|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " مهرنوش موسوی " September 17, 2007پاسخی کوتاه به محمد فتاحی!رفیق محمد فتاحی یک شماره نشریه اش را به "پاسخ" به منتقدین سیاستهای شکست طلبانه اخیر کورش مدرسی اختصاص داده است. به ارزیابی من، این پاسخ به انتقادات نیست، این ابراز وفاداری در آستانه کنگره است. ابراز وفاداری هم راستش مالیات ندارد. نه لازم است شما استدلال کنی، انتقادی را رد کنی، با آوردن یک لیست و چپدن همه افراد، رهبری درست کردن برای همه ما امورت میگذرد. رفیق فتاحی خواسته است با آوردن نام رفقایی که در خارج این حزب به این سیاستها نقد دارند، فی الواقع در خروجی حزب را نشان ما بدهد، برای ارائه این پروژه چند صفحه ایی را ناچارا نوشته است! تلاشی بیهوده، چرا که حقانیت انتقاد ما هیچ وقت با جایگاه تشکیلاتیمان کیلو نشده است. خود این تلاش نشان میدهد که این سیاستها تا چه حد از نقدشان نگرانند! 1. کنگره علنی یک حلقه از استراتژی حزب سیاسی در ایران است که انتخاب سیاستهایش توسط مردم، یک رکن اصلی قدرتگیری اش میباشد. پس از 6 سال که از پایه گذاری این سنت میگذرد، هر گونه بازگشتی، هر گونه عقب گردی باید: الف: با ارائه سیاست روشن و صریح و رد لزوم علنی بودن کنگره باشد. باید استدلال خود را مدون کرده، پایه های سیاسی، تشکیلاتی و تئوریک این تصمیم و این عقبگرد به مردم اعلام شود. 2. جنبش سرنگونی طلب مردم ایران شکست نخورده است. این دوم خرداد است که پروژه اش برای نگه داشتن نظام شکست خورده است. اعلام شکست مردم، یک سیاست آشکارا شکست طلبانه، غیرکمونیستی، غیر کارگری و غیر انقلابی است. این سیاست هدفش شکست دادن مردم است. میگوید شکست خورده اند تا شکستشان بدهد! 3. پروژه "تنبیه و مجازات کردن عوامل و نیروهای نظام" یک پروژه به شدت آوانتوریستی، ماجراجویانه است که چفت سیاستهای شکست طلبی است. این سیاست از یک طرف سر از بند و بست با جنایتکاران و زن ستیزان، فرعونها و قاتلین کمونیستها در کردستان عراق در می آورد، مجبور است این وجه فعالیت خود را هم مثل کنگره سری و مخفی کند، از طرف دیگر جنبشهای اجتماعی مبارزه مردم، چون جنبش برابری طلبی، جنبش حقوق کودک، جنبش دفاع از دستمزدها و حق تشکل و اعتصاب و غیره، جنبش دفاع از آزادی زندانیان سیاسی که مکانیسم اجتماعی خاص خود را برای رشد دارند با شلنگ تخته انداختن ماجراجویانه آسیب پذیر میکند، گزگ به دست همین عوامل رژیم میدهد سرکوبشان را شدیدتر کنند، میکوشد به این نحو شکست به آنها تحمیل شود! ثالثا این حزب را از یک حزب سیاسی، به یک گروه شبه نظامی مخفی بدل میکند با مخاطرات مهم آن در داخل و خارج کشور. 4. رژیم اسلامی رفتنی است. رژیم اسلامی رژیم ثبات نیست. دو فاکتور اساسی تبیین دکترین حکمت در باره موقعیت رژیم یکی ناخوانایی آن با مقدرات کاپیتالیسم عصر حاضر است، یکی نفرت مردم و ناخوانایی این رژیم و اسلامش با مقدرات زندگی آنهاست. نظر به هر دو این دلایل پا برجای سیاست کمونیستی، هر گونه تلاشی برای اثبات اینکه نظام "قدر قدرت" است، ماندنی است، به هر صورتی که روی کاغذ آورده و اعلام شود، غیر قابل قبول است. این حکم باطل است. این را ما اثبات کرده و میکنیم! دفاعیه رفیق محمد فتاحی در هیچکدام از این زمینه ها متکی به قوه استدلال نیست. داستان تعریف کردن وسط یک بحث سیاسی، تئوریک و جدل فکری و پرونده سازی برای منتقدین این سیاستها راه بجایی نمیبرد. من از رفیق محمد دعوت میکنم به سرخطهای این بحث وارد شده مستدل کند! |
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||