده و آنها را از فضای مبارزه با راست در همه اشکالش غافل کند.اعلام مخالفت با روشی از مبارزه ،مشی سیاسی و ... همگی از فاکتورهائی هستند که باعث رفرم و صعود جنبش میشود .اما مهمتر ازآن داشتن دیسیپلین در یک فضای مبارزاتی و تحلیل مشخص از محیط است.انتقاد کردن یکی از اصول و سنتهای مبارزاتی رفقای کمونیست بوده و هست و با پیش زمینه عدم سوء نیت محتوم به موفقیت و پیروزی است.پیشرفت چپ و سوسیالیسم در جامعه و به طبع آن دانشگاه چندی پیش و در جریان 16 آذر موجب خارج شدن برخی جریانات از ریل وپرنسیب سیاسی شده بود که مسلما ناشی از وجود یک قطب قوی وسوسیالیستی در دانشگاه و تجمعات آن بود.این نوع رفتارها را ما نقد کرده ایم .در چنین شرایطی که نهادهای بی دست و پائی همچون تحکیم برای ما سر نیزه پرت میکنند شایسته نیست انتقادات و مخالفت با نوعی از رفتار سیاسی، حال متعلق به هر کدام از دسته بندیهای چپ دانشگاه به شکل علنی و در قالب بیانیه هائی با مضمون لغو جبهه مورد نظر صادر شود.کافی است که کمی به کامنتها و پیامهای دوستان دست راستی لیبرال نگاه کنیم .همه ترس آنها در این جمله قابل شهود بود...چپ رادیکال،چپ کارگری پیوندتان مبارک.اینکه چپ دانشگاه خود را در مقابل راست بازسازی و تقویت کند ،راست را به هراس انداخته چه برسد به اینکه رفقا بیایند و خود را مختومه اعلام کنند.داشتن خط سیاسی و نظر شخصی حق مسلم هر کسی است، اما فعالیت گروهی در قالب یک جبهه اعلام شده که افقهای متفاوتی را اعلام کرده و حداقل موجبات رقابتی شدن فضای تصاعدی و گرد هم آمدن عده ای حول محورهای طبقاتی در دانشگاه را فراهم آورده است ،شایسته و بایسته شرایط امروز نیست.با تمامی احترامی که برای رفقای جبهه موسوم به چپ کارگری قائل هستم اما پیشنهاد میکنم خود همین رفقا مطلب پریسا را در مورد(تناقض دو استراتژی، رد پای جنبش دموکراسی خواهی در جنبش کارگری - پریسا نصر آبادی ٢٠٠٧ - تیر ١٣٨٦ ) را بازخوانی کنندو ببینند چیزی که خود زمانی در اعلام ان توافق نظر داشته اند تا چه حد رعایت کرده اند؟ جای رفرم در رفتارهای شما کجاست؟ در طرف دیگر،از اینکه این رفقا به دلیل وجود مشکلات لاینحلی ازاین جبهه جدا میشوند هیچ مشکلی نیست ولو اینکه از مبادیان آن باشند اما اعلام این موضوع که این جبهه منحل و مختومه است نه تنها معقول و سنجیده نیست بلکه تقض آشکار حقوق سایر رفقائی است که خواه موافق و خواه مخالف ایشان ، خود را متعلق
به این جریان میدانند.باید با این نوع برخوردها از جانب هر دو طرف این بیانیه که درآن حقوق دموکراتیک فعالین به رسمیت شناخته نمیشود مقابله و انتقاد کرد.
سعید ولدبیگی