|
|
||
|
به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد |
||
|
آرشيو نوشته هاى " سعید ولدبیگی " September 17, 2007وقتی آمریکا مجبور میشود مدافع طبقه کارگر ایران شود...
منظورشان از استانداردها و پیشگامی صدای حقوق کارگران فکر کنم همین باشد)البته این چنین قطعنامه ها و مزخرفاتی بیش از اینکه توجه کارگران را به خود جلب کند به درد وراج خانه های بورژازی میخورد.آمریکا میخواهد در قالب دیپلماسی خارجی خود وارد دنیای کارگران شود امری که محال ممکن است. ما بر روی زمین زندگی میکنیم و مبارزه ما برای برقرای جامعه ای برابر و انسانی است. این جها ن متاثراز سلطه سرمایه داری است،جهانی که شمار گرسنگانش در کمترین فواصل زمانی با بیشترین میزان رو به افزایش می رودو مادرانش برای مقابله با مرگ ناشی از گرسنگی فرزندانشان محکوم به تن فروشی می باشند.جهانی که انبوه کودکان خردسالش در عمق کارگاههای پر از تعفن تولید سود، برای جلوگیری از فرار توسط سرمایه داران به زنجیر بسته می شوند. دنیائی که خیل کثیر کارگران و تهیدستانش از همه سو در لابلای شعله های بشرستیزترین جنگهای سرمایه داری می سوزند. دنیای عراق و فلسطین و افغانستان، دنیای گوانتانامو، صبرا و شتیلا و دیر یاسین و قارنا و جنین، دنیای آکنده از بربریت و جنایت که نام شوم و موحش آن دنیای زشت سرمایه داری است.در این میان جانیان جنبش کارگری نه تنها در شرایط تسلط بی چون و چرای حاکمیت سرمایه داری یا ارتجاع پیشا سر مایه داری، بلکه حتی در شرایط انقلابی –یعنی شرایطی که دیگر نه طبقات حاکم قادر به حکومت کردن به شیوه سابق اند و نه توده ها حاکمیت آنها و تحمل اوضاع را میپذیرند-این تصور را در توده ها ایجاد میکنند که راه مسالمت ،راه صبر و انتظار بی پایان و صدقه طلبی از طبقات حاکم ،تنها راه پیروزی در مبارزه است . در این میان با تعاریفی متفاوت از قانون و حقوق آزادیهای مردم خودرا نماینده بی چون و چرای آزادیهای دنیا میخوانند. تلاش برای فاسد کردن جنبش کارگری هرچند کورسوی امیدی را برای جانیان عرصه سرمایه میگشاید اما تنها میتواند در برگرداندن ساعت شنی نظم کنونی وقفه و تاخیر بیاندازد. اعتراف به نیروی کارگران و نقش آنها در تهدید آمریکا امر تازه ای نیست ، برای مثال سفارت آمريکا در جنبش کارگری لهستان که به رهبری لخ والسا (بعدا رئيس جمهور لهستان) در دهه ی 80 در اين کشوربر پا شد تلاش بسیاری کرد. به اعتراف آلبرایت: کاملاً متقاعد شده ام که ما بدون يک ديپلوماسی کارگری موثر، نمی توانيم يک سياست خارجی موفق داشته باشيم. اين بخشی از کاری است که ما کرده ايم، و بايد بکنيم، و با کمک شما، بهتر از گذشته آن را پيش خواهيم برد ، به همين دليل است که ما طی 18 ماه گذشته، اندازه دفتر امور بين المللى کار را سه برابر افزايش داده ايم، و به اين دليل است که ما تعداد پرسنل پست های کارگری سفارتخانه هايمان را 50 در صد افزايش داده ايم. و به اين دليل است که ما با شما موافقيم که افزايش در پرسنل بايد همراه با افزايش شناخت ديپلومات های ما از اهميت موضوعات کارگری باشد (سخنرانی مادلين آلبرايت وزير امور خارجه دولت کلينتون در سال 2000 است که در نشريه وزارت امور خارجه آمريکا درج شد).اما کارگر کیست که اینگونه آمریکا را با این همه قدرت نظامی و گردن کلفتی اش مجبور به صدور قطع نامه میکند؟ آیا ارتش است ؟ یا بمب اتم دارد؟ محدود کردن تعریف مفهوم «کارگر» به کسانی که صرفا در کارخانه یا کارگاه ها کار می کنند، حربه ای است برای پوشاندن تضاد اصلی «کار» و «سرمایه» که از جانب کیسه دوزان منتشر میشود و از این رو تعریفی ناقص و به سود «سرمایه داری» است. به طور کلی مفهوم «کارگر» تمام کسانی را شامل می شود که مجبورند برای گذران زندگی کار کرده و «پول» دریافت کنند(بردگی مزدی). با این تعریف تمام کسانی که مجبورند «نیروی ذهنی و جسمی» خود را به «کارفرما» بفروشند، کارگرند. از این منظر، یک استاد دانشگاه که فعالیت ذهنی اش را به کارفرما می فروشد نیز کارگر محسوب می شود. قطعنامه آمریکا چه پاسخی برای طبقه کارگر به این وسعت دارد؟ آمریکا این سوال را در جنگ خلیج ،عراق،افغانستان و شاهکارهائی همچون هیروشیما داده است. اما در ایران امروز مجامع عمومی اتحادیه ها ، کانون و شوراهای صنفی از طرف دولت یکی پس از دیگری منحل اعلام میشود و کارگران به زندان و شکنجه محکوم میشوند اما آیا مبارزه کارگران وتلاش برای ایجاد تشکلهای مستقل و توده ای آنها خاتمه میابد و یا تضعیف میشود؟ و آیا کارگران ایران آمریکا را دوست و یاور خود میدانند که به کمکش نیاز داشته باشند؟ این سوال را در یک مه و 8 مارس و 16 آذر پاسخ داده ایم .موج سرکوب و کشتار جمهوری اسلامی دامن طبقه کارگر را گرفته و این توازن قوا وجنگی بی امان بین کارگران و رژیم ارتجاع و سرمایه را نشان میدهد.جلب توجه گرگهای سرمایه داری به این وضعیت و کشمکش بین کارگران و حکومت ؛سراب نفوذ وکسب قدرت را به تصویر کشیده است. امابورژوازی بداند که کارگران امروز در نقش گروه فشار و یا معترضین جامعه ظاهر نمیشوند ؛آنها با حزب خودشان قدرت سیاسی میخواهند ،حکومت و نظام کارگران را طلب میکنند. در این میان این تنها کارگران زندانی نیستند که طعم شکنجه را میچشند .هر شلاقی که بر پشت کارگران زده میشود ، هر جوانی که بر سر دار میخندد ،هر زنی که هر لحظه و هر ثانیه با قوانین تبعیض آمیز سرمایه تحقیر میشود، قلب هر قلمی که ازطپش میافتد ...طعم تلخ بردگی مزدی،نابرابری و استثمار را زیر زبان گرسنه هزاران کارگر تزریق میکند.امروز هر کارگری با اول ماه مه آشنا ست و میداند که تاریخچه مبارزاتی اش از جنایات آمریکا سرچشمه میگیرد ،همانجا که سرمایه داری، جواب خواسته های کارگران آمریکا برای 8 ساعت کار در روز را با بمب پاسخ داد و سخنرانان را به اعدام محکوم کرد. امروز آگاهی کارگران به حدی رسیده که از خانه کارگر و یا کمی قبل تر، اداره توسعه کارگری و سایر نهادهای مرتجع وضد کارگری که در راستای دولتهای سرمایه دار کار میکنند،عبور کند.تلاش آمریکا برای تقویت چنین نهادها و تشکلهائی در دل طبقه کارگر است ؛جائی که افق آستان بوسی و صدقه طلبی در مقابل قوانین سرمایه داری را به کارگران بشارت میدهد. امروز کارگران با تمامی نیروهای خود(کارگران صنعتی،جوانان،دانشجویان،زنان و ...) میدانند چه میخواهند و چه تشکل واتحادیه ای از حقوق آنها دفاع میکند ،میدانند با چه شعار ،آرمان و حزبی به جنگ بورژوازی بروند.جواب کارگران و توده مردم به چنین مزخرفاتی از تریبون منشا استثمار و ستم طبقاتی عصر حاظر مشخصا<<مرگ بر سرمایه دار>> خواهد بود.چنین طنز پردازیهائی از جانب نمایندگان سرمایه داری آمریکا تنها تمسخر کارگران را به دنبال دارد. حرمت و مرحمتتان ارزانی خودتان، ما حقمان را میخواهیم که تا شما بر مسند قدرت هستید امکان پذیر نخواهد بود. در زیر گوشه ای از قطعنامه مجلس آمریکا را میخوانید: |
||
|
Copyright © 2007 mobarez-k.com |
||