به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  نسان نودينيان "

September 3, 2007

كنگره اي با درهاي بسته!

انشعاب سال ۲۰۰۴ و پيامدهاي آن، ارزيابي از آن، صف بنديها و نقش كادرها در اين انشعاب خود بحث جداگانه اي است و در فرصتهاي بعدي مجال پرداختن به آن راداريم• ايرج فرزاد در نشريه بستر اصلي در رابطه با بررسی علل انشقاقات حککا و فعال شدن گرایشات درون آن، ارزيابي و نظرش را نوشته است كه من با آن موافقم•

در اين نوشته به كنگره درهاي بسته ميپردازم و فكر ميكنم جواب به اين مساله درشرايط كنوني ضروري است• سوال اين است، چرا مساله فعالیت علنی سیاسی و از آن جمله فعالیت یک حزب اجتماعی کمونیستی، به اینجا رسید؟ حزبي كه اولين كنفرانس تاسيس حزب و كنگره اول را علني برگزار كرد•  این سیاست و "تصمیم" برخلاف توجیهات پشت آن نه از محدویت "برای اظهار نظر" نمایندگان در آمده است و نه از مسائل امنیتی و نه حتی ناپسند بودن اختلافات درونی. این تجدید حیات سنتی است که در قالبهای "کلاسیک" چپ غیر مارکسیست، کاری به "جامعه" ندارد، بحثی از "حزب و قدرت سیاسی" ندارد و "حزب" در هیات یک جمع "فعالین"ی که "محظورات امنیتی "، "شخصیتهایش" در مراکز غیبی، دیگر برای جامعه غیر قابل دسترس اند، تعریف شده است. طنز مساله اين است كه  کسی نمیتواند انسانهای واقعی ای را که با اسم و رسم خود سالهاست فعالیت کمونیستی کرده اند، را در هيئت شخصيتهاي مخفي و با نامهاي مستعار قبول كند•  این یعنی اینکه این نوع کمونیسم پذیرفته است که جامعه شخصیتیهای واقعی را در آنها نمی بیند و حزب هم نمیخواهد نشان بدهد. به یک معنی این روش، بازگشت به سنن سازمانهای "چپ ۵۷"ی و تقابل با همه سنتهائی است مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری در نقد سوسیالیسم خلقی، در نقد کمونیسمهای بورژوائی  و خورده بورژوائی به دستاورد تبدیل کرده بود. به نظر میرسد که عبور از این سنن سی ساله، و رد شدن با نیم کلاج از "باورهای مشترک"، به نحو برجسته ای در این تصمیم برای کنگره غیر علنی مستتر است.

بعلاوه بطور مشخص این سنت، با موازین و اصول سازمانی کمونیسم کارگری در تناقض است. کنگره جای "بحث" و "رفع ابهام" و یا حتی طرح مسائل"تئوریک" نیست. عالیترین مرجع حزبی رو به جامعه برای اتخاذ "تصمیمات سیاسی" است. خود این مساله که در این اوضاع مشخص و با توجه به فاتحه سرنگونی جمهوری اسلامی و انقلاب، که مقدم بر این کنگره  توسط کورش مدرسی تدوین شده است، یعنی تئوریزه کردن همین "بی سیاستی" در مقابل اوضاع سیاسی جامعه ایران و جهان.
این تصمیم تبدیل "حزب" ادعائی "حزب مصوبات"، به "غیر حزب" و بیان صریح "حزب سیاسی" به محفل "فعالین"  است.

این سیاست بطور مشخص، خط بطلانی است بر بحث "حزب و قدرت سیاسی"، "حزب و جامعه" و "حزب و شخصیتها". و تعجب آور هم نیست که در مدخل نوشته در نشریه "کنگره ۷"، به تکرار طوطی وار سیاستهای تاکنونی اشاره شده است «باقی ماندن در دنیای قدیم، تکرار طوطی وار شعارها و سیاست ها، عادت به  وظایف کهنه و دلخوش کردن به ادامه همان کاری که انجام میدادیم سبک و سیاق هر عده ای که باشد، روش جریانی که میخواهد سازنده انقلاب سوسیالیستی و سازنده تاریخ خود باشد نیست»

برگزاري علني و مخفي  كنگره هر حزبي به تصميم حزب مربوط است• هر حزب سياسي ميتواند كنگره مخفي و يا علني برگزار كند• اما براي ما، علنی بودن فعالیت کمونیستها و حزب کمونیستی، یک محور پایه ای کمونیسم منصور حکمت حتی از همان مقطع اتحاد مبارزان کمونیست است. سنت سوسیالیسم خلقی و لزوم مبارزه سیاسی و تئوریک با آن، تنها مانع بود که کمونیسم آنموقع را ناچار به پذیرفتن برخی محدودیتها کرد. و به نظر میرسد جان گرفتن دوباره این سنتهای چپ پوپولیستی، بار دیگر آن مانع تراشیها و بهانه گیریها و جونیوریسم سیاسی چپ غیر اجتماعی را به جلو صحنه آورده است. میخواهم بگویم بحث علنیت فعالیت سیاسی احزاب اجتماعی طبقات مختلف، از بورژوازی و پرولتاریا، هر دو، یک پایه کمونیسم و ناسیونالیسم از همان دوره مارکس و انگلس و لنین بوده است که منصور حکمت و کمونیسم کارگری مرحله به مرحله و سنگر به سنگر در جدال با کمونیسم ملی و خلقی و پوپولیستی و کمونیسم دترمینیست و تکامل گرا به احیا آن سنتها روی آورد است.
و در آخر اصلا تصادفی نیست که نقد مکتبداران کمونیسم خادم تاریخ، بحث حزب و قدرت سیاسی و حزب و شخصیتها و علنیت فعالیت یک حزب کمونیستی با تصمیم به کنگره غیر علنی و اعلام "بی تصمیمی" و بی سیاستی، هم زمان شده اند. تصادفی نیست که یک نقطه مشترک در نقد حزب و قدرت سیاسی و حزب و شخصیتها، محور انتقادات دو خردادیهای سابق و اپوزیسیون سابق دوخردادی و کارگرکارگری درون حککا و نیز کل بقایای چپ، از جمله رهبری کومه له، شده است.

كنگره درهاي بسته حزب حكمتيست خارج از اينكه سوالات زيادي رامطرح ميكند، نمايانگر موقعيتي است كه اين حزب در يكسال گذشته و بويژه با درافزوده هاي نوين توسط رهبري در آن گرفتار شده است. به باور من از مقطع كنگره اول تا کنون اكثريت اجلاس حزبي با عدم توافق و همدلي و با فضايي پر از تنش به پایان رسیده است• جلسات كميته كردستان قبل از كنگره، جلسه کمیته کردستان همزمان با کنگره، جلسه پلنوم ۵ بعد از كنگره و تريبون آزاد براي محكوم كردن و تقبيح اعضايي از رهبري و كميته مركزي حزب كه با خط غالب رهبري مخالف بودند، نمونه های برجسته و شروع رسمی این روش است• در حزبي كه اكثريت قريب به اتفاق رهبري، دفتر سياسي، بخش انتگره و هضم شده اي از سياست هاي كورش مدرسي اند و  صداي مخالف و انتقاد خلاف جرياني جایی ندارد و همه سياست ها در يك تهيیج افكار  به تاييد همگان ميرسد عاقبتش به همین جا ختم میشود• و با اين تناقضات حزب  لابد توان برگزاري كنگره علني را ندارد• كه جاي بسي تاسف و نگراني است•


موخره:
امروز آئيننامه انتخابات براي كنگره دوم حزب كمونيست كارگري حكمتيست را در سايت ايران تلگراف مشاهده كردم• به مواد اين آئين نامه توجه كنيد!
IV - نمایندگانی که از تشکیلات های داخل کشور و کردستان که به دلیل امنیتی، فقدان امکان سفر و یا ماموریت تشکیلاتی امکان شرکت در کنگره را ندارند میتوانند رای خود را به یکی از نمایندگان شرکت کننده در کنگره واگذار نمایند. هیچ نماینده ای نمیتواند بیش از سه رای داشته باشد. درصورتیکه نماینده ای  تصمیم گیری در مورد رای خود را به کمیته تشکیلاتی خود واگذار کند ، آن کمیته میتواند با اکثریت آرا رای را به کس دیگری واگذار کند.

پر واضح است، نمايندگاني كه از تشكيلاتهاي داخل كشور و كردستان حق شركت و نمايندگي در كنگره را دارند، به دليل امنيتي نميتوانند در كنگره حضور داشته باشند• در كنگره اول اين اتفاق افتاد، و حق راي ۲۵درصد تشكيلات داخل بجز كردستان و حق راي ۲۶در صد نمايندگان كردستان به آن تعداد از اعضاي شركت كننده و نماينده كنگره داده شد كه بترتيب در كميته رهبري  و سپس به تعدادي از اعضاي دفتر سياسي، بودند•  در واقع بخش قابل ملاحظه اي از  رهبري هر كدام با حق سه راي در كنگره ميتوانند سرنوشت كنگره درهاي بسته را تعيين كنند• تدوين اين نوع آئين نامه ها خارج از اينكه ادعا ميشود كه بار سنگين و توان حزب در داخل شهرها قابل ملاحظه و قابل توجه است• و حزب مسيرش را و سياست و جهتش را با داخل كشور تنظيم ميكند• خود يك سيستم در نگرش رهبري حزب است كه عملا كنگره و كل حزب را در مقابل يك بلوك داراي صاحب حق راي و سرنوشت ساز مواجه ميكند• اينهم لابد از بركات عبور از كمونيسم كارگري و حكمت است•

سوال این است که آیا نمايندگان كنگره عملا و آگاهانه درمقابل شکل گیری   فراكسيون غیر رسمی و خزنده ای كه در هر مقطعي بشكلي در محفل رهبري حزب حكمتيست به شکل یک هسته فشرده آگاهانه تلاش کرده است که "عبور از منصور حکمت" را بی دردسرتر طی کند، خواهند ایستاد؟ آیا در اين دوره، در پشت درهاي بسته كنگره ۲ حزب حكمتيست، کسی و یا کسانی جرات رفتن به این مصاف جدی را بخود خواهند داد؟ 

نسان نودينيان
سپتامبر ۲۰۰۷


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com