به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  مبارزان کمونیست "

September 9, 2007

بدون شرح!

با درج دو نوشته، "مش قاسم" و" "مبارزان کمونست؟؟؟" گریزان از تحزب کمونیستی !! تکرار به صورت طنز"  توجه عموم را به رها شدن نیرو و استعداد ها و جولان و عربده کشی این فرهنگ سیاسی در حزب حکمتیست جلب میکنیم. آیا رفقای کمونیست در ان حزب مرعوب این فرهنگ خواهند شد و با آن کنار خواهند آمد؟

مسئول سایت اسد نودینیان
9 سپتامبر 2007

مش قاسم های ٨٦ و حکایات جنگ کازرون
مش قاسم نماینده درجه چندم بپایان رسیدن دوره اشرافیت در ایران بود. مش قاسم که ابتدا در کنار دایی جان ناپلﺋون امکان نقل رشادتهایش در جنگ های کازرون و ممسنی را داشت٬ به تدریج با قبول نقشش از طرف دایی جان٬ دینامیک شخصی خود را پیدا میکند و مستقلا به شرح جنگ هایش علیه "انگلیسی ها" میپردازد. در رمان ایرج پزشکزاد آشنا شدن با شخصیت مش قاسم خالی از لطف نیست. دیدن مش قاسم های سال ٨٦ اما ترحم برانگیز است.
مش قاسم های سال ٨٦ هم دلیل پایان چیزی هستند. به همان درجه که خود مش قاسم واقعی سر در نمیاورد که "جریان چیست؟" از مش قاسم های امروزی هم شاید نباید انتظار زیادی داشت که تا بفهمند چه خبر است! واقعیت اما هنگامی که با درجه ای فاصله به مش قاسم های سال ٨٦ نگاه میکنید٬ روشن میشود.
دنیایشان خراب شده است. به بن بست رسیده اند. حرفی برای زدن ندارند٬ آژیتاسیون های کم ویتامین شان هم خودشان را هم سر حال نمیاورد٬ کسی "حسابشان" نمیکند٬ دست در گردن هم از این کمپین به آن کمیپن با هم قدم میزنند و در محفل "خودمانی" شان لعنت میفرستند و بی مایه تر از همیشه ایستاده اند و بر بر به دنیا و مافیها نگاه میکنند و نمیفهمند که چه خبر است؟ دنیایشان خراب شده است. اگر برای مش فاسم واقعی "انگلیسی ها" به طبع احساس دشمن یابی دایی جان دلیل همه چیز بودند٬ برای مش قاسم های ٨٦ "کورش مدرسی" دلیل همه چیز است.
اگر اطاق نشیمن دایی جان و یا مهمانی های خان داداش٬ میدان نقل رشادت های مش قاسم بود٬ میدان رشادت مش قاسم های ٨٦ اما سایت های اینترنتی است که فعلا شاید مقالاتشان را چاپ میکنند. اگر چشمان حیرت زده و گاها خندان شنوندگان٬ مش قاسم را تشویق به ادامه شرح داستان میکرد٬ مشق قاسم های سال ٨٦ پشت مونیتورهایشان خودشان خودشان را "گرم" میکنند و به هیجان میایند. با این حال قبول کنید که دنیای مش قاسم واقعی به هر حال رﺋال بود. دنیای مشق قاسم های ٨٦ اما؟
اگر دشمنی دایی جان و به طبع او مش قاسم با "انگلیسی ها" دلیل نقش واقعی بود که دولت انگلیس در سیاست آن روز ایران ایفا میکرد٬ دشمنی مش قاسم های ٨٦ هم به همان درجه دلیل نقش سیاسی است که "کورش مدرسی" در دنیای امروز سیاست ایران دارد. انتظار نداشته باشید که مشق قاسم های ٨٦ این را بفهمند٬ همانطور که مش قاسم اصلی٬ طفلک نمیفهمید که چرا؟
نگاهی به مشق قاسم های سال ٨٦ همانطور که گفتم ترحم برانگیز است.
یکی از آن ها بعد از سال ها برای جلو زدن از "بقیه" در نقد منصور حکمت و کمونیسم کارگری٬ به دفتر خاطراتش رجوع کرده و با رشادت زیاد نشان میدهد که این "کورش مدرسی" از همان روز اول "دشمن بود". یکی دیگرشان که جواب این طرف را میخواهد بدهد و بدبختانه قصد دفاع از منصور حکمت را ظاهرا دارد٬ با مراجعت به دفتر خاطرات خودش نقل میکند که خیر٬ خود شما یه چیزیت بود و شروع به تعریف جنگ ممسنی میکند که در کجا این طرف چه گفته. طرف ما هم البته برای اثبات حرفش به جنگ کازرون قبلا مراجعه کرده است و صد البته در واقعی بودن دفاتر خاطرات هیچکدامشان شکی نباید کرد!
یکی دیگرشان رفته و سیاست را کنار گذشته٬ بعد از چندی در سایت های اینترنی علیه "کورش مدرسی" اطلاعیه میدهد و شرح رشادت های خودش را در جنگ های کازرون و ممسنی علیه "کورش مدرسی" مینوسید و ضمنا اعلام میکند که با حکایات مش قاسم بغل دستی اش هم موافق است!
یکی دیگرشان در حیاط را بسته است و رفته خانه و مشغول نوشتن "مقالاتی" است. "مقالاتی" که همه و همه شامل چه جنگهایی هستند که او یک تنه علیه "کورش مدرسی" نکرده است.
یکی دیگرشان که مدت هاست "انگلیسی ها" را پیدا کرده است٬ هر از گاهی که پشت مونیتورش "گرم" میشود٬ سعی میکند توضیح دهد که چرا ممسنی و چرا کازرون؟. در خلوت خودش هم با کسی که او را نشناسد البته صد مدال هم به خودش برای بودنش با "کورش مدرسی" به خودش میدهد.
یکی دیگرشان.........
داستان های جنگ های ممسنی و کازرون اما اگر برای شنوندگان ده باره مش قاسم واقعی تکراری اما خسته کننده نبودند٬ داستان های مش قاسم های ٨٦ اما دیگر رقت انگیز است.
مش قاسم های ٨٦ نقد سیاست های حزبی که "کورش مدرسی" درستش کرده است را نمیکنند. نقد لشکری ازلایق ترین کمونیست هایی که در ایران با این حزب هستند را نمیکنند٬ مش قاسم های ما محتاج شیطان "کورش مدرسی" هستند٬ به آن محتاجند تا بن بست خود را پنهان کنند.
"کورش مدرسی" بدلیل نقشی که در سیاست امروز ایران دارد٬ جای خود را با "انگلیسی ها" عوض کرده است.
برای کورش بابت این همه بذل توجه مش قاسم های ٨٦ به او٬ آرزوی صبر و شکیبایی میکنم.
کسی داستان های مش قاسم های ٨٦ را میخواند؟ ابدا بجز چند سایت اینترنتی و ارسال "مراسلاتشان" به هم دیگر کسی حکایاتشان را نمیخواند. کسی مش قاسم های ٨٦ را میشناسد؟
شاید شما بشناسید:
هر کجا هستید٬ صمیمانه دستی به سرو روی مش قاسم های ٨٦ بکشید. آن ها را نیازارید٬ نوازششان کنید و به آن ها بگوﺋید: "مش قاسم جان! ول کن بابا! دیگه داری خودت را مسخره میکنی!"
Posted by بهرام مدرسی at 17:05 | Permanent
" مبارزان کمونیست؟؟؟" گریزان از تحزب کمونیستی!! تکرار تاریخ به صورت طنز
عباس رضایی
abbas_rezaei2004@yahoo.com
امروز سایتی اینترنتی ناگهان معرفی می شود، اسم این سایت "مبارزان کمونیست " می شود!! و اما سوال اینجا است که فلسفه بوجود آمدن این سایت چیست؟ در بررسی این سایت انگیزه بو جود آمدن آن کاملا معلوم می شود. از 12 مطلب نوشته شده در این سایت 10 مطلب در نقد حزب حکمتیست است، البته این خوش بینا نه ترین دید است! چرا که از این 10 مطلب شاید فقط یکی یا دو تای نقد باشد! بقیه عقده های شخصی است که در قالب فحش نامه های به کورش مدرسی به اسم مطلب یا مقاله بروی این سایت قرار گرفته است.
سایت یا جریانی که در بدو تولد، خود را به عنوان اپوزسیون یک حزب معرفی کند، معلوم است سر انجام به کجا خواهد رفت.
این تجربه را چنان که در نوشته پیشن خود(نا امیدی ،چپ روی کودکانه! نقدی بر منتقدان حزب) پیشبینی کرده بودم را مستعفیون  سال 99 از حزب تجربه کرده بودند.
 این یک تجربه شکست خورده است، اما برای این افراد تنها راه  است، چرا که دلیلی به جز تنفر از کورش مدرسی  نمی تواند این افراد را دور هم گرد آورد. همچنان که دلیل اتحاد مقطعی مستعفیون 99 تنفر از منصور حکمت بود.
 باید برای  این رفقای سابق و کسانی که سالهای سال در صفوف ما بودند ابراز تاسف کرد و آرزو کرد که کمی عمیق تر در رابطه با آینده سیاسی خود باندیشند. این افراد باید آنقدر تجربه داشته باشند که متوجه شوند تنفر از کورش مدرسی نمی تواند فلسفه بوجود آمدن هیچ تشکّلی باشد و کسانی که از تحزب گریزانند نمی توانند مبنع هیچ اثری در جامعه باشند. چرا که حزب تنها سنگر و تنها سلاحی است که ما کمونیستها در دنیایی کنونی در اختیار داریم. یقینا خود این افراد هم  چنین فکر نمی کنند و این فقط جوابی است به افکار عمومی، که در کوتاه مدت به فراموشی سپرده خواهد شد .این افراد به ناگزیر راه دیگری درپیش خواهند گرفت.  دو راه در پیش دارند. یا به یک تحزب کمونیستی رو آورند و یا اینکه به زندگی شخصی شان به پردازند، که گزینه دوم بسیار محتمل تر است.
من دوست داشتم این دوستان به هر دلیلی که از حزب رفته بودند نسبت به آینده سیاسی خود کمی متفکّرانه تر فکر کنند، برایشان مهم باشد که دیگران خارج از حزب حکمتیست و دشمنانش، چه در مورد شان فکر می کنند؟ آیا این دوستان با گذاشتن این سایت، سابقه و دیدگاه ناظران خارجی، نسبت به سایت برو سکه در خاطر شان زنده نمی شود؟ آیا این تجربه ضد کمونیستی نمی توانست درسی به این دوستان بدهد.
اگر  کوتاه به محتوای سایت نظری باندازیم متوجه عمق بی درایتی و غیر مسئولان  بودن گردانندگان این سایت خواهیم شد.
سایتی درست می شود در بیانیه تاسیس آن گفته می شود که " سایت، مبارزان کمونیست، از طرف جمعی از فعالین کمونیست راه اندازی شده است.
از طریق این سایت، میخواهیم عموم مردم، جریانات سیاسی، فعالین کمونیست و کارگری را در جریان فعالیت خود بگذاریم. در پروسه این فعالیت، متناسب با گسترش و ابعاد آن و امکانات این جمع و بنا به اقتضای سیاسی اشکال سازمانی لازم را بخود خواهیم گرفت." اما وقتی که به محتوای سایت نظری بندازید متوجه می شوید از کمونیست بودن و از فعالیت اجتماعی خبری نیست! بلکه سایتی است که تنها دلیل بوجود آمدنش مخالفت با خط حکمتیست در قالب دفاع از حکمت است. نمی دانم باید به این دوستان خسته نباشید گفت که در اولین حضور سیاسیشان بعد از افتضاح استعفا نامه یک خطی شان از حزب  به چنین روشی رو آورده اند. این سایت چیزی  بیشتر از سایت بروسکه ندارد که بگوید، البته از خیلی موارد از آن سایت هم کمتر است، چرا که بروسکه یک سیاست را نمایندگی می کند(با اینکه  سیاستی کثیف و غیر انسانی است) ولی سایت "مبارزان کمونیست " فقط یک سایت، ضد حکمتیست است.چیزی جز یک تنفر شخصی را نمایندگی نمی کند. هنوز برای من سوال است که چه چیز باعث می شود همیشه تاریخ دوبار تکرار شود و همیشه دور دوم آن بصورت طنز باشد. این تکرار یک تاریخ شکست خورده ، این بار بصورت طنزی تلخ است
04. September 2007


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com