متن زير سخنرانى اسد نودينيان در کنفرانس سوم مدوسا است.
از برگزار کنندگان کنفرانس مدوسا که اين افتخار را به من دادند که بتوانم با شما عزيزان صحبت کنم قدردانى ميکنم. دومين روز کنفرانسمان است مباحثات زيادى از زواياى گوناگون در رابطه با تم کنفرانس از جانب سخنرانان مختلفى ارائه گرديد. من در طول اين مدت در رابطه با تم کنفرانس فکر ميکردم، که به سهم خود چه بگويم؟
فکر کردم بهتر است که در رابطه با يک دهه کارنامه فعاليتهاى اين جريان در سوئدصحبت کنم اگر بچه ام از من بپرسد که اين همه سرشلوغى و مشغوليت سرچيست.؟ از ميان شماحضار و يا هرکسى بپرسد تاثيرات شما در رابطه با وضعيت زنان و کودکان دراين جامعه چه بوده، چه خواهيم گفت، در اين رابطه به تاريخ ده سال گذشته نگاهى کردم، از اين زاويه مى خواهم از منظر تاريخ به مسله نگاه کنم. هدفم اين است که نشان دهم تقابلى که امروز ما در راس آن با جناح راست جامعه و جريانات مذهبى خصوصا اسلام سياسى داريم چيست؟
حتما تعداد زيادى از شما در جريان پرونده قتل ناموسى دختر فلسطينى در سال ٩٦ که بدست پدرش به قتل رسيد، هستيد. دادگاه در رابطه با اين قتل حکم تخفيفى به پدرش داد بخاطر و به بهانه مسله فرهنگى. و اينکه فرهنگ خودشان است. گزارشات و رپورتاژهاى ميديا را در رابطه با ختنه دختران کم سن و مرگ و مير تعدادى از آنها را ديده ايد، ازدواج دختران کم سن و سال و حمايت قانونى قوانين اين مملکت که سن ازدواج در آن ١٨ سال است را ديده ايد، حجاب کودکان و بحثهاى حول آن ، سارا و پيلا ها را بياد داريد که چگونه ايدئولوگها و سياست گذاران ايم مملکت حاضر نبودند بعنوان قتل ناموسى از آن حتى نام ببرند. در چنين اوضاعى بود که جنبش ما و فعالين ما در ابعاد اجتماعى به جنگ اين شرايط رفتند،
بياد داريد که در سال ٩٦ وقتى نتايج سياستهاى دولت به جهنمى براى زنان و کودکان تبديل شده بود، که قتلهاى ناموسى بعدى از اين تراژدى بود بفکر راه چاره افتادند در پارلمان همگى آنها از زواياى مختلف يکى از اين زاويه که مسله اى فرهنگى است به تاريخ ربطش دادند تحقيقات آکادميکشان را طرح کردند در همين جا بود که دختر جوانى چون اسرين محمدى بلند شد و گفت جمع کنيد و به خانه هايتان برويد جواب اين مشکل را اين بحثهاى شما ندارد و بر ممنوعيت حجاب کودکان تاکيد گذاشت.
اين سرآغاز تقابلى بزرگ در سطح اجتماعى بود تقابلى که توجه کل جامعه و ميدياى آن را به خود جلب کرد، اسرين پرچمدار اين مبارزه و چهره آشناى ميديا شد، با سياست گذارن جامعه از وزير اينتگراسيون تا خيلى هاى ديگر در افتاد.
تقابلى که آنها را به صرافت مقابله انداخت، از اين تاريخ اين تقابل همانگونه که در بالا هم گفتم ابعاد وسيعى به خود گرفت. مراسم ٨ مارس ٩٧ ديديم که چگونه توجه ميديا و بخشهاى از جامعه به آن جلب شد و اين مراسم منعکس گرديد. در تداوم اين تقابلها بود که شاهد جبهه متشکل از ژورناليستها و مبلغين سياست نسبيت فرهنگى اسلاميها و راه کارگر بوديم که در همين شهر در ا ب ف اينجا در رابطه به بحثهاى ما حول ممنوعيت حجاب جمع شدند. اطلاعيه مشهور آنها که مرزها را به هم نريزيد و بعدا حجاب گيت نوشته منصور حکمت عزيز نقطه اوج اين تقابل با اينها بود در همين جلسه بود که در تقابل با ممنوعيت حجاب کودکان از جانب ما سخنان آنها با تدبير و صلوات اسلاميها روبرو شد و جلسه به دو قطب تبديل گرديد. اينها نمونه هاى از اين تقابلات بود که بعدا و در نتيجه حضور تعداد وسيعترى از فعالين ما در اين عرصه ما شاهد جبهه اى وسيع با چهرهاى شناخته شده با خواستها و مطالبات ماکزيماليست در ابعاد گوناگون و روشن به جنگ اين اوضاع رفتند، به آرشيو روزنامه ها و ميدياى اين کشور مراجعه کنيد تا با ليستى از مصاحبه ها و مقالات کسانى چون سليمان قاسميانى، پروين کابلى، سارا محمد، اسماعيل مولودى،بکر احمد، مهين على پور، هلاله رافع و هلاله طاهرى و کريم شاه محمدى و ..... دسترسى پيدا کنيد.
اين فعاليتها اگر چه از اوائل در دفاع از حقوق زنان و کودکان پناهنده در محيطهاى اسلامى و تقابل با اسلام سياسى بود اما ديديم که نظرات ما با کل قوانين تبعيض آميز و کل سياست نسبيت فرهنگى در افتاد. ايده هاى سازشکارانه را به نقد کشيد. در دفاع از سکولاريزم و مقابله با مذهب توجه بخشهاى زيادى از جامعه و چهرهاى جنبش برابرى زنان را به خود جلب کرد. مقاله مشهور نينا ليکاندير شخصيت مشهور جنبش زنان و ژروناليست مشهورزير عنوان آيا فيمينسيم دوباره جان تازه اى ميگيرد، که بعد از ٨ مارس ٩٧ نوشته بود که "اينها جنبشى بودند که از اسرين محمدى در سوئد شروع و اکنون جريانى راديکال و صفى از فعالين که از ايران و عراق که تا اروپا و امريکا را در بر ميگيرند نوشت که جنبش زنان مى تواند از اين جريان درس بگيرد و بعنوان ناجى از اين جنبش در اروپا نام برد.
آنچه را نينا ليکاندير گفت گوشه اى از اين واقيت است، ببينيد به بحث ممنوعيت ختنه نه تنها دختران بلکه پسران نگاه کنيد در يک طرف اين بحث اسماعيل مولودى و سليمان قاسميانيها هستند، در جريان قتل فاديمه شاهيندال ميديا سخنگوى دولت را در مقابل سخنان سارا محمد قرار ميدهد. اينها نمونه هاى از ابعاد و جايگاه کار اين جريان است
در همين ماه و طرح مسئله بورقه و حجاب نگاه کنيد که مسئله در جامعه مجددا طرح ميگردد توجه جامعه به ما به عنوان چپ در دفاع از حقوق زنان و کودکان و در مقابل ما به دولت و سياست گذاران آن و اسلاميها جلب مى شود.
به کنفرانس سه روزه ياد فاديمه شاهيندال نگاه کنيد ميديا آنرا بعنوان يکى از سه واقعه مهم هفته نام بردند حضور ٣١ شخصيت عرضه زنان از خاورميانه تا اروپا و بحثهاى سنت شکن و آزاديخواهانه در آن از زبان شحصيتها و فعالين کمونيسم کارگرى توجه افکار عمومى و ميدياى نه تنها سوئد بلکه کل اروپا را به خود جلب نمود. اينکه ما از شرکت کنندگان در اين کنفرانس دهها پيام و تماس تلفنى دريافت ميکنيم که آنرا بعنوان يادآورى راديکاليزم دهه ٦٠ است نشان ميدهد که اين مباحثات فقط مسله زنان پناهنده نبوده و امروز بخش ازجامعه متوجه شده که ما جواب واقعى به مسائل امروز و آينده زنان و رهايى قطعى آنها را داريم. اين شمه اى بود از فعاليتهايى که در اين يکدهه به همت شخصيتها و فعالين کمونيست جنبش رهايى زنان و توسط نهادها و ابتکارات آنها صورت گرفته است. اما واقعيت اساسى تر دو چيز است او اينکه اين تلاشها از جنبش کمونيسم کارگرى و ايده هاى آن سرچشمه گرفته است. لازمست همانند کمونيسم کارگرى و رهبر آن منصور حکمت عزيز نقطه عزيمت انسانى داشت و دنيا را ديد تا در همين جامعه مدرن غربى خلاف جريان بود و اجازه نداد دوباره جهل و خرافه بر جامعه تحميل شود. دوم اينکه تجربه اين دهساله کار ما نشان ميدهد، بر خلاف پروپاگاند موجود و بورژوايى چقدر انسانيت و راديکاليسم در جامعه قوى است و احتياج به احيا کردن دارد. استقبال دلگرم کننده انسانهاى بيشمار و فضاى عمومى جامعه دلگرمى بزرگى براى ما بوده است. اين استقبال من را به ياد گفته اى جذاب از منصور حکت عزيز مياندازد. فکر ميکنم اکتبر ٢٠٠٠ در همين شهر استکهلم در گفت و شنودى با مردم گفت. اگر هر انسانى به دور از فشار خرافه هايى که به آن تحميل شده و به دور از فشار و جبر روز، در يک حالت نرمال رها کنى، انساندوست و برابرى طلب و نوعدوست است، گفت "زيب پوست هر انسانى را که پايين بکشيد، زير آن پوست انسانگرايى و انسانيت را مى بينى. و تاکيد کرد ما ميخواهيم اين وجه از موجوديت انسانها را از زير لايه هاى خرافى و تبعيض آميز ملى و مذهبى و جنسى و غيره بيرون بکشيم." به نظرم صحت اين گفته را در عکس العمل انسانهاى بيشمار اين جامعه به فعاليتهايمان ديديم. و مهمتر فعاليتهاى خودمان را در زنده کردن و احيا کردن انسانيتى که منصور حکمت به آن اشاره دارد، به عينه مى بينم و همين قوت قلب بزرگى براى ما و ادامه کارى ماست.