به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  مجيد حسينى "

August 26, 2007

پلنوم هفت و تنها قرار علنی آن

بدنبال پلنوم هفت، تنها قرارو مصوبه علنی این پلنوم، قرار"در دفاع از حرمت سیاسی کورش مدرسی و حمید تقوایی" با برجستگی تمام بر روی سایتهای حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست درخشید. این قراربیاد ماندنی مشخصه این پلنوم است، هم زمان با پخش این قرار در سایت های حزب، گویا اشتباها، آن را همراه با قرار داخلی دیگر در مورد فراکسیون سنجاق کردند و برای چند سایت دیگر فرستادند تا ازپیشی زمینه ارائه تصویر دلبخواه از تعداد دیگری از کادرهای کمونیست را در سایه موهبات این قرار چیده باشند.


این قرار، قراردفاع از حرمت کورش مدرسی و حمید تقوایی نیست، قرار بی حرمت کردن ایرج فرزاد و بدرقه او از این حزب است. این قرار، قرار معرفی گوشه کوچکی از سیر حرکت و تغیرشیفت عمومی تر این حزب ازسنت و سیاست و تئوری "دست و پا گیر" حزب سیاسی منصور حکمت است. موضوع این قرار، محتوای آن، حقانیت یا عدم حقانیت قرار، هیچی، مطلقا هیچی در مورد جایگاه سیاسی و واقعی این قرار در بطن کشمکش جاری درون حزب بدست خواننده نمی دهد و ماندن در این سطح اولین اشتباه ممکن و گمراه کننده در برخورد به این قرار است.
 
ظاهرا، قرار میخواهد مرز حزب حکمتیست را با ارزیابی ایرج فرزاد از آن اختلافات سیاسی که منجر به دو شقه شدن حزب کمونیست کارگری ایران شد بکشد. اما در پس این ماجرا خیز تعرض سنت دیگری، سنت چپ غیر اجتماعی و نو دوران پس از منصور حکمت به سنت کمونیسم درعرصه تشکیلاتی و سیاسی در حزب حکمتیست و جلو تر از این در حزب کمونیست کارگری ایران دور گرفته است.
  
قبل از وارد شدن به اصل بحث و مستدل کردن مواردی که در مقدمه این نوشته آمده است تاکید میکنم که بحث من راجع به قبول و یا رد نقطه نظرات سیاسی ایرج و حتی آن بخشی از نوشته او که قرار در باره اش صادر شده است نیست. چرا، چون کل صورت مسئله و طرح کیس به این صورت اشتباه است، چون هدف قرار تصویر سازی از ایرج و کوبیدن موضع سیاسی او بمنظوردفاع از مواضع سیاسی معینی و براه انداختن دور جدید تحرک ضد انتقادی است که بدنبال پلنوم در حزب براه انداخته اند. داستان دستاوردهای این پلنوم به این قرار و به این تحرک ضد انتقادی و تغییر صورت مسئله اصلی و سکوت در باره آن تکیه دارد. جواب این نوشته ایرج قرار نیست، بلکه بحث سیاسی و نوشته سیاسی است و با حکم قرار و فضا سازی و دور زدن نظر سیاسی و باطل اعلام کردن آن راه عوضی در مقابل حزب باز کرده اند.

فاکت های تاریخی!

فاکت ها نشان می دهد که قرارمصوب پلنوم ربطی به دفاع از حرمت کورش و حمید تقوایی ندارد، چون هر دوی اینها در دوره جدایی و پس از آن بی حرمتی های زیادی نسبت بهم انجام داده اند و کلماتی چون جنگ سردی، مکارتیست، توطئه کودتا در سرداشتن و غیره گواه این است. بعلاوه در تقابل بین این دوحزب تعدادی از کادرهای هر دو حزب مارک و اتهامات زیادی را بهم دیگر نسبت داده اند که تا کنون در این رابطه نه قراری علیه کسی صادرشد و نه کسی تذکرگرفته است. خارج از محدوده روابط این دو حزب، مواردی پیش آمده است که رو به مردم و جامعه از کلمات نا مناسب و بعضا توهین آمیزی استفاده شده است که از فرهنگ سیاسی ما بدور است و انتقاد به آن بی نتیجه مانده است.

سوال این است اگر ایرج فرزاد در نوشته اش کورش را کنار حمید تقوایی قرار نمیداد، آیا چنین قراری
در آن پلنوم صادر می شد؟ اگر ایرج نظرات کورش را نقد نمی کرد آیا تنظیم کنندگان این قرار در دفاع از حرمت حمید تقوایی چنین قراری را به پلنوم ارائه می کردند و آیا مدافعین پر حرارت قرار مصوب مدافعین این یکی هم می بودند؟ یا اگر ایرج در کنگره اول حزب خود را برای کمیته مرکزی حزب کاندید میکرد و کمیته مرکزی بود و در پلنوم حضور داشت این قرار تصویب می شد و اصلا چنین قراری پیشنهاد می شد؟ پراتیک تا کنونی در این رابطه و فاکت ها داد میزند، نه!

از فاکتهای قدیمی بگذریم و به وضعیت فعلی یعنی پلنوم هفت و بررسی نزدیک تر قرار برگردیم و قبل از آن توضح کوتاه و تذکری را در رابطه با این بحث لازم میدانم. توضیح این است که بحث من باره اشتباه سیاسی کمیته مرکزی حزب و تصمیم نادرست پلنوم است و باز کردن این بحث با رهبری حزب از روی اعتماد به ظرفیت سیاسی رهبری حزب و کادرها است. تذکر اینجا است که استعداد تبدیل این بحث سیاسی به بحث ایدئولوژیک و اخلاقی و تحریک احساسات عقب مانده از طرف کسانی در این حزب هست و یاید مواظب لوث کردن بحث و جنجال غیر سیاسی بود.

نگاهی از نزدیک به قرار

از نام قرار شروع کنیم. توجه کنید نام قرار،" در دفاع از حرمت سیاسی کورش مدرسی و حمید تقوایی" است. چرا این نام؟ چرا نام قرار در نقد شیوه برخورد ایرج به آن بخش از ارزیابی اش که قرار در موردش صادر شده است نیست؟ چرا نام کورش و حمید تقوایی و حرمت سیاسی آنها محور قرار است و پرچم میشود و نقد روش به حاشیه قرار رانده میشود؟ مگر کمیته مرکزی حزب متوجه نیست که هر نقدی به ایرج و یا هر فرد دیگری وارد باشد و از جمله نقدی که من به این مصوبه پلنوم دارم قبل از افراد و حرمت آنها به متد نادرستی که ریشه در سنت ها دارد بر میگردد؟ علم کردن حرمت این دو نفردر قرار، تنزل نقد از متد و روش به حرمت افراد شخصی کردن مسئله است تا از این طریق مسیر تصویر مورد نظر از شخصیت سیاسی ایرج هموار گردد.

 اگر این روش ایرج بد است، تکرار آن از طرف حزب ده برابر بدتر است و فرهنگی را تقویت می کند که فرهنگ سیاسی ما نیست. با تصویب این قرار پلنوم پرچمدار روشی شد که میخواست با آن به مقابله برخیزد، پلنوم نتنها این مقابله را نکرد با کمال تاسف آن را تا سطح سیاست حزب ارتقاء داد. باید ورای این جدل و هر تعصبی به این منظره و الم شنگه "حرمت" نگاه کرد. امروز نوبت ایرج و خطاب به او است، نوبت بعدی کیست تا از این پس با جسارت بیشتری به گردن هر منتقدی انبانی از اتهامات را آویزان کنند؟ بهر نسبتی حزب در اتکا به این قرارعلیه ایرج و هتک حرمت کمونیستی او جنجال به پا کند تناقض معیارهای دو گانه برخورد حزب به یک پدید شبیه بهم برجسته ترمی گردد و این سنت میخ خود را در حزب محکم تر می کوبد. چنین روشی از زمان نقد تجربه شوری به این طرف در سنت حزبی ما طرد شده بود و اکنون با تصویب این قرار اولین تعرض رسمی خود در حزب حکمتیست را اعلام کرد.

شکی نیست که اعضای کمیته مرکزی از موضع دفاع از اصول حزبی به این قرار رای داده اند، با آوردن نام مخالف سیاسی حزب، حمید تقوایی، در پناه نام کورش، خواسته اند درجه بالایی از پای بندی خود به اصول حزبی و رعایت عدالت و انصاف را ورای تعلق حزبی نشان دهند. اما نیت این رفقا با نتایج این قرارهم خوان نیست و آوردن نام حمید تقوایی ربطی به اجرای موازین حزبی و رعایت انصاف و عدالت ندارد. نام حمید تقوایی رنگ آمیزی قرار است، تزئینات قرار برای مقبولیت آن در نزد حاشیه ای ترین قشر چپ غیر اجتماعی در بعد وسیع تر از محدوده حزب کمونیست کارگری ایران است. محتوای این قرار سه جمله ای به همین جا محدود نیست و در قرار اعلام کرده اند:
  

" صرفنظر از اینکه این بازبینی فاقد کوچکترین درجه ای از انصاف و پایبندی به حقیقت است،..."

جمله بالا روح این قرار و کوبیدن هر نقد و شک و گمانی به نظرات رسمی حزب از جانب خطی است که در آن دست بالا را دارد. جمله بالا کانالی است که خیلی صریح ما را به روند مسلطی در حزب که میخواهد با زور قرار و استفاده از ابزارهای حزبی به مقابله با نظرات سیاسی هر منتقدی بر خیزد رهنمود میشود. معلوم میشود، کار کرد قرار دفاع از حرمت کسی نیست، خط  بطلان کشیدن بر نظرات سیاسی ایرج در زمان حال و در آینده در رابطه با هر موضوع دیگری است. چه راه سر راست و راحتی است، احتیاجی به جواب سیاسی و جدل نظری با ایرج نیست و وقتی با قرار سه جمله ای میشود یکی از کادرهای برجسته جنبش کمونیستی را اینگونه آسان سر جایش نشاند و تصویری از او داد که آدمها را بی حرمت می کند و نظراتش "فاقد کوچکترین درجه ای از انصاف و پایبندی به حقیقت است،"  چه لزومی دارد کسی نوشته های او را بخواند؟

اینجا به ربط مستقیم تر قراربه رفیق کورش و نحوه برخورد او به تصویب آن میرسیم و حمیدتقوایی در حزب ما نیست تا متوجه نظرش در رابطه با قراری که از او اسم برده است بشویم اما جدل آنلانی که در آن حزب علیه مخالفین سیاسی خود باز کرده اند پیشتازی انها را در این زمینه نشان می دهد.

اگر کورش به صحت نظراتش اعتماد داشت انتظار میرفت به جای تلاش برای تصویب قرارمخالف تصویب آن می بود، انتظار میرفت نماینده فضای بازسیاسی در حزب می بود، انتظار میرفت با گنجاندن رد نظرات سیاسی ایرج در متن قرار مخالفت میکرد، انتظار میرفت مخالف تصویب قرارعلیه کسی باشد که نظرات شخص او را نقد کرده است و هشدار می داد که تصویب این قرار از کورش و از حزب در جامعه تصویر معینی می دهد، انتظار میرفت در نقش مدافع حرمت سیاسی ایرج ظاهر میشد و نمونه رعایت انصاف و عدالت در برخورد به مخالف سیاسی خود می بود. اما مشکل  جدی تر از اینها است و لیدر حزب از پرچمداران جریان ضد انتقادی درون حزب است. کورش خوشحال است حساب ایرج را کف دستش گذاشته است و پلنوم را پشت سر خود بسیج کرده است. این فشارها به ایرج راهگشا نیست، حزب در سوق دادن ایرج و تعداد دیگری از کادرها به استعفا مقصر است و قرار مصوب پلنوم هفت و رویدادهای دورو بر آن و گارد رهبری حزب در برابر تشکیل فراکسیون مقاطعی از پروسه چگونگی برخورد حزب به این رفقا بوده است و در بخش زیر فقط به پلنوم هفت میپردازیم.

 پلنوم هفت و تدارک آ ن 


هرچه از پلنوم و فضای براه انداخته شده بعد از آن دور میشویم کادرهای حزب و حتی تعداد قابل توجهی از رای دهندگان به قرار بیشتر متوجه مضرات و نادرستی این قرار میشوند. با وجود این فوکوس ذهنها روی این قرارکافی نیست، چون بخش مهمی از ماجرا و پراتیکی که از قبل بنام تدارک پلنوم هفت انجام گرفت و سیر حرکت حزب و علل پذیرش چنین قراری را در پلنوم از انظار دور میکند.
 
در نشریه "پلنوم 3"، "قرارشماره 16 – تقبیح روش ایرج فرزاد و عبدالله شریفی" چاپ شد که از طرف رفقا آذر مدرسی و خالد حاج محمدی به پلنوم پیشنهاد شده بود. درج این قرار پیشنهادی در نشریه علنی پلنوم، بطور زمخت و باور نکردنی برنامه یک دنیای بهتر حزب و اصول ابتدایی حفظ حرمت انسان و اصل بر بی گناهی و برائت متهم و حتی نرم های جوامع اروپایی دراین اینگونه موارد را زیر پا گذاشته است. بحث این نیست چرا این رفقا چنین قراری داده اند، حتما به آن اعتقاد دارند، بحث سرعلنی کردن این قرار و نام این دو رفیق قبل از اثبات جرم در یک نهاد قانونی حزب و رای این نهاد به علنی کردن آن است. جرم این رفقا چه بود که قرار تقبیح شان پیشنهاد شد؟ جرم این است که چرا"نظر" خود را در ارگانهای حزبی، مطرح نکردند و در"بیرون" طرح کردند و این جرم فقط با معیارسکتی جرمی است که قرار تقبیح می طلبد. ضوابط  نشریه پلنوم دست سر دبیر را باز گذاشته بود و چرا این قرار قبل از بررسی  و قبل از نظر و حکم یک نهاد حزبی بر روی ان بعنوان سند داخلی در اختیار پلنوم گذاشته نشد؟ متاسفم مجبورم یاد آوری کنم که دراکثریت کشورهای اروپایی طرف را حتی وقتی حین انجام قتل با کارد خونی در دست، هنگام دزدی و ارتکاب جرم جنائی دستگیر می کنند، هنوز صورت و قیافه او را در ملا عام نشان نمیدهند چون علیرغم همه آن مدارک از نظر پلیس آدمی که مدرک غیر قابل انکاری هم از او دارند، هنوز"مظنون" به ارتکاب جرم تلقی میشود. با وجود این پلیس اعلام می کند که در این رابطه شخص مظنونی را دستگیر کرده است و تا قبل از محاکمه و اثبات جرم در دادگاه نامش را افشا نمی کنند و صورتش را در تلویزیون نشان نمی دهند و در مصاحبه با او صدایش را عوض می کنند.

 اما نشریه پلنوم قبل از طرح مسئله در یک مرجع قانونی و حزبی، قبل از انجام محاکمه و اثبات جرم، قبل از اینکه امکان دفاع از خود به این دو رفیق داده شود، با نام و مشخصات اتهام را به گردن این دو رفیق انداخته و در ملاء عام  در شهرو خیابان و کوچه ها  جارش میزند. چه مصلحت و فشاری این اصول ابتدایی دفاع از حرمت انسانی را در نزد ما استتار کرده است؟ اکنون نمایش دفاع از حرمت کورش و حمید تقوایی را در پناه این قرار پیشنهادی بگذارید تا متوجه عمق این جریان آزار دهنده و مشکلی که حزب با آن دست بگریبان است بشوید.

آیا بعد از این قرار پیشنهادی و اینگونه استفاده از آپارات حزبی و امکانات آن عیله مخالفین سیاسی جایی در این حزب برای ایرج و عبدالله باقی مانده است؟ ضروری است که ارگان و نهادهای حزبی و کادرها با صراحت و بدون هیچ گذشت ای جلو زیر پا گذاشتن اصول و موازین حزبی را بهر بهانه ای بگیرند. ایرج و عبدالله می توانند با استناد به درج این قرار در نشریه شماره 3 پلنوم بخاطر هتک حرمت خود بدادگاه شکایت ببرند و اعلام جرم نمایند و بطور یقین مورد بررسی قرار می گیرد.

این سنت و روش ما نیست، سنت و روش کمونیسم غیر اجتماعی و دال دالی این عصر است که به جان حزب افتاده است. مردم و جامعه باید بدانند حزب ما را این سنت نه ساخته است، این سنت کادرهای کمونیست را دور هم جمع نکرده و بار نیاورده است، این سنت باکی از ریخت و پاش سخاوتمندانه و زدن تو سر کادرها که برای متحد کردنشان عرقی نریخته است ندارد و راه نجات حزب و آن تعداد ازرفقایی که دچار این اشتباهات میشوند دخالت فعالانه و متین خلاف جریانی کادرها در جامعه و در حزب است.

 در "برنامه یک دنیای بهتر" بخش "موازین محاکمات" با این جمله شروع میشود:" اصل در کلیه محاکمات بر برائت متهم است." و باز هم در همین بخش آمده است: "ممنوعیت دامن زدن به پیشداوری عمومی نسبت به محاکمات و افراد درگیر در آن مادام که محاکمات خاتمه نیافته است." (خط تاکید از من است)
هدف پیشنهاد دهندگان قرار هر چه باشد، این قرار تصویب بشود و یا نه، مهم نیست، مهم نمایش براه انداختن فضایی بود که در بطن آن با حکم قرار، بنام حزب سیاسی، بنام بحران رشد، شخصیت سیاسی آدمها را بدار می کشند و قرار پیشنهادی ثمره خود را داد. بدون زمینه سازی و پیشداوری که این قرار در حزب فراهم آورد تصویب قرار دوم در پلنوم بسادگی امکانپذیر نبود و قرار اولی راه را برای دومی باز کرد و در حقیقت دو بارعلیه ایرج قرار صادر شد. مدافعین قرار تقبیح هنوز این قرار را در جیب دارند و بعنوان وسیله به عقب راندن منتقدین بالای سر حزب نگاه داشته اند.
نکات قابل بحث و بسیار زیادی از پلنوم هفت و تدارک آن باقی است و اگر لازم شد به انها برمی گردم . این پلنوم فراموش نشدنی است هم برای کمونیسم منصور حکمت و هم برای خط مقابل ان و از نظر من این پلنوم سرآغاز انقلاب فرهنگی صریح تر و علنی تر از این در آینده در جهت تبدیل حزب به فرقه است. شرط نجات این حزب در قدم اول در گرو مبارزه نظری به ان معنای کلاسیکی که در نظر همه ما هست، نیست و در گرو به عقب راندن این روشهای نادرست است. جلو اعتراض سیاسی و نظررا با قرار نمیشود گرفت. قرار پلنوم و قرار پیشنهادی تقبیح و میدان جنگی که بنام نشریه پلنوم بدور آن سیم خار دار کشیده بودند و کادرها را جان هم انداختند به حزب و وجه اجتماعی آن و منصف بودنش لطمه زده است و جبران آن تلاش بیشتری را از همه ما می طلبد.

مجید حسینی 
  majid.hosaini@gmail.com
آوریل 2007

  


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com