به سايت مبارزين کمونيست خوش آمديد

 


آرشيو نوشته هاى "  اسد نودینیان "

August 4, 2007

مبارزه علیه مذهب با کدام هویت

اخیر در رابطه با کمپین اکس مسلم  مقالاتی در تائید و یا نقد این جریان نوشته شده است . بخش عمده این نوشته ها متاسفانه مجداد در قالب جدالهای دورنی و سازمانی  قالب خورده و اساس مسله آن گونه که محمود قزوینی در مقاله اش سعی نموده در مورد اینکه چرا این جریان ، جریانی ارتجاعی و در کمپ بورژوازی راست غربی است و اساسا ضد مذهب نیست، توجه ها را  جلب نکرده است .

 بدور از این مجادلات در آن نوشته فوق، سعی من بر این خواهد بود که پیشینه و سابقه اکس مسلم بعنوان جنبشی و  ابزاری در دست کلیسای رسمی و دولتهای بورژوائی غرب در جنگ تبلیغاتی علیه "اردوی" اسلام سیاسی با شخصیهای شناخته شده ای در آن را یاداور شوم تا از توصیف و اطلاق تعاریف غیر واقعی و ذهنی به این "کمپین" جلوگیری شود. یکی از این روایات ساده اندیشانه علاوه بر عبارت پردازیهای رهبری حزب کمونیست کارگری و مینا احدی، از جمله تعبیر مهرنوش موسوی است که گفته و نوشته است این "جنبش"، " برای اولین بار روانشناسی جامعه اروپا را شناخته ". شخصا فکر می کنم شناخت از سابقه این نهاد  توجه به مجادلات را در این زمینه بجای درست تری خواهد برد. من فکر میکنم این دوستان عزیز، ناخواسته و سهوا و یا از روی حسابگریهای دیگری، دارند در میدان "جنگ سرد" دیگری، این بار بین کشمکش و تقابل کمپ دولتهای غربی و نهادهای ایدئولوژیک و تبلیغاتی آن، با کلیسا و رسانه ها و "شخصیتها" ی آن، از یک طرف، با اسلام سیاسی و حرکت و "جنبش" اسلام سیاسی از طرف دیگر، زیر پوشش خودفریبانه و عوام فریبانه "سکولاریسم" در اردوی اول قرار میگیرند.

اکس مسلم سابقه و پیشنه ، یک مقایسه

در دهه های قبل و در دوران تقسیم دنیا در بین دو اردگاه غرب و شرق ، هر یک از این ارودگاههاحوزهای نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را داشتند. در مجادلات و مبارزاتی که در آن دوران اردگاه غرب علیه شوروی و اردوگاه شرق ، این مبارزات  در دنیا سیاست جنگ سرد نام  گرفت. این جنگ سرد هم مثل هر جنگ دیگری ابعاد گوناگونی داشت از نقشه و برنامه های نظامی جنگی تا جاسوسی و "نفوذ به درون کمپ مقابل" برای سست کردن پایه های قلعه حریف از درون. یکی از مهمترین میدان این تقابل و جنگ، سازماندهی تعرض ایدئولوژیک و جذب نیرو از طریق دامن زدن به حرکت "ناراضیان" و برگشتگان از سیستم حریف بود . برای این تعرض ایدئولوژیک موسسات و بنیادها و سرمایه های گزافی اختصاص داده شد. تئوریسنهای  این تعرض ایدئولوژیک به گفته آنها تعرض به دیکتاتوری کمونیستی، استالینیسم، توتالیتاریسم و دفاع از "دگر اندیشان" نام گرفت. علاوه بر سازماندهی نیروهای مسلح، از نوع مجاهدین اسلامی در افغانستان و سپس راه انداختن ارتشهای قومی، سابقه سازماندهی مهاجرت "یهودیان" شوروی از طرف غرب و اسرائیل را همه میدانند. بن لادن و توچمان و عزت بگویچ، محصول این دورانها و شخصیتهای آرایش این دو صف بودند که با فروپاشی شوروی سابق و بازگشت "دمکراسی" به اردوگاه شرق به سرانجام خود رسیدند.

امروز همان تقابل در پوشش و با چهره ها و پرسوناژها و در صف بندی دیگری از جانب کل اردوگاه غرب  در مورد اسلام سیاسی پیش میروند. جنبش اکس مسلم جریانی است با همین مختصات ایدئولوزیک و سیاسی وتبلیغاتی و به منظور این بار به گفته خودشان فرو ریختن دیکتاتوریها و رژیم توتالیتر  اسلامی ایجاد شده است. گفته می شود فتح این قلعه فقط با سازمان دادن ناراضیان و یا دگر اندیشان و "برگشتگان" از کمپ حریف است. تحت رژیم دیکتاتورهای اسلامی،  مسلمان رویگردان حق ندارد به مذهب دیگری بپیوند و  این حرکت با شعار آزادی "انتخاب دین" و رویگردانی از  دین رسمی و حکومتی به منظور پیوستن به دین دیگری ایجاد شده است. پشت این جریان و دقیقا با همین تابلوی ایکس مسلم دهها نهاد ایجاد شده و با این مختصات دارند فعالیت می کنند کافی است برای گرفتن اطلاعات در زمینه این نهادها در سرچ گوگل اکس مسلم را بنویسید تا لیست بلند بالائی از این جریانات را به شما بدهند. پشت این کمپین از بورژوازی دست راستی غرب تا موساد و کلیسای کاتولیک خوابیده و برایش هزینه می کنند. جریان اکس مسلم و یا معنی واقعی این کلمه یعنی "مسلمان سابق"، بسیار بیشتر از هر رنگ و لعابی که به آن زده شود، لشکری است در اردوی کلیسای رسمی و نهاد های بورژوائی دولتهای غربی و در بسیاری موارد سازمان یافته و تامین اعتبار مالی و تبلیغاتی از جانب نهادهای رسمی وابسته به راست ترین جناحهای حکومتی راه اندازی شده است.
این تقابل و جنگ و کمپین سردیگرش را اسلام سیاسی در ایران و جریانات حزب الله در فلسطین و لبنان و جریانات تروریستی اسلامی در افغانستان و عراق تشکیل می دهد.
 تا انجا که بیاد دارم . چند سال قبل جریان مشابه این در دانمارک جلسه ای برگزار نمودند که همان موقع مریم نمازی نیز در آن شرکت کرد و  سلمان رشدی یکی از شخصیتهای این جریان است. شعار و تابلوی این جریان برخلاف ادعای مینا احدی مطلقا رویگردانی از مذهب نیست مسله رویگردانی از اسلام برای پیوستن به مذهب دیگری است.
تا اینجا فکر می کنم با سابقه ای که از این جریان در اروپا دادم باید قاعدتا روشن شده باشد که این تنها یک اسم نیست ، این تنها شناخت از روانشانسی مردم و طرح در میدیا نیست جنبشی است صاحب و سابقه ای دارد ضد کمونیستی است  اصلا به مبارزه و تنفکر تودهای میلیونی مردم از اسلام سیاسی ربطی ندارد. اطلاق چنین اسمی به هر نهادی علیرغم  نیت تشکیل دهندگانش نمی تواند از این جنبش با این سابقه تفکیک گردد. فقط جهت اطلاع کسانی که سر خود را زیر برف کرده اند و شرکت در تقابل بورژوازی غرب و رسانه ها و نهادهای آن با اسلام سیاسی را به عنوان سکولاریسم و یا بدتر از آن با این حرکت خود بحث حزب و جامعه و حزب و شخصیتهای منصور حکمت را لوث میکنند، اشاره کوتاهی به منشا اولیه حرکت اکس مسلم را لازم میدانم. این حرکت برخلاف اوهام مینا احدی و رهبری حزب کمونیست کارگری و توجیهات مهرنوش موسوی ، نه با ظهور مینا احدی در رسانه های آلمان آغاز شد و نه علیرغم خودفریبی و عوام فریبیهای اینها، "جنبش"ی است که نام آن "من از مذهب رویگردانم". این حرکت در سالهای ۱۹۸۸، و در مقطع انتشار کتاب آیه های شیطانی سلمان رشدی، نه توسط او، که توسط افراد دیگری از قبیل Ergun Caner که از اسلام به مسیحیت گروید و در یک سمینار از سلسله سمینارهای "کنفرانس انجیل" در کلیسای معروف و رسما مورد حمایت دولت آمریکا، فراخوان راه انداختن جریان اکس مسلم را علنی ساخت، سازمان داده شده است. دوستان عزیز فکر میکنند میتوانند همراه با این کمپ و لشکر و در گوشه حاشیه ای آن چادری برپا کنند و اسم آنرا عوض کنند و سپس وقتی با اعتراض چپ و کمونیست جامعه روبرو میشوند، بگویند این همان بحث حزب و جامعه است، این همان ظاهر شدن کمونیستها در رسانه های بزرگ و غیره است. 
 و یا به گفته  مهرنوش موسوی " این چه مبارزه ارتجاعی هست که دشمن آن اسلام سیاسی است؟ دوستان آن مردمند؟ بریزید دور این تئوریهای پوچ را که یک مثقال حقیقت در آن نیست. چه ربطی دارد که پای موش و گربه بازی دول غربی را به وسط میکشید؟ ".
این نوع  نگرش دقیقا در همان چادر در گوشه اردوی کلیسا و بورژوازی غرب نشسته است . خارج از این دایره بسته ، این ارتش و این لشکر کشی و این جمع شدن ناراضیان و برگشتگان از اسلام و مسلمان سابقی ها، فرمانده دارد و مدتها قبل از تظاهر به سکولاریسم، همان رسانه ها و نهادها و کلیساها، کمپین را راه اندازی و میدان "نبرد" را تصرف کرده بودند.
 این استدلال مهرنوش مرا بیاد رزمندگان و فدائی و مجاهدین میاورد که در جریان جنگ ارتجاعی ایران عراق از "صف مستقل" خود در دفاع از میهن بحث می کردند، از شرکتشان در سخنرانیهای طالقانی با استدلال اینکه طالقانی رادیکال است مردم را به شرکت دعوت می کردند. رفیق مهرنوش عزیزبا تابلوی مگدونالد نمی شود پارچه فروشی نمود. اکس مسلم تابلو و مارک جریان معین با مشخصات معینی است. درافکار عمومی دنیا همچنانکه مگدونالد را با مشخصات خودش می شناسند، اکس مسلم را با اینکه در دیکتاتوریهای اسلامی به من که مسلمان نیستم اجازه نمی دهند مذهب دیگری راانتخاب کنم،  با آزادی انتخاب دین دیگری، و در اینجا مشخصا مسیحیت، میشناسند.  یک سر دیگر این جریان در ترکیه دردست ناسیونالیستهای فاشیست ترکیه است که با ارتش و ژاندارمری و نیروهای مسلحشان تظاهراتهای صدها هزار نفری در دفاع از " سکولاریسم" راه می اندازند.

واما خارج از موارد فوق چند نکته دیگر را اشاره کنم. 

 مهرنوش موسوی در این رابطه چنین استدلال می کند "درد مردم اکس مسلم خواندن این مبارزه نیست، و در ادامه استدلال می  کند که برای اولین بار رفقای ما روانشناسی مردم اروپا را تشخیص داده اند و اسم کمپینشان را اکس مسلم گذاشته اند." این را نمیگویند روانشناسی مردم اروپا، من این را در بهترین حالت به حساب فراموش کاری شما از مکانیسمهای تقابل بورژوازی بین المللی علیه اردوگاه سابق شوروی و سلاحهای جنگ تبلیغاتی در رابطه با "جنگ سرد" اردو و کمپ کشورهای سرمایه داری غرب و کلیسا و نهادهای رسمی آن با اسلام سیاسی مینویسم. متاسفانه  شما، عکس و رخسار مینا احدی را از این کمپ خارج ساخته و بیهوده امتیازات و مدالهای عجیبی به گردن او آویزان میکنید. خفت دادن چپ و کمونیستها بخاطر انتقاد از پیوستن به جناح راست بورژوازی بین المللی و کلیسا، تحت عنوان مرزبندی با "فرقه گرائی"، نمی چسپد، مهرنوش  عزیز. پرچمها، شخصیتها و پول و سرمایه گذاری کردن ها برای راه اندازی کمپین اکس مسلم، شناخته شده تر و آشنا تر از آنند، که بتوان به عنوان درایت  رهبری حزب کمونیبست کارگری در تشخیص روانشناسی مردم اروپا، آنرا به عناوین فریبنده دیگری قالب کرد.
شخصا فکر کردم با خواندن فراخون ایکس مسلم در سوئد چرا نباید خیل طرفدارن دادن هویتهای قومی و مذهبی به مهاجرین و پناهندگان نیایند و ما را و از جمله تعداد زیادی از اعضا و فعالین همین کمپین را  که عمری علیه این سیاست هویت تراشی کاذب و ارتجاعیشان مبارزه کردیم. اعلام جرم نکنند .
 یادم اورد روزی را که بچه ام از مهد کودک برگشت و از من پرسید بابا جان مسلمم یا مسیحی؟ و وقتی سوال کردم این را چه کسی به توی کودک چهار ساله گفته و منظورت چیست متوجه شدم خانم معلم برای " احترام به مذهب ما که اگر می خواهیم خوراک اسلامی به بچه بدهیم سوال کرده است" ان وقت به همین مهد کودک رفتم و علیه این هویت تراشی بحثی را راه انداختم . اینها و صدها مبارزه خودمان علیه جریانات ارتجاعی  اسلامی که فقط با پسوند نام محمد و احمد و یا زادگاه تولدمان ما را اسلامی و در جمع جوامع اسلامی محصوب گردند را که علیه اینها ایستاده ایم یاداورشد.
گفته می شود اکس مسلم توجه زیادی را از مردم جوامع اروپائی به خود اورده است . بینید وقتی من با هویت اکس مسلم ظاهر می شویم ممکن است. حتما هم اینطور است. اما آخر نباید فراموش کرد که مردم اروپا در خلا زندگی نمیکنند. در رابطه با اردوگاه شوروی، چنان تبلیغاتی علیه کمونیسم سازمان دادند که به همین مردم اروپا بقبولانند که کمونیسم یعنی اردوگاه کار اجباری، که کمونیسم "آزادی اعتقاد به مذهب" را سرکوب کرد، که کمونیسم یعنی محو شدن فرد و تبدیل شدن دولت به حاکم بلامنازع در گوشه و زوایای زندگی خصوصی مردم. و این تبلیغات با تکیه بر فاکتهای مربوط به زندگی انسانها در شوروی، توانست مردم را "قانع" کند. اما فراموش نکنیم که این مارکسیستها و کمونیستهای واقعی نبودند که داشتند اذهان مردم اروپا را نسبت به انحرافات سوسیالیسم بورژوائی روشن میکردند، سازمانده و رهبر این روشنگری، دولتها و رسانه های بورژوائی و انبان عظیم زرادخانه مالی و تبلیغاتی بود. عین این مساله و این نوع روشنگری و "روانشناسی" مردم اروپا در مورد تقابل با اسلام سیاسی هم وجود دارد.  خیلی از مردم بخاطر تنفر شدید که از جنایات اسلام سیاسی و کانگسترهایش که هر روزه  شنیعترین صحنه های انرا از تلویزونهایشان می بینند، ممکن است دستهائی را که پشت اس مسلم  با سابقه و تاریخی که ذکر شده را  اصلا نبینند و یا حتی اگر ببینند با سمپاتی به آن برخورد کنند.

در زمینه این جریان از زاوایه های مختلفی می شود نوشت اما نکته اساسی در این زمینه این است که این حرکت تابلوی جریان و جنبش معینی است و صاحبان  خودرا دارد. اهدافش به آنچه رهبری حزب کمونیست کارگری از وسط راه به آن در گوشه ای حاشیه ای الصاق کرده است، محدود نیست. این کمپینی در تقابل مسیحیت و کلیسای رسمی و در زمین و میدان دولتهای غرب است و هیچ ربطی به مبارزه واقعی علیه مذهب ندارد. برای مبارزه با مذهب راه سرراستری وجود دارد.


 
 

بازگشت به صفحه اول

Copyright © 2007 mobarez-k.com