به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  مطلب "

October 14, 2007

اخبار گزارش کارگری

از زبان كارگران هفت تپه  دو گزارش كوتاه كه به حزب كمونیست كارگری رسيده است

ما يك دنياي شاد و مرفه ميخواهيم

براي همين است كه كوتاه نمي آييم

  گزارشی كوتاه از شرایط ١٢ میلیون کارگر مهاجر لاتین در آمریکا

از زبان كارگران هفت تپه
دو گزارش كوتاه كه به حزب كمونیست كارگری رسيده است


ما يك دنياي شاد و مرفه ميخواهيم

ما سه ماه است حقوق نگرفته ايم. حال اگر کارخانه ما مثل کارخانه قند دزفول تعطيل شود چه کنيم. کارگري که ٢٠ تا ٢٥ سال کار کرده تکليفش چه ميشود. با اين دستمزدهاي  کم٬ وقتي که دستمزد کارگر را ماهها نميپردازند زندگي کارگر و خانواده وفرزندانش  تباه ميشود. کارگر به دزدي و اعتياد و فساد کشيده ميشود.  بنابراين درد ما درد آينده است. درد ما تضمين آينده فرزندانمان است. من در قبال فرزندم مسولم چون فرزند من است. اگر فردا دزد شد٬ معتاد شد چه کنم. آنوقت چگونه سرم را بالا بگيرم. براي اينست که ما مبارزه ميکنيم. براي اينست که ما کارگران اعتراض ميکنيم. آيا جامعه بشري اين را قبول ميکند. قبول ميکند که بچه هاي ما به جاي تحصيل به دزدي و اعتياد و فساد بيفتد. حتي فکر اين ها زجر آور است. آنوقت اينها ميگويند بياييد يکماه حقوق معوقه خود را بگيريد. اينها حتي طب هاي ما را نميدهند. آيا راهي جز مبازره مقابل ما مي ماند؟ اين حرفها نه تنها درد دل من کارگر نيشکر هفت تپه بلکه درد دل همه است. همه جامعه است. ما آينده را دوست داريم که همه خوشحال باشند. خوشحالي همه کارگران و همه مردم خوشحالي من هم هست. فقر آنچنان است که الان دوستان ما براي لقمه اي نان مانده اند. ما چگونه ميتوانيم حتي ناني که با بدبختي بدست مي آوريم را به راحتي بخوريم. براي اين است که ما مبازره ميکنيم. ما يک دنياي شاد و مرفه ميخواهيم.

براي همين است كه كوتاه نمي آييم

شرکت طرح نیشکر هفت تپه در ١٥ کيلومتري شوش در شمال خوزستان در منطقه هفت تپه واقع شده است. کارگران آن عمدتا از مناطق شوش٬ شوشتر٬ دزفول٬ انديمشک و اهواز هستند. اين کارگران  حدود ٤٨ سال پیش توسط شرکتهایی امریکایی ساخته شده و اولین تولید کننده شکر از نیشکر در ایران است. در اين شرکت ٤٠٠٠ کارگر به کار اشتغال دارند که با احتساب ميانگين اينکه هر کارگر سه فرزند داشته باشد و با احتساب احتمالا اگر کسي مادر يا پدرش نيز با آنها زندگي کند. حداقل جمعيتي  حدود ١٥٠٠٠ نفر را در بر ميگيرد. همچنين ٤ شرکت   خوراک دام- کاغذ پارس-حریر پارس- طرح نیشکر از زير مجموعه هاي آن هستند که آنها نيز هر کدام دو تا سه هزار کارگران دارند.
در نيشکر هفت تپه در کل ٣٠١ پرسنل کارمند٬ ١٩٦٩ کارگر رسمي٬ ١٠٠٠ کارگر قراردادي و ١٠٠٠ کارگر پيمانکاري کار ميکنند. ساعت کار اين شرکت سه شيفت است. شيفت صبح از ساعت ٧ تا ٣ عصر٬ شيفت عصر ٣ تا ١١ شب و شيفت شب ساعت ١١ تا ٦ صبح است. البته علاوه بر اين ساعات کاري در روز دو ساعت صرف اياب و ذهاب ميشود و کارگران با سرويس هاي مخصوص به کارخانه مي آيند. روزهاي پنجشنبه کارخانه نيمه وقت است. اما بعد از ظهر پنجشنبه و روز جمعه اضافه کاريست. به اين معني که کارگران در روزهاي جمعه در فصل بهره برداري تمام روز جمعه  و در فصول ديگر از ٧ صبح تا ١١ صبح  اضافه کاري ميکنند و روزهاي پنجشنبه نيز باقي روز را نيز اضافه کاري دارند. کارگر در يک تناقض قرار دارد. از يکطرف آرزو دارد روز پنجشنبه و جمعه را کنار خانواده و فرزندانش باشد٬ از سوي مرتبا به فکر اينست که تعطيلاتي در ميان باشد که به جاي تعطيلي اضافه کاري کيند و کسري درآمد خود را جبران کنند. قيمت ها هم هر روز بيشتر ميشود و با وجود اينهمه اضافه کاري و فشار کار باز زندگيمان نمي چرخد و با قرض و بدبختي سر ميکنيم.
 ميزان دستمزد کارگران  بسيار پايين است. بطور مثال کارگران رسمي و با تخصص بالا رقمي بين ٣٠٠ تا ٤٥٠ هزار تومان در ماه دريافت ميکنند. اما کارگران قراردادي بين ٢٠٠ تا ٣٠٠ هزار در ماه.
در سالهای اخیر به دلیل خصوصی سازی ها و واردات بی رویه شکر موقعیت شرکت در منطقه و اقتصاد آن بحالت ورشکستگي در آمده است و من کارگر نه تنها دستمزدم را بايد مدام با اعتراض و مبارزه نقد کنم٬ بلکه دائم در کابوس ورشکستگي کارخانه و از دست دادن کارم بسر ميبرم. آنهم در شرايطي که نه بيمه بيکاري و نه تاميني هست که بتوانم به آن اتکا داشته باشم. کلا در شهر شوش بخش اعظم مردم کارگران شرکتهايي هستند که در وضعيتي مشابه نيشکر هفت تپه بسر ميبرند. مرتبا مشکل دستمزد پرداخت نشده دارند و ورشکستگي و بيکاري تهديدشان ميکند. همين اخيرا بود که بدليل ورشکسته شدن چقندرکاران منطقه٬ شرکت قند دزفول به دليل ورشکستي تعطيل شده و کارگران آن بيکار شدند.  باور کنيد وقتي در شهر مي چرخي خيلي از مردم دارند از دستمزدهاي پرداخت نشده و معضلات زندگي شان درد دل ميکنند. اينست که اعتصاب ما٬ به نوعي به همه مردم مربوط است و همه آنرا با علاقه مندي دنبال ميکنند. الان خواست دستمزدهاي پرداخت نشده خواست خيلي از کارگران در منطقه ماست. و همه به اعتراض يکديگر مثل يک نيروي کمکي نگاه ميکنند. اين وضعيت در عين اينکه ناشي از درد مشترک ماست. اما به ما نيرو ميدهد و ميدانيم که ميتوانيم با نيروي بزرگتري مبارزه کنيم. براي همين است که کوتاه نمي آييم. مبارزات ما ادامه دارد.

اهميت اعتصاب كارگران نيشكر هفت تپه
گفتگو با شهلا دانشفر

كارگر كمونيست: شهلا دانشفر كارگران نيشكر هفت نپه با گرفتن طلبهايشان اعتصاب خودرا خاتمه دادند. اين مبارزه اي پرشور بود كه خبر آن وسيعا در ميان كارگران و مردم انعكاس پيدا كرد و شور و شوق وسيعي را برانگيخت. بنظر شما اهميت اين مبارزه و اعتصاب در چه بود؟

شهلا دانشفر: از نظر من اعتصاب و مبارزات متحد و پرشور ٤٠٠٠ کارگر طرح نيشکر هفت تپه يک اتفاق مهم در دو هفته اخير بود. اتفاقي که بطور واقعي تاثير خود را بر روي اعتراضات کارگري و مردم در منطقه خوزستان و کل اعتراضات کارگري در ايران و شايد بهتر است بگويم در اوضاع جامعه  گذاشت. بويژه  اين اتفاق در شرايطي روي داد که رژيم اسلامي به خيال خود کمر به سرکوب و عقب راندن اعتراضات کارگري و جنبش اعتراضي در جامعه بسته است٬ و وقوع چنين اعتراض قدرتمندي در واقع پاسخ کارگران و  پاسخ جامعه به سياست ارعاب رژيم است. اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه در کنار حرکت اعتراضي زندانيان سياسي و فراخوان جهاني آنها در هفت سپتامبر (١٦ شهريور)٬ اعتراض قدرتمند دانشجويان به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران  با شعارهايي چون مرگ بر دیکتاتور"، "توپ تانک بسیجی، دیگر اثر ندارد"٬ و در کنار مراسم هاي با شکوه روز جهاني کودک در شهرهاي مختلف کردستان و در تهران همه و همه بار ديگر اعلام شکست سياست ارعاب رژيم از سوي کارگران و جامعه است. و اين مهم است.
دومين جنبه مهم اين حرکت اعتراض متحد اين کارگران به دستمزدهاي معوقه و پرداخت نشده خود است. معضلي که بطور واقعي معضل بخش وسيعي از کارگران در ايران است. حرکت يک مرکز بزرگ کارگري چون نيشکر هفت تپه با ٤٠٠٠ کارگر٬  در اعتراض به اين موضوع نقطه قوتي براي همه کارگراني است که با اين معضل درگيرند. بطور مثال به گفته يکي از کارگران اين شرکت٬ در منطقه خوزستان حداقل هشتاد درصد مردم کساني هستند که در شرکت هاي مختلف منطقه مشغول بکارند. شرکت هايي که عمدتا با مساله دستمزدهاي پرداخت نشده روبرويند. بنابراين وقتي در يک جا حرکتي صورت ميگيرد فوري در شهرهاي مختلف منطقه انعکاس مي يابد. چنانچه ديديم همزمان با اعتراض کارگران نيشکر هفت تپه ١٢٠٠٠ کارگر کشت و صنعت کارون بخاطر دستمزدهاي پرداخت نشده خود اولتيماتوم به اعتصاب دادند و کارفرما نيز فورا عقب نشست و اتفاقا اين اولتيماتوم موقعيت کارگران نيشکر هفت تپه را نيز قويتر کرد و رژيم و دولت را بيشتر سراسيمه کرد. هفته قبل آن نيز در کاغذسازي کارون شوشتر در رابطه با همين مساله دستمزدهاي پرداخت نشده کارگران دست به اعتراض زدند اينها. بدين ترتيب ميبينيم که چطور وضع اين منطقه مشخص و کلا وضع جنبش کارگري به  حالت انفجاري در آمده است و رژيم نيز به شدت از اين وضعيت بيم دارد و اين بيم و هراس را در اظهارات مقامات مختلف دولت در رسانه ها و تلويزيون در طول اعتصاب کارگران نيشکر هفت تپه ميتوان ديد.
و بالاخره اينکه حرکت نيشکر هفت تپه الگوي خوبي بود از حرکت متحد و متشکل کارگري٬ حرکتي که پژواكش به كل جامعه رسيد و در سطح جهاني منعکس شد. كارگران از ابزاري چون تلويزيون کانال جديد و رسانه هاي ديگر استفاده کردند و وسيعا خبررساني کردند و غيره.  ديديم همه اينها تاثيرات غير قابل انكار خود را در قدرتمندتر شدن حرکت اعتراضي اين کارگران و عقب نشيني کارفرما و موفقيت اعتصاب آنان گذاشت.
در هر حال برپايي اعتصابي يازده روز کار بزرگي است و در اين کار ما شاهد هوشياري بالايي از سوي فعالين و رهبران اين حرکت اعتراضي بوديم. من  همينجا به سهم خود دست آنها را به گرمي ميفشارم و اين موفقيت را به کارگران نيشکر هفت تپه و به همه کارگران  تبريک ميگويم .

 كارگر كمونيست: از گزارشهاي منتشر شده و حرفهاي خود كارگران نيشكر هفت تپه روشن است كه آنها بارها دست به مبارزه و اعتصاب زده اند و بعد از مدتي با وعده هايي به سركار رفته اند و بعد اين وعده ها عملي نشده است. چه چيز تضمين ميكند كه اين بار اين پيروزي در حد وعده هايي باقي نماند؟
شهلا دانشفر: به نظر من تا همين جا اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه به موفقيتهاي خوبي رسيده است و يک پيروزي براي اين کارگران و کل کارگران در ايران است. کارگران نيشکر هفت تپه توانستند دستمزدهاي پرداخت نشده خود را نقد کنند. اما بخشي از طلبهاي مربوط به پاداش و بن و خواستهاي ديگري که طرح کرده بودند هنوز بي جواب مانده است و به کارگران وعده دو هفته ديگر داده شده است. بنابراين بقول شما براي اينکه اين وعده ها در حد وعده صرف باقي نماند٬ براي اينکه کارگران مجبور نباشند هر ماه براي گرفتن حقوق و دستمزدشان به زور اعتصاب و تجمع متوسل شوند و دستمزد آنها  در سر موعد هر ماه پرداخت شود و براي اينکه کارگران بتوانند خواستهاي ديگر خود را تحميل کنند. بايد متحد و متشکل باشند و متحد و متشكل بمانند. خود کارگران نيشکر هفت تپه خواست ايجاد تشکل را مطرح کرده اند. ولي مساله اينستکه تشکل را بايد ايجاد کرد و تحميل کرد. نميشود آنرا مطالبه کرد. راه آن تبديل همين تجمعاتي که کارگران در طول اعتصاب ناگزير بودند هر روزه برپا کنند و بر سر ادامه حرکت اعتراضي خود تصميم بگيرند٬ به تجمعاتي منظم و ادامه دار و تبديل آن به محلي براي تصميم گيري خود کارگران در مورد شرايط کار و تحميل خواستها و مطالباتشان است. کارگران بايد اعلام کنند که تشکيل مجمع عمومي هفتگي را حق خود و تنها تشکل واقعي خود ميدانند. تحقق و تحميل اين حق يعني دستيابي کارگران نيشکر هفت تپه به تشکل واقعي خود. يعني دست يافتن به ابزاري که در آن ٤٠٠٠ کارگر  بتوانند متحد تصميم بگيرند و متحد بمانند. تحقق اين امر است که نميگذارد که  کسي بتواند کارگران را سربدواند. يا اگر وعده اي به آنان داده  ميشود٬ به وعده ها عمل شود و دولت و کارفرما بدانند که اگر خواستهاي کارگران پاسخ نگيرد٬ ٤٠٠٠ کارگر در مجمع عمومي خود باري ديگر تصميم به اعتصاب خواهد گرفت. و بدين ترتيب خود را در برابر چنين قدرتي ببينند و  از آن حساب ببرند. اين تنها راهي است که پيروزي کارگران و تحقق يافتن خواستهاي آنان را تضمين ميکند.
بويژه شما ميدانيد که بعد از هر اعتصاب رژيم و کارفرما تلاش ميکنند٬ با زير فشار گذاشتن فعالين و رهبران کارگري٬ با احضار کردن و تهديدات موفقيت هاي کسب شده را بازپس بگيرند. کارگران را از ادامه مبارزاتشان براي تحميل ديگر خواستهايي که دارند بازدارند و غيره. اين يک بخش مهمي از کار است که فعالين و رهبران کارگري در نقشه خود براي بعد از اعتصاب نيز نقشه داشته باشند. برنامه ريزي کردن براي برپايي تجمع ثابت هفتگي و تثبيت مجمع عمومي کارگري پاسخ اين مساله نيز هست که خوشبختانه کارگران نيشکر هفت تپه طي بيانيه اي اعلام داشته اند٬ هر پنجشنبه جمع خواهند شد و در مورد وضعيت کاري خود تصميم خواهند گرفت. اين مهمترين دستاورد اين حرکت اعتراضي است كه اگر عملي شود تاثيرات بسيار مهمي در موقعيت كارگران خواهد داشت. بشرط اينكه کارگران نيشکر هفت تپه با جديت براي برپايي اين تجمعات هفتگي و تثبيت مجمع عمومي خود حرکت کنند و آنرا بعنوان پايه واقعي تشکل خود به کارفرما و دولت تحميل کنند. زيرا اعلام اينکه کارگران همچنان متحد هستند٬ هرهفته جمع ميشوند و در مورد وضعيت خود تصميم ميگيرند. اجازه نميدهند که رهبران و سخنگويانشان مورد تهديد و فشار قرار گيرند و غيره٬ سلاح سرکوب و تهاجم مجدد را تا حد زيادي از دولت و کارفرما خواهد گرفت. اينهم جنبه ديگر اهميت اينکار براي تضمين پيروزي مبارزات کارگري است.

كارگر كمونيست: اشاره كرديد به اتحاد ٤٠٠٠ كارگر در اين مبارزه. چه درسهايي از اين اتحاد و حركت متحد ميتوان گرفت؟ چگونه ميتوان اين اتحاد را حفظ كرد؟

شهلا دانشفر: هدايت و رهبري يازده روز اعتراض و مبارزه متحد و يکپارچه٬ شهامت و جسارتي که کارگران در اين مبارزه از خود نشان دادند٬ مصمم بودن آنها بر روي خواستهايشان٬ اعلام اينکه کارگران ديگر وعده و وعيد را نميپذيرند٬ بلکه بايد هر پاسخي به آنان کتبا و بصورت بخشنامه رسما ابلاغ شود٬ وادار کردن مديريت و مقامات دولتي به پاسخگويي به جمع کارگران و برپايي تجمعات قدرتمند اعتراضي و يازده روز اعتصاب متحد از نقطه قدرت هاي بزرگ حرکت اعتراضي کارگران نيشکر هفت تپه بود.
حرکت اعتراضي کارگران نيشکر هفت تپه درسهاي با ارزشي براي خود اين کارگران و براي جنبش کارگري داشت که من در اينجا بطور مختصر به رئوس اصلي آن اشاره ميکنم.

١- اعتصاب متحد و يکپارچه و برپايي تجمعات اعتراضي يک نقطه مهم  قوت کارگران نيشکر هفت تپه
کارگران نيشکر هفت تپه با اعتصاب خود و وادار کردن مديريت به عقب نشيني توانستند قدرت متحد خود را تجربه کنند و اين بزرگترين تجربه و درس اين حرکت اعتراضي براي اين کارگران است. امروز کارگران بيش از هر وقت خود را متحد و قدرتمند مي بينند و اين فرصتي است که کارگران را در موقعيت بهتري براي خيز برداشتن براي ديگر خواستهايشان قرار ميدهد. چنانچه ميبينيم که کارگران با گرفتن دستمزد معوقه دو ماه خود٬ طي بيانيه اي خواستهاي خود را به مديريت اعلام ميکنند و پانزده روز اولتيماتوم ميدهند و ميگويند که اگر به ساير خواستهايشان پاسخ داده نشود دو باره دست به اعتصاب خواهند زد و تجمعات اعتراضي خود را برپا خواهند کرد. کارگران نيشکر هفت تپه در طول حرکت اعتراضي خود همه جا سعي کردند جمعي ظاهر شوند و  نشان دهند که اگر به خواستهايشان پاسخ داده نشود٬ اگر رهبرانشان مورد تهديد و فشار قرار گيرند و غيره و غيره با جمع بزرگ کارگران روبرو خواهند بود. اين خود يک نقطه قوت و رمز بزرگ پيروزي کارگران نيشکر هفت تپه بود و اين را در بيانيه خود اعلام داشتند. کارگران نشان دادند حتي آنجايي که نمايندگان آنها به مذاکره ميروند نيروي معترض کارگران در بيرون درب مذاکره و در محل شرکت جمع است و دولت و مديريت در مقابل همه کارگران بايد پاسخگو باشد.
٢- خبر رساني وانعکاس اخبار اين حرکت اعتراضي به سطح جامعه و در سطح بين المللي
يک دستاورد و در واقع نقطه قوت اعتراضات کارگران نيشکر هفته تپه خبررساني و مطلع کردن جامعه و سطح بين المللي از اين اعتراض و خواستهاي کارگران بود. کارگران با دادن بيانيه٬ با استفاده از تلويزيون کانال جديد و ديگر رسانه ها تلاش کردند اين کار را بکنند و تاثيرات آنرا نيز ديديم. خبر اين اعتراض خيلي سريع در مراکز مختلف کارگري و بويژه در منطقه خوزستان و نيز در سطح جهاني انعکاس يافت. بطوريکه با  اين حرکت اعتراضي کارگران، چنان فضای همبستگی اي در میان مردم شهرهای اطراف کارخانه ايجاد شده بود که بنا به گزارشي که دريافت کرديم حتی در راهپیمائی دولتي "قدس" در شوش دانیال نيز عده اي شعار دادند "حقوق کارگران هفت تپه پرداخت باید گردد!". اين سطح از حمايت و سمپاتي با اعتراض کارگران نيشکر هفت تپه يکي ديگر از نقطه قوت ها و دست آوردهاي اين اعتراض بود. اين موضوع هراس  مقامات دولت و مديريت را برانگيخته بود و مرتبا ناگزير بودند از طريق رسانه ها قول و وعده دهند و اعلام کنند که به زودي جواب کارگران نيشکر هفته تپه را خواهند داد تا مبادا حرکت اعتراضي کارگران نيشکر هفته تپه به اعتراضي در سطح منطقه تبديل شود. مبادا دامنه اش گسترش يابد و در کنار کشت و صنعت کارون و کاغذسازي کارون و پتروشيمي ماهشهر و غيره به حرکتي بزرگتر و جدي تر تبديل شود.

٣- کارگران از نمايندگانشان حمايت ميکنند
در طول حرکت اعتراضي کارگران نيشکر هفت تپه ما شاهد فشارآوردن ها و تهديد دائمي رهبران اين حرکت اعتراضي توسط مقامات و ارگانهاي حكومت بوديم. اما ديديم وقتي نيروهاي اطلاعات چند نفر از اين کارگران را دستگير و احضار کردند با تجمع اعتراضي کارگران روبرو شدند. مشخصا روز پنجم اين اعتصاب بود وقتي وزارت اطلاعات چهار نفر از کارگران را احضار کرد و شبانه به خانه يکي ديگر از کارگران ريختند و او را به وزارت اطلاعات بردند٬ به محض شنيدن خبر کارگران بلافاصله در چهار راه شوش دست به تجمع ١٠٠٠ نفره زدند و وزارت اطلاعات را مجبور به آزادی فریدون نیکوفر کردند. و در روز ششم اعتصاب خود نيز با تجمع خود در مقابل مديريت يکي ديگر از رهبران خود را که بازداشت شده بود آزاد کردند. بنابراين ميبينيم که کارگران نيشکر هفت تپه با يازده روز اعتصاب و مبارزه متحد توانستند در مقابل سرکوب رژيم و تهديد و فشار رهبران خود بايستند. و انتظار ميرود که  اکنون بعد از اعتصاب و بويژه در حاليکه کارگران اولتيماتوم داده اند که اگر به باقي خواستهايشان پاسخي داده نشود٬ دوباره دست به اعتصاب خواهند زد٬ به همين شکل هوشيار و متحد بايستند.  اجازه ندهند که رهبران و سخنگويان آنان مورد فشار و تعرضي قرار گيرند. در مقابل کوچکترين تهديدي عکس العمل جدي نشان دهند. اگر هر يک از کارگران و نمايندگان آنها دستگير شدند٬ فورا جمع شوند و موضوع را به سطح بين المللي و جامعه انعکاس دهند و براي آزادي فوري آنها مبارزه کنند.  در هر حال هوشياري در اين زمينه يک نقطه قوت و يکي از درسهاي آموزنده اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه بود.

اما اجازه بدهيد در آخر به  نکته اي مهم که در  آخرين اخباري که دريافت کرده ايم٬ به ما گزارش شده است٬ اشاره اي مختصر بکنم. در گفتگو با يکي از کارگران اين شرکت در برنامه تلويزيوني "کارگران و يک دنياي بهتر" مطلع شديم که گويا مديريت تصميم دارد که به اشتغال نزديک به دو هزار کارگر استخدام قراردادي در اين شرکت که بعضا ١٥ سال سابقه کار دارند٬ خاتمه دهد و قرار داد جديد با آنها نبندند. اين در واقع انتقام مديريت از اعتراض متحد کارگران نيشکر هفت تپه است. با اين کار مديريت ميخواهد درصف متحد کارگران در اين شرکت  شکاف ايجاد کند و براي آن از ضعيف ترين حلقه شروع کرده است.  بايد در برابر اين حمله يکپارچه و متحد ايستاد.  و خوشبختانه دوست کارگر ما در برنامه تلويزيوني  مورد اشاره٬  تاکيد کرد که کارگران نيشکر هفت تپه به اين مساله حساس هستند و در برابر آن خواهند ايستاد.
از: ستار نوریزاد
 
   گزارشی كوتاه از شرایط ١٢ میلیون کارگر مهاجر لاتین در آمریکا

١٢ میلیون کارگر مهاجر جنوب آمریکا در آمریکای شمالی به کارهای سخت و طاقت فرسا مشغولند. این کارگران نیروی کار ارزان این جامعه هستند و به کارهای ساختمانی، راهسازی،کشاورزی،خدمات و سرویس دهی،هتل و رستوران مشغولند. دستمزد این کارگران نصف قیمت کارگر آمریکائی است. این کارگران استخدام رسمی نیستند و هر زمان با کوچکترین اعتراض، اخراج می شوند. صاحبکار از موقعیت آنان سوء استفاده می کند و حقوق آنان را گاها به علت نداشتن برگه اقامت پرداخت نمی کند. این طیف از کارگران تا بحال چندین تظاهرات وسیع چند صد هزار نفره در شهرهای مختلف راه انداخته اند و خواهان رسمیت شناختن خود شده اند ولی حاکمان سرمایه تا بحال جواب رد به آنان داده اند و هنوز هر از وقتی، تعدادی از آنها اخراج یا دیپورت می شوند.

بخش زیادی از این کارگران بچه هایشان در آمریکا متولد شده اند ولی دیپورت والدین آنها هنوز ادامه دارد. به آنها می گویند بروید وقتی بچه هایتان بزرگ شدند ، برایتان ویزا خواهند فرستاد!

از بخش كشاورزي در طی ٤ ماه گذشته هزاران نفر از آمریکا دیپورت شده اند. در یکی از شهرهای تگزاس به کسانی که در این شهر خانه خریده اند، و قانونی نیستد، اخطار شده که باید خانه هایشان را بفروشند که حدودا   ٢٠ درصد آنها لاتین هستند.

حاکمان سرمایه هر روز به بهانه ای بجان این انسانهای محروم و کم در آمد می افتند و یک دیوار     ١٠٠٠ كيلومتري در مرز درست کرده اند تا از ورود آنها به آمریکا جلوگیری کنند. صاحبان سرمایه میلیونها دلار از زحمات این طبقه محروم سود می برند و این کارگران، همانند کارگران افغانی در ایران، استثمار و تحقیر می شوند. جالبست بدانیدکه در کشوری که ساعت کار رسمی ٨ ساعت در روز است، بخش زیادی از این کارگران "غیر قانونی"، بیش از ١٢ ساعت در روز کار می کنند و هیچ نوع حقوق اضافه کاری هم به آنها تعلق نمی گیرد و زیر هیچ پوشش بیمه ای هم نیستند. بیشتر آنها بعلت اینکه هزینه زندگی بالاست بصورت جمعی در خانه های کوچک زندگی می کنند. در یک خانه ٢ اطاق خوابه، ١٠ نفرباید زندگی کنند تا اموراتشان بگذرد. همینها که بدستشان اکثر خانه ها در آمریکا ساخته می شود، سهمی از مسکن نداردند!

مشکل کارگران مهاجر، مشکل همه بشریت است. باید به دفاع از این کارگران پرداخت.

"برگرفته از سايت روزنه"
 
از نیشکر هفت تپه تا فولاد مبارکه
کامران روشن- اصفهان
بیشتر کارگران در ماه رمضان، با توجه به سنگینی کار و فضایی که در  مراکز کارگری وجود دارد و كلا به دليل عدم اعتنا به مذهب، روزه نمیگیرند. روزه گرفتن مال آنهاییست که از راه این ظاهر فریبیها، زندگی را میگذرانند. کارگران فولاد مبارکه در این روزها با لذت خاصی سیگار میکشند و غذایشان را نوش جان میکنند. ما در جمعهای کارگری، روی پشت بامها و فضاهای سبزی که تا حدی از دید آدم فروشان و بسیجیان، پنهان است و به اصطلاح، تابلو نیست، اوقات خوشی را با چای و سیگار، میگذرانیم و در این جمعها، صحبتهای خوبی را چه از اعتراض به وضعیت موجود و چه دوری جستن از تعصبات مذهبی و خرافات، میتوان شنید. همین چند روز پیش، یکی از کارگران در مورد کارخانه ی میرزا کوچک خان از کارخانجات نیشکر هفت تپه تعریف میکرد. او در سال ٨٤، به مدت یک ماه به عنوان کارگر قراردادی، آنجا کار میکرده و اعتراض قوی کارگران را از طریق تلویزیون کانال جدید دیده بود. از هوای گرم و طاقت فرسا و شرایط سخت کار در آنجا میگفت گرچه اطلاعات زیاد و دقیقی نداشت ولی خیلی از این حرکت کارگران نیشکر، خوشش آمده بود و اعتقاد داشت که ما و همه ی کارگران باید همینگونه با همبستگی و قدرت به وضعیت وحشتناک کار، اعتراض کنیم.
وضعیت کار در فولاد مبارکه و همه محیطهای کاری، جای شدیدترین اعتراضها را دارد. مدیران  مزدور جمهوری اسلامی در فولاد مبارکه سعی میکنند که بین کارگران رسمی و قراردادی، فاصله بیندازند و با جدا کردن سرویسهای رفت و آمد، غذا خوریها و حتی دستشوییها، دودستگی عمیقی را ایجاد میکنند. به کارگران رسمی، سهام و پاداش میدهند ولی حقوق کارگران قراردادی را هم به زور میدهند. اداره ی کار نیز کارگرانی که شکایت میکنند را لو میدهد و مدیران شرکتها، این کارگران را به بهانه های مختلف، اخراج میکنند. این فراتر از پایمال کردن حقوق کارگران است و در واقع یک جنایت سازماندهی شده بر ضد بشریت میباشد. با همه ی این احوال، اکثر کارگران رسمی از درک خوبی نسبت به وضعیت کار کارگران قراردادی برخوردارند بالاخره آنها هم کارگرند و راهی به جز همبستگی، برای کارگران وجود ندارد. بخاطر سیاستهای جدید جمهوری اسلامی، خطر بیکار شدن، کارگران رسمی را تهدید میکند. با تصویب شدن قانون بازنشستگی بالای بیست سال و خصوصی سازی کارخانه ها، قرار است که فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان به بخش خصوصی واگذار شوند به این ترتیب، درصد زیادی از کارگران رسمی، باز خرید خواهند شد و فقط تعدادی بسیجی آدم فروش و نورچشمی ها باقی میمانند. از آن طرف، بیشتر سهام فولاد مبارکه را به مدیران داده اند و مطمئنا بین بازرسها و حوزه علمیه و بقیه ی مفت خورها نیز تقسیم کرده اند. کمی هم به کارگران رسمی داده اند تا به اصطلاح، در دهن آنها را ببندند. به طور کلی میخواهند همه ی صنایع را به عنوان سرمایه ی شخصی خودشان، تصاحب کنند. این مهمترین هدف خصوصی سازیست.
ولی کافیست پای صحبت کارگران بنشینیم تا متوجه شویم که حواسشان به همه ی این چیزها هست و آگاهند که چه نقشه هایی برایشان کشیده اند.
همبستگی بیشتری لازم دارند و نباید اجازه دهند که برایشان تصمیم بگیرند و حقشان پایمال شود. اعتراض قدرتمند کارگران نیشکر هفت تپه، درس خوبی بود برای رژیم جمهوری اسلامی و همه کارگران تحت ستم. آنها نیز باید اینگونه و حتی قویتر از این برخورد کنند. جمهوری اسلامی از هیچ چیز  بیشتر از این نمیترسد. همه ی کارگران در ایران باید با هم متحد شوند و این نظام را براندازند. آنها میتوانند پیام خود را از طریق تلویزیون کانال جدید به گوش همه ی کارگران دنیا برسانند و از حمایت آنها نیز برخوردار شوند.
گزارش ١١ روز اعتصاب و مبارزه كارگران نيشكر هفت تپه
تنظیم از: ناصر اصغری

كارگران نيشكر هفت تپه بعد از چندين بار اعتصاب و اعتراض از روز شنبه هفت مهر با اعلام خواستهاي خود متحدانه اعتصاب كردند و اعلام نمودند كه اين بار تا گرفتن خواستهايشان به سركار باز نخواهند گشت و به اعتراض و مبارزه ادامه ميدهند. كارخانه نيشكر هفت تپه در حال حاضر حدود ٤٠٠٠ كارگر دارد (تعداد ٢ هزار از این كارگران قراردادی هستند و بیش از ١۵ سال سابقه كار دارند) و عمدتا از شهرهای اهواز، شوشتر، اندیمشك، شوش و دزفول هستند. اين كارگران طی دو سال گذشته ١٦ بار دست به تجمع در مقابل این شركت و دفاتر مختلف حكومتی در اعتراض به پرداخت نشدن دستمزدهایشان زده اند. اما اعتصاب اخير در چند روز گذشته وارد مرحله تعرضی‌تري شده و با در بر گرفتن تقریبا تمامی كارگران این شركت و حمایت وسیع كارگران دیگر واحدها، حال و هواي دیگری به فضای تعرضی جنبش كارگری داده است. گرچه شركت "نیشكر هفت‌تپه" ٤٠٠٠ كارگر دارد، اما كارخانه‌های جنبی دیگری از جمله كاغذ "پارس هفت ‌تپه"، "دستمال كاغذی حریر" و "خوراك دام" نیز كه هر كدام ٢ تا ٣ هزار كارگر دارند، وابسته به این كارخانه میباشند و با نابسامانی "نیشكر هفت‌تپه"، تولید در این كارخانه‌ها نیز دچار اخلال شده و هزاران كارگر دیگر نیز نگران از دست دادن شغل خود هستند.
مبارزه كارگران "نیشكر هفت ‌تپه" برای كارگران ایران درس‌های مهمی در بر داشت. خواست انحلال شوراهای اسلامی، برگزاری هر روزه مجمع عمومی و اتخاذ تصمیم در این مجمع و در واقع جایگاه مجمع عمومی، تأكید بر اطلاع‌رسانی و تماس گرفتن با رادیو و تلویزیون‌های اپوزیسون مخالف رژیم، نوشتن نامه‌های اعتراضی به سازمان جهانی كار و تشكل‌های كارگری بین‌المللی و غیره مبارزه كارگران علی العموم را وارد فاز دیگری كرد.
مبارزه كارگران "نیشكر هفت ‌تپه" در عین حال مورد توجه بخش قابل توجهی از كارگران قرار گرفت و سازمان‌ها و محافل كارگری زیادی از جمله "اتحادیه سراسری كارگران اخراجی و بیكار"، "سندیكای كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه"، جمعی از كارگران شركت ایران خودرو، زندانیان سیاسی زندان گوهر دشت كرج، "شورای همكاری تشكل‌ها و فعالین كارگرای" (متشكل از كمیته پیگیری، اتحاد كمیته‌های كارگری، كمیته دفاع از محمود صالحی، كمیته هماهنگی، جمعی از فعالین كارگری، انجمن فرهنگی - حمایتی كارگران، گروهی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران) از مبارزات این كارگران حمایت كردند. اهالی شوش و دزفول و هفت تپه نيز به اشكال مختلف از اعتراض كارگران حمايت كردند.
اعتصاب این دوره كارگران كارخانه "نیشكر هفت تپه"، كه بارها برای دریافت حقوق معوقه و خواستهای دیگر خود اعتصاب كرده و با وعده های پوشالی و توخالی به سر كار برگشته بودند، با عملي نشدن وعده مدیر عامل، یعقوب شفیعی كه یك آخوند است، شروع شد.
در زیر با رجوع به اخباری كه به حزب كمونیست كارگری رسیده، سعی خواهد شد گوشه‌ای از این اعتراض متحدانه و قدرتمند در اختیار خوانندگان نشریه كارگر كمونیست قرار بگیرد.

٧ مهرماه
روز ٧ مهرماه، برابر با ٢٩ سپتامبر، حدود ٣٠٠ تن از كارگران شركت "نیشكر هفت‌ تپه"، در اعتراض به پرداخت نشدن ٣ ماه از دستمزدهایشان كه شرایط غیرقابل توصیفی را برای كارگران ایجاد كرده است، پرداخت حق بیمه، تأمین امنیت شغلی، بازگرداندن خانه‌های سازمانی شركت به كارگران، پرداخت بن و پاداش، اخراج مدیریت و اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، با ٦ اتوبوس به شهر شوش رفته و در مقابل فرمانداری این شهر دست به یك تجمع بزرگ اعتراضی زدند. كارگران در ٣ ماه قبل از این تجمع، چندین بار دست به اعتصاب زده بودند كه یك مورد آن اعتصاب روز ٢١ شهریور بود كه تمامی پرسنل شركت در آن اعتصاب شركت داشتند و حزب طی اطلاعیه‌ای آن را به اطلاع عموم رسانده بود. در آن اعتصاب كه كارگران خواهان دریافت فوری دستمزدهای خود شده بودند، با جواب "ما حقوق شما را پرداخت نخواهیم كرد و باید صبر كنید تا ماشین آلات و زمین‌های زراعی شركت بفروش برسد و از پول آن طلب شما پرداخت گردد." روبرو شده بودند.
اما در تجمع ٧ مهرماه تجمع كارگران ابتدا با ممانعت نیروی یگان ویژه و انتظامی روبرو شد؛ كه با دیدن جمعیت كارگران و روحیه قاطع و مصمم‌شان، نیروهای سركوب عقب نشستند. كارگران حدودا ٢ ساعت در آن محل تحصن كردند. در این تحصن هیچ یك از مقامات فرمانداری حاضر به حضور در تجمع كارگران و پاسخگوئی به آنها نشد. كارگران نیز قرار گذاشتند كه روز بعد در همان محل دست به تجمع دوباره خواهند زد و اگر پاسخی دریافت نكردند، در تجمعات بعدی همراه با خانواده‌های خود تجمع ميكنند.

كارگران گفته‌اند كه با عدم پرداخت دستمزدهایشان، بویژه با بازگشائی مدارس، حتی امكان تأمین نیازهای ساده تحصیلی برای فرزندان خود را نیز ندارند. در عین حالی كه دستمزدهای كارگران پرداخت نمی‌گردد، شهرداری محل نیز بدلیل عدم پرداخت هزینه برق، برق خانه برخی از كارگران را قطع كرده است.

٨ مهرماه
روز ٨ مهرماه كه كارگران روز قبل گفته بودند به شوش رفته و در مقابل فرمانداری تجمع خواهند كرد، به دلیل اینكه مقامات كارخانه اتوبوس‌های هفت‌تپه را به محل دیگری منتقل كرده بودند تا از رفتن كارگران به شوش خودداری كنند، از ساعت هشت و نیم تا یازده صبح، حدود ٦٠٠ تن از كارگران جاده ترانزیتی شوش – هفت‌تپه را با تحصن خود بستند و برای رانندگانی كه بر اثر بسته شدن جاده متوقت شده بودند، علت تجمع خود را توضیح دادند. كارگران در اين حركت مورد حمايت وسيع مردم قرار گرفتند. در این تحصن كارگران مطالبات خود را به صورت شعار تكرار می‌كردند.
گرچه روز قبل هیچكدام از مقامات دولتی حاضر نشده بودند به میان كارگران بیایند، اما در اين روز معاون فرماندار مجبور شد به میان كارگران بیاید و وعده و وعيد دهد و كارگران را به مدیریت شركت ارجاع دهد. اما كارگران اعلام كردند كه دولت مسئول وضعيت آنها و دست درازي مديريت است. و اعلام كردند كه اين بار به هيچ وعده اي گوش نميدهند. حركت كارگران با اعلام تجمع در روز بعد خاتمه پيدا كرد.

٩ مهرماه
كارگران در روز قبل قرار گذاشته بودند از ساعت ٨ صبح اين روز در چهارراه شوش تجمع خواهند كرد و دسته جمعي به طرف فرمانداري حركت ميكنند. با نزدیك شدن كارگران به این چهارراه آنها متوجه حضور گسترده گارد ویژه شدند و تصمیم گرفتند ابتدا به كارخانه رفته و سایر كارگران اعتصابی را با خود همراه كنند و با نیروی بیشتری به فرمانداری بروند. اما نیروهای انتظامی درهای ورودی كارخانه را بسته و در آنجا مستقر شده بودند كه مانع ورود كارگران به كارخانه شوند. كارگران سپس پیاده به سه راهی شوش هفت‌تپه (اهواز - اندیمشك) رفته و در آنجا دست به تجمع زدند و با اتومبیل‌هائی كه در این مسیر در حركت بودند در دسته‌های سه چهار نفره خود را به شوش رساندند. رانندگان اتومبیل‌ها به گرمی از حركت كارگران پشتیبانی كرده و صدها نفر از كارگران توانستند در زمان كوتاهی به شوش بروند و پس از یك راهپیمائی خود را به دیگر رفقای خود كه در مقابل فرمانداری تجمع كرده بودند، برسانند. امروز بیش از هزار نفر در تجمع شركت كرده و همزمان تمام كارگران كارخانه "نیشكر هفت ‌تپه" در اعتصاب بودند.

كارگران در این تجمع علیه مدیریت و فرمانداری شعار داده و خواهان رسیدگی به مطالباتشان بودند. شعارهای كارگران از جمله "زندگی و معیشت حق مسلم ماست"، "نماینده بی‌عرضه نمی‌خواهیم"، "فرماندار نمونه نمی‌خواهیم" بود. مدیر عامل "نیشكر هفت‌تپه" تحت فشار فضای اعتراضی مجبور شد به میان كارگران آمده كه كارگران متوجه شدند بجای پاسخگوئی به مطالبات كارگران، قصد وراجی دارد كه به او اجازه صحبت ندادند و او را هو كردند. سپس فرماندار به میان كارگران آمد و كارگران را تهدید كرد و گفت از شهرهای دیگر نیروهای كمكی برای سركوب كارگران به منطقه آورده شده است. كه با هو شدن از طرف كارگران روبرو شد. او كه متوجه روحیه مصمم كارگران شده بود، از تهديد خود عقب نشست و قول داد كه روز دوشنبه هفته آینده یكماه حقوق كارگران پرداخت خواهد شد. كارگران این را قبول نكرده و خواهان پرداخت فوري همه حقوق و مزایای معوقه خود شدند. همچنین اعلام كردند كه تا وصول همه طلب‌های خود و رسیدگی به همه خواست‌هایشان به اعتصاب و اعتراض ادامه خواهند داد.
كارگران قبل از پراكنده شدن، قرار گذاشتند كه فردا نیز، همزمان با اعتصاب، در محوطه كارخانه تجمع كنند و اولتیماتوم دادند كه در ادامه این تجمعات، خانواده‌های آنها نیز در تجمعات به آنها محلق خواهند شد.

١٠ مهرماه
در اين روز تمامی ٤٠٠٠ نفر از كارگران شركت "نیشكر هفت ‌تپه" در دو تجمع اعتراضی شركت كردند و بر عملي شدن فوری خواستهای خود پافشاری كردند. حدود ٢٠٠٠ نفر از كارگران در مقابل فرمانداری شوش تجمع كرده و ٢٠٠٠ نفر دیگر نیز بدلیل ناتوانی از تأمین هزینه رفت و آمد به شوش، در مقابل كارخانه دست به تجمع زدند. كارگران شعار می‌دادند و در واكنش به تهدیدهای دیروز فرماندار گفتند كه تهدیدها و دستگیریها مانع ادامه حركتشان نخواهد شد. و خواهان رسیدگی فوری به مطالبات خود شدند.
در طول این حركت نیروهای گارد ویژه و نیروهای انتظامی و اطلاعاتی كارگران را در محاصرۀ خود داشتند. اما اين فضاي نظامي نيز ذره اي از عزم كارگران كم نكرد. لازم به یادآوری است كه اين اولین روزی نبود كه كارگران زير تهديد و فشار نیروهای انتظامی قرار داشتند. در تمام مدت اعتصاب و تجمع چند روزه كارگران مرتب از سوی وزارت اطلاعات مورد تهدید قرار می گرفتند. بطور مشخص، سرگرد ملكی‌پور و سرگرد علی‌كرم خسروپور از جمله كسانی هستند كه همراه با وزارت اطلاعات و مدیریت كارخانه، كارگران و فعالین اعتصاب را مورد تهدید قرار می‌دادند. تعدادی از عوامل رژیم كه برای ترساندن كارگران از عواقب تجمع و اعتراض مشغول عكس گرفتن و فیلمبرداری از كارگران بودند، از طرف كارگران بیرون رانده شدند. تعدادی از عوامل كارفرما نیز كه در صفوف كارگران قصد ایجاد تفرقه داشتند، مورد انزجار كارگران قرار گرفتند و توطئه كارفرما و حكومت اسلامی كارفرماها به جائی نرسید.

در طول راه ٢۵ تن از كارگران كارخانه قند دزفول به نشانه همبستگی، به كارگران نیشكر پیوستند. كارگران شعار ميدادند: "هفت ‌تپه، قند دزفول پیوندتان مبارك"، و از این صحنه همبستگی فیلمبرداری كردند. مردمی كه در مسیر شاهد راهپیمائی كارگران بودند نیز به گرمی از مبارزه این كارگران استقبال و با آنها اعلام همبستگی می‌كردند.
در مقابل تهدیدات مدیریت و اطلاعت و فرماندار، فضای میان كارگران حاكی از روحیه اعتراضی بالا، اتحاد بالا و عزم محكم برای تداوم اعتصاب و تجمع است. در جمع‌های كارگران بحث از این بود كوتاه نمی‌آئیم و همه جهان و همه شبكه‌های تلویزیونی را از مبارزه خود مطلع خواهیم كرد. كارگران از "كانال جدید" بخاطر اختصاص بخشی از برنامه‌های روزانه خود به مبارزه كارگران "نیشكر هفت‌تپه" تشكر می‌كردند.
در پایان تجمع امروز كه تا ساعت ١١ صبح بطول كشید، كارگران اعلام كردند كه فردا نیز به اعتصاب و تجمع خود ادامه خواهند داد. و اعلام كردند كه اعضای خانواده های آنها در تجمعات بعدی شركت خواهند كرد. فضای شهر شوش مملو از فضای همبستگی با كارگران اعتصابی است. با حس این فضا و برای مقابله با آن، اطلاعیه‌ای توسط مدیریت در میان مردم توزیع شده كه مشكل كارگران هفت تپه امروز یا فردا رفع خواهد شد.

١١ مهرماه
كارگران در اين روز پنجمین روز اعتصاب خود را با موفقیت و متحدانه پشت سر گذاشتند. روز قبل كارگران اعلام كرده بودند كه امروز نیز اعتصاب و تجمع خواهند كرد اما آن را به ١٢ مهرماه موكول كردند.
تحت فشار اعتصاب و تجمعات اعتراضی، مدیریت وعده داده است كه فردا یك ماه طلب كارگران را پرداخت كند؛ و در تلاش است از این مسئله برای ایجاد تفرقه در میان كارگران استفاده كند. كارگران را تهدید كرده است كه هر كس فردا سر كار حاضر نباشد غیبت می خورد. كارگران اما مصممند كه به اعتصاب و تجمعات اعتراضی خود برای تحقق همه خواسته های خود و دریافت همه طلبهای خود ادامه بدهند.
وزارت اطلاعات ٤ نفر از كارگران به نامهای نجات دهلی نو، حمید زبیدی، قربان علی‌پور و فریدون نیكوفر را احضار كرد و به دنبال آن شبانه ساعت ١١ و نیم و سپس ساعت ٢ و نیم صبح به خانه فریدون نیكوفر ریختند و او را به وزارت اطلاعات بردند.

١٢ مهرماه
كارگران با شنیدن خبر دستگیری همكار خود در نیمه شب دیشب، بلافاصله در چهارراه شوش دست به تجمع ١٠٠٠ نفره زدند و وزارت اطلاعات را مجبور به آزادی فریدون نیكوفر كردند. وزارت اطلاعات امروز اما قربان علی‌پور و داریوش روزه‌دار را دستگیر كرد و تجمع كارگران در چهارراه شوش را مورد ضرب و شتم قرار داد. سركوبگران رژیم ماشینهائی را كه به حمایت از كارگران توقف میكردند از مسیر دور میكردند. كارگران به كارخانه بازگشتند و در مقابل دفتر مدیریت برای آزادی رفیقشان دست به تجمع اعتراضی زدند. ٤٠٠٠ كارگر در این تجمع شركت داشتند. كارگران برای آزادی همكارشان شعار می دادند و اعتراض میكردند. وزارت اطلاعات تحت فشار كارگران بلافاصله قربان علی پور را آزاد كرد. همچنین تحت فشار اعتراض كارگران، كارفرما و جمهوری اسلامی تصمیم گرفتند حقوق یك ماه كارگران را بپردازند. اما سایر مطالبات كارگران بی جواب ماند. می خواستند با وعده های توخالی كارگران را به سر كار برگردانند؛ اما كارگران صریحا اعلام كردند كه تا زمانیكه نحوه رسیدگی به سایر مطالبات آنان بصورت بخشنامه و كتبا به كارگران اعلام نشود و مورد توافق كارگران قرار نگیرد، دست از اعتصاب و تجمعات اعتراضی برنخواهند داشت.
كارگران در روز ١١ مهر نامه ای به سازمان جهانی كار و اتحادیه های كارگری جهان ارسال كردند كه متن آن به قرار زیر است:

نامه کارگران نیشکر هفت تپه به سازمان جهانی کار و اتحادیه های کارگری جهان
احتراما به استحضار می رسانیم که ما کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه خوزستان در حدود ۲ سال است به دلیل مشکلاتی که به دلیل سیاستهای غلط دولت بوجود آمده حدود ۱۶ بار دست به اعتصاب در محوطۀ صنعتی شرکت زدیم . بدین طریق به خصوص به حقوق معوقۀ خود برسیم ولی متاسفانه هر بار مسئولین شرکت و دولت به وعده دادن اقدام نموده ودر عمل هیچگونه نتیجۀ مثبتی برای ما حاصل نشده و کارگران حتی نتوانستند به یک مورد از خواسته های خود برسند.
 در نتیجه تعدادی از کارگران به نمایندگی از طرف ما کارگران شرکت، ۲ بار به فرمانداری شهرستان شوش مراجعه کرده و با فرماندار شهرستان تشکیل جلسه دادند و به نامبرده اعلام نمودند که کارگران از وضع موجود شرکت و وضعیت خویش راضی نمی باشند. واز نحوۀ برخورد مسئولین شرکت و دولت دیگر خسته شده اند، و در صورتیکه تا روز شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۸ صبح دولت و شرکت اقدام به حل مشکلات موجود نکند ما اقدام به تحصن در مقابل فرمانداری خواهیم کرد که متاسفانه با پایان یافتن مهلت داده شده توسط نمایندگان کارگران، کارگران اقدام به تحصن در مقابل فرمانداری نمودند و در حدود ۴ روز است تحصن ادامه دارد و کارگران در نظر دارند تا رسیدن به نتتیجه مطلوب که حل وضعیت بدهیهای شرکت جهت جلوگیری از ورشکستگی شرکت و حقوق معوقۀ کارگران باشد.به تحصن خود در جلوی فرمانداری ادامه بدهند لازم میدانم در خصوص شرایط کنونی شرکت به اطلاع برسانیم که شرکت نیشکر هفت تپه در حدود ۴۷ سال است که تولید شکر می کند و حدود ۲ سال است که بدلیل سیاستهای غلط دولت در خصوص صنعت شکر همانند شرکتهای تولید کننده شکر در شرایط ورشکستگی قرار گرفته اند و بدهیهای آن حدود ۸۵ میلیارد تومان رسیده و مسئولین شرکت و دولت تصمیم دارند که جهت کاهش مبلغ بدهیهای شرکت اقدام به فروش زمینهای گشاورزی شرکت،  کارخانه خوراک دام شرکت ، لوازم یدکی کارخانه و تعدیل حدود ۲۰۰۰ از ۵۰۰۰ کارگر شرکت نمایند. در صورتیکه با توجه به دولتی بودن و بدهی شرکت ادارات و سازمانهای دولتی نظیر بیمه، سازمان آب و برق، شرکت گاز و ادارۀ مالیات میتواند اقدام به بخشش این بدهیها نماید.ولی سیاست دولت بدلیل حضور باند مافیای شکر بر ارادۀ آنها از این امر سرباز می زنند و حتی با آن باندها با پایین آوردن تعرفۀ گمرگی از ۱۴۰ در صد به ۴ در صد واردات شکر توسط بخش خصوصی و حتی دولت و حمایت نکردن مالی از شرکت  همکاری می نمایند  و در جهت اهداف آنها حرکت می کنند حتی ما کارگران را که  در خصوص این موارد و حقوق معوقۀ خود اقدام به تحصن کرده ایم ، توسط فرماندار شهرستان شوش آقای فرآورد تهدید کرده اند که دست از تحصن برداریم و در صورتیکه ما به اعتراض خود ادامه دهیم با شدت با ما توسط نیروی انتظامی برخورد نمایند.
لذا از سازمان محترم جهانی کار و سازمانهای حقوق بشری استدعا مندیم که در خصوص این اقدام دولت جمهوری اسلامی ایران از ما حمایت نموده و با توجه به اینکه ایران عضو آن سازمان می باشد از دولت جمهوری اسلامی بخواهند که نسبت به پرداختن حقوق معوقۀ ما و حل و مشکلات موجود اقدام لازم را به عمل آورند یا با فرستادن نمایندگانی از آن سازمانها بخصوص سازمان جهانی کار به ایران نسبت به  پیگیری و حل مشکلات اقدام نماید و در صورتی که این اقدام از طرف آن سازمان محترم پیگیری نشود با توجه به بی تفاوتی دولت حاکم  وضعیت شغلی حدود ۵۰۰۰ نفر از کارگران در خطر خواهد بود.
لذا امیدواریم که آنها را مجاب نمایید تا طبق قوانین بین المللی کار اقدام نمایند. لازم به ذگر است حتی به ما اجازۀ تشکیل سندیکای کارگری نمیدهند و حدود یک سالی است که از هیچگونه نماینده ای جهت پیگیری مسائل موجود نداریم و در صورتیکه اقدام به تشکیل سندیکا نماییم بهتر می توانیم از طریق آن سازمان مورد حمایت قرار گرفته و در ارتباط باشیم اگر این مسئله انجام نشود. بعضی از کارگران که نمایندگان رسمی کارگران نیستند و پیگیر مشکلات کارگران شرکت هستند با تبعیضات صورت گرفته در خطر اخراج و بازداشت قرار دارند. که در طی این چند روز ۴ نفر از آن کارگران تهدید به اخراج و بازداشت شده اند.و در نظر دارند که با این ترفند ایجاد رعب و وحشت بین کارگران نمایند تا از حقوق به حق خود گذشت نمایند در پایان حمایت شما سازمانهای جهانی کار و حقوق بشر و سندیکاهای بین المللی کارگری  تشکر و قدر دانی می نماییم.
 کارگران شرکت طرح نیشکر هفت تپه خوزستان ١١ مهر ١٣٨٦

١٣ مهرماه
امروز جمعه و تعطیل است. كارگرانی كه معمولا روزهای جمعه از ساعت ٦ تا ١٠ صبح اضافه كاری می‌كنند امروز موقتا سر كار حاضر شدند؛ اما تصمیم جمعی و قطعی كارگران فردا بدنبال مذاكره در مجمع عمومی اتخاذ خواهد شد. این مذاكره ساعت هشت و نیم صبح شنبه بین نمایندگان كارگران، مدیریت، كارفرما و یكی از نمایندگان مجلس اسلامی از شوش در مورد مطالبات كارگران خواهد بود.

١٤ مهرماه
قرار بود نمایندگان كارگران با مدیر عامل، نماینده مجلس اسلامی از شوش و كارفرما مذاكره كنند. نمایندگان كارگران به مدیر عامل گفتند كه فقط حاضرند در جمع كارگران مذاكره كنند. او نیز علیرغم میل خود پذیرفت كه در حضور توده كارگران با نمایندگان كارگران مذاكره كند. كارفرما و نماینده مجلس اسلامی برای مذاكره حضور نداشتند. مدیر عامل صریحا اعلام كرد كه كاری از دستش ساخته نیست؛ پولی در كار نیست و دو ماه باقیمانده حقوق كارگران و مزایا و بن دو ساله پرداخت نمی‌شود. وی با این همه تهدید كرد كه علیرغم اینكه دستمزدتان را نمی‌دهیم، اگر بر سر كار حاضر نشوید، غیبت میزنیم. كارگران یك صدا اعلام كردند: اعتصاب ادامه دارد. كارگران در مجمع عمومی امروز خود تصمیم گرفتند كه جلو خروج كامیونهای شكر را سد كنند. كارگران همچنین در این مجمع عمومی خواهان انحلال شوراهای اسلامی كار شدند.

١۵ مهرماه
كارگران در مجمع عمومی امروز خود توافق كردند كه هزار كارگر بخش كشاورزی برای آبیاری زمینها به سر كار بروند تا زمینها خشك نشود و ادامه كاری كارخانه زیر سئوال نرود. سایر كارگران همچنان به اعتصاب ادامه می دهند. تحت فشار اعتراض و اعتصاب كارگران، مسئولین دولتی از جمله امام جمعه، فرماندار و مدیر عامل همه قول پرداخت حقوق معوقه كارگران را داده اند. امام جمعه شوش گفته است كه تا قبل از عید فطر دستمزدهای معوقه پرداخت خواهد شد. ساعدی، نماینده مجلس اسلامی از شهر شوش نیز در اینمورد در مجلس اسلامی صحبت كرده و وعده رسیدگی به خواستهای كارگران را داده است. فرماندار شهر نیز گفته است كه بزودی به مطالبات كارگران رسیدگی خواهد شد. همه اینها در عین حال از كارگران خواسته اند كه به اعتصاب پایان دهند. كارگران اینها را وعده‌های سرخرمن می دانند و اعلام كرده اند كه اگر این قول و قرارها بصورت كتبی و رسمی به كارگران داده نشود به اعتصاب پایان نخواهند داد و كارگران كشاورزی نیز مجددا وارد اعتصاب خواهند شد. كارگران علاوه بر خواست پرداخت فوری و كامل همه مزایا و حقوق های معوقه و طبقه بندی مشاغل بر خواستهای مهم زیر تأكید كرده اند: تعهد كتبی بر اینكه منبعد در روز معینی حقوق هر ماه پرداخت میشود و حقوق هیچ ماهی به تعویق نمی افتد. پایان دادن به اذیت و آزار و احضار و بازداشت رهبران و نمایندگان كارگران. كارگران همچنین بر ایجاد تشكل كارگری تأكید كردند و اعلام كرده اند كه باید آزاد باشند كه هر تشكل كه بخواهند ایجاد كنند. كارگران نامه دیگری به سازمان جهانی كار و كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های كارگری با مضمون زیر نوشته و ارسال كردند.

دومین نامۀ کارگران نیشکر هفت تپه به سازمان جهانی کار سندیکاهای کارگری جهان و سازمانهای حقوق بشری
 به سازمان جهانی کار و اتحادیه های کارگری جهان،
احتراما به اطلاع می رسانیم که شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه خوزستان در حدود ۴۷ سال است تاسیس شده است و تولیدمحصول شکر می کند و اولین تولید کنندۀ شکر از نیشکر در ایران  می باشد. که توسط کارشناسان حارجی ۴۷ سال پیش تاسیس گردیده و با ایجاد آن تحول شگفت انگیزی در اقتصاد شمال استان خوزستان بوجود آورد. بطوریکه تاکنون تاثیر گزارترین شرکت در اقتصاد شمال استان می باشد و اقتصاد شهرهای شوش ، اندیمشک ، دزفول ، شوشتر ،میانرود ، حر ریاحی و شهرکهای اطراف مستقیما به وجود آن بستگی دارد. ولی در حدود ۲ سال است به دلیل عدم حمایت دولت و واردات شکر و با اجرای شتاب زده و غیر کارشناسی اصل ۴۴ و سیاستهای غلطی که دولت، شرکت را به بحران مالی مواجه شده و اقتصاد شهرهای مذگور به صورت راکد در آمده و داد و ستد به حداقل رسیده و بدیهای شرکت به حدود ۸۶ میلیارد تومان رسیده  که شرکت توان پرداخت آن را ندارد.مسئولین شرکت نیز با عنوان کردن آن بدهی نسبت به پرداخت حقوق معوقۀ ما کارگران که در چهار چوب قانون کار جمهوری اسلامی ایران می باشد اقدام نمی کند.ما کارگران بارها به ادارۀ کار شهرستان که ناظر اجرای قانون کار در شهرستان می باشد و فرماندار شهرستان و نمایندۀ مجلس مراجعه کرده ایم ولی مسئولین مذکور نیز هیچگونه اقدام خاصی انجام نداده با توجه به تورم زیاد متاسفانه ما را به صبر و شکیبائی دعوت می کنند. در حالی که ما تامین حداقل های زندگی عاجز بوده و شرمندۀ خانوادۀ خود می باشیم . و ما کارگران نیز از این نحوۀ برخورد مسئولین که با بی تفاوتی به آن مشکلات نظر می کردند اقدام به تحصن در مقابل فرمانداری شهرستان شوش که بالاترین نهاد و ادارۀ حکومت در این شهر می باشد اقدام کردیم و اعلام نمودیم تا رسیدن به خواسته های خود مانند:
۱- حل مشکل بدهی شرکت که دولتی می باشد و دولت توان بخشش آن بدیها را دارد
۲- تضمین در خصوص اینکه شرکت با وضع موجود ورشکسته نمی شود
۳- رها نکردن شرکت از نظر مالی توسط دولت
۴- اصلاح سیاستهای به نفع دولت در خصوص صنعت شکر و شرکت ، تقلیل تعرفۀ کمرگی ، جلو گیری از واردات بی رویۀ شکر توسط بخش خصوصی و حتی دولت
۵- اجرای مشاغل بندی پس از ۱۳ سال که هر ۴ سال یکبار باید مورد بازنگری قرار گیرد که متاسفانه مسکوت مانده است.
۶- رسمی کردن کارگران موقت
۷- ارتقای شغلی کارگران شاغل
۸- تشکیل سندیکای کارگری
۹- واگذاری منازل شرکت که در اختیار نیروهای نطامی ؛ اطلاعاتی ، بانکی و آموزش و پرورش و دیگر ادارات دولتی است
۱۰- پرداخت به موقع حقوق کارگران
۱۱- اجرای استانداردهای لازم در محل کار
۱۲- اجرای طرح زیان آور با توجه به زیان آور بودن محل کار ، بعضی از کارها در سطح شرکت
۱۳- اصلاح نحوۀ دادن مزایا در خصوص سختی کار و بدی آب وهوا با توجه به دمای بالای ۵۰ درجه در محل کار و موارد دیگر.
دست از تحصن بر نداشته ودر صورتیکه تحصن پایان پذیرد بصورت مشروط خواهد بود. موقتا اگر در کوتاه مدت و در مهلت داده شده به نتیجۀ خاصی نرسیم ، اقدام مجدد به تحصن کرده و حاضر به پرداخت هرگونه هزینه جهت رسیدن به حقوق خود هستیم .همانگونه که قبلا نیز تعدادی از کارگران توسط دولت به دادگاه احضار شده و مورد بازخواست قرار گرفته اند و در  چند روز گذشته نیز شبانه به درب منازل تعدادی از فعالان کارگری از طرف حفاظت و اطلاعات و امنیت شهرستان مراجعه و احضار شدند و کارگران را به آن اداره برده و مورد بازخواست قرار دادند و آنها را تحت فشار قرار دادند تا از حضور در تحصن امتناع کرده و کارگران را از بدست آودن خواستهایشان باز دارند. لازم به ذکر است در مدت زمانی که کارگران در آن محل مورد بازپرسی قرار می گرفتند. دیگر همکاران اقدام به اعتراض شدید به این نوع برخورد کردند که با واکنش و برخورد شدید نیروهای انتظامی مواجه شدند و تعدادی زخمی و بازداشت شدند که با فشار کارگران نیروی انتظامی اقدام به آزادی آنها نمود.
در پایان از چامعۀ جهانی، سازمان جهانی کار ، سندیکای کارگری جهان و سازمانهای حقوق بشری عاجزانه در خواست می کنیم در خصوص رسیدن ما به اهدافمان ما را حمایت نمایند در غیر اینصورت ما نیز همانند کارگرا ن شرکت قند شهرستان دزفول که شرکت آنها دچار ورشکستگی شد وکارگران آن به حال خود رها شدند و روزکار بسیار بدی را میگذرانند دچار ورشکستگی می شویم که در صورت وقوع این حادثه بازدهی اقتصادی در شمال استان خوزستان فاجعۀ به وقوع خواهد پیوست که امیدواریم با حمایت و فشار بین المللی و با توجه به اینکه ایران جزء سازمان جهانی کار می  باشد این مشکلات مرتفع گردد تا بتوانیم زندگی آبرومندی برای خود و خانواده فراهم آوریم .
قبلا از همکاری شما تشکر و قدردانی می نماییم.

کارگران شرکت طرح نیشکر هفت تپه شهرستان شوش استان خوزستان
۱۵ مهر۱۳۸۶
 كارگران قرار است فردا با فرماندار، مدیریت و كارفرما بر سر خواستهای خود به مذاكره بنشینند.

١٦ مهرماه
مذاكره ای كه قرار بود امروز صورت گیرد، انجام نشد و كارگران با صدور بیانیه ای بر خواستهای فوری خود از جمله پرداخت كلیه مطالبات معوقه، پرداخت به موقع حقوق و مزایای كاركنان، اجرای طرح كارهای سخت و زیان آور، اجرای طبقه بندی مشاغل، بركناری مدیران نالایق، اجرای نظام هماهنگ دستمزدها تأكید كردند. كارگران و كاركنانی كه بیش از بیست سال سابقه كار دارند تقاضا دارند كه بر اساس ۵٠ درصد سنوات و ۵٠ درصد به عهده شركت بازنشسته شوند.
كارگران مصممانه اعلام كرده اند وعده های توخالی مقامات و مسئولین را نمی پذیرند و تا به كلیه خواسته های خود نرسند از اعتصاب دست نخواهند كشید. قبلا با توافق مجمع عمومی كارگران بخش كشاورزی برای آبیاری زمینها سر كار رفته بودند. اما امروز اعلام كردند كه از فردا آنها هم دست از كار خواهند كشید و هر ٤٠٠٠ نفر دست به تجمعات اعتراضی خواهند زد.
گزارشاتی از تحت فشار قرار دادن فعالین كارگری از جمله جلیل احمدی و بهزاد قصاب توفیقی نیز منتشر گردیده اند.

١٧ مهرماه
امروز مدیر عامل تلاش كرد كه كارگران را با وعده سر كار بفرستد، اما كارگران همچنان به اعتصاب ادامه دادند. وی به كارگران قول داد كه فردا بقیه حقوق معوقه شان پرداخت می شود؛ اما كارگران اعلام كردند تا پرداخت نشود اعتصاب ادامه خواهد یافت.
كارگران به مدیر عامل ١۵ روز مهلت دادند كه مزایای معوقه و سایر مطالبات آنها را عملی كند در غیر اینصورت اعتاصب مجددا شروع خواهد شد.
در خطاب به همه كسانی كه تا امروز از اعتصاب شان حمایت و پیشتیبانی كرده اند، كارگران نامه امروز نامه تشكر آمیزی با مضمون زیر نوشتند:

خطاب به همه كارگران و كساني كه ما را حمايت كردند
ما کارگران طرح نيشکر هفت تپه ضمن تشکر از همه کارگران و تشكلهاي كارگري و انسانهاي آزاديخواهي که از مبازره ما حمايت کردند٬ به اطلاع همگان ميرسانيم که ما  موفق شديم با اتحاد خود کارفرما را به عقب نشيني وادار کنيم. دستمزد شهريور ماه را دو روز قبل گرفتيم و فردا قرار است دستمزد مهرماه ما پرداخت شود و ده تا پانزده روز فرصت داده ايم که پاداش هاي عقب افتاده ما نيز پرداخت شود. بدين ترتيب فردا اگر حقوق مهر ماه ما به حساب واريز شود پس از دوازده روز اعتصاب و مبارزه به سرکارخود بازميگريم. و همين جا از همه شما عزيزاني که ما را در اين مبارزات همراهي کرديد تشکر ميکنيم. تا همين جا اين خود يک موفقيت و پيروزي براي همه ماست. ما به کارفرما پانزده روز ديگر فرصت ميدهيم که براي ديگر خواستها و طلبهاي ما اقدام کند و در صورتيکه پاسخي به آنها داده نشود دوباره اعتصاب و تجمعات خود را از سر خواهيم گرفت.

زنده باد اتحاد کارگري
کارگران طرح نيشکر هفت تپه
١٧ مهر٨٦

١٨ مهرماه
امروز حقوق شهریورماه نیز به كارگران پرداخت شد.
پس از ١١ روز اعتصاب متحد و یكپارچه كارگران نیشكر هفت تپه، امروز كارگران كار را از سر گرفتند. مدیریت با پرداخت حقوق مرداد ماه كارگران و با وعده و وعیدهای اسلامی و توخالی می خواست كارگران را چند روز پیش به سر كار برگرداند و اعتصابشان را به شكست بكشاند، اما كارگران متحد و یكپارچه این ترفند اسلامی را نیز به شكست كشاندند. و بر خواستهای خود پافشاری كردند.
اما سایر مطالبات كارگران؛ پرداخت بموقع دستمزدها در پنجم هر ماه، پرداخت پاداش و بن معوقه، برخورداری از خانه های سازمانی، اجرای هماهنگ دستمزدها، مشمول كارهای سخت و زیان آور شدن و اجرای طرح طبقه بندی مشاغل هنوز برآورد نشده است. هنوز شوراهای اسلامی كار منحل نگردیده است. هنوز كارگران از حق تشكل و پایان دادن به اذیت و آزار فعالین كارگری برخوردار نیستند. اما بر این خواستها تأكید شده و تلاش و مبارزه برای رسیدن به این خواستها را جلو روی كارگران قرار داده است.
اعتصاب كارگران نیشكر هفت تپه با اینهمه پیروزی مهمی برای كارگران این مجموعه و كل طبقه كارگر بشمار می آید. كارگران ثابت كردند كه میتوان با پافشاری بر مبارزه و اعتصاب خواستهای خود را به كارفرما و دولتشان تحمیل كرد. میتوان علیرغم اذیت و آزار کارگران، علیرغم بازداشت ها و سرکوب تجمعات آنها، با نیروی متحد خود، با اطلاع رسانی هرروزه به جامعه، با قبول نکردن وعده وعیدها، و با اتکا به نیروی خود طرف مقابل را به تسلیم کشاند. کارگران هفت تپه امروز در موقعیتی بسیار مساعدتر، متحدتر و آبدیده تر میتوانند به مبارزه برای تحقق همه مطالبات خود ادامه دهند. کارگران هفت تپه راه روشنی مقابل سایر بخش های طبقه کارگر گذاشتند و درسهای باارزشی به طبقه کارگر تقدیم کردند.

١٩ مهرماه
امروز اطلاعیه‌ای با تیتر "ما موفق شدیم" از طرف كارگران "نیشكر هفت‌تپه" منتشر شد كه در آن تأكید شده است كارگران حق خود می‌دانند هر هفته مجمع عمومی خود را برگزار كنند و در مورد مسائل مختلف تأكید كنند و تصمیم بگیرند. در این اطلاعیه آمده است: "برای اینکه خواستهایمان را پیگیری کنیم، برای اینکه نگذاریم دوباره دستمزد ما را به عقب بیندازند، اخراجمان نکنند و نمایندگان دلسوزی که سخنگویان ما بودند را زیر فشار نگذارند هرهفته جمع می‌شویم و در مورد وضعیت خود و مسائل فوری کارمان تصمیم می‌گیریم. ما هر هفته روزهای پنجشنبه ساعت ١ تا ٢ جمع خواهیم شد و این را حق مسلم خود، تشکل واقعی خود می‌دانیم".
ياشار سهندي
مبارزه کارگران و شکست طلبان
 
کارگران نیشکر هفت تپه مبارزه جانانه ای را در مقابل جمهوری اسلامی براه انداختند. هر چند خواستهاي اين مبارزه صنفی و اقتصادي است. و خود همين هم بسيار مهم است، اما این خواسته های صنفی را باید دولت جوابگو باشد و این دولت هر چه دستگاه امنیتی و سرکوبگر دارد بسیج کرده تا این کارگران را وادار به سکوت کند. پرداخت نکردن و یا دیر پرداخت کردن حقوق، قانون رسمی جمهوری اسلامی شده و تقریبا در نود درصد کارخانجات دولتی و غیر دولتی اجرا میشود. مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه به اين دليل مثل بخش اعظم مبارزات كارگران مبارزه ای است سیاسی چون دقیقا بر علیه همین قانون نانوشته دولت سرمایه است و میتوان گفت به نمایندگی از سوی همه کارگران ایران به پیش برده میشود.

این مبارزات از سوی دیگر اهمیت بسزایی دارد. چرا که بعد از چند ماه کشتار زندانیان بی دفاع بوسیله اعدام در ملا عام و یورش وحشیانه دولت اسلام به زنان و جوانان و دستگیری و زندانی کردن فعالین کارگری و دانشجویی این مبارزات پاسخ دندان شکنی به این موج سرکوب است. و همینطور پاسخی است قاطع به همه کسانی و جریاناتی که دم از شکست مردم زدند و میزنند. یکی از این جریانات حزب "حکمتیست" یا به بیان روشنتر "حزب گارد آزادی" است. این حزب که یک نفس دم گرفته است که: جمهوری اسلامی دست بالا پیدا کرده و امریکا و انگلیس را تحقیر میکند، قدرت منطقه ای شده است، دیگر از مبارزه مردم اثری نیست، هر مبارزه ای از این دست که به وقوع میپوندد را بیهوده میشمارد.
 در برنامه تلویزیونی "پرتو" جمعه ١٣ آبان محمد فتاحی در گفتگو با اسد گلچینی به اعتصاب شکوهمند کارگران نیشکر هفت تپه پرداخت. ماحصل گفتگوی این دو چیزی نبود جز اینکه این مبارزات راه به جایی نمیبرد چون کارگران" محافظه کارند"، البته به زعم ایشان کارگران بخشهای دیگر نمی خواهند به حمایت از کارگران هفت تپه برخیزند. البته از حق نباید گذشت اسد گلچینی نمی توانست در مقابل این مبارزه جانانه کارگران هفت تپه تحسین خود را بیان نکند، اما فتاحی طوری سوالات را مطرح میکرد که نشان دهد این کار بی ثمری است. او (فتاحی) تاسف(؟) میخورد که چرا کارگران مثل نیروهای سرکوبگر رژیم، که از هر گوشه ایران خودشان را به خوزستان رسانده اند تا کارگران هفت تپه سرکوب کنند، کاری نمیکنند؛ و مدعی بود که کارگران کم کاری میکنند که مثل سرکوبگرانشان فعالانه برخورد نمیکنند و خودشان را به هفت تپه نمیرسانند!؟ اسد گلچینی نتوانست در مقابل این پرت و پلای گویی محمد فتاحی ساکت بنشیند و گفت چون کارگران تشکیلات ندارند اما محمد فتاحی معتقد بود که کارگران نمی خواهند و اسد گلچینی نیز تایید میکرد که از محافظه کاری ایشان است. این مبارزات از دید هر دوشان بی ثمر بود چون بنا به گفته اسد گلچینی بیست سال این اعتراضات در هفت تپه جریان دارد و من شنونده باید دستم می آمد که این هم تمام میشود و به جایی نخواهد رسید.
 این گفتگو تمام شد و من کارگر که پای این برنامه نشسته بودم و بیننده آن بودم ظاهرا باید تهیيیج میشدم و " خجالت میکشیدم" و یک کاری میکردم. اما این گفتگو من را کاملا خلع سلاح کرد. وقتی یک حزب معین که نام خودش را کمونیست گذاشته وصفت "حکمتیست" را یدک میکشد من طرف تبلیغ او را میخواهد قانع سازد که این گونه مبارزات كه مثل بمب در ميان مردم صدا كرده، "تدافعی" است پس بی فایده است، بیست سال است جریان دارد و به جایی نرسیده؛ به گفته ایشان وقتی خانواده خود کارگران ساکتند وقتی کارگران به ILO  نامه میدهند و متوجه نیستند که این سازمان دولتهای سرمایه داری است و خواستار تشکیل سندیکا میشوند شایسته حمایت نیستند! وقتی بخشهای مهمی مثل کارگران نفت و ذوب آهن و برق  دست روی دست میگذارند ومثل سرکوبگران خودشان را به هفت تپه نمیرسانند من دیگر چه باید بکنم جز شرمندگی؟! و اینکه انتظار داشته باشم امام زمان ظهور کند و عدلش را بگستراند کاری دیگری برای من باقی نمی ماند!
  این حزب بارها ما کارگران را متهم کرده که دست به کلا ه خود داریم که باد نبرد! اما خود در زمانی که باید حمایت همه جانبه ای را از این مبارزات مشخص سازمان دهد به شماتت و تحقیر همین مبارزات برمیخیزد. برای حزبی که شکست مبارزات مردم را از قبل اعلام داشته وظیفه ای جز این نمیماند که مبارزات به این وسعت را کوچک جلوه دهد. که بعد از مدتی ساکت خواهد شد. گیرم که اینطور شود وظیفه یک حزبی که نام کمونیسم کارگری را بر خود گذاشته این است که مبارزات جاری را تحقیر کند؟ کوچک جلودهد و بگوید بیست سال است جریان داشته این هم مثل بیست سال گذشته!

براستي كسي كه سياستش را اين گذاشته كه ثابت كند رژيم سرنگون نميشود و راست دست بالا را پيدا كرده، چقدر وضع نزاري پيدا ميكند! مجبور ميشود مبارزه زنده و حي و حاضر ٤٠٠٠ كارگر و حمايتي را كه به اشكال مختلف از آن ميشود و نقطه قوتهاي آنرا نفي كند تا سياستش را ثابت كند. تا اينجا كارگران نيشكر هفت تپه پيروز شده اند. و اين يك پيروزي براي همه ما كارگران و همه مردم است. حتما در مبارزه هزار كمبود هم هست. ممكن است ما كارگران در جايي هم شكست بخوريم. اما كسي كه نقشه اي و پراتيكي براي پيروزي كارگران ندارد، فقط دارد نشان ميدهد كه به كارگر و به مبارزه و به پيروزي بي ربط است. در همین گفتگو، فتاحی و گلچینی نشان دادند چقدر هنرمند هستند تا تصویر غیرواقعی از شرایط کارگران بدست دهند تا  شکست خودشان را پای مردم و مشخصا کارگران بیاندازند. ایشان پاک خودشان را به آن راه زدند وقتی که گسیل کردن نیروهای سرکوبگر یک دولت که همه امکانات جامعه را در اختیار دارد و به فوریت و به آسانی میتواند اینکار را بکند و حتی شهر را در محاصره بگیرد و شرایط نظامی و امنیتی برقرار کند را مقایسه میکنند با کارگرانی که از هر گونه امکانی محرومند و اگر نبود اینترنت و ماهواره حتی ممکن بود ماهها بعد خبرش به گوش کسی برسد و اینرا به حساب "محافظه کاری" کارگران میگذراند. خود میبرند و میدوزند و بعد در کمال بی شرمی ما کارگرانی که دستمان از همه جا کوتاه است به کوتاهی در امر مبارزه و حمایت محکوم میکنند. 
بی تشکلی کارگر به خاطر نخواستن نیست، نمی گذارند.  همین دولت به وحشیانه ترین شکلی هر گونه تشکلی کارگری را سرکوب میکند. همه جا و همیشه صحبت از دیکتاتوری خشن سرمایه در ایران میشود برای کسب فوق سود اما به تشکل کارگری که میرسد ناگاه انسانهای که خود را کمونیست میخوانند و ظاهرا باید بخش پیشرو همین طبقه کارگر باشند کارگر را به ندانم کاری و محافظه کاری متهم میکنند و بالاتر از آن انتظار دارند مثل یک دولت که همه جور امکانات دارند عمل کنند. یکی نیست به ایشان بگوید که شما مثلا " آگاه" هستید و خود را کمونیست میدانید لطف کنید فقط حمایت خود را اعلام کنید نمی خواهد ما را بیشتر شرمنده کنید.
اتحاد بيش از ٤٠٠٠ كارگر نيشكر هفت تپه و پافشاري برخواستهاي خود در برابر كارفرما و كل نيروهاي سركوبگر يك نقطه قوت مهم ما كارگران و كل جامعه است. کمونیستی که اهمیت سیاسی این مبارزه معین در این شرایط زمانی را درک نمیکند کمونیست نیست. "حزب گارد آزادی" روز بروز دارد فاصله خودش را ازکمونیسم کارگری بیشتر میکند. آنها بدنبال "بحرانسازی" هستند تا بعد به کمک اسلحه بحران ایجاد شده را "مدیریت" کنند. آنها بدنبال " آینده سازان" در جای دیگری هستند که هیچ ربطی به کارگر و سوسیالیسم ندارد. باید هم مبارزه جانانه و به قولی "نابرابر" کارگران هفت تپه را تحقیر کنند، همانطور که قبلا فرمان انحلال تشکیلات کارگری را دادند. وقتی کارگران خود امر خود را پیش میبرند دیگر جايی برای سوپر من ها و مردان عنکبوتی قلابي نیست. وقتی کارگر به یمن اتحادش دولت سرمایه و نیروهای سرکوبگرش را به عقب براند جا برای جریانی نمی ماند که تصمیم گرفته به نیابت از جانب مردم نیروهای سرکوبگر را " تنبیه"کند. حال بماند چه تنبیهی!
بله، اگر ما کارگران میتوانیستیم همزمان مثلا در تهران اعتصاب حمایتی کنیم که دیگر کار تمام بود. ولی آنقدر ذلیل نشده ایم که مردان عنکبوتی به دادمان برسند. دیروز نساجی های کردستان (البته ایشان معتقدند وقتی صنعت نساجی دارد از بین میرود دیگر چه مبارزه ای و همین نظر را هم در رابطه با صنایع نیشکر هم دارند) و شرکت واحد، امروز کارگران هفت تپه، فردا جای دیگر،اگر اینها به هم پیوند بخورد نیروی عظیمی به جریان خواهد افتاد که دنیا را تکان خواهد داد. کوشش ما کارگران این است. ما در پي پيروزي هستيم نه در پی شکست. و شکست را مایه افتخار خود نمیدانیم. و اجازه نمیدهیم کسانی که شکست را پذیرفته اند، شکست خودشان را به حساب ما بگذارند.


كاظم نيكخواه
صفي كه به پيش ميرود

آنچه در صحنه سياسي ايران اين روزها شاهديم تاكيدي دوباره بر واقعياتي بسيار مهم و اساسي در فضاي سياسي جامعه ايران است. اعتصاب و مبارزه متحدانه بيش از ٤٠٠٠ نفر كارگران شركت نيشكر هفت تپه، و همزمان با آن تظاهرات دانشجويان در دانشگاه تهران عليه احمدي نژاد با شعار "مرگ بر ديكتاتور" و "دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد" و بعد برگزاري مراسم روز جهاني كودك در تهران و سنندج و كامياران و پيرانشهر و شهرهاي ديگر با قطعنامه هايي بسيار پيشرو و راديكال و انساني در دفاع از حقوق كودكان. همه اينها بدنبال موجي از اعدام ها و دارزدنهاي وحشيانه در ملاء عام، و يكه تازي لشكر جهل وعقب ماندگي در خيابانهاي شهرهاي ايران صورت ميگيرد. دو قطب كاملا متضاد در ايران رو در روي هم قرار گرفته اند. قطب ارتجاع و جهالت و سركوبگري و ضديت با انسان، قطب سرمايه داري. و در سوي ديگر قطب آزادي خواهي، حق طلبي، و انسانيت، قطب سوسياليستي و كارگري! رو دررويي اين دو قطب متضاد را در چند سال اخير بوضوح شاهد بوده ايم. 
بحث و جدال اصلي اين دو قطب تنها بر سر سرنگوني جمهوري اسلامي و حفظ و "اصلاح رژيم" نيست. بر سر بهبودي كوچك در اينجا و انجا نيست. بر سر خواستهايي صرفا صنفي و اقتصادي نيست. بلكه صف بهم پيوسته، مرتبط و واحدي در ايران دارد نقد و اعتراض خودرا به كل اوضاع موجود به زبانهاي مختلف بيان ميكند. اين روزها در ايران ادامه اول مه ها و ١٦ آذرهاي سوسياليستي را شاهد بوديم. كارگران نيشكر هفت تپه عليرغم فضاي محاصره و تهديد، بطور يكپارچه رژه ميروند و فرياد ميزنند "كارگر هفت تپه ايم گرسنه ايم گرسنه ايم" و عمق انزجار خودرا از وضع موجود با خشم بيان ميكنند. ميگويند ما "فرماندار نمونه نميخواهيم" و "مدير نمونه نميخواهيم" نان و رفاه ميخواهيم. حق تشكل ميخواهيم. در دانشگاه رئيس باند جلادان احمدي نژاد يك بار ديگر ميخواهد شانس خود را بعد از بگير و ببندها و اخراج هاي فوج فوج دانشجويان و دستگيري ها بيازمايد و عليرغم كنترل شديد پليسي و ميليتاريزه كردن اطراف سخنرانيش با شعار "مرگ بر ديكتاتور" و "مرگ بر فاشيست" از سوي شمار بسيار زيادي از دانشجويان مواجه ميشود. روز جهاني كودك در چندين شهر در فضايي راديكال و انساني و چپ برگزار ميشود و تجمع كنندگان در قطعنامه هايشان اعلام ميكنند كه براي دستيابي كودكان به زندگي انساني كل اين نظم وارونه را بايد بهم ريخت و جهان بهتري برپا نمود. در برابر تهاجم فاشيستي حكومت به كارگران و پناهندگان افغاني، اعلام ميكنند كه كودكان مهاجر افغاني بايد بي قيد و شرط از تحصيل و زندگي انساني برخوردار شوند، به بي حقوقي كودكان، به كار كودكان، به زندان و اعدام كودكان، و به تهاجم غير انساني به كودكان اعتراض ميكنند. و بالاخره كارزار جهاني ١٠ اكتبر عليه مجازات ضد انساني اعدام را كه نيروي محركه اصليش همين صف چپ و راديكال در ايران است را بايد ياد آور شد. اين صداي سوسياليستهاست كه دارد از گوشه و كنار اين سرزمين بگوش ميرسد. اين صداي طبقه كارگر است كه دارد به گوش ميرسد.

امروز در ايران مبارزات كارگران و معلمان و پرستاران و دانشجويان و زنان به هم مرتبط است و تا حد زيادي به هم پيوند خورده است. و اين نيز پديده قابل توجه و مهمي است. آنچه اين مبارزات را بهم پيوند ميزند در واقع همان خط و رگه قوي چپ و سوسياليستي است كه در همه آنها جريان دارد. خواستها و آرمانهاي اساسي تمامي اين بخشها يكي است. كيفرخواست آنها عليه جامعه موجود مشترك است. صداي طبقه كارگر را ميتوان در دانشگاه و در جنبش دفاع از حقوق كودكان و هر تحرك اعتراضي اي شنيد. اين واقعيت بسيار آشكار و غير قابل انكار فضاي سياسي امروز در ايران است.
يك كار اساسي هر كارگر پيشرو و آگاهي و هر كمونيستي اينست كه همين واقعيت را به باور بخشهاي هرچه وسيعتري از فعالين كارگري و فعالين جنبشهاي اعتراضي تبديل كند. ميشود در صفي بود و شناخت روشني از صف خود نداشت. ميشود در جلوي مبارزه بود و جايگاه عمومي همان مبارزه را بخوبي تشخيص نداد. ميشود در صفي حركت كرد و از جايگاه و گذرگاه بعدي خبر نداشت. يك كار ما كمونيست ها و هر كارگر آگاهي اينست كه مدام به صفي كه دارد جلو ميرود، پيشرويهايش را نشان دهيم. يك كار ما كمونيست و هر كارگر آگاهي اينست كه دستاوردها را جلوي چشم همه از جمله رهبران همان جنبشهاي اعتراضي بگذاريم. حتما نقطه قوت و نقطه ضعف هردو را بايد گفت. اما اقعيت اينست كه كم نيستند كساني كه كارشان را اين تعريف كرده اند كه ضعفها را بزرگ كنند و حتي ضعف بتراشند و روي اميد خاك بپاشند. به همين مبارزات همين چند هفته نگاه كنيد. صداي كارگر نيشكر هفت تپه از چند تريبون بگوش رسيد؟ اهميت و جايگاه اين مبارزه را چند جريان نشان دادند؟ صداي مدافعين حقوق كودك و تجمعات روز جهاني كودك در چند رسانه اپوزيسيون منعكس شد؟  و از آن سو با اولين تهاجم حكومت، صداي از قبل شكست خوردگان از كجا كه به گوش نرسيد؟

بهررو يك بار ديگر كارگران و مردم راديكال، شكست سياست احمدي نژادي جمهوري اسلامي را اعلام كردند. و نه فقط اين. يك بار ديگر مردم ديدند و لمس كردند كه فضاي سياسي ايران را صف
چپ و راديكال كارگري تعيين و تعريف ميكند. اين هنوز بارقه اوليه دوره كنوني است. اين جنبش ميتواند و بايد آنچنان تحركي از خود نشان دهد كه ميليونها كارگر و مردم بجان آمده به قدرت و آينده سازي آن مطمئن شوند و جايگاه خودرا در آن بيابند. اين جنبش ميتواند آنچنان به پيش رود كه نه فقط از نظر سياسي بلكه از نظر تفكر و فرهنگ و سنتهاي اجتماعي نيز توده هرچه وسيعتري از كارگران را به خود جلب كند و به سيطره نگرش و فرهنگ ملي گرايي و مذهبي و نگاه به بالا در ميان مردم خاتمه دهد. اين جنبش بايد جاي پاي خودرا محكمتر كند. توده اي تر شود. قطبي تر و شفاف تر شود. كارگران و مردم را وسيعا قانع كند كه تصميم گيري در مورد كل حيات اجتماعي نه حرفه از "ما بهتران" بلكه تنها حق خود آنهاست. اين راه را خواهيم پيمود. اين مسير را در پيش گرفته ايم و ادامه خواهيم داد.

 

 

 


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com