اخراج به شیوه دادگاههای صحرایی و نظامی!
حکم اخراج من نظر به اینکه اولا مبارزه سیاسی را با تقابل تشکیلاتی جایگزین میکند، دوما به نحوی صورت میگیرد که مغایر موازین حقوقی و قانونی و لذا غیر انسانی است. باید بحق مجازاتی صحرایی و نظامی اسم بگیرد! دلایل من شامل این موارد است:
1. اولا و مهمترین حرف من این است که این اخراج کاملا تصمیمی سیاسی است. در ادامه یک جدال سیاسی بر علیه سیاستهای شکست طلبانه و سازشکارانه بکار گرفته شده است. این حکم به این خاطر منتشر شده است تا منتقد و مخالف این حزب به جای ادامه بحث بر سر استراتژی و تاکتیک و بنیادهای فکری و سیاسی خطی که بر حزب حکمتیست حاکم شده است، به جبهه فرعی تشکیلاتی کشیده بشود. این تاکتیک به منظور در بردن خطی است که از لحاظ سیاسی زیر ضرب قرار گرفته است. خط شکست و سازش از آنجا که قادر به تقابل از روبرو نیست، دشنه اخراج را بدست گرفته، از پشت ضربه بزند. این نمونه کامل سیاست "بحرانسازی" برای تثبیت "قدرت" از بالا است. با این سیاست قرار است منتقدین سیاست شکست، تصفیه و بقیه وادار به تسلیم شوند.
2. هیچ حزب سیاسی در دنیا وجود ندارد، خواه چپ یا راست، که قبل از اینکه اطلاعیه پایانی کنگره خود را منتشر کند. قبل از اینکه "قوه مجریه" خود را معرفی کند، تصمیم اجرایی بگیرد! قبل از اینکه کمیته مرکزی خود را که مجری سیاستهای کنگره هست، معرفی کند، کمیته رهبری منتخب این کمیته و نهاد دفتر سیاسی را به اعضاء حزب خودش و به جامعه معرفی کند، بیاید و با هول و دستپاچگی جلسه صحرایی گذاشته، عضو حزب را اخراج و آن را بلافاصله اعلام کند. سئوال این است که چرا این تیم رهبری برای انتشار اطلاعیه پایانی این کنگره، اعلام مصوبات آن و پیام سیاسی این نشست اصلا عجله ندارد ولی برای اعلام حکم اخراج تشکیلاتی یک مخالف اینقدر دست پاچه هست و عجله دارد؟ آیا به این خاطر نیست که فشار زیادی آمده، دنبال راه فرار میگردند؟ آیا خود همین نشاندهنده ترجیح گزینه تصفیه تشکیلاتی به جای تقابل سیاسی برای در رفتن نیست؟
3. تا مادامی که اعضاء کمیته مرکزی و اندامهای اجرایی رهبری حزب به اعضاء حزب معرفی نشده اند، هنوز اطلاعیه پایانی کنگره منتشر نشده است، هرگونه تصمیم تنبیهی و اجرایی در باره اعضاء حزب به معنی سلب حقوق اولیه آنهاست. چرا؟ به این خاطر که این حق خدشه ناپذیر اعضاء حزب است که در هر موردی خود متهم کننده و اعضاء ارگان صادر کننده حکم را بشناسند. در هر سطحی از تنبیه و مجازاتهای تشکیلاتی، این حق اعضاء حزب است که بدانند متهم کننده شان شامل چه کسانی هستند. وقتی شما حتی اطلاعیه پایانی کنگره ات را منتشر نکرده ایی از کجا فرض میگیری که همه اعضاء حزب میدانند شما و یارانت دوباره انتخاب شده ایی؟ شما حق داشتید سه قبضه به خودتان رای بدهید، در نتیجه برایتان فرقی نمی کند، اما قانون قانون است و حق هم حق! حق همه افراد و اعضاء حزب است که تا جرمشان به مرجع حزبی ثابت نشده، ( فرض کنید که در حزب حکمتیست بیان انتقد سیاسی به کورش مدرسی و تیم رهبری جرم است) تا حق دفاع از خود را با شرکت حضوری در آخرین جلسه دفاع نیافته اند، تا مرجع رسیدگی به شکایات در بیطرفی کامل همه ادله را بررسی نکرده است، هیچگونه مجازاتی شاملشان نشود. اعضاء حزب همیشه باید مراجع تصمیم گیرنده مجازات کننده خود را با اسم و رسم بشناسند. در جلسات این مرجع حقیقی و حقوقی برای دفاع آخر از خود شرکت کنند. هیچ مرجع غیبی و ناشناسی حق اخراج و یا تنبیه و مجازات اعضاء حزب را ندارد. این عمل جرم است. غیر قانونی است. در هیچ کجای دنیا مجازات کننده از حق یک طرفه و بی حد و حصر برخوردار نیست.
چگونه هست که در حزبی که کورش مدرسی در کنگره دوم آن را دفرمه نموده است نه متهم متهم کنندگانش را میشناسد، نه از حق دفاع برخوردار است، نه اینکه این حکم قابل مقابله کردن است. آیا این مکمل عدم اعلام کاندیداها، بستن درهای کنگره، اعلام کاندیداهای جعلی و سه قبضه رای دادن به جای آنها نیست؟ آیا این سند قدرت متمرکز کورش مدرسی و وفادارنش در تیم رهبری برای انجام هر عمل دلخواهی نیست؟ آیا این نشان نمی دهد که این خط شکست و سازش برای به کرسی نشاندن خود بر خلاف تصویری که میدهد اصلا و ابدا متکی به قانون و رای و ضابطه نیست؟ به نظر من این بی قانونی مطلق است. این بی حقوقی مطلق اعضاء حزب است. ریشه این بی قانونی در آن سیاستهایی است که از سر نومیدی، از سر شکست، دنبال تحقق پروژه هایی است که احتیاج زیادی به نیروی انسانی آگاه و قانون و ضابطه ندارد. احتیاج به حزبی با موازین مدنی و سیاسی ندارد. به عکس به سازمانهای شبه مسلح شبیه است!
4. حکم اخراج من مهر پایان بر تز ریاکارانه "تعدد نظر" است. این حکم ثابت میکند که تز تعدد نظر فقط و تنها زمانی به میدان آورده شد که به کورش مدرسی امکان میداد جا برای سیاستهای سازشکارانه خود باز کند. این یک دستاورد جدال ماست که در این مدت نقاب از چهره سیاستهای خیلیها برگرفتیم. یکی از این سیاستهای ریاکارانه همین تز حزب تعدد نظر بود. اگر معنی تعدد نظر، اخراج مخالف این خط است، وای به حال مخالفین بیچاره کسانی که "تعدد عمل" را هم برای خوش رقصی به این تز اضافه کرده بودند. معلوم است که آنها دیگر هم ریاکاریشان دو طبقه است، هم سرکوب منتقدینشان! بیخودی نیست که در این مدت خواه با سکوت و یا حمله مستقیم، به کمک آمده، تمرین کرده و خودشان را گرم کردند!
5. کورش مدرسی و تیم رهبری از قصد سکوت کرده اند. از قصد تعجیل دارند حکم اخراج را منتشر کنند ولی تعجیلی برای انتشار مصوبات و تصمیمات سیاسی ندارند. همانگونه که از قصد درهای کنگره را بستند. اما این مانورها فایده ندارد.
حکم اخراج نمی تواند ما را از این منصرف کند و به دام بحثهای فرعی بیندازد که سر در نیاوریم و ندانیم که بالاخره اعلام شکست جنبش سرنگونی مصوب شد یا کنگره با وجودیکه درهایش بسته بود صدای ما و سه هزار دانشجو را به همراه 52 شهر ایران که روز کودک را برگزار کرد و همچنین حماسه کارگران هفت تپه را شنید و دست از شکست طلبی برداشت، خجالت کشید و مصوب نکرد؟ ما میخواهیم بدانیم جنبش ساختن از بالا بالاخره مصوب شد یا نشد؟ میخواهیم بدانیم "آینده سازی" رهبری این حزب در خاک عراق و با تکیه به دیپلماسی مخفی و زیست در شکافهای منطقه مصوب شد یا انتقاد ما گرفت و این سیاست مصوب نشد؟ میخواهیم بدانیم نقد ما آیا کار خودش را کرد، بحران سازی در منطقه به کنار گذاشته شد، یا نه ما را اخراج کردید چون مصوب شد؟ میخواهیم بدانیم بالاخره مصوب شد که هویت این حزب زنگ زده است، یا نه نقد ما کار خودش را کرد و بی هویتی مصوب نشد؟ میخواهیم بدانیم عملیات مسلحانه در نوار مرزی ایران و عراق شد تاکتیک این حزب برای شرکت در بازی قدرت و رقابت با جریانات قوم پرست یا نه حرف ما گرفت و این سیاست ماجراجویانه مصوب نشد! میخواهیم بدانیم آنطور که دوستان سانتریست کورش مدرسی و هم پیمانان بلاتکلیف تیم رهبری حزب به خاطر اینکه از ارتفاعات شمال غربی دست شما کوکا کولا دیده و با سر شیرجه رفتند بقاپند و لذا قول داده بودند که این حزب "فوقش" به 30 سال قبل برگشته، کومله ایی میشود، شد یا یا نه در سال 86 ماند، نقد ما گران بود و این یکی هم مصوب نشد! ما میخواهیم و برایمان این مهم است بدانیم که بالاخره مصوب شد که حرف ما درست بود، کمونیسم کارگری شکست نخورده، بل آنهایی که شکست خوردند دوم خردادیها و ناسیونالیستها و قوم پرستانی بودند که کاسه گدایی جلو غرب گرفته بودند یا نه هنوز هم این حرف مصوب شد که کارگران مردم و چپ شکست خورده اند؟ میخواهیم بدانیم مصوب شد که انقلاب مرحله ایی اصلا انقلاب برای هیچ نوع کمونیسمی نیست، فقط جبهه تئوریک ضد انقلاب کارگری است! میخواهیم بدانیم مصوب شد که این عصر عصر انقلاب پرولتری است نه عصر انقلاب نارنجی و نارنجکی یا نه ما را اخراج میکنید برای اینکه مرحله بندی مصوب شد؟ و....
اینها مسائلی است که ما میخواهیم بدانیم و برای دانستن این مسائل اگر شده اخراج هم بشویم، اگر شده حتی ندانیم این کمیته ایی که ما را اخراج میکند چند نفر است، چه کسانی هستند، حتی اگر ندانیم که اخراج کردن از یک حزب کمونیستی چه موازینی دارد، اصلا ندانیم حق مخالف چیست، اصلا خیلی چیزها را ندانیم برایمان مهم نیست. شده اعتراض نکنیم نمی کنیم تا این حرفهای کلان را بشنویم. میدانید چرا؟ به خاطر خودمان حتی نیست. خودمان که خیلی وقت است، گفته ایم و نوشته ایم که خط شما چه میخواهد. میخواهیم ببینیم این بلا تکلیفهای سیاسی که نقش "اعتصاب شکن" را به خاطر کوکا به عهده شان گذاشته اید چه جوری فرار میکنند، چه جوری به همراه این خط رسوا میشوند! چون خیلی وقت است جبهه سکون و انتظارآماده تسامح و تساهلند! ما میخواهیم ببینیم، با چشم خودمان و از زبانتان بشنویم که آیا شکست طلبی و سازش هر دو با هم شکست خورد، یا نه هنوز مقاومت میکند و ما کار داریم.
این برای ما مهمتر از هر چیزی است. چرا که میدانیم دادگاه صحرایی با قضاتی که آدم نمی شناسد، به شیوه دادگاههای نظامی و با عجله یک تاکتیک است برای فرار به عقب، برای گرد و خاک کردن است جهت پوشاندن اصل مطلب. این بار ما اجازه نمی دهیم این خط فرار کند. این ایستگاه آخر است. حکم اخراج نشان داد که این تعرض به نقاط حساس و درستی خورده است. همین که این کنگره تا الان سکته کرده و تنها حرفی که بعد از 7 روز مخفی شدن زده است ابلاغ حکم اخراج بوده است ثابت میکند که ما برده ایم و خط ما تا اینجا از لحاط سیاسی برده است. فتح شد! ثبت شد!
پاورقی: من خواهان هیچ گونه دفاع "دمکراتیک" از عدم اخراج خود نیستم. همانگونه که توسل به ضوابط را برای اخراج خود ریاکاری و لم دادن به "اعتصاب شکنهای" وسط میدانم. هم کورش مدرسی میداند، هم من میدانم که این حکم اخراج "سیاسی" است. در نتیجه با کمال تشکر از دوستانی که میخواهند به صرف دفاع از "دمکراسی" به این حکم اعتراض کنند، یا کرده اند، اعلام میکنم که هر نوع دفاعی را که به این نحو صورت بگیرد افتادن در تله جبهه فرعی باز کردن برای فرار این خط میدانم. یک دفاع ضعیف میدانم. هر کس میخواهد دفاع کند، لطفا به جای "دمکراسی" بیاید و از خط و سیاست درست، از انقلاب کارگری، نه تا به آخر مردم به نظام، و... دفاع کند. هر کسی علیه اخراج من موضع میگیرد اول بپرسد تکلیف حرفهای من علیه سیاست شکست و سازش چه شد؟ این به نفع همه ماست! این نوع دفاع امکان میدهد تا مدافعین اخراج من هم کشف حجاب شده، حرف و دق دل سیاسی خودشان را بگویند. امکان میدهد که مردم آنها را به عنوان مدافعین شکست، مدافعین انقلاب مرحله ایی، مدافعین بی هویتی، مدافع سازش در منطقه، مدافع "اینده سازی" در اثر بی افقی و... بشناسند. دوره سکون و سکوت تمام شده است. دوره سیاست شفاف است!